چطور میتوانیم دنیا را تا سال ۲۰۳۰ به جای بهتری تبدیل کنیم؟

آیا می‌توانیم در ۱۵ سال آینده گرسنگی و فقر را پایان داده و تغییرات آب و هوایی را متوقف کنیم و به تساوی حقوق زن و مرد دست یابیم؟ دولت‌های جهان باور دارند که می‌توانیم. طی نشستی در سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۱۵ آنها بر سر مجموعه‌ای از اهداف جهانی برای توسعه جهان تا سال ۲۰۳۰ موافقت کردند. متخصصِ”پیشرفت اجتماعی”، مایکل گرین، ما را به تصور کردن اینکه این اهداف و چشم اندازشان برای جهانی بهتر چگونه محقق می‌شوند فرا می‌خواند

Like 🙂
3

قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری

هنوز در حال و هوای روز زن هستم ،هرچند دو سه روزی از آن گذشته باشد و بی مناسبت نیست  قدری از خود مان تعریف و تمجید کنم ! .

سروده های طنزگونه مردانه را مرور و می بینیم که برای مهرو عشق و بخشش خود چه شرط و شروط و اگر و مگر دارند !، حتی برای آن یار فرهیخته که از نامش (ترک شیرازی ) پیداست که به پدیده چند فرهنگی باور دارد !.برای ما اما تنها وجودداشتن (فارس تبریزی ) بسنده است ،چرا که گوهر شناسیم و عاشق !

حافظ :

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را          به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

صائب تبریزی  :

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را         به خال هندویش بخشم سر و دست و تن وپا را

هرآنکس چیزمی بخشد زمال خویش می بخشد     نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

شهریار  :

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را        به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را

هرآنکس چیزمی بخشد بسان مرد می بخشد       نه چون صائب که می بخشد سرودست وتن وپارا

سرودست وتن وپارابه خاک گورمی بخشند       نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله د لها را

محمد عیاد زاده  :

اگرآن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را         خوشابرحال خوشبختش ،بدست آورد دنیا را

نه جان وروح می بخشم نه املاک بخارارا       مگر بنگاه املا کم ؟چه معنی دارد این کارا؟

وخال هندویش دیگر، ندارد ارزشی اصلا        که با جراحی صورت ،عمل کردند خال هارا

نه حافظ داد ه املاکی،نه صائب دست وپاهارا     فقط میخواستند اینها ، بگیرند وقت ماها را

مینا  :

تمام بذ ل و بخشش ها ،زآقایان شاعرها           بد ند مشروط بر اصل : بدست آوردن دلها

لزومی نیست برمعشوق،که دزد د اودل مارا      که عاشق بودن از اول ،مرام ماست (مازنها)

بد ند =بودند

Like 🙂
20

آداب گله گی

1- قبل از هر اقدام , آرام باشید و مورد گله را بررسی کنید . بهتر است خود را جای طرف مقابل قرار دهید . بیشتر گاه ها فقط یک سوء تفاهم است .

2- نه ؟ سوء تفاهم نیست ؟ خیلی خب . حالا میتونید به بحث و بررسی دونفره بگذارید . توجه فرمودید بحث و بررسی دونفره .

3- از دخالت دادن داور و قاضی بپرهیزید . هیزم بیار جهنم رو هم کنسلش کنید . پاد زهری نیستند ..که میتوانند زهر باشند .

4- به وقت عرض گله گی قبل از زدن تیر خلاص فرصت دفاع  بدهید .

5- فراموش نکنید گوشزد کردن این مطلب را, که  دوستش دارید و تلاشتان در جهت حفظ  رابطه است .

6- کل شخصیت اورا زیر سوال نبرید ؟ جوابی پیدا نمیکنید .

7- بهتراست که در زمان صحبت به چشمهای او نگاه کنید . من که جای قشنگ تری را سراغ ندارم .

* آدمها بد نیستند و قصد بدی هم ندارند . گاهی رفتارهایی از آدم ها سر می زند که در فرهنگ بعضی دیگر معنی قشنگی ندارد و تعریف متفاوت پیدا میکند . نگران نباشید . با استفاده از کلمات و جملات صادقانه , زیبا و مناسب  هر سوء تفاهمی رفع میشود .

مریم کاشانی

Like 🙂
2

والدین و سوء رفتارهای کودکان 2

 

قسمت دوم

روشی که والدین در مقابل سوءرفتارهای فرزندان انجام می دهند ، بر سوءرفتارهای آینده آنها اثر می گذارد. بخش مشخصی از سوءرفتارها معمولی است. ظاهرا کودکان حدود پنج درصد از دوران کودکی خود را دچار سوءرفتار می شوند . شناخت نحوه برخورد با این 5درصد سوءرفتار، امری حیاتی است . رفتار درست در مقابل این پنج درصد سوءرفتار کودکان می تواند این میزان از سوءرفتارها را به  دو درصد کاهش دهد؛ در حالی که واکنش نادرست این میزان را به ده درصد افزایش می دهد .   شناخت نحوه واکنش در مقابل رفتارهای نادرست کودکان امری ضروری است، اما شناخت اینکه چگونه از مشکلات انضباطی پیشگیری کنیم مهم تر است . والدین موفق به پیشگیری و برنامه ریزی اعتقاد دارند .

چه عملکردی نیاز داریم ؟

برای اینکه والدین موفقی باشیم به چه شاخص‌هایی نیاز داریم ؟ والدین موفق و فرزندانشان در نظم و تربیت شریک یکدیگر هستند. والدین می دانند که تربیت فرایندی آموزشی است و نه فقط یک تنبیه .  آنان این حقیقت را درک می کنند که رفتار و احساسات آنها بر رفتار فرزندانشان تاثیر می گذارد. پدران  و مادران موفق بر انرژی خود را  بر جنبه‌های مثبت رفتار فرزندان متمرکز می‌کنند . آنان روی همکاری دوطرفه در امر تربیت تاکید دارند، نه کنترل . این والدین به فرزندان خود آموزش می دهند که برای  خود فکر کنند و خود کنترلی را به آنها می آموزند. والدین موفق از کودکان خود یاد می گیرند؛ مشکلات را پیش بینی می‌کنند و برای حل آن برنامه ریزی می کنند. آنها استراتژی پویا برای مدیریت خشونت، بحث و نافرمانی فرزندان خود دارند . همچنین برنامه هایی برای آموزش ارزش همکاری در انجام فعالیت‌های خانه، اجازه گرفتن و انجام تکالیف مدرسه دارند. آنها اجازه نمی دهند که سوءرفتارها باعث از بین رفتن علاقه خود نسبت به فرزندانشان شود. والدین موفق سخت گیر اما مثبت هستند .آنها جدی هستند، اما حس فرزند دوستی را از دست نمی دهند . آنها می دانند که چگونه از فرزندان خود قدردانی کنند، حتی زمانی که رفتار نادرستی از آنها سربزند. مهمترین مشخصه برای والدین موفق این است که آنها تغییر پذیر هستند .

Like 🙂
1

من در خندیدن استاد هستم!

من در طول زندگی ام با سختی های بسیار زیادی روبه رو بوده ام، و کشور من در حال گذراندن دوران خطیری است. با این حال من بیشتر اوقات می خندم و خنده ام مُسری است. وقتی که از من می پرسند که چگونه می توانم در این موقعیت بخندم، پاسخ می دهم که من در خندیدن استادم! خندیدن صفت مشخصه ی تبتی هاست. این فرق تبتی ها با ژاپنی ها یا هندی هاست. تبتی ها بسیار شادمان هستند، مثل ایتالیایی ها و البته کمی از آنها خود دار ترند، مثل آلمانی ها یا انگلیسی ها.

من شادمانی ام را از خانواده ام هم گرفته ام. من از یک دهکده کوچک آمده ام و نه از یک شهر بزرگ. زندگی در یک دهکده کوچک بسیار طرب انگیزتر از زندگی در شهرهای بزرگ است. در آنجا ما همدیگر را سرگرم می کردیم و دست می انداختیم، با هم شوخی می کردیم و این عادت ما بود.

چیز دیگری که این ویژگی را در من تشدید می کند و اغلب آن را به همه می گویم، این است که ما باید واقع بین باشیم. البته مشکلات همیشه وجود دارند، اما این که فقط به جنبه های منفی آنها فکر کنیم هیچ کمکی به یافتن راه حل برای خروج از مشکل نمی کند. این کار فقط آرامش فکری را از ما می گیرد. همه چیز در این جهان نسبی است. اگر کلی نگر باشیم، خواهیم دید که حتی در بدترین تراژدی ها هم جنبه هایی مثبت وجود دارد. اگر دیدی مطلقا منفی داشته باشیم و فقط جنبه های بد را ببینیم، تنها خود را نگران تر و مضطرب تر می کنیم. در حالی که اگر همه ی جوانب یک مشکل را نگاه کنیم، جنبه های بد آن را دیده و می پذیریم که این جنبه های بد وجود دارند. من این این نوع نگرش را با تمرین و از فلسفه ی بودایی گرفته ام و این نوع نگرش بسیار به من کمک می کند.

من همیشه به شوخی می گویم که هرکس که خیلی خودخواه است باید نوع دوست باشد.

مثلا این را در نظر بگیرید که ما کشورمان را از دست داده ایم، ما مردمانی بی خانمان هستیم و مصیبت های زیادی را باید تحمل کنیم، به علاوه شرایطی بسیار دردناک هم بر کشورمان، تبت حکمفرماست. با این حال تجربه هایی از این گونه منجر به فایده های زیادی هم می شوند.

مثلا مرا در نظر بگیرید که نیم قرن است بی خانمان هستم، اما در عوض حالا خانه های جدید زیادی در سراسر دنیای بزرگ دارم. اگر من در پاتالا مانده بودم، فکر نمی کنم که شانس آشنایی با این همه شخصیت را پیدا می کردم، رؤسای دولت های آسیایی، آمریکایی و اروپایی، پاپ ها و بسیاری از دانشمندان و اقتصاد دانان مشهور.

زندگی در تبعید خوب نیست، اما من همیشه سعی کرده ام خود را شادمان نگه دارم و قدر فرصت هایی که این نوع زندگی، یعنی بی خانمانی و دوری از قواعد مرسوم، برایم به ارمغان آورده است را بدانم. به این ترتیب بوده است که من توانسته ام آرامش درونی خود را حفظ کنم.

من لبخند را که منحصر به بشر است، دوست دارم

برای دست یافتن به شفقت، عقلانیت و صبوری کافی نیست که تنها به آنها فکر کنیم و دلخوش باشیم. سختی ها هستند که موقعیت را برای تمرین این خصوصیات در اختیار ما می گذارند. چه کسانی می توانند چنین موقعیتی را برای ما فراهم کنند؟ مطمئنا دشمنان ما و نه دوستانمان، زیرا دشمنان ما هستند که بیشترین مشکلات را برای ما ایجاد می کنند. پس اگر به راستی می خواهیم که به جلو برویم بایستی که به دشمنان خود احترام بگذاریم و آنها را بهترین معلمان خود بدانیم.

کسانی که عشق و شفقت را بسیار ارزشمند می دانند، ضروری است که به تمرین صبوری بپردازند و برای این تمرین نیازمند دشمن خود هستند. ما باید قدر دشمنان خود را بدانیم، زیرا که آنها بهترین کمک را به ما می کنند تا ذهنی آرام داشته باشیم! دشمنان واقعی ما که بایستی با آنها روبرو شویم و شکستشان بدهیم عصبانیت و نفرت هستند، نه آن “دشمنانی” که گاه و بیگاه در زندگی ما پیدا می شوند.

البته این طبیعی و درست است که ما همه می خواهیم که دوستانی داشته باشیم. من اغلب به شوخی می گویم که خودخواهان واقعی بایستی بسیار نوع دوست باشند! اگر می خواهید که دوستان بیشتری داشته باشید و لبخند را بر لبان افراد بیشتری بنشانید، باید از دیگران مراقبت کنید و با کمک به دیگران و خدمت به آنها زندگی بهتری را برایشان فراهم کنید. نتیجه این کار؟ وقتی که خودتان نیاز به کمک داشته باشید، کمک در دسترستان خواهد بود! از سوی دیگر، اگر نسبت به خوشبختی دیگران سهل انگار باشید، در طولانی مدت آنکه می بازد شما هستید. آیا دوستی نتیجه ی مشاجره، عصبانیت، حسادت و رقابت مهارگسیخته است؟ من اینطور فکر نمی کنم. تنها عطوفت و مهربانی است که منجر به یافتن دوستان قابل اعتماد می شود.

در دنیای مادی معاصر، اگر شما ثروت و قدرت داشته باشید اینطور به نظر می رسد که دوستان زیادی هم خواهید داشت. اما آنها دوستان شما نیستند؛ آنها دوستان پول و قدرت شما هستند و اگر ثروت و نفوذتان را از دست بدهید دیگر آنها را پیدا نخواهید کرد.

بدبختانه، تا وقتی که همه چیز خوب پیش می رود ما فکر می کنیم که نیازی به دیگران نداریم. اگرچه وقتی که شرایط زندگی یا سلامتی ما رو به زوال می رود به زودی در می یابیم که چقدر در اشتباه بوده ایم. در این زمان است که ما کمک کننده های واقعی را می شناسیم. برای اینکه برای چنین شرایطی آماده باشیم بایستی دوستانی حقیقی برای خود دست و پا کنیم که در هنگام نیاز حاضر باشند و تنها راه برای این کار رواج نوع دوستی است.

مثلا من همیشه می خواهم که دوستان بیشتری داشته باشم، و همیشه آرزو می کنم که لبخندهای بیشتری را ببینم، لبخندهای واقعی بیشتری را. زیرا که لبخند انواع مختلفی دارد، لبخند های طعنه آمیز، مصنوعی، یا سیاسی. بعضی از لبخندها خوشنودی و رضایت تولید نمی کنند و حتی بعضی از لبخندها باعث ایجاد شک و تردید یا ترس می شوند. یک لبخند واقعی باعث ایجاد احساس اعتماد و شادابی می شود. و من فکر می کنم که لبخند مختص نوع بشر است. اگر ما طالب لبخندهای واقعی هستیم، باید علتی برای بروز آنها به وجود بیاوریم.

Like 🙂
3

ملاقات با یک ژیگولو

تو چت روم بودم که سر و کله یک ناشناس پیدا شد. با خودم گفتم: من که حوصله آشنا شدن با آدم جدید را ندارم. پس بی خیال. اما سمج بود. بالاخره گفتم: من شما را نمی شناسم.. گفت: مطمئن باش از آشنایی با من پشیمون نمی شی.
– چرا؟
– چون من می تونم برات مفید باشم.
با تعجب گفتم، من که شما را نمی شناسم و احتمالا شما هم منو نمی شناسید، پس چطوری می توانید مفید باشید؟
– چند سالته؟
– آهان. چقدر زود جلو رفتید! بای. و یک علامت خداحافظی فرستادم.
سریع گفت: خوب باشه. اول من خودمو معرفی می کنم. من یک ژیگولو هستم.
– خوب اینی که گفتی یعنی چه؟
– من می تونم خدماتی از نوع خدمات سکسی به تو یا دوستات بدم.
اصلا منظورش را نفهمیدم. آمدم بدون خداحافظی از چت روم خارج شم که یکهو نوشت: من یک فاحشه مرد هستم.
موضوع برام جالب شده بود، نمی تونستم بی خیال کنجکاویم بشم. یعنی چی که اون یک فاحشه است؟ گفتم: می شه یک کم برام بیشتر توضیح بدهید؟
– من با خانم هایی که علاقمند باشند ارتباط برقرار می کنم. برای یک شب 500 هزار تومان و برای دو یا سه ساعت 200 هزار تومان!
– شوخی می کنی؟
– می تونی امتحان کنی!
و علامت خنده فرستاد.
– ببین من اینجور آدمی که تو فکر می کنی نیستم. اما دوست دارم کمی ازت سوال کنم. می شه؟
با اکراه پرسید، خبرنگاری؟
– نه .فقط و فقط حس کنجکاوی.
– خوب. باشه. بپرس.
– چند سالته؟
– 30 سال.
– چند ساله که این کار را شروع کرده ای؟
– حدودا 5 سال.
– خانواده ات می دونن؟
– نه!
– مشتری هم داری؟
– اووه. خیلی زیاد!
– چه سنی اند؟
– معمولا خانم های 40 سال به بالا! و …
بعد از چند روز و یکی دو بار چت کردن نمی دانم عقلم را از دست داده بودم یا یک همچین چیزی که گفتم: می تونم ببینمت؟ توی یک کافی شاپ؟
گفت: آره، ولی چرا؟
– فقط می خوام بیشتر بدونم. فقط می خوام سوال کنم. هزینه اش رو هم می دم.
– باشه. از تو پول نمی گیرم.
خودم از کار خودم گیج بودم. آخه چرا باهاش قرار گذاشتم؟ با خودم گفتم می تونم تا لحظه آخر تصمیممو عوض کنم و نرم. اما رفتم. نیم ساعت بعد از من به کافی شاپ رسید. خوش تیپ بود. گفت در دانشگاه درس خوانده است و در حقیقت مهندس بود. در دوران مدرسه هم شاگرد زرنگی بوده؛ چیزی که باور کردنش برایم سخت بود. حداقل همیشه پیش فرض من درباره زنانی که به دنبال این حرفه می روند این بود که آنها از ضریب هوش بالایی برخوردار نیستند. حالا که با یک نمونه مرد روبرو بودم، این حدس برایم داشت قوت می گرفت که شاید آدم کم هوشی است اما این طور نبود. ظاهرا فرضیات در مواجهه با تجربیات عوض می شن.
گفتم: دوست دختر داری؟
– آره.
– شغلتو می دونه؟
– آره. این شغل منه.
– فکر می کنی روزی ازدواج کنی؟
– آره. شاید!
– به زنها اعتماد داری؟
– اصلا. خیلی از مشتری هام متاهل اند! کلا زنها خیلی پیچیده اند.
– در مورد زنان متاهل عذاب وجدان نداری، مثلا در مورد اینکه داری باعث نابودی یک زندگی خانوادگی می شی؟ یا وابسته ات می شن.
– نه! می دونی؟ به من ربطی نداره! اون داره خیانت می کنه نه من! در ضمن خیلی وقتها کمکشون می کنم، حتی با هم حرف می زنیم.
– فکر می کنی زنهای متاهل چرا می یان پیش تو؟
– بیشتر مردها در زندگی زناشویی به فکر ارضاء شدن زناشون نیستند، فقط به خودشون فکر می کنند. بعضی از این زنان اصلا طعم محبتو ندیدن. زنی به من مراجعه کرد که بیست سال بود ازدواج کرده بود، اما وقتی شبی را با من گذراند گفت: این اولین بار بود که طعم سکس را چشیدم! خیلی ها هم از این می نالند که مردها نمی فهمنشون و خیلی نابالغ هستند یا فقط به فکر خودشون هستند.
بعد از سوالات بسیار ازش خداحافظی کردم کنجکاویم ارضا شده بود ولی عصبی بودم. رفتم خانه و زیر دوش، یک دل سیر گریه کردم. با خودم فکر کردم این نوع ارتباط برای یک مجرد، از منظر اخلاق خیلی فاجعه آمیز نیست. اما اوگفت که مشتری های متاهل دارد. این چیزی بود که نمی توانستم هضم کنم. هرچند گوشهای ما با واژه های روسپی و فاحشه به عنوان زنی که به مرد، از مجرد و متاهل ،خدمات جنسی می دهد آشنا بود اما این، یک مورد جدید حداقل برای من بود. شاید زشتی این عمل برای یک زن متاهل به اندازه یک مرد متاهل است که به سوی یک فاحشه می رود، اما اصل ماجرا چندش آور است. اصلا چرا باید این همه نیاز طبیعی ولی ارضا نشده وجود داشته باشد؟ این مسئله نشان دهنده نیاز پنهانی است در جامعه. و اینکه مسائل بین زن و شوهر خیلی بیشتر از آن چیزی است که فکر می کنیم. چیزی که وجودش را تکذیب می کنند.
چقدر همه چیز بوی دروغ و ریا می دهد، حتی در اصلی ترین کانون جامعه، یعنی خانواده.
اما سوال اصلی این جاست در این میان چه کسی مقصر است؟ فاحشه ( از زن یا مرد)؟ مرد یا زن خیانتکار؟ یا همسرزن یا مرد خیانتکار؟ یا جامعه ای که با طرح هر نیاز طبیعی به شدت برخورد می کند و هیجانات طبیعی در آن مکتوم است؟

Like 🙂
42

آداب ایمیل

این روز ها  ایمیل در حال تبدیل شدن به وسیله ای قالب برای ارتباط ماست. مرور نکات زیر می تواند به صرفه جویی در وقت شما و مخاطبانتان , کاهش دلخوری وایمنی کامپیوترتان کمک کند.

1.       مختصر و مفید بنویسید. ایمیل های خیلی طولانی احتمالا خوانده نخواهند شد.

2.       اگر از دوستانتان به خاطر ایمیل های بی جواب دلخورید, حد اقل شما ایمیل های  سوال یا درخواست را بی جواب نگذارید.

3.        به تمام سوالات پرسیده شده در یک ایمیل جواب بدهید تا در وقت همه صرفه جویی شود.

4.       دیکته و دستور زبان را رعایت کنید.

5.       سرسری جواب ندهید. توجه داشته باشید وقتی که شما صرف نوشتن یا جواب دادن ایمیل می کنید را می توان حدس زد.

6.       آن را برای شخصی که می فرستید اختصاصی کنید فرستادن یک ایمیل  کلی برای چندین نفربه سختی نشان دهنده علاقه شما به همه آنهاست.

7.       برای جواب های تکراری می توانید از الگو ها استفاده کنید.

8.       سریع پاسخ بدهید. حد اکثر در24 ساعت. اگر جواب شما مستلزم کاری است که بیشتر وقت می گیرد, با یک ایمیل کوتاه ذکر کنید که بعدا جواب خواهید داد.

9.       فایل های غیر ضروری ضمیمه نکنید.

10.   از ساختار وچیدمان مناسب استفاده کنید.

11.   از گزینه )خیلی مهم ( زیاد استفاده نکنید که چوپان دروغگو نشوید.

12.   با حروف بزرگ تایپ نکنید چون حالت داد زدن را تداعی می کند.

13.   رشته ایمیل را حفظ کنید.

14.   یک قالب رفع مسئولیت disclaimers به ایمیلتان اضافه کنید.

15.   قبل از ارسال, ایمیل خود را بخوانید.

16.   از Reply to All بیش از حد استفاده نکنید.

17.   از To  برای کسانی که طرف ایمیل هستند و از CC  برای دیگران استفاده کنید.

18.   از کلمات مختصر و شکلک ها با دقت استفاده کنید.

19.   از فرمتی استفاده کنید که خوانا باشد.

20.   اگر از HTML  استفاده می کنید مطمئن شوید که گیرنده آن را می تواند دریافت کند.

21.   ایمیل های زنجیره ای را فوروارد نکنید.

22.   در ایمیلتان درخواست رسید نکنید.

23.   اگر در فرستادن اشتباه کردید , در خواست ارجاع ایمیل را نکنید فقط بگویید اشتباه بوده است.

24.   بدون اجازه کپی نکنید.

25.   از ایمیل برای اطلاعات محرمانه استفاده نکنید.

26.   از عنوانی مفهوم برای موضوع Subject ایمیل استفاده کنید که گیرنده بدون باز کردن ایمیل بتواند محتوای آن را حدس بزند.

27.   از جملات معلوم بجای مجهول استفاده کنید. مثلا من فلان کار را خواهم کرد در مقابل فلان کار انجام خواهد شد

28.   از گزینه اضطراری فقط در موارد اضطراری استفاده کنید.

29.   از جملات بلند بپرهیزید.

30.   ایمیل های نژاد پرستانه را فوروارد نکنید.( حتی اگر جوک باشد)

31.   اگر ایمیلی به شما اخطار ویروس داشتن داد آن را فقط پاک کنید.

32.   اگر ایمیل کلی می نویسید , آن را از لحاظ جنسی خنثی بنویسید.

33.   به اسپم ها جواب ندهید. حتی جواب نه. چون با این کار فعال بودن ایمیل شما تایید می شود.

34.   کسی را درCC  قرار ندهید مگر اینکه او بتواند حدس بزند هدف از CC شدنش چه بوده است.

35.   قبل از زدن دکمه Send  تا 10 بشمارید.

36.   اگر مطلبی برایتان جالب بود بجای اینکه به تمام افراد در لیستتان, فقط برای کسانی که به آن موضوع علاقمند هستند بفرستید.

37. ازبه رنگِ رنگین کمان کردن متن خود داری کنید. چون به بی سلیقه بودن متهم می شوید.

38. درخواست فرستادن به 7  نفر نکنید (لطفاٌ)

بر گرفته از

http://www.emailreplies.com/Index.html#1concise


Like 🙂
1

چگونه به کودک خود شیر دهیم

تغذيه با شير مادر بهترين شيوه براي سلامت كودك و مادر است. البته اين موضوع تنها به مادر بستگي دارد، نه  به كس ديگر. بعضي  مادرها از ابتدا تصميم مي گيرند كه به نوزاد خود شير ندهند،  بعضي مدت كوتاهي اين عمل را انجام مي دهند،  و گروهي 2 سال تمام به نوزاد خود شير مي دهند.

شير دادن به نوزاد، مخصوصا در مكانهاي عمومي، سختي هاي خود را دارد و بهتر است مادران هنگام شير دادن به مواردي توجه كنند:

1) قبل از خروج از منزل، مكانهايي كه امكان شيردادن در آنجا بيشتر است را در نظر بگيريد. مثلا اگر بنا است كه به مركز خريد برويد از قبل تمام قسمتهاي آن را به خاطر بياوريد و گزينه هايي همچون نماز خانه را براي شيردادن انتخاب نماييد. زيرا لحظه اي كه نوزاد گرسنه مي شود و دائم گريه مي كند و شما نيز خارج از منزل هستيد، براي پيدا كردن مكاني امن و راحت براي شير دادن، فرصت كافي نداريد.

2) از آنجا كه نوزاد 8 تا 12 بار در روز شير مي خورد، شما مي توانيد زمان خروج خود از منزل را برنامه ريزي كنيد و بين دو وعده شير خوردن به بيرون برويد.

3) اگر ماشين داريد، صندلي عقب ماشين را براي شير دادن انتخاب كنيد و اگر با اتوبوس يا قطار شهري رفت و آمد مي كنيد، قسمتهاي مخصوص بانوان گزينه هاي مناسبي براي شير دادن هستند.

4) توجه كنيد كه در مكانهاي عمومي، جاهاي مناسب براي شير دادن كم است و از طرف ديگر نبايد به اين علت كه مي خواهيد به فرزند خود شير دهيد، موجب ناراحتي ديگران شويد. مثلا در اتوبوس، هواپيما، قطار يا رستوران هستيد و مقابل شخص ديگري نشسته ايد، پيشاپيش پوزش بخواهيد.

5) بهتر است در اين دوران از لباسهاي گشاد، راحت، دكمه دار استفاده كنيد و هميشه در ساك خود پتوي مسافرتي سبك  يا شال داشته باشيد كه در هنگام شير دادن بر روي شانه هاي  خود بياندازيد

6) در دوران شيردهي امكان ترشح شير از پستان و كثيف شدن لباستان زياد است. بهتر است براي پرهيز از چنين وضعيتي از پدهاي بهداشتي، كه در داروخانه ها موجود است، استفاده كنيد و هرچند ساعت يكبار آن را تعويض نماييد.

7) اگر در منزل هستيد يا در مهماني، همواره سعي كنيد در مكاني خلوت به كودك خود شير دهيد تا كودك با آرامش بيشتري شيرش را ميل كند. از حضور در مكانهاي پر سر و صدا در اين هنگام خود داري كنيد.

Like 🙂
8

آداب

“آداب” ( اتیکت ) مجموعه ای از ضوابط رفتاری است که در یک جامعه, طبقه و یا گروه انتظار انجام آن ها می رود. کلمه اتیکت اولین بار در حدود 1750 میلادی از زبان فرانسوی وارد انگلیسی شد.

آداب بستگی زیادی به فرهنگ دارند و در درون فرهنگ تکامل می یابند. آداب مناسب در یک فرهنگ ممکن است در فرهنگ دیگر تعجب آور باشد. مثلا درچین برداشتن آخرین لقمه غذا از سفره قبیح است ولی در آمریکا از مهمان انتظار می رود به ,نشانه تشکر, تمام غذایی که به او داده می شود را تمام کند.

موضوع آداب برای هزاران سال نویسندگان و متفکران را به خود مشغول کرده است. نوشته های درباره آداب را می توان درمصر باستان در سال 2375 قبل از میلاد, در روم و یونان باستان و سخنان کنفسیوس پیدا کرد. از کتاب شایست نشایست در ایران قبل از اسلام به عنوان مرجعی برای آداب مناسب اجتماعی و مذهبی استفاده می شده است.

منبع ویکیپدیا

Like 🙂
3

نامه ی آبراهام لینکلن به معلم پسرش

به پسرم درس بدهيد، او بايد بداند كه همه مردم عادل و همه آن ها صادق نيستند ، اما به پسرم بياموزيد كه به ازاي هر شياد ، انسان صديقي هم وجود دارد . به او بگوييد ، به ازاي هر سياستمدار خودخواه، رهبر جوانمردي هم يافت مي شود . به او بياموزيد ، كه در ازاي هر دشمن ، دوستي هم هست . مي دانم كه وقت مي گيرد ، اما به او بياموزيد اگر با كار و زحمت… خويش ، يك دلار كاسبي كند بهتر از آن است كه جايي روي زمين پنج دلار بيابد . به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد . از پيروز شدن لذت ببرد . او را از غبطه خوردن بر حذر داريد . به او نقش و تاثير مهم خنديدن را يادآور شويد. اگر مي توانيد ، به او نقش موثر كتاب در زندگي را آموزش دهيد. به او بگوييد تعمق كند ، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود . به گل هاي درون باغچه و زنبورها كه در هوا پرواز مي كنند ، دقيق شود . به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است كه مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد . به پسرم ياد بدهيد با ملايم ها ، ملايم و با گردن كش ها ، گردن كش باشد . به او بگوييد به عقايدش ايمان داشته باشد حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند . به پسرم ياد بدهيد كه همه حرف ها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي رسد انتخاب كند . ارزش هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد . اگر مي توانيد به پسرم ياد بدهيد كه در اوج اندوه تبسم كند . به او بياموزيد كه از اشك ريختن خجالت نكشد . به او بياموزيد كه مي تواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند ، اما قيمت گذاري براي دل بي معناست . به او بگوييد كه تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد . در كار تدريس به پسرم ملايمت به خرج دهيد،اما از او يك نازپرورده نسازيد . بگذاريد كه او شجاع باشد . به او بياموزيد كه به مردم اعتقاد داشته باشد. توقع زيادي است اما ببينيد كه چه مي توانيد بكنيد .
پســــرم كـــــودك كـــم ســـال بسيــــار خــــوبي است …….

Like 🙂
22