آدم کوچولو یا آدم بزرگ؟

شاید شما هم بچه کوچکی دارید یا شاهد مراحل رشد یکی از کوچولوهای دوستان و نزدیکان تان هستید. گاهي حرف ها و رفتارهایی از او شنیده و دیده اید که شگفتی شما را برانگیخته و با خود گفته اید چگونه این بچه به چنین درکی دست یافته؟

درست است که بچه ها دنیای مخصوص خودشان را دارند ، دنیایی که با دنیای آدم بزرگ ها خیلی تفاوت دارد، اما نباید هیچوقت این کوچولوها را دست کم گرفت. چون تقریبا از شش هفت ماهگی به بعد بسیاری از احساسات اطرافیان به ویژه احساسات مادر و پدرشان را درک می کنند. شادی و غم ، خشم  ، ترس و احساس اندوه دیگران بر حالات و رفتار آنها تاثیر می گذارد. کودکی را که از مرز یک سالگی گذشته دیگر کودک فرض نکنید. او یک کارآگاه  تمام عیار است که حرف ها و رفتارهای شما را به دقت زیر نظر دارد. همان طور که تک تک واژه ها را از شما می آموزد، از مجموعه رفتارهای شما و نحوه زندگی تان و حتی نحوه تلقی شما از دنیا تقلید می کند و تاثیر می پذیرد. اگر شما شاد و سرزنده و فعال باشید، کودک تان هم به تدریج شبیه شما خواهد شد و اگر غمگین و ساکت  یا خجالتی و … باشيد به زودی او را یک مدل کوچولو از خودتان خواهید یافت. در کنار مطالعه کتاب های زیادی که درباره نحوه رفتار با خردسالان نوشته شده به این چند نکته هم توجه کنیم:

  • صبح ها کودک تان را با کلماتی زیبا و دلنشین از خواب بیدار کنید. خواندن یک ترانه زیبای مانوس به کودک آرامش خواهد داد و آغازگر روزی پرانرژی برایش خواهد بود.
  • برنامه های تکراری صبحگاهی مثل شستن دست و صورت ، مسواک زدن و شانه زدن موها و پوشیدن لباس تمیز را  با توضیحات تشویقی و محبت آمیز  همراه کنید تا رعایت نظم و نظافت برای کودک ملال انگیز نشود. کودک ببیند که خود شما هم هیچ وقت مسواک و شانه و دوش گرفتن صبحگاهی را فراموش نمی کنید.
  • حتی الامکان مراقبت از کودک زیر سه سال را به شخص دیگری نسپارید. اگر برنامه کار و زندگی شما به نحوی ست که ناچارید از کمک شخص دیگری به عنوان پرستار کودک استفاده کنید، از سلامت  روح و روان و اخلاق و رفتار او مطمئن شوید.  در جلسات مختلف درباره اصول تربیتی خود با پرستار صحبت کنید . دوگانگی رفتار شما و پرستار، کودک را دچار سردرگمی و تعارض خواهد کرد.
  • تمرین کنید که در شرایط مختلف آرامش خود را حفظ کنید، خشمگین نشوید و از کوره در نروید.
  • بهتر است هیچ وقت کودک گریستن شما را نبیند. چون نه تنها این صحنه او را ناراحت خواهد کرد بلکه او از گریه کردن به عنوان یکی از راههای بیان و پیشبرد خواسته هایش استفاده خواهد کرد.
  • در گفتگوهای حضوری یا تلفنی با دیگران از نکات مثبت مثل هوش و زیبایی و شیرینکاری های او  بگویید و هرگز نکات ضعف یا اشتباهات او را پیش روی کودک با دیگران مطرح نکنید. به ویژه درباره غذاخوردن کودک قضاوت نکنید و این جمله معروف مادرها  را که “بچه من خوب غذا نمی خورد یا فلان غذا را دوست ندارد” هرگز بر زبان نیاورید. پیش روی کودک درباره دیگران هم قضاوت منفی نکنید.
  • در پاسخ دادن به پرسش های کودک واقعیات را بیان کنید، حتی اگر توضیح دادنش خیلی سخت باشد یا به نظر شما برای کودک قابل فهم نباشد. یک پاسخ واقعی درست بهتر از پناه بردن به دروغ یا مهمل بافی است.
  • با کودک همان طور رفتار کنید که دوست دارید با خود شما رفتار کنند. با او مثل یک آدم بزرگ خیلی محترم رفتار کنید. سوالش را بی پاسخ نگذارید، وقتی صدایتان کرد بلافاصله جواب دهید. اگر دستتان بند است بگویید چند لحظه صبر کن الان کارم تمام می شود …. کودک احساس کند که آدم مهمی است و شما خواسته و وجودش را هیچ گاه نادیده نمی گیرید. این گونه رفتار پایه های اعتماد به نفس او را شکل خواهد داد.
  • حتما ساعاتی را به بازی کردن ، گردش ، شوخی کردن، خندیدن و رقصیدن یا ورجه وورجه کردن با کودک خود اختصاص دهید. در حین بازی او را در آغوش بگیرید و ببوسید و از این لحظات برای گفتن جملات محبت آمیز و لمس و نوازش کودک استفاده کنید. اگر نظم و قوانین و اصولتان را زیر پا نگذارید، هرگز ناز و نوازش ها وخنده و بازی و همدلی تان با کودک زیاده از حد نخواهد بود و به اصطلاح لوس نخواهد شد.
  • کودک تان باید مطمئن شود که شما همیشه و از صمیم قلب دوستش دارید. برای تنبیه او هرگز جمله ” دیگه دوستت ندارم “را بر زبان نیاورید.

نگار

Like 🙂
4

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Website Protected by Spam Master