سنت, تجدد و پسا تجدد گرایی 3

در دو مقاله قبل بحث بر سر شناخت انسان متجدد بود. اولین و بارزترین مشخصه انسان متجدد این است که نسبت به انسان سنتی عقل گراتر است. به این معنی که به عقیده انسان متجدد هیچ ساحتی از جهان نیست که به مدد عقل شناخته نشود. در حالی که انسان سنتی جهان را دارای دو عرصه می بیند. عرصه این جهانی که با مدد عقل قابل شناختن است و ساحت ماورائی که برای عقل قابل شناختن نیست و تنها به کمک متون مقدس و دینی می شود تا حدودی به آن مفاهیم دست یافت.

دومین مشخصه انسان متجدد، التفات انحصاری او به علم تجربی است. یعنی روش علمی که مبتنی بر مشاهده، آزمایش، نظریه پردازی و آزمون نظریه ها باشد. البته وقتی می گوییم علوم تجربی، فقط علوم طبیعی مثل فیزیک و شیمی نیست، بلکه علوم تجربی انسانی مثل روانشناسی، اقتصاد و جامعه شناسی را نیز مد نظر دارد. این نام را به هر علمی که فقط با این روش پیش می رود اطلاق می کنیم. علم تجربی خصیصه منحصر به فردی دارد که در هیچ علم دیگر مانند علوم عقلی و شهودی و عرفانی و تاریخی وجود ندارد. خصیصه این است که وقتی شما در یکی از علوم تجربی عالم باشید پدیده ای بالفعل مشهود را می توانید پیش بینی کنید. تبیین بالفعل مشهودها و پیش بینی بالفعل نامشهودها قدرتی است که فقط علم تجربی به شما می دهد و تبیین، همیشه بیان چرایی است نه بیان چگونگی. مثلا می توانم چرایی پژمردگی یک گل را تبیین کنم . این هنر اختصاصی علم تجربی است. از این هنر، هنر دومی هم زایش می کند و آن هم پیش بینی پدیده های بالفعل نامشهود است.یعنی من می توانم پیش بینی کنم که اگرچه این گل اکنون با نشاط است، ولی اگر فلان و بهمان شود تا پنج ساعت آینده پژمرده خواهد شد. در اثر این دو هنر، هنر سومی پدید می آید که می توانیم آینده را طراحی و برنامه ریزی کنیم.

تا قدرت پیش بینی وجود نداشته باشد قدرت طراحی و برنامه ریزی وجود نخواهد داشت.  اگر توانا شدیم که طراحی و برنامه ریزی کنیم، متعاقبا هنر چهارمی پدید می آید که می توانیم قدرت ضبط و مهار جهان را پیدا کنیم. مثلا می توانیم کاری کنیم که حوادثی در آینده اتفاق  نیفتد یا آنها که رخ دادنی هستند چگونه رخ دهند و چگونه رخ ندهند. یا کاری کنیم که رخ دادنشان به تعویق بیافتد یا رخدادشان تسریع شود. پیشگیری از شیوع بیماری های مسری نمونه مناسبی است برای نشان دادن ضبط و مهار جهان وقایع در جهان یا حتی تشخیص وجود بعضی از بیماری های جنین انسان قبل از تولد نوزاد.  این قدرت های چهارگانه را فقط علوم تجربی یکی پس از دیگری در اختیار ما می گذارد. این رویکرد به علوم تجربی در انسان 500 ساله اخیر پدید آمده است. مهمترین مولود چهار مشخصه بالا که برای علوم تجربی ذکر شد پدید آمدن تکنولوژی و فن آوری، و در پی آن صنعت بود. صنعت وقتی پدید می آید که انسان از علوم تجربی آگاه باشد. برای اینکه صنعت داشته باشیم، شرط لازم این است که علوم تجربی پیشرفته داشته باشیم. اما شرط کافیِ صنعتی شدن این است که قصد تغییر جهان را داشته باشیم.

خلاصه شده از سخنرای های سنت, تجدد و پسا تجدد گرایی مصطفی ملکیان در دانشگاه شریف

قسمت های قبل

http://www.adabkadeh.com/?p=597

http://www.adabkadeh.com/?p=571

Like 🙂
1

One thought on “سنت, تجدد و پسا تجدد گرایی 3”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Website Protected by Spam Master