پروتوکولون

در یونان باستان در مواقع قابل کنترل, برای هر رفتاری قوانین نوشته شده ای وجود داشت که “پروتوکولون” نامیده می شد.  این قوانین در مواقعی که افراد یک جامعه نمی دانستند رفتار درست کدام است کمک می کرد که رفتار درست را انتخاب کنند. بعد از مخلوط شدن فرهنگها با عقاید مختلف این قوانین از بین رفت.

Like 🙂
1

120 قانون برای دستیابی به موفقیت

منبع http://b-tracy.blogfa.com/

 

1- قانون علت و معلول
هر چیز به دلیلی رخ می دهد . برای هر علتی معلولی هست ، و برای هر معلولی علت یا علت های بخصوصی وجود دارد ، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید . چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد .

2- قانون ذهن
همه ی علت ها و معلول ها ذهنی هستند . افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند . افکار شما آفریننده اند . شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره ی آن بیشتر فکر می کنید .
همیشه درباره ی چیز هایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید و از فکر کردن درباره ی چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید .

3- قانون عینیت یافتن ذهنیات
دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست . کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه ی خود را در درون خود خلق کنید .
زندگی ایده آل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید .

4- قانون رابطه ی مستقیم
زندگی بیرون شما بازتاب زندگی درونی شماست . بین طرز فکر و احساسات درونی شما از یک طرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه مستقیم وجود دارد .

5- قانون باور
هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل می شود . شما آنچه را که می بینید باور نمی کنید بلکه آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کرده اید . پس باید :
– باور های محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید .
– آنها را از بین ببرید .

6- قانون ارزش ها
نحوه ی عملکرد شما همیشه با زیربنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است .
آنچه براستی ارزش هایی را که واقعا به آن اعتقاد دارید بیان می کند ادعاهای شما نیست بلکه گفته ها ، اعمال و انتخاب های شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است .

7- قانون انگیزه
هر چه می گویید یا انجام می دهید از تمایلات درونی ، خواسته ها و غرایز شما سرچشمه می گیرد . این کار ممکن است بصورت خودآگاه و ناخودآگاه انجام شود.
رمز موفقیت دو چیز است :
– تعیین اهداف و برنامه ریزی برای آنها .
– مشخص کردن انگیزه ها .

8- قانون فعالیت ذهن ناخودآگاه
ذهن ناخودآگاه شما موجب می شود همه ی گفته ها و اعمالتان مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیر بنایی شما هماهنگ است .
ذهن ناخودآگاه شما بسته به اینکه چگونه آنرا برنامه ریزی کنید می تواند شما را به پیش ببرد و یا از پیشرفت باز دارد .

9- قانون انتظارات
اگر با اعتماد به نفس انتظار وقوع چیزی را داشته باشید در جهان پیرامورتان امکان وقوع پیدا می کند .
شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل می کنید و انتظارات شما بر رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تاثیر می گذارد .

10- قانون تمرکز
هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید در زندگی واقعیت پیدا می کند .
هر چیزی که روی آن تمرکز کنید و مرتبا به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل می گیرد و گسترش پیدا می کند . بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که در زندگی واقعا طالب آن هستید .
===============
11- قانون عادت
حداقل 95% از کارهایی که انجام می دهید از روی عادت است ، خواه عادت های مفید و خواه عادت های مضر .
شما می توانید عادت هایی را که موفقیتتان را تضمین می کند در خود پرورش دهید . به این صورت که تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی انجام نشوند تمرین و تکرار آگاهانه و مدام آنرا ادامه دهید .

12- قانون جذب
شما مرتبا افکار ، ایده ها و موقعیت هایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب می کنید ، خواه افکار منفی خواه افکار مثبت .
شما می توانید بهتر از اینکه هستید باشید ، ثروتمند تر از اکنون باشید و توانایی های بیشتری داشته باشید چون می توانید افکار غالب خود را تغییر دهید .

13- قانون انتخاب
زندگی شما نتیجه ی انتخاب های شما تا این لحظه است .
چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید ، کنترل کامل زندگی تان و تمامی آنچه برایتان اتفاق می افتد در دست شماست .

14- قانون تفکر مثبت
برای موفقیت و شادی در تمام جنبه های زندگی تفکر مثبت امری ضروری است .
شیوه ی تفکر شما نشان دهنده ی ارزش ها ، اعتقادات و انتظارات شماست .

15- قانون تغییر
تغییر غیر قابل اجتناب است و چون با دانش روزافزون و تکنولوژی رو به پیشرفت هدایت می شود با سرعتی غیر قابل قیاس با گذشته در حال حرکت است .
کار شما این است که استاد تغییر باشید نه قربانی آن .

16- قانون کنترل
این که تا چه حد در مورد خودتان مثبت فکر می کنید بستگی به این دارد که فکر می کنید تا چه حد زندگی تان را تحت کنترل دارید .
سلامتی ، شادی و عملکرد عالی از طریق کنترل کامل افکار ، اعمال و شرایط پیرامونتان به وجود می آید .

17- قانون مسئولیت
هر جا که هستید و هر چه که هستید بخاطر آن است که خودتان اینطور خواسته اید .
مسئولیت کامل آنچه که هستید ، آنچه که بدست آورده اید و آنچه که خواهید داشت بر عهده ی خود شماست .

18- قانون پاداش
عالم در نظم  و تعادل کامل به سر می برد . شما همیشه پاداش کامل اعمالتان را می گیرید .
همیشه از همان دست که می دهید از همان دست می گیرید . اگر از عالم بیشتر دریافت می کنید به این دلیل است که بیشتر می بخشید .

19- قانون خدمت
پاداش هایی که در زندگی می گیرید با میزان خدمت شما به دیگران رابطه مستقیم دارد .
هر چه بیشتر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران کار و مطالعه کنید و توانایی های خود را افزایش دهید ، در عرصه های مختلف زندگی خود نیز پیشرفت بیشتری به دست می آورید .

20- قانون تاثیر تلاش
همه ی امیدها ، رویاها ، هدف ها و آرمان های شما در گرو سخت کوشی شماست .
هر چه بیشتر تلاش کنید ، بخت و اقبال بهتری پیدا می کنید .
هیچ راه میانبری وجود ندارد .
ادامه خواندن 120 قانون برای دستیابی به موفقیت

Like 🙂
4

پیش داوری

آیا تا به حال شده وقتی همکاری زنگ می زند که بیمار است و نمی تواند به سر کار بیاید, پیش خود بگویید که دوباره خود را به مریضی زده ,  و احتمالا کاری خصوصی برایش پیش آمده است؟

یا وقتی دوستی دعوت شما را به مهمانی با دلایلی چون گرفتاری کاری, درس بچه ها یا نا خوشی رد می کند آنرا تعبیر به این کنید که دوست نداشته در مهمانی شما شرکت کند؟

از این موارد در زندگی روزمره بسیار پیش می آید که ما در مورد وقایع اطراف مان بدون دانستن تمام واقعیت, پیش داوری می کنیم بدون اینکه به آنچه که فکرمی کنیم به طور کامل معتقد باشیم.

پیش داوری, قضاوت زود هنگام, برخورد احساسی و داوری بر اساس حدس و گما ن  است  که عوامل متعددی  مانند  عوامل شناختی ( مثل استریوتایپ بودن, استفاده از عواطف و احساسات در قضاوت, و طبقه بندی اجتماعی) و عوامل  اجتماعی (مثل رقابت و مسایل اقتصادی) در ایجاد آن موثر هستند.

انگیزه آن می تواند توجیه رفتارهای خود و دیگران باشد و از انواع آن می توان به پیش داوری های قومی, جنسی, مذهبی و گروهی اشاره نمود.

بیاییم به جای تکیه بر تفاوتها ی گروهی و قومی, با درک درست از واقعیت ها وتغییر داده های ذهنی خود در مورد افراد به داوری صحیح در مورد اتفاقاتی که در زندگی مان می افتد برسیم.

Like 🙂
7

والدین و سوءرفتارهای کودکان 4

والدین و سوءرفتارهای کودکان

سه پیمان موفق

سه پیمان موفقیت آمیز وجود دارد که هر پدر و مادری برای اینکه در تربیت فرزندان بیشتر موفق شوند،  به آنها نیاز دارند:

1-   داشتن شجاعت برای تغییر و پذیرش ایده های نو. اگر آنچه که شما انجام می دهید اثربخش باشد ، آن را ادامه دهید وگرنه شجاعت داشته باشید که کار دیگری بکنید.

2-   داشتن صبر.اگر فرزند شما  دوازده ساله است، او دوازده سال  زمان داشته که الگوهای رفتاری خودش را بسازد و بهبود بخشد. به فرزندتان برای تغییر کردن زمان بدهید .این همان موردی است که بسیاری از والدین در آن اشتباه می کنند. دنیای کنونی والدین را کم طاقت کرده است ، ما همه کارهای خود را با سرعت انجام می دهیم ، از پخت غذا در مایکروفر گرفته تا عکاسی یک ساعته ، خشکشویی یک ساعته ؛ در واقع فناوری کم طاقتی را به ما آموخته است .

3-   تمرین کردن.هر پدر و مادری(حتی من) باید تمرین کند. فرزندان من ذره ای به این نکته که من روانشناس هستم توجه نمی کنند . وقتی در منزل هستم، یک پدر هستم . مثل شما. من هم باید تمرین کنم . اگر شما بخواهید فقط درباره ایده های جدید مطالعه کنید، ولی آنها را در عمل نشان ندهید ، این کتاب را به شخص دیگری بدهید و یک عصای سحرآمیز بخرید.

لینک نوشته های پیشین

ترجمه از کتاب How to behave  ، نوشته Sal Severe

Like 🙂
1

سنت, تجدد و پسا تجدد گرایی 6

در مباحث قبلی با چند مشخصه اصلی انسان مدرن آشنا شدیم و دریافتیم که به انسانی می توانیم مدرن بودن را حمل نماییم که این انسان به عقل گرایی، تجربه گرایی (معتقد به روش تجربه علمی که همان آزمون و خطا است در شناخت عالم واقع)، صنعتی شدن (که این مشخصه نتیجه اصلی تجربه محوری در شناخت جهان و پدید آمدن روحیه ای به نام روان شناسی دگرگون سازی است، یعنی اراده این که من انسان می خواهم و می توانم دنیا را مطابق میل خود تغییر دهم)، سطح زندگی بالا، کاپیتالیسم یا سرمایه داری در عرصه اقتصاد، و سکولاریزه کردن عرصه زندگی، معتقد بوده است.

خصیصه دیگر انسان متجدد خصلت انسان گرایی( یا اومانیسم) است. اومانیسم اعتقاد به این است که همه چیز باید به نحوی از انحاء در خدمت انسان و به سود انسان باشد.به این معنا  که در واقع انسان باید مخدوم غیر انسان باشد و همه چیز باید در خدمت او باشد.

شاید کسی بگوید که در تفکر سنتی نیز چنین است و همه چیز در خدمت انسان قرار داده شده است. در تفکر سنتی هم گفته می شد که ما همه چیز را مسخر شما کردیم. پس چرا این را خصیصه انسان متجدد به حساب می آورید؟ باید توجه کرد که اومانیسم انسان متجدد فقط نمی گوید همه چیز برای انسان،بلکه می گوید همه چیز برای انسان، نه انسان برای چیز دیگری. یعنی انسان نه فقط مخدوم بعضی از موجودات زیر دست خودش مانند گیاهان و جانوران و جمادات شد، بلکه کل جهان هستی باید در خدمت انسان باشد. در تفکر سنتی مگر همه کائنات در خدمت خدا نبودند؟ حالا همه باید در خدمت انسان باشند. در تفکر سنتی مگر نباید همه رضای خداوند را جلب می کردند؟ در تفکر مدرن همه چیز باید برای جلب رضایت انسان باشد.

خصلت بعدی انسان متجدد فردگرا بودن انسان متجدد است.از انسان گرایی دو تلقی می توان داشت: جمع گرا بودن و فرد گرا بودن. خصیصه انسان متجدد فردگرایی اوست نه جمع گرایی. فرد گرایی معنایش این است که نه فقط همه چیز باید در خدمت انسان باشد بلکه همه چیز باید در خدمت فرد فرد انسان ها باشد. یعنی واحد صاحب حق، فرد انسانی است. به این معنا که اگر هم جایی حق را به جامعه نسبت می دهیم، این حق را برای یک یک افراد جامعه قائلیم.

مهمترین این حقوق حق آزادی است. یعنی هر انسانی آزاد است و کسی حق ندارد این آزادی را مضیق کند. در پرتو این آزادیست که سایر حقوق احقاق می شوند . اگر آزادی مضیق شود، به میزانی که آزادی مضیق شود فقط خود آزادی نیست که لطمه خواهد دید، بلکه امکان به دست آوردن سایر حقوق هم کمتر و کمتر خواهد شد.

 این آزادی یک دیوار دارد و آن دیوار، آزادی تو است. یعنی آزادی من تا کجا گسترش دارد؟ تا وقتی به آزادی تو برخورد نکند. حال اگر بنابر، این باشد و بخواهیم آزادی خودمان را در کنار آزادی همه حفظ کنیم، با تناقض روبرو می شویم.

 مفاهیمی هستند که گسترش پیدا کنند، خودشان از بین می روند. البته بعضی از مفاهیم اینگونه نیستند، مثلا مفهوم دیدن، هر چقدر گسترش پیدا کند از میان نمی رود. یعنی اگر من بگویم من تو را می بینم، بعد بگویم شخص کنار شما را هم می بینم. بعدی را و بعدی را هم می بینم، و نیز جنگل و کوه را می بینم هیچ مشکلی پیش نمی آید و مفهوم دیدن تغییر نخواهد کرد. اما اگر من بگویم این آقا برادر من است. خوب شما می فهمید که ما از یک پدر و مادر به دنیا آمده ایم. اگر گفتم فلانی هم برادر من است باز مشکلی نخواهد بود. اما اگر این “برادر من است” از یک حدی پیش رفت مفهوم برادری معنایش تغییر می یابد. در اینجا دیگر مفهوم برادری به معنای از یک پدر و مادر به دنیا آمدن نیست. آزادی هم همین طور است. اگر من بگویم من مطلقا آزادم اشکالی ندارد، می توانم آزاد باشم. اما اگر شما به یک نفر دیگر هم قول دادید که تو هم صد در صد آزادی، آن وقت آزادی مفهومش تغییر می کند. انسان متجدد چه راه حلی اندیشیده است، برای اینکه می گفت اولا همه انسانها وقتی به دنیا می آیند آزادند و ثانیا آزادی از آن چیز ها است که وقتی همه بخواهند آزاد باشند، معنی پیدا نمی کند. از این رو گفتند آزادیم تا وقتی که به آزادی دیگری لطمه نزنیم. چه زمانی بفهمیم که به آزادی کسی لطمه نزده ایم؟ این سوال انسان متجدد را به قراردادگرایی کشاند و گفت طبق قرار داد هرکسی تا اینجا می تواند آزاد باشد. اگر این قرارداد را همه  تصویب کردند، قراردادگرایی به وجود می آید. آن وقت ما آزادیم  در عین حال آزادی هیچ کس مضیق نشده است. این ویژگی را  به فردگرایی تعبیر می کنند. فرد گرایی در واقع یعنی توجه به اینکه همه چیز باید در استخدام فرد باشد. این مهم انجام نمی شود مگر طبق قرارداد اجتماعی. به تعبیر ژان ژاک روسو، مرزهای یکدیگر را بازشناسی کنیم. یعنی من مرزهای شما را به رسمیت بشناسم و شما هم مرزهای مرا به رسمیت بشناسید. تا وقتی در درون مرزهای شناسایی شده حرکت می کنیم دیگر هیچ چیزی نمی تواند مانع من باشد. هر کیشی، هر عقیده ای، هر جناح سیاسی، هر شغلی، هر دوستی ، هر همسری، هر محیطی برای زندگی، هر لباسی، و هر حزبی را می توانم برای خودم داشته باشم و انتخاب کنم و به این معنا باید حاکم بر سرنوشت خود باشم. یعنی من حاکم بر سرنوشت خود هستم تا آنجایی که  به شما لطمه وارد نکنم. شما هم تا آنجایی که به من لطمه وارد نمی کنید دارای این حقوق هستید.

خلاصه شده از سخنرای های سنت, تجدد و پسا تجدد گرایی مصطفی ملکیان در دانشگاه شریف

قسمت های قبل:

http://www.adabkadeh.com/?p=651

http://www.adabkadeh.com/?p=636

http://www.adabkadeh.com/?p=617

http://www.adabkadeh.com/?p=597

http://www.adabkadeh.com/?p=571

Like 🙂
2

برای کاهش خشونت

در روزگار ما، بسیاری با این موضوع موافقند که اگر به واقع برای کاهش خشونت در جامعه جدی هستیم، باید به دنبال یافتن ریشه های خشونت و از بین بردن آنها باشیم، بخصوص آن ریشه های خشونتی که در درون تک تک هر یک از ما موجود است. برای این کار ما نیاز داریم که خلع سلاح درونی را بپذیریم، یعنی عواطف ناشی از شکاکیت، تنفر و خصومت  نسبت به برادران و خواهرانمان را در خود کاهش دهیم.

دالایی لاما

Like 🙂
0

فلور در فرانسه؟؟؟

دخترم برای ترم زمستانی به لیون فرانسه می رود. من و همسرم قرا شد با او برویم و جابجایش کنیم. این هم از مزاحمت های پدر و مادر های ایرانی برای فرزندانشان است. و بچه ها یاد می گیرند یک جوری با آن کنار بیایند.
روز دوشنبه 16 ژانویه حدود 9 صبح وارد فرودگاه دوگل پاریس شدیم. البته ماشین گرفتیم و مستقیم به سمت لیون حرکت کردیم. قرار است یک هفته ای لیون بمانیم تا دخترم جابجا شود.
اگرچه زمین گرد و اجزای خاک در همه رویه آن تقریبا یکسان است اما گویی بعضی خاک ها پتانسیل بیشتری برا تاریخ سازی دارند. به گمان من خاک فرانسه از این جمله است. بار اولی است که فرانسه و پاریس را می بینم ولی گویی با همه کوی و برزن و مردمان آن آشنا هستم. درد های مشترک آنان را بخیال خود حس می کنم و برای شادمانی هایشان بحقیقت شادم. فرانسه نمی دانم ولی نصف حرف هایی که به زبان مادری یادگرفته ام فرانسه است. خنده دار است اما حتی اسمم فرانسوی است.
وقتی وارد پاریس می شوی به این فکر می افتی که چه تاریخی این سرزمین و بخصوص شهر پاریس داشته است. از منظر تاریخی در این کشور اتفاقاتی افتاده که بر تمام جهان اثر گداشته و باید بگویم هنوز می گذارد. اگر از گذشته های دور آغاز کنیم، ژاندارک در این سرزمین می زیسته. و مرگ معصومانه اش نشان از تسلط و قدرت هیولایی کلیسا و دین بر جهان و کشور فرانسه بوده است. قدرتی که در زمان خود ترسناک ترین قدرت ها بود و تا کنون نیز تاریک ترین ایام زندگی بشر به شمار می آید. قدرتی هیولایی که هول آور ترین شکنجه ها را برای مردمی که کلیسا به سببی با آن ها مخالف بود در آستین داشت. و ایامی که هنوز واتیکان نشینان و همه رهبران دینی جهان آرزوی بازگشتش را دارند.
انقلاب فرانسه در این شهر و سرزمین رخ داده است. انقلابی که نقطه چرخش برجسته ای در اندیشه بشری بود و حاصل آن تئوری هایی بود که هنوز هم دل مشغولان آزادی و برابری را شیفته خود دارند. سنگر های خیابانی با مدافعین آن ها که تقریبا تمامی دانشجویان جوانی بودند که خونشان را اندیشه برابری انسان ها و محو برتری های اشرافی به جوشش وا می داشت. گویی فریادهای آزادیخواهانه آن ها را هنوز می شنوم. آزادی زندانیان باستیل و سرود مارسیز که به هرزبانی که خوانده می شود قلب مرا از هیجان لبریز می سازد:
برخیز ای داغ نکبت خورده دنیای فقر و بردگی. شوریده خاطر ما را برده به جنگ مرگ و زندگی. باید از ریشه براندازیم کهنه جهان جور و بند. وانگه نوین جهانی سازیم هیچ بودگان هرچیز گردند. روز قطعی جدال است آخرین رزم ما. انتر ناسیونال است، نجات انسان ها….
ناپلئون بناپارت قدرت و شهرت خود را در این سرزمین و در این شهر آغاز کرده است. پس از انقلاب فرانسه، پس از آن همه فداکاری و ایثار، نظامی قدرت جو و بلندپروازی بنام ناپلئون که اصلا ایتالیایی بود توانست با زور و استیلای نظامی باردیگر خود را امپراطور فرانسه بخواند و بنام این امپراطوری و به امید پایه گذاری یک میراث مادام العمر برای خود و فرزندانش، تمام اروپا را به خاک و خون کشید. وچه به خاک و خون کشیدنی. در جایی رونوشت نامه ای را می خواندم که در دوران ناپلئون سوم نوشته شده بود. در این نامه از دیکتاتوری امپراطور گله شده و نوشته بود: «روزنامه ها از کاغذ توالت بی ارزش ترند.» فکرش را بکنید چند سال پس از انقلاب فرانسه!!
در جنگ دوم جهانی فرانسه و پاریس هردو اشغال شدند و تا پایان جنگ نازی ها در این شهر و سرزمین هرچه خواستند کردند. گِتو های یهودیان ابتدا در پاریس ایچاد شد و فشار و گرسنگی بر همه مردم و بخصوص بر یهودیان خود تصویر های هول انگیزی از نبرد نژادپرستانه و سلطه جویانه بشر به نمایش می گذارند. مارشال پِتَن فرانسه را دودستی تقدیم رایش سوم کرد به این بهانه که از خرابی ان پیش گیری کند. در تمام کشور جیره بندی غذایی برقرار شد تا سربازان هیتلری خوب بخورند و بیاشامند. و البته برای خوش خدمتی یهودیان منفور نمایانده شده و به گتو ها رانده شدند. پارتیران ها و نیروهای شبه نظامی مخالف نازی ها نیز ایتدا در فرانسه شکل گرفتند و هیچکس نقش این مردان و زنان از جان گذشته را در نابودی فاشیست ها نمی تواند انکار کند. مارشال دوگل بخاطر رهبری و پشتیبانی همین پارتیزان ها بر سر کار آمد.
البته نه اینکه اشغال استعمارگرانه الجزایر، مراکش و بسیاری از کشورهای آفریقایی را توسط دولت فرانسه و همین مارشال دوگل نادیده بگیرم.
ادبیات که همواره وظیفه هدایت بشر را بر عهده داشته، پس از فروپاشی قدرت مطلق کلیسا در فرانسه کار خود را آغاز کرده و بزرگانی چون ولتر، مونتسکیو، رسو، راسل و سیمون دوبوار از این سرزمین برخاسته اند. ویکتور هوگو که بیشترین خوانندگان را در جهان، کتاب های او دارند. فرانسوی است. این ژان والژان، کوزت و تناردیه ها، گوژپشت نتردام و ماجراهایش همه در فرانسه و پاریس رخ داده اند. امیل زولا با زمین و ژرمینالش و رومن رولان با ژان کریستف و جان شیفته با زبان فرانسه و در این سرزمین سخنان زیبای خود را بگوش جهانیان رسانده اند. و لافایت که چطور می شود ندیده اش گرفت، یا آناتول فرانس.
جنبش دانشجویی در سال های دهه هفتاد هنوز بیادمان هست. فرانسوی های روشنفکر و پیشرو.
از منظر هنر، موزه لوور هنوز هم میعادگاه شیفتگان نقاشی و دنیاست.
شکلات، شیرینی های فرانسوی، و کروسانت که تمام خیابان های پاریس و لیون و شاید بقیه شهر های فرانسه مغازه های زیبایی را به فروش آنان اختصاص داده اند در این سرزمین ساخته و مشهور جهان شده اند.
وقتی خوب فکر می کنم می بینم چه سرزمین دیگری را می توان شناخت که تا این اندازه بر تاریخ انسان از ابعاد گوناگون اثر گذاشته باشد؟
اینجا پاریس است. جایی که خیلی وقت ها تاریخ در آن تولد یافته است.
وقتی به مردم نگاه می کنم فکر می کنم چه دلاورانی. چطور تمام این مصایب را تاب آورده و همچنان در تلاش پیشروی هستند.

Like 🙂
6

مواردی که یک زن باردار باید بداند

باور اینکه تا چند دهه گذشته، نشان دادن زن حامله در برنامه های تلويزیونی، تابو بوده  سخت است. اگر شما  بانويی باردار باشید، مطمئنا بسیار هیجان زده خواهید بود و دوست دارید  این خبر خوش را با دیگران در میان بگذارید، اما به یاد داشته باشید که باید در این مورد با احتیاط رفتار نمایید.

  • هنگام حاملگی – که  از طبیعی ترین اتفاقات  در زندگی زنان است –  بیان جزئیات شروع حاملگی و اضافه وزن، کار مناسبی نیست. وقتي مطمئن می شوید  باردار هستید احتمالا دوست دارید از پشت بام فریاد بزنید! هیجان شما قابل درک است، اما به  یک دلیل مهم در اعلام این خبر عجله نکنید. بیشتر سقط جنین ها قبل از 10 تا 12 هفتگی بارداری اتفاق می افتند. اگر متوجه شدید که باردارید و با این خبر دیگران را غافلگیر کردید، در صورت سقط جنین، نه تنها از این قضیه رنج خواهید برد، که دیگران را نیز ناراحت خواهید كرد. پس، تا پایان 12 هفتگی صبر کنید و بعد این خبر خوش را به دیگران اطلاع دهید.
  • ممکن است که  فکر کنید بیان چگونگی شروع بارداریتان، رومانتیک جلوه خواهد کرد، اما دیگران اینگونه فکر نمی کنند. قبل از آنکه بخواهید تمام جزئیات شروع بارداری را بیان کنید، کمی صبر کنید و تصور کنید اگر شخصی همین جزئیات را برای شما بگويد، چه حسی به شما دست مي دهد. با این روش مطمئنا به این نتیجه مي رسید که بیان این جزئیات، درست نیست.
  • بعد از تست حاملگی، وقتي متوجه شروع بارداری می شوید ممکن است این فکر به ذهن تان خطور کند که تست را برای یادگاری در آلبوم کودک نگه دارید. فكر جالبی است، اما روش بهتر آن است که از تست حاملگی عکس بگيريد و عکس را در آلبوم نگه دارید.
  • اگر با مشکل نازایی دست و پنجه نرم کرده اید و اکنون باردار هستید، بیان مسائل خصوصی درباره تجربه تان به اشخاصی که مشکل شما را دارند، عمل زشتی نيست، و حتی ممکن است شنیدن چگونگی موفقیت شما در بارداری برای کسانی که مشکل نازایی دارند مفید باشد.
  • یکی از نشانه های شروع بارداری، حالت تهوع و استفراغ هنگام است. اما در بعضی بانوان این مشکل در تمام روز ادامه مي يابد. بيشتر دکترها  می گویند که این حالت در سه ماهه اول بارداری است اما این مشکل در بعضی از بانوان حتی در سه ماهه دوم و سوم نیز دیده می شود.
  • اما نکته در این جاست که این حالت و احساس بیماری، نباید باعث شود جزئیات حالت خود را برای دوستان و همکارانتان تعریف کنید. همه مردم از حالت تهوع در دوران بارداری آگاهند،  اما هیچ کس مایل به شنیدن جزئیات نیست.
  • اگر سر کار می روید و دچار تهوع زیاد هستید و ناچارید  دائما از جمع پوزش بخواهید و به سمت دست شویی بدوید، بهتر است  یک بار برای رئیس و همکاران تان مشکل خود را توضیح دهید و بگویید كه عمدا جلسات را ترک نمی کنید. گفتار صادقانه شما باعث خواهد شد مشکلی برایتان پیش نیاید.
  • اگر در محل کار خود با خانم بارداری همکار هستید، بهتر است مشکل او را درک کنید و تاجایی که ممکن است درباره دفعات متعددی که به دستشویی می رود یا در آنجا مي ماند شکیبا باشید. او به اندازه کافی از میزان مزاحمت خود براي  دیگران آگاه است.
  • علاوه بر حالت تهوع، تغییرات دیگری نیز در زنان حامله رخ می دهد،از جمله بزرگ شدن شکم و ورم در و ديگر اعضای بدن. این ها هم جزو همان موارد خصوصی اند که بهتر است از اعلام آن پرهیز کنید و مشکلات خود را به همسر، دکتر و همکلاسی هایتان در کلاس های پیش از زایمان بگویید.
  • متقابلا اگر با زن بارداری روبرو شدید، با دیدن ورم یا بزرگی شکم او ابراز تعجب نکنید. او به خوبی از وضع خود آگاه است و گفتن شما فقط استرس او را زیاد می کند.
  • ممکن است به علت ورم  پا، ديگر کفش هایتان اندازه تان نباشد. به جای غر زدن و شکایت از این وضع، می توانید  صندل راحتی يا کفش کتانی بپوشيد. اگر این نوع کفشها برای محل کارتان مناسب نیست این مشکل را با رئیس و همکارانتان در میان بگذارید. این رفتار، مودبانه تر و بهتر از آن است که به خاطر کفش، بدخلق و ناراحت به نظر بیایید.
  • از چاق شدن در هنگام بارداری نترسید. اگر می خواهید فرزندتان سالم و قوی باشد باید از تغذیه خوبی در این مدت برخوردار باشید.
  • از درمیان گذاشتن جزئیات اضافه وزن خود با دیگران بپرهیزید، زیرا ممکن است آنها معتقد باشند چاقی شما غیر طبیعی است و بی جهت باعث پریشانی و اضطراب در شما گردند.

نکته: خودداری از گفتن جزئیات تغییرات در اندام يك چیز است و نادیده گرفتن دردها و ورم های غیر معمول دست ها و صورت و دردهای شکمی و تب چیز دیگر. به محض دیدن این علائم، دکتر خود را از مشکل تان آگاه کنید. از طرف دیگر اگر دوست تان که باردار است درباره اضافه وزن خود به شما گفت از اظهار تعجب بپرهیزید و با گفتن اینکه مطمئن هستید بعد از زایمان به وزن قبلی خود بر می گردد، او را دلداری دهید.

  • در اواسط بارداری، با تجربه جدیدی رو به رو خواهید شد و آن احساس حرکت بچه است. شما احتمالا می خواهید اقوام و دوستانتان با لمس شکم شما او را حس کنند. این حس قشنگی است، اگر آنها هم واقعا دوست داشته باشند او را لمس کنند. پس به جای اینکه دستشان را بگیرید و روی شکمتان قرار دهید بهتر است اول از خودشان بپرسید که مایلند یا خیر.
  • از طرف دیگر، اگر با زن حامله ای دوست هستید، بدون اجازه او دست خود را روی شکمش نگذاريد تا حرکت جنین را حس كنيد. باید هر دو طرف به حریم شخصی یکدیگر احترام بگذارند.
  • به علت بزرگ شدن شکم در باسن و پاها (ران ها) دردهايي احساس خواهد شد. سینه ها هم بزرگ مي شوند. این تغییرات را نیز فقط  برای دکتر و همسر خود آشکار کنید.
  • اگر تجربه بارداری را پشت سر گذاشته اید و زن حامله ای خواست از لحظات پیش از زایمان برایش بگویید سعی کنید  نکات مهم را حتما با او درمیان بگذارید، اما از گفتن قسمتهای ترسناک پیش از زایمان و اینکه هنگام زایمان نزدیک بوده بمیرید و … پرهیز کنید، حتی اگر واقعا چنين تجربه اي را کرده باشید.
  • اگر باردارید و دوست تان می خواهد از تجربه وحشتناک پیش از زایمان برایتان بگوید، بگویید که نیازی به شنیدن چنین چیزهایی ندارید، حتی اگر آن شخص دوست نزدیک شما باشد، زیرا شنیدن اين گونه خاطرات، استرس و نگرانی شما را زیاد خواهد کرد.

ترجمه از كتاب اتيكت

Like 🙂
8

میزبانی

آن‌قدر از میزبان‌هایی که خودشان را به زحمت نمی‌اندازند و همه‌چیز را آسان می‌گیرند خوشم می‌آید. بعضی‌ها هستند که برای یک مهمانی ساده شاید از یک هفته قبل‌تر تدارک می‌بینند و دلشان مثل سیروسرکه می‌جوشد. نه حتا برای مهمانی‌های خیلی رسمی و پرجمعیت. حتا برای جمع‌شدن بچه‌ها یا دوستان یا همکاران دورهم. این جور آدم‌ها از چند روز قبل مواد غذایی را می‌خرند، پاک می‌کنند، می‌شویند، قاچ می‌زنند، سرخ می‌کنند. تند و تند. بی‌اینکه کسی کمکشان کند. یا حتا اگر هم کسی را به کمک بخواهند تمام فشار عصبی خودشان را روی سر آن بنده خدا هم خالی می‌کنند. شب‌ها خوابشان نمی‌برد که نکند فلان غذا کم بیاید یا اگر برنجم شفته شد چه و چه و چه. روز مهمانی هم دیگر یک لحظه آرام و قرار ندارند. همه‌چیز باید سر جاش باشد. چیزی کم‌وکسر نباشد. مبادا فلانی از غذایم ایراد بگیرد. یک سفره می‌چینند به چه تفصیلی! در طول مهمانی بدو بدو! جوش می‌زنند، حرص می‌خورند، سر سایر اعضای خانواده داد و بیداد می‌کنند. مهمان‌ها که سر سفره می‌آیند تا وقتی از پای سفره بلند نشوند خودشان یک لقمه غذا نمی‌خورند. مدام حواسشان به این است که تعارف کنند: بفرمایید تو رو خدا! خونه خودتونه! تعارف نکنید! حاج‌خانم چرا کم کشیدید؟ بدین براتون بکشم. نه، دارین تعارف می‌کنین!

و مهمان‌ها که بروند یک تن خسته و کوفته و یک سر دردناک و اعصاب خرد و قهر و ناراحتی با سایر اعضای خانه! آخر این چه جور مهمانی‌ای است؟ مگر نباید از مهمانی لذت برد؟ مهمانی‌دادن مگر برای تمدید اعصاب و تقویت روحیه نیست؟ نکنید این کارها را.

امید فروتن

Like 🙂
5

بهترین دین

دوست من! اينکه تو به چه دينى اعتقاد دارى و يا اينکه اصلاً به هيچ دينى اعتقاد ندارى، براى من اهميت ندارد. آنچه براى من اهميت دارد، رفتار تو در خانه، در خانواده، در محل کار، در جامعه و در کلّ جهان است. آنچه که شما را دل‌رحم‌تر، فهميده‌تر، مستقل‌تر، بى‌طرف‌تر، بامحبت‌تر، انسان دوست‌تر، با مسئوليت‌تر و بااخلاق‌تر سازد. و دينى که اين کار را براى شما بکند، بهترين دين است.

دالايى‌لاما

Like 🙂
2

ملاقات با یک ژیگولو

تو چت روم بودم که سر و کله یک ناشناس پیدا شد. با خودم گفتم: من که حوصله آشنا شدن با آدم جدید را ندارم. پس بی خیال. اما سمج بود. بالاخره گفتم: من شما را نمی شناسم.. گفت: مطمئن باش از آشنایی با من پشیمون نمی شی.
– چرا؟
– چون من می تونم برات مفید باشم.
با تعجب گفتم، من که شما را نمی شناسم و احتمالا شما هم منو نمی شناسید، پس چطوری می توانید مفید باشید؟
– چند سالته؟
– آهان. چقدر زود جلو رفتید! بای. و یک علامت خداحافظی فرستادم.
سریع گفت: خوب باشه. اول من خودمو معرفی می کنم. من یک ژیگولو هستم.
– خوب اینی که گفتی یعنی چه؟
– من می تونم خدماتی از نوع خدمات سکسی به تو یا دوستات بدم.
اصلا منظورش را نفهمیدم. آمدم بدون خداحافظی از چت روم خارج شم که یکهو نوشت: من یک فاحشه مرد هستم.
موضوع برام جالب شده بود، نمی تونستم بی خیال کنجکاویم بشم. یعنی چی که اون یک فاحشه است؟ گفتم: می شه یک کم برام بیشتر توضیح بدهید؟
– من با خانم هایی که علاقمند باشند ارتباط برقرار می کنم. برای یک شب 500 هزار تومان و برای دو یا سه ساعت 200 هزار تومان!
– شوخی می کنی؟
– می تونی امتحان کنی!
و علامت خنده فرستاد.
– ببین من اینجور آدمی که تو فکر می کنی نیستم. اما دوست دارم کمی ازت سوال کنم. می شه؟
با اکراه پرسید، خبرنگاری؟
– نه .فقط و فقط حس کنجکاوی.
– خوب. باشه. بپرس.
– چند سالته؟
– 30 سال.
– چند ساله که این کار را شروع کرده ای؟
– حدودا 5 سال.
– خانواده ات می دونن؟
– نه!
– مشتری هم داری؟
– اووه. خیلی زیاد!
– چه سنی اند؟
– معمولا خانم های 40 سال به بالا! و …
بعد از چند روز و یکی دو بار چت کردن نمی دانم عقلم را از دست داده بودم یا یک همچین چیزی که گفتم: می تونم ببینمت؟ توی یک کافی شاپ؟
گفت: آره، ولی چرا؟
– فقط می خوام بیشتر بدونم. فقط می خوام سوال کنم. هزینه اش رو هم می دم.
– باشه. از تو پول نمی گیرم.
خودم از کار خودم گیج بودم. آخه چرا باهاش قرار گذاشتم؟ با خودم گفتم می تونم تا لحظه آخر تصمیممو عوض کنم و نرم. اما رفتم. نیم ساعت بعد از من به کافی شاپ رسید. خوش تیپ بود. گفت در دانشگاه درس خوانده است و در حقیقت مهندس بود. در دوران مدرسه هم شاگرد زرنگی بوده؛ چیزی که باور کردنش برایم سخت بود. حداقل همیشه پیش فرض من درباره زنانی که به دنبال این حرفه می روند این بود که آنها از ضریب هوش بالایی برخوردار نیستند. حالا که با یک نمونه مرد روبرو بودم، این حدس برایم داشت قوت می گرفت که شاید آدم کم هوشی است اما این طور نبود. ظاهرا فرضیات در مواجهه با تجربیات عوض می شن.
گفتم: دوست دختر داری؟
– آره.
– شغلتو می دونه؟
– آره. این شغل منه.
– فکر می کنی روزی ازدواج کنی؟
– آره. شاید!
– به زنها اعتماد داری؟
– اصلا. خیلی از مشتری هام متاهل اند! کلا زنها خیلی پیچیده اند.
– در مورد زنان متاهل عذاب وجدان نداری، مثلا در مورد اینکه داری باعث نابودی یک زندگی خانوادگی می شی؟ یا وابسته ات می شن.
– نه! می دونی؟ به من ربطی نداره! اون داره خیانت می کنه نه من! در ضمن خیلی وقتها کمکشون می کنم، حتی با هم حرف می زنیم.
– فکر می کنی زنهای متاهل چرا می یان پیش تو؟
– بیشتر مردها در زندگی زناشویی به فکر ارضاء شدن زناشون نیستند، فقط به خودشون فکر می کنند. بعضی از این زنان اصلا طعم محبتو ندیدن. زنی به من مراجعه کرد که بیست سال بود ازدواج کرده بود، اما وقتی شبی را با من گذراند گفت: این اولین بار بود که طعم سکس را چشیدم! خیلی ها هم از این می نالند که مردها نمی فهمنشون و خیلی نابالغ هستند یا فقط به فکر خودشون هستند.
بعد از سوالات بسیار ازش خداحافظی کردم کنجکاویم ارضا شده بود ولی عصبی بودم. رفتم خانه و زیر دوش، یک دل سیر گریه کردم. با خودم فکر کردم این نوع ارتباط برای یک مجرد، از منظر اخلاق خیلی فاجعه آمیز نیست. اما اوگفت که مشتری های متاهل دارد. این چیزی بود که نمی توانستم هضم کنم. هرچند گوشهای ما با واژه های روسپی و فاحشه به عنوان زنی که به مرد، از مجرد و متاهل ،خدمات جنسی می دهد آشنا بود اما این، یک مورد جدید حداقل برای من بود. شاید زشتی این عمل برای یک زن متاهل به اندازه یک مرد متاهل است که به سوی یک فاحشه می رود، اما اصل ماجرا چندش آور است. اصلا چرا باید این همه نیاز طبیعی ولی ارضا نشده وجود داشته باشد؟ این مسئله نشان دهنده نیاز پنهانی است در جامعه. و اینکه مسائل بین زن و شوهر خیلی بیشتر از آن چیزی است که فکر می کنیم. چیزی که وجودش را تکذیب می کنند.
چقدر همه چیز بوی دروغ و ریا می دهد، حتی در اصلی ترین کانون جامعه، یعنی خانواده.
اما سوال اصلی این جاست در این میان چه کسی مقصر است؟ فاحشه ( از زن یا مرد)؟ مرد یا زن خیانتکار؟ یا همسرزن یا مرد خیانتکار؟ یا جامعه ای که با طرح هر نیاز طبیعی به شدت برخورد می کند و هیجانات طبیعی در آن مکتوم است؟

Like 🙂
46

فلسفه برای کودکان و نوجوانان

قدرت تميز, داوري و استدلال آوري از اهميت انكارناپذيري در زندگي فردي و حيات جمعي برخوردار است. نقش اين امور را در تفاهم ميان آدميان و در نتيجه نشاندن «گفتگو» به جاي «نزاع» در درون و  ميان تمدنها نيز نمي توان ناديده گرفت.
با وجود اين، حتي در گروههاي فلسفة دانشگاهها نيز بسياري از دانشجويان فاقد قدرت تميز, داوري و استدلال آوري هستند. البته اين معضل به كشورهاي جهان سوم محدود نمي شود، در كشورهاي پيشرفته و كشورهاي غربي نيز اين امر محسوس بوده است. اما انديشمندان و فلاسفة اين كشورها مدتي (حدود نيم قرن) است كه دست به كار شده اند. در اين مدت تلاش هاي بسياري انجام داده اند. در اين زمينه مطالعات و تحقيقات بسياري بعمل آمده وكنفرانس هاي متعددي تشكيل شده است و با عنايت به اين امر كه براي تقويت توانايي هاي ذهني و استدلالي افراد دوران دانشگاه بسيار دير است به اين نتيجه رسيده اند كه بايد اين كار را از دوران كودكي آغاز كرد.
بدين ترتيب شاخة ديگري از فلسفه متولد شده كه « فلسفه براي كودكان» نام گرفته است و از اين طريق فلسفه وارد دبستانها و مدارس راهنمايي گرديده است، گو اينكه اين نوع فلسفه تفاوت هاي بسياري با فلسفه محض دارد. اين برنامه در حال حاضر در بيش از سي كشور جهان از استراليا گرفته تا ايسلند، از بلغارستان تا برزيل و از كانادا تا تايوان در شانزده زبان در حال اجرا است.
پرفسور متيو ليپمن1 بنيانگذار اين برنامه است. وي در سال 1954 م دكتراي خود را از گروه فلسفة دانشگاه كلمبيا گرفت. هجده سال استاد فلسفه آن دانشگاه بود. سپس به دانشگاه دولتي مونتكلير2 رفت و در آنجا «پژوهشگاه توسعه و پيشبرد فلسفه براي كودكان»3 را تأسيس كرد. برنامه او، يعني «فلسفه براي كودكان»، جايزة سال 2001 انجمن فلسفي امريكا را به خود اختصاص داد. اين برنامه از طرف يونسكو و انجمن معلمان فلسفة امريكا تقدير شده است. ليپمن نويسنده يا نويسنده _ همكارِ 26 كتاب در فلسفه و تعليم و تربيت است

ادامه نوشته درسایت p4c.ir

Like 🙂
3

چگونه مؤدب باشیم؟

مؤدب بودن یعنی با ملاحظه و حق شناس بودن، و برای بسیاری از افراد مؤدب بودن کاری بسیار مشکل است. بعضی افراد اهمیتی به مؤدب بودن نمی دهند اما مطمئنا علاقه مند هستند که بی ادب به نظر نرسند، زیرا که می دانند بی ادب بودن باعث رنجش اطرافیان گشته و این احساس را در آنها ایجاد می کند که زیادی یا ناخواسته هستند و با شما راحت نخواهند بود و حتی ممکن است که از شما دلگیر و ناراحت شوند. برای اینکه بی ادب به نظر نرسیم  می توانیم نکات زیر را در نظر بگیریم:

یک: نجیبانه رفتار کنیم. یعنی وقتی کاری انجام می دهیم، چیزی تعارف می کنیم یا درخواستی می کنیم، رفتارمان طوری نباشد که طرف مقابل احساس کند که در محظور قرارگرفته یا به نحوی مجبور به انجام خواست ما است. این بی ادبی است که با عمل یا کلام خود حتی اگر به منظور کمک کردن باشد سبب نارحتی دیگران شویم. اگر برای کمک می خواهید ظرفها را بشویید یا از روی لطف می خواهید پول غذا را بپردازید و طرفتان می گوید:” نه، متشکرم.” بگویید:” خواهش می کنم، دوست دارم من هم کاری کنم.” و اگر باز هم پاسخ منفی گرفتید دیگر اصرارنکنید و مسئله را تمام کنید. آنچه مسلم است مورد لطف واقع شده اید، لطف را بپذیرید و در آینده در سبب جبران آن بربیایید.

ادامه خواندن چگونه مؤدب باشیم؟

Like 🙂
281

رفتار درمانی معقول

دکتر آلبرت الیس( Albert Ellis )بر اساس این ایده که منشاء بسیاری از اختلال های عصبی  و روانی ریشه در فلسفه غیر معقول دارند،  شیوه رفتار درمانی معقول (Rational Emotive Behavior Therapy) را در اواسط دهه 1950 میلادی بنیان نهاد.

این ایده را  اولین باراپیکتتوس (Epictetus) فلیسوف یونانی، در قرن اول میلادی بیان کرد که می گفت:” برداشت و تعامل مردم از وقایع نتیجه احساس آنان از واقعیت است نه خود واقعیت .”

نظر الیس این است که رفتار،  افکار و احساسات ما، نتیجه باورها (Beliefs)  و فرض ها ی (Assumptions) ما از خودمان،  دیگران و کل هستی است و باورهای غیر معقول محصول شرایط فلسفی غلط هستند.

سه باور متداول از باور های غلط به قرار زیر است:

  • من باید درست کار کنم تا تایید دیگران را کسب کنم و گر نه من بی ارزشم.
  • رفتار شما با من باید معقول, با ملاحظه و با محبت باشد والا شما آدم خوبی نیستید.
  • زندگی باید آسان, بی رنج و منصفانه باشددر غیر این صورت  بد است.

ما فقط وقتی می توانیم شاد باشیم که باور های معقول تر را جایگزین باورهای  نامعقول کنیم  که زیر ساخت مشکلات عصبی و روانی از قبیل اضطراب، افسردگی،  نا امیدی،  خشم و تجاوز است . برای تغییر این سؤال ها را از خود بپرسیم:

  • آیا مدرکی برای اثبات این باور وجود دارد؟
  • مدارک علیه این باور کدامند؟
  • بد ترین چیزی که از ترک این باور ممکن است برای من پیش بیاید چیست؟
  • بهترین ثمره  ترک آن چیست؟

لینک برای مطالعه بیشتر:

Like 🙂
7

تجدد و تجدد ستیزی در ایران

مسئله تجدد بی گمان مهم ترین محور مباحث فرهنگی، سیاسی، ادبی و اقتصادی روزگار ماست. تجدد را می توان سلسله به هم پیوسته ای از تحولات اقتصادی، فرهنگی، مذهبی، زیبایی شناختی، معماری، اخلاقی، شناخت شناسی، وسیاسی دانست. مایه مشترک همه این تحولات فرد گرایی است. یعنی رعایت حقوق طبیعی و تفکیک ناپذیر فرد است.

یکی از مهم ترین نشانه های پختگی بحث تجدد در ایران را باید در این واقعیت سراغ کرد که شکل اساسی تبادل افکار تحولی مهم یافته و از کتاب نویسی و کلی گویی به مقاله نویسی و نکته یابی بدل شده است. اگر این قول را بپذیریم که تجدد با نوعی انقلاب علمی همزاد است، و خرد ناسوتی و فردی و نسبی و محدود انسان را جانشین خرد مطلق و بی کران ملکوتی می سازد، آنگاه درمی یابیم که چرا آنچه در غرب       Paper    خوانده شده و در فارسی “مقاله اش” خوانده اند، بسان یک سبک روایی و نوع ادبی، با تجدد آغازید و با فرد گرایی ملازم بود. به عبارت دیگر، وقتی دکارت اصل شناخت شناسی خود را به این قول تاویل و تلخیص کرد که ” می اندیشم پس هستم”، تجلی روایی حکمش همان “مقاله” بود.

تجدد و خودشناسی نیز ملازم یکدیگرند. می دانیم که ملاط هر شناخت، نوعی نظریه است. به دیگر سخن، شناخت بی نظریه شدنی نیست. تاکنون بخش اعظم آنچه را که از خویشتن خویش شناخته ایم، اغلب از منظر و به مدد تلاش ها و نظریه هایی بود که از غرب به وام گرفته ایم.اگر بتوانیم متون مهم گذشته را از نو به سخن بیاوریم، ساختشان را بشناسیم، مبادی و مبانی فلسفی شان را بفهمیم، شاید از این راه بتوانیم ذهن و زبانی نقاد و خود بنیاد بیابیم که هم از قید سنت فارغ است، هم از تقید و تعبد از غرب، هم رنگ و بافتی بومی دارد، هم پشتوانه ای جهانی.

واقعیت تاریخ این است که تجدد نخست به غرب آمد و در همان جا رواج پیدا کرد. درک چرایی این قضیه یکی از مهم ترین مشکلات تاریخ ماست. تاکنون رسم رایج بیشتر بر آن بوده که کاسه کوزه عقب ماندگی خویش را یکسر بر سر استعمار بشکنیم و به این ادعا دل خوش کنیم که “آن ها” آمدند و راه بر شکوفایی اقتصادی و فرهنگی ما بستند.

روایت پیچیده و مهم دیگری که در این مجموعه محل بحث نبوده واکنش متفکران و فعالین مذهبی ایران در قبال مساله تجدد است. شاید بتوان این واکنش ها را دست کم به دو مکتب متفاوت تقسیم پذیر دانست. از سویی جریانی است که می خواسته میان اسلام و تجدد نوعی آشتی ایجاد کند. این جریان با آیت الله نائینی آغاز شد و تا آقای خاتمی تداوم یافته و از آثار کسانی چون سنگلجی، طالقانی و سروش گذر می کند. در مقابل طیفی است تجدد گریز و تجدد ستیز که با آیت الله نوری می آغازد و به بنیادگرایان امروزی می انجامد.

گزیده از کتاب تجدد و تجدد ستیزی در ایران اثر دکتر عباس میلانی

Like 🙂
7

آداب انتقاد کردن

  1. قبل از شروع اجازه بگیرید .
  2. مطمین شوید که عملی را که انتقاد می کنید قابل تغییر است
  3. از لحن صدای ملایم استفاده کنید.
  4. واضح و روشن صحبت کنید و از کنایه بپرهیزید.
  5. با بیان نقاط قوت فرد شروع کنید.
  6. نشان دهید که فرد انتقاد شونده برایتان مهم است.
  7. به احساسات دیگران احترام بگذارید.
  8. نظر فرد انتقاد شونده را بپرسید ، و فرصت صحبت به او بدهید.
  9. با دقت گوش کنید.
  10. انتقاد باید در مورد یک عمل باشد نه کل شخصیت یک فرد.
  11. مودب باشید و بر چسب نزنید.
  12. در مورد نقاط منفی از مثال استفاده کنید و راههای بر طرف کردن آنرا نشان دهید.
  13. با جملات مثبت صحبتهای خود را تمام کنید.
  14. در پایان از اینکه به حرفهای شما گوش داده اند تشکر کنید.

Like 🙂
4

صد راز ساده ي افراد موفق

لطيفههاي مؤدبانه بگوييد

شوخي و بذله‌گويي توجه مردم را جلب مي‌كند و به آنها آرامش مي‌دهد. در هر صورت، بايد بدانيد كه شوخي مثبت با شوخي منفي تفاوت زيادي دارد. شوخي منفي مانند حمله به افراد يا عقايد آنها، يا جنبه‌هايي از رفتار است كه سر ميز شام صحبت كردن درباره آنها پسنديده نيست. شوخي مثبت شامل چرندياتي است كه اگر شخصي را هدف گيرد، آن شخص گوينده لطيفه است، نه شخص ديگري. در محيط كار آزادانه از شوخي مثبت استفاده كنيد؛ از شوخي منفي هرگز استفاده نكنيد.

 

گذشته، آينده نيست

ما ميل داريم همه چيز را ساده كنيم. بازي، يك فريب است. برخي همه مزايا را دارند و موفق مي‌شوند؛ برخي همه معايب را دارند و شكست مي‌خورند. اين باور، به طرزي وحشتناك گمراه ‌كننده است. موفقيت شما بيش از آنكه به محل تولد، رشد، مدرسه‌ و ميزان دشواري راهي كه پيموده‌ايد،‌ بستگي داشته باشد، به رفتار كنوني شما بستگي دارد. شانس و فرصت در برابر شماست؛‌ همه چيز به تصميم شما بستگي دارد، ‌تصميم به اينكه آن را دنبال كنيد يا رهايش كنيد.

 

با خودتان صحبت نكنيد

ما به علت موقعيت خود ـ  اينكه چيزهايي درباره موضوعي مي‌دانيم و چيزهايي كه تجربه كرده‌ايم ـ پاسخ‌هايي را بديهي مي‌دانيم. هنگامي كه ايده‌اي را مطرح مي‌كنيم، تنها نبايد به اين مطلب توجه كنيم كه براي ما چه معنايي دارد، بلكه بايد بدانيم كه اگر ما با سابقه‌اي كاملاً متفاوت به آن نگاه كنيم، چه معنايي دارد. ارائه مطلب، بهترين شيوه بيان ايده‌هاي شماست، نه به شنونده‌اي كه خود شما باشيد، بلكه به شنونده‌اي كه دنيا را از چشم شما نمي‌بيند.

 

از هر چه بترسيد، گرفتارش ميشويد

تا زماني كه وقت خود را به غصه خوردن درباره كارهاي نادرست صرف كنيم، فرصتي براي پيشرفت خود نداريم؛ يعني اينكه غصه خوردن درباره امور نادرست، شانس اين‌كه آن كارها همچنان نادرست بمانند را افزايش مي‌دهد. اينكه بپذيريم گاهي موفق مي‌شويم و گاهي شكست مي‌خوريم ما را از بند رها مي‌كند تا اهداف خود را دنبال كنيم و وقتي براي فكر كردن به آنچه مي‌توانيم بكنيم ـ در عوض فكر كردن به آنچه نمي‌توانيم انجام دهيم ـ صرف كنيم.

 

برگرفته از كتاب صد راز ساده ي افراد موفق / دكتر ديويد نيون / شهروز فرهنگ / انتشارات كليد آموزش

Like 🙂
1

ارتباط بدون خشونت

ارتباط بدون خشونت یاNonviolent Communication)NVC )، الگویی ارتباطی مبتنی بر مهارتهای کلامی است که تبادل اطلاعات و حل صلح آمیز اختلافات را تسهیل می کند.این الگوی ارتباطی بر ارزشهای مشترک انسانی و نیازها تکیه می کند و افراد را به پرهیز از رفتاری که موجب مقاومت یا کاهش عزت نفس  می شود و استفاده از زبانی که سلامت را افزایش می دهد، تشویق می کند.

به گفته مؤلف اثر:”ارتباط بدون خشونت یعنی خلق و نگهداری کیفیتی از روابط که تحقق بخش نیازهای طرفین ارتباط باشد.”

ارتباط بدون خشونت، باور دارد که به جای ترس،گناه ، سرزنش و شرم ؛ غنی سازی زندگی ، رضایت آمیزترین انگیزه برای انجام کارهاست و به عنوان هدف بر پذیرش مسئولیت فردی در انتخاب و افزایش کیفیت ارتباط تأکید .این روش برای طرف مقابل که  آن را نمی داند،  نیز مؤثر است.

به روش ارتباط بدون خشونت شما خواهید دانست که:

– هر کاری که هر کسی انجام می دهد تلاشی است برای تحقق نیازهای محقق نشده.

– برای هر کسی تحقق نیازها از طریق همکاری ، سالم تر از رقابت است.

–  به صورت طبیعی افراد وقتی از روی میل در سلامت دیگران سهیم شوند ،  لذت می برند.

مهارتهای ارتباط بدون خشونت به شما کمک می کند تا:

–  احساس شرم، گناه،  ترس و افسردگی را از بین ببرید.

– خشم و ناامیدی را به ساختن اتحاد و پیامدهای مشارکتی تبدیل کنید.

–  راه حلهایی بر اساس امنیت و احترام متقابل و اتفاق آرا خلق کنید.

–   نیازهای اساسی ، خانواده ،  مدرسه، و جامعه را به روشهای زندگی غنی ساز تحقق بخشید.

Rosenberg, Marshall B. .روزنبرگ، مارشال، 1934- ،م
زبان زندگي ، ارتباط بدون خشونت / مارشال ب. روزنبرگ؛ ترجمه ي کامران رحيميان. – تهران: اختران 1383
ISBN: 964-7514-83-2
. ص 274
.فهرستنويسي بر اساس اطلاعات فيپا
عنوان .ب .رحيميان،کامران،مترجم .الف .روابط بين اشخاص .2 .ارتباط بين اشخاص .1
155/6
BF 637 / الف 4 ر 84
م 83-30308
کتابخانه ملي ايران

Like 🙂
6