نامه ی آبراهام لینکلن به معلم پسرش

به پسرم درس بدهيد، او بايد بداند كه همه مردم عادل و همه آن ها صادق نيستند ، اما به پسرم بياموزيد كه به ازاي هر شياد ، انسان صديقي هم وجود دارد . به او بگوييد ، به ازاي هر سياستمدار خودخواه، رهبر جوانمردي هم يافت مي شود . به او بياموزيد ، كه در ازاي هر دشمن ، دوستي هم هست . مي دانم كه وقت مي گيرد ، اما به او بياموزيد اگر با كار و زحمت… خويش ، يك دلار كاسبي كند بهتر از آن است كه جايي روي زمين پنج دلار بيابد . به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد . از پيروز شدن لذت ببرد . او را از غبطه خوردن بر حذر داريد . به او نقش و تاثير مهم خنديدن را يادآور شويد. اگر مي توانيد ، به او نقش موثر كتاب در زندگي را آموزش دهيد. به او بگوييد تعمق كند ، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود . به گل هاي درون باغچه و زنبورها كه در هوا پرواز مي كنند ، دقيق شود . به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است كه مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد . به پسرم ياد بدهيد با ملايم ها ، ملايم و با گردن كش ها ، گردن كش باشد . به او بگوييد به عقايدش ايمان داشته باشد حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند . به پسرم ياد بدهيد كه همه حرف ها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي رسد انتخاب كند . ارزش هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد . اگر مي توانيد به پسرم ياد بدهيد كه در اوج اندوه تبسم كند . به او بياموزيد كه از اشك ريختن خجالت نكشد . به او بياموزيد كه مي تواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند ، اما قيمت گذاري براي دل بي معناست . به او بگوييد كه تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد . در كار تدريس به پسرم ملايمت به خرج دهيد،اما از او يك نازپرورده نسازيد . بگذاريد كه او شجاع باشد . به او بياموزيد كه به مردم اعتقاد داشته باشد. توقع زيادي است اما ببينيد كه چه مي توانيد بكنيد .
پســــرم كـــــودك كـــم ســـال بسيــــار خــــوبي است …….

Like 🙂
22

نقد و انتقاد: سازنده ویا مخرب؟

نقد و انتقاد: سازنده ویا مخرب؟

1. تعریف نقد و انتقاد

درفرهنگ عمید نقد را(سره کردن . ظاهرساختن عیوب یا محاسن کلام )و انتقاد را (سره کردن .آشکارکردن عیب شعروبحث کردن درباره مقاله، کتاب بطوریکه خوبیها و بدیهایش آشکار شوند )معنی شده اند. نقد را (مطرح کردن نا رسائیها با دلیل و استدلال ) نیز تعریف کرده اند.

انتقاد از نقد می آید و (ارزیابی ایده ، روش و یا رفتار دیگران و گفتن آن ) است .عموما و بویژه در فرهنگ ما بار منفی دارد و آن بیشتربه سبب خاطرات بدی است که هریک ازما از کنترل های مستبدانه ، تکیه بر بخش منفی هر رفتار (و از آن بدتر خود شخص )،سرزنش ها ، برچسب ها ،تحقیرها ،پندهای تکراری و خارج از توان و نیاز فرد ،نکوهش احساسات و… تحت پوشش و عنوان انتقاد داریم .

در رابطه افراد با یکدیگر نقد و انتقاد سازنده اهمیت دارد و حافظ حقوق فردی افراد است و به نگهداری حدود و مرزها در روابط بین دو نفر کمک میکند .

در رابطه فرد با جامعه ، نهاد ها و سیستم هم که اهمیت آن روشن است. جامعه دموکرات شهروند مسئول می طلبد و در آن هرکس حق دارد قوانین ، سیاست و عملکرد مسئولان ،ایده های مطرح در هر زمینه( هنر و روابط اجتماعی ، خلقیات و سنت ها و..) را نقد کند.البته بشرط حفظ حریم خصوصی و پرهیر ازتمسخر نقائص مادرزادی .

در تربیت نوین کودک (پرسشگر ، منتقد و منطقی ) ببار می آید .خلقیات و سنت ها یک مرتبه عوض نمی شوند و بخشی از آنها که در جهت رشد تغییر میکنند ، به همت افراد مسئول است که فرهنگ عامه را زیر سئوال برده و باورها و رفتارها را مورد نقد و انتقاد قرار میدهند .

 

2. آیا انتقاد ضروری و سودمند است ویا غیرآن؟ آیا با انتقاد کردن، از حد و مرز متعارف بین ما گذر نمی کنیم ؟ با مثبت نگری در تعارض نیست ؟ در چه مواردی جایز و سودمند است ؟

بودا :اگر از گفتن حقیقت ، طرف تو در رنج می افتد حقیقت را نگو .

پیامبر :حقیقت را بگو و طرف تو گرچه رنج میبرد ولی تحمل کرده و رشد خواهد کرد .

شما چه میگوئید؟ آیا ما میخواهیم طرف را تغییر دهیم؟ آیا این پیام برخی از روانشناسان که میگویند (شما نمیتوانید هیچکس را تغییر دهید ، تنها میتوانید خودتان را تغییر دهید ) صد در صد درست است ؟ آیا ما میتوانیم در حالیکه کل شخصیت دیگری را تغییر نمیدهیم او را واداریم که رفتار تهاجمی و تعرض آورش با ما را تغییر دهد ؟

برای پاسخ این سئوالات سه دیدگاه را بررسی کنیم :

دیدگاه اول :

درین دیدگاه افراد انتقاد کردن را نه تنها ضروری میدانند ، بلکه آنرا رسالتی برای خود می شمارند .شاید ریشه های آن در باورهای سنتی از مذهب باشد و یا از فرهنگ اقتدار گرا که هدایت و کنترل دیگران ازراس هرم شروع و تا پایه های آن ادامه دارد .در بخشی از فرهنگ عامه ،ازسوئی ما را از عیب جوئی منع کرده اند ولی از سوی دیگررسالت دانایان را راهنمائی نادانان دانسته اند .حال کیست که خود را از دسته دانایان نداند ؟!. چرا که تنها چیزی که هیچکدام از ما به آن اعتراض نداریم و آنرا عادلانه میدانیم “تقسیم عقل و دانائی ” است چون معتقدیم به اندازه کافی به ما رسیده است !

دیدگاه دوم :

درین دیدگاه فقط خدا را کامل میدانندواز همو ستارالعیوب بودن را یاد می گیرند . نکوهش غیبت (که برپایه قضاوت و انتقاد بنا شده )در فرهنگ عامه ما قابل توجه است . ضرب المثل هائی ازین دست زیاد دار یم: درعیب نظر مکن که بی عیب خداست . هرکه بی هنر افتد نظر به عیب کند .

نظامی :در همه چیز هنر وعیب هست عیب مبین تا هنر آری بدست

فردوسی :چوعیب تن خویش داند کسی زعیب کسان برنگوید بسی

مولوی :غیب ندانند مگر اهل غیب عیب نبینند بجز اهل عیب

سعدی :همه حمال عیب خویشتنیم طعنه بر عیب دیگران چه زنیم

ودر جائی دیگر : گرهنری داری و هفتاد عیب دوست نبیند بجز آن یک هنر

ویا : تو خاموش اگر من بهم یا بدم که حمال شود و زیان خودم

چو ظاهر به عفت بیاراستم درشتی مکن برکم و کاستم

مثبت اندیشان امروزی هم در باب خودداری از قضاوت کردن رفتار دیگران و ابراز آن بسیار گفته اند . (بگذار همسایه ات باغچه اش را به سبک خود باغبانی کند ) از پیامهای مشهور وین دایر است .

دیدگاه سوم :

درین دیدگاه پنج مورد را برای نقد وانتقاد کردن جایز و حتی سودمند می دانند :

a) برخی از افراد برای خودشناسی از فردی که خود انتخاب میکنند و به درایت ،انصاف ،صداقت ،واقع گرائی اش باور دارند می خواهند که رفتار آنها را نقد کند .در چنین مواردی که طرف خودش قبلا از ما خواسته هر رفتارش که از نظر ما نیاز به بازنگری ، تصحیح ویا توقف دارد را با او درمیان بگذاریم، انتقاد جایز است

b) اگر کسی به حقوق ویا حریم شخصی ما تجاوز میکند ، اجحاف میکند،خشونت می ورزد ، کنترل و تحقیرمان میکند ویا… لازم است که ازین رفتارش انتقادکنیم تا آنرا اصلاح ویا اگر لازمست متوقف کند.

c) نقد خود( البته با روش های سازنده ) و یا گروهی که به آن تعلق داریم ، رشد و بالندگی را در پی خواهد داشت .

d) در مورد کودکانمان ، نحوه( آموزش وانتقال ارزشها، دادن اطلاعات،قانون گذاری جمعی و پیروی و یا تمرد از آن و نتایج آن و.. )با استفاده از روش آزمون و خطای آنها و کشف آن توسط خودشان و گاه با کمک ما ، میتوانند در میدان بحث نقد رفتار خودشان هم بررسی شوند . این روشها گرچه از سوئی مواردی حساس و تخصصی هستند ولی از سوی دیگرخوشبختانه امکان فراگیری اشان برای والدین وجود دارد .

e) نقد و انتقاد از حوزه عمومی ( سیاست ، هنر ،روابط اجتماعی، سیستم و..) ضروری است .

هانا آرنت که از متفکران بزرگ دوره ماست ، در بحث (مسئولیت فردی )به (جسارت داوری) پرداخته است . بنظر اوکسی که میگوید : من که هستم که قضاوت کنم ، نوعی فروتنی کاذب دارد . در پس اکراه از داوری این گمان می خزد که هیچکس مختار نیست و در نتیجه این تردید بوجود می آید که که هیچکس مسئول نیست .فروپاشی اخلاقی ، پیش درآمد از هم پاشیدن جامعه آلمان بود که طی سالهای جنگ بوقوع پیوست . آلمانی هائی که در ایجاد نازیسم سهمی نداشتند ولی تحت تاثیر موفقیت نازی ها قرار گرفته و جرات داوری نداشتند و از دوستان خود بریدند، به سقوط اخلاقی دامن ردند .

بررسی انگیز ه های ما از انتقاد :

یک شیوه برای تشخیص ضرورت طرح انتقاد یا عدم آن اینست که هر کس قبل از نقد به انگیزه هایش توجه کند :آیا واقعا جنبه مثبت وسازنده دارند ؟

با کمی خودشناسی هرکس قادر خواهد بود از انگیزه های شخصی و یا منفی خود آگاه شود . برای نمونه :

• آیا از دیگران انتقاد میکند چون خود( وحتی سلیقه خود) را ازآنها بهتر میداند؟

• ریشه اینکار ش در کامل خواهی و انتظارات زیاد از دیگران نیست ؟ اگر دیگری را بصورت مجموعه ای از خوبی و کمبودش ببیند(عسل در باغ هست و غوره هم هست) وتوقع خود را کم کند آیا هنوز ضرورتی برای طرح آن می بیند؟

• آیا برای شنیدن پنجره با در حرف میزند ؟!( ازکودک مظلوم انتقاد میکند تا آن یکی حساب کار دستش بیاید؟. )

• آیا تحت پوشش نقد نمیخواهد از طرف افشاگری کند و در جمع آبرویش را ببرد ؟

• آیا نمیخواهدبا اینکار کنترل دیگری را در دست گیرد و یا ادامه دهد ؟

 

3. اهمیت هنر انتقاد از خود (یا گروه خود)وچگونگی نگهداری حد و مرز آن ؟

در خودشناسی و طی مسیر رشد ، بازبینی و بررسی اینکه در کجای کاریم ؟ به چه می اند یشیم وچه میکنیم ضرورت دارد .

سعدی : همه از دست غیر می نالند سعدی از دست خویشتن فریاد

اگر هنر را (بیرون رفتن از محدوده ممکن وگشودن فضائی بر روی خود و دیگران ) تعریف کنیم ،انتقاد از خود ،بویژه در وجه اجتماعی آن را میتوان هنر نامید . مرزهای انتقاد از خود چه در خلوت و چه در جمع تا حدی است که به تحقیر و احساس گناه و.. کشیده نشود .

هر جمع و گروهی که در آن نقد اندیشه ها و رفتارها(ونه خود افراد ) باشد پویندگی را در پیش خواهد داشت.

 

4. انواع انتقاد ( سازنده و مخرب )؟

انتفاد سازنده :

• رابطه را تصحیح کرده و بهبود می بخشد .

• رو به آینده دارد. راه را باز میگذارد .

• از جنبه های مثبت شروع کرده و سپس به منفی ها میرسد و برای آنها هم راه حل دارد .

انتقاد مخرب :

• گفته اند زخم زبان از زخم شمشیر بدتر است .

• به اعتماد به نفس فرد لطمه میزند . کلی گوئی میکند . کل شخصیت او را زیر سئوال میبرد و میخواهد کل او را عوض کند.در مورد کودکان چون تلقین هم به آن اضافه میشود لطمات بسیاری میزند .

• رو به گذشته دارد و راه حلی نمیدهد و فقط طرف را محکوم میکند .

• گاه حتی دیرتر از موعد است و در مورد کاریست که دیگر تکرار هم نخواهد شد .پس چرا ابراز میشود ؟

• این نوع انتقادها میتوانند به (فضولی .سرزنش .ایرادو عیب جوئی. زخم ربان. کنایه. متلک و تمسخر. مقایسه کردن. غرغر. آبرو بردن. تحقیر و حتی تهمت) آلوده شوند.

 

)ناگفته نماند واژه فضولی “به معنی کارزیادی” که ورود به حریم شخصی دیگران است ، با واژه فضله هم خانواده است !(

 

5. با چه شیوه هائی میتوان انتقاد را سازنده و موثر کرد ؟

a) مهمترین روش اینست که انتقاد رابه شکل مبادله اطلاعات کنیم ،بشکل یک گفتگوی دوطرفه که در آن با مشکلات و احساسات او همدلی داشته باشیم

b) با استفاده از جملات سئوالی به او کمک کنیم خودش مشکل را پیدا کند .و از اول رای بر محکومیت او ندهیم، فرصت گفتگو بدهیم .شاید ما اشتباه کرده ایم . در اینصورت آنرا بپذیریم

c) گاهی ما در حالیکه فرزندانمان ، فرزند دارند ! هنور میخواهیم به آنها راه و چاه را نشان دهیم . در خرد سالی آنها معلمشان بودیم وحالا اگر ما را بعنوان مشاور بپذیرند ، ضمن خوشحالی و انداختن کلاهمان به هوا ! بکوشیم که مثل مشاورها رفتار کنیم(البته بی جیره و مواجب! ).یعنی کمکشان کنیم که خودشان راه درست را پیدا کنند .

دادن اطلاعات ( بی طرفانه و بصورت عمومی و بدون مخاطب و بصورتی که برداشت آزاد و حق انتخاب داشته باشند) موجه است .

d) نکته مهم : از زدن برچسب ( کسی را به صفتی نامیدن ) به او خودداری کنیم . در انتقاد فقط وفقط (یک رفتار) طرف مورد بازبینی قرار میگیرد نه اینکه با دادن صفت به او راه تغییر را ببندیم و خود شخص و شخصیت اصلی او را زیر سئوال بریم ( مثلا اگر بد قولی کرده وما را یکساعت در خیابان منتظر گذاشته در باره این رفتارش که امروز انجام داده، انتقاد می کنیم تا تکرار نشود ، نه اینکه بگوئیم تو اصلا بدقولی و درست نمیشوی .)

بااستفاده از واژه های (همیشه .هیچوقت . اصلا . ذاتا . هرگز و… ) خود شخص و شخصیت اصلی او را زیر سئوال می بریم که نادرست است مثلا ( تو همیشه اینکار را میکنی . تو هرگز یاد نمیگیری عذرخواهی کنی . تو اصلا پرخاشگری . تو بی ملاحظه ای . شلخته ای . زورگوئی. بی انصافی . نامهربانی .دیکتاتوری . و…)

e) همواره بیاد داشته باشیم که هدف : حل مسئله است . نه اثبات حق به جانب بودن ما . در دادگاه نیستیم و کسی محاکمه نمیشود . بجای تمرکز روی رفتار طرف ، به خواسته ها و معیار مشترک توجه کنیم .(مثلا هدف و خواسته مشترک میتواند نظافت خانه باشد . بنابراین روی تنبلی و کم کاری او تمرکز نکنیم )

 

f) گوینده خوبی باشیم : چطوری ؟ اینطوری :

 

• انتقاد ما بهتر است روشن ،صریح وساده باشد و روی رفتار ی خاص تمرکز کنیم از کلی گوئی و سخنرانی پرهیز کنیم .

• به فیلترهای دریافت کننده توجه کنیم ( طبیعی است که دختر ما از عروسمان راحت تر انتقاد ما را می پذیرد(

• با ابراز کردن نکات مثبت شروع و به کمبود برسیم .

• گله از انتقاد موثرتراست .او را زیر سئوال نبریم ، بلکه مسئله را از دید خود مطرح کنیم و جمله را همیشه با (من ) شروع کنیم .و جملات (راه حل) را هم میشود با سئوال شروع کرد. بجای اینکه بگوئیم (تو تلویزیون را با صدای بلند گوش میکنی و من نمیتونم بخوابم ) بگوئیم ( من با صدای بلند تلویزیون نمیتوانم بخوابم ،میتونی صداشو کم کنی؟(

• از جملات مثبت استفاده کنیم . ؟) بجای ( شلخته خانم . پالتوات که باز روی مبله ) بگوئیم (اگر پالتوهایمان روی جارختی باشند ،خانه مرتب تر و آرامش بیشتری خواهیم داشت (.

• جملات را میشود با دعوت شروع کرد (.بیائید از این به بعد کفشهایمان را بجای راهرو در توی جاکفشی بگذاریم(

• به او شانس انتخاب بدهیم . . بجای(تو هیچوقت نمیذاری دوستام بیان و همیشه اطاق نشیمن را اشغال کرده ای )بگوئیم( من نیاز دارم بعضی روزها دوستامومهمون کنم .چه روزهائی مناسبه ؟)

• مسئله را (عمومی ) کرده و شخص او را از تیر رس خارج کنیم.گاه میتوان انتقاد از او را با انتقاد از خودمان شروع کرد .

• بر آنچه که میخواهیم تکیه کنیم ، نه آنچه که نمی خواهیم .

• با زبان او حرف بزنیم ، به دنیای او وارد شویم و ارتباط را آسانتر کنیم .

• برخورد از بالا نکنیم . بصورت امرو دستور خواسته خود را نگوئیم . یکی از دلایلی که ما به بهترین ایده های بزرگان فرهنگ و ادب عمل نمی کنیم همین است که لحن آنان اغلب بشکل خطاب و پند به ما بوده است .

• بررسی ها نشان داده که حرفهای چند دقیقه اول وآخر در هر گفتگو موثرترین هستند . ( توجه کنیم که در مقاله نویسی هم پاراگراف اول و آخر باید اصل پیام ما را برسانند) .بنابراین در رابطه با تین ایجرها که کم حوصله تر هستند در آخر گفتگو در یک جمله میتوان پیام را تکرار کرد .

• در آخر انتقاد از او بپرسیم که آیامنظور ما روشن بوده است ؟ابهامی نداشته ؟و توجه کنیم که همان وقت از او قول نگیریم که دیگر اینکار را نکند ، بلکه به او زمان بدهیم که روی حرف ما فکر کند .

• هرگز در انتقاد او را با دیگری مقایسه نکنیم

• برای اینکه از تندی انتقاد کم شود :

• گاه میتوان با کمی شوخی زهرانتقاد را گرفت .معمولا مردم با طنز مطلب را بهتر می پذیرند. البته کاربرد طنز بسیار ظریف است و ممکن است طرف فکر کند مسخره میکنیم ، ولی با توجه به طنز پذیری او میتوان از آن استفاده کرد . به کسی که دیر به جلسه می آید و حواس دیگران را پرت میکند میتوان گفت : آمدی جانم بقربانت ولی حالا چرا ؟

• من زمانی که مربی کودک بودم در دفترچه یادداشت مادری که شلوارهای گران، شیک وتنگ تن پسربچه اش میکرد که گاه بخاطر تنگی ، دیر میشد و خیس میکرد ، نوشتم : بنظر من برای پسر بچه ها و تازه دامادها ، شلوارهائی که سریع پائین بیایند مناسب تر است! .

• هر سخن جائی و هر نکته مکانی دارد:

• مطرح کردن انتقاد بهتر است در زمان و مکان مناسب صورت گیرد :

• میتوانیم برای پیدا کردن زمان مناسبی که آمادگی دارد، از خود او کمک بگیریم ._دراغلب مواقع اگر بلافاصله بعد از رفتاراو انتقاد کنیم ،

• زمانی باشد که طرف هیجانی نباشد چرا که منطق او پائین می آید .

• درست در زمانی که طرف خودش در نتیجه کار نادرستش در مخمصه است، ما هم نمک برزخمش نپاشیم .

• در خلوت از او انتقاد کنیم نه در جمع .مگراز افرادی که در مجامع عمومی فعال و آماده شنیدن نقد هستند .

• از زبان بدنی استفاده بهینه کنیم ، بطوری که احساس راحتی کند . ارتباط چشمی برقرار کنیم ، با مهر حرف بزنیم، برخی حتی پیشنهاد میدهند بجای روبروی او ، در کنارش بنشینیم .

 

6. روشهای سالم و درست برای مواقعی که از ما انتقاد میشود چیستند ؟

چرا بیشتر ما از شنیدن انتقاد ناراحت میشویم ؟

a) بسیاری از ما فکر میکنیم که لزوما مخرب است چرا که خاطرات بدی درین مورد داریم .گاه حتی تهمت را در قالب انتقاد تجربه کرده ایم .فرهنگ انتقاد سالم نبوده و خودمان هم برای تغییر کم کوشیده ایم.

b) بیشتر ما از اعتماد به نفس کافی برخوردار نیستیم و اگر کسی یکی از ایده ها و یا رفتار ما را نقد میکند ، نگران و مضطرب شده و فکر می کنیم کل شخصیت ما قابل پذیرش برای دیگران نیست و یا او میکوشد چنین کند ( به اصطلاح مسئله را شخصی میکنیم . در حالیکه او فقط یک رفتار ما را زیر سئوال برده است )

c) بسیاری از ما کامل گرا هستیم واز اینکه حتی یک مورد نقص داشته باشیم ناراحت می شویم .

 

انتقاد برای ما آسانتر میشود اگر : باور داشته باشیم که :

از قدیم هم گفته اند گل بی عیب خداست .NOBODY IS PERFECT _

_ توجه به گوینده نداشته باشیم که مادرشوهر و یا مادر من است ، به آنچه می شنویم بیندیشیم.

رفتار مناسب در شنیدن انتقاد اینست که :

_بیشتر افراد انتقاد را با انتقاد جواب میدهند (اگر شاعر گفته: زدی ضربتی ضربتی نوش کن. برای میدان جنگ بوده ، نه گفتگو ونقد ). بهتر است بجای اینکه بگوئیم (توخودت اینطوری و.. )شنونده خوبی باشیم .

آینه گر عیب تو بنمود درشت خود شکن ، آینه شکستن خطاست

_ از یکی بدو کردن بپرهیزیم و عذر و بهانه نیاوریم و دیوار سنگی هم نباشیم .

_ به دلیل و منطق ارائه شده فکر کنیم. پذیرش سطحی نکنیم .اگر انتقاد را پذیرفتیم ، عذر خواهی کنیم . بعد از مدتی با طرف چک کنیم که درست رفتار کرده ایم یا نه ؟

————————————————————————–

مسئله : پسر 20 ساله ما در اطاق نشیمن سیگار می کشد . با او چه کنیم ؟

• مثبت نگر باشیم و بیاد بیاوریم که چقدر با نمک و مهربان است ، خوب درس می خواند و ورزشکارست؟

• ما که عاشق اوئیم ، اصلا بوی سیگارش چه اهمیتی دارد ؟

• کار او را تعرض به حقوق دیگران (حقوق ما و حتی مهمانها ئی که به این اطاق می آیند و چون عاشق او نیستند بوی سیگار آزارشان میدهد )دانسته و از او انتقاد کنیم ؟ چگونه ؟

 

مینا

—————————————————————————–

پی نوشت :

بخشی از آنچه که خواندید گرد آوری و تنظیم مطالبی بود که در کارگاههای آموزشی گوناگون ارائه شدند . بیشتر این کارگاههازیر پوشش

Child Care Support & Outreach Consultant

قراردارند

Child Care Support & Outreach Consultant

Suite #201, 935 Marine Dr. N

North Vancouver, BC. V7P 1S3

 

Like 🙂
8

چگونگی برخورد با کودکان دستفروش خیابانی:

 

1- چیزی نخرید!
بیشتر این بچه ها رو خونواده هاشون روزانه اجاره میدن. پولی که به اونها میدین و تموم کردن چیزایی که دستشونه باعث نمیشه اونا رو زودتر بفرستن خونه. به محض تموم شدن یه بسته چسب یکی دیگه میدن که بفروشه
2- بهشون بی اعتنایی نکنین!
نادیده نگیرینشون. بی اعتنا نباشین. راتونو نکشین و نرین. شیشه ماشین رو ندین بالا. این کارا باعث میشه اون بچه با تنفر از اجتماع برگ بشه. صبور باشین و توضیح بدین که اون وسیله رو لازم ندارن. خشونت به خرج ندین. اون بچه بزرگ میشه و این خشونت رو به جامعه برمیگردونه.
3- براشون دلسوزی الکی نکنین.
اگه کاری از دستتون بر نمیاد الکی بچه رو گیج نکنین. سوال الکی نپرسین که مجبور بشه دروغ بگه. اونها خانواده دارن اما مجبورن دروغ بگن. نگین دوست داری بچه من بشی؟ این جور حرفها آزار دادن روانیه بچه هاست.

چه کاری از دستمون بر میاد

1- بهشون خوراکی بدین
اکثر این بچه ها سو تغذیه دارن براشون خوراکی های مقوی بخرین و بهشون بدین و مطمئن بشین که میخورن. مثلا بسته کوچیک شیر یا موز، ساندویچ گوشت یا مرغ. نارنگی یا پرتقال. اگه بهشون پول بدین ازشون میگیرن. چیزی بدین که باعث بشه بدنشون تو این سرما مقاومت بیشتری داشته باشه و مریض نشن. لباس بهشون ندین چون ازشون میگیرن و وادارشون میکنن با لباس کم تو خیابون باشن که مردم دلشون بسوزه.
2- مثل یک فروشنده باهاشون برخورد کنین.
نذارین ازتون گدایی کنن. اگه داره التماس میکنه توضیح بدین که باید جنسش رو ببینین که آیا لازم دارین یا نه. یادتون باشه که شما مددکار اجتماعی نیستین و کاری هم از دستتون در همون لحظه بر نمیاد پس صبور باشین و سعی کنید لااقل مثل یک انسان با اون بچه برخورد کنید.
3- از کلمات مودبانه استفاده کنین. این بچه ها چیزی غیر از فحش و کلمات زشت و جمله هایی که مناسب سنشون نیست نمیشنون. باهاشون با احترام برخورد کنین تا همیشه تو ذهنشون بمونه که اجتماع دشمن اونها نیست.
4- به نزدیکترین کیوسک پلیس برید.
نگید که فایده ای نداره چون داره! اگر میزان گزارشات مردمی از جایی تعدادش بالا باشه اونها از بهزیستی تقاضای واحد جمع آوری متکدیان میکنن. در حال حاضر بهزیستی این امکان رو داره که بتونه بعضی از این بچه ها رو به عنوان بد سرپرستی از خونواده هاشون بگیره. ( میتونید توی گزارشتون بگین که میترسید از این بچه ها سواستفاده جنسی بشه) اونها وظیفه دارن که گزارش شما رو ثبت کنن.

به بنیاد کودک کمک کنید یا بنیادها و موسسات مشابه.
اونها سالانه از هزاران کودک کار حمایت میکنن

Like 🙂
7

قانون کامیون حمل زباله

کامیون حمل زباله

روزی من با تاکسی عازم فرودگاه بودم.ما داشتیم در خط عبوری صحیح رانندگی می کردیم که ناگهان یک ماشین از محل پارک پرید وسط جاده درست جلوی ما .رانندهء تاکسی من محکم ترمز گرفت ، طوریکه سرش با فرمون برخورد کرد.ماشین سُر خورد ، ولی نهایتاً به فاصله چند سانتیمتراز اون ماشین متوقف شد!ناگهان راننده اون ماشین سرش رو بيرون آورد و شروع کرد به فحاشی و فریادزدن به طرف ما.امـّا راننده تاکسی من ، فقط لبخند زد و برای اون شخص دست تکون داد وخیلی دوستانه برخورد کرد.با تعجب ازش پرسیدم : چرا شما اين رفتار رو کردین؟!مرتیکه نزدیک بود ماشین رو از بین ببره و ما رابه کشتن بده !اینجا بود که راننده تاکسی درسی رو به من آموخت که هرگز فراموش نکرده ونخواهم کرد :(( قانون کامیون حمل زباله ))اون توضیح داد که : خیلی از آدما مثل کامیون های حمل زباله هستن .وجود اونا ، سرشار از آشغال ، ناکامی و خشم ، و پُرازنا اُمیدیه ؛وقتی آشغال در اعماق وجودشون تلنبار می شه ، دنبال جایی میگردن تا اونرو تخلیه کنن و گاهی اوقات ممکنه روی شما خالی کنن .به خودتون نگیرین . فقط لبخند بزنین ، دست تکون بدین ، و براشون آرزویخیر کنین ، و برین !آشغال های اونا رو نگیرین تا مجبور بشید روی بقیه اطرافیانتون تو منزل ،سرکار، یا توی خیابون پخش کنيد.حرف آخر اینه که افراد موفق اجازه نمی دن که کامیون های آشغال دیگران ،روز قشنگشون رو خراب کـُـنه و باعث ناراحتی اونها بشه.زندگی خیلی کوتاهتر از اونه که صبح با تأسف از خواب بیدار شین ، و شب با حسرت به رختخواب برین!از این رو ؛ افرادی رو که با شما خوب رفتار می کنن دوست داشته باشین وبرای اونهایی که رفتار نامناسبی دارن دُعا کنین .” زندگی ده درصدش چیزیه که شما می سازین و نود درصدش ، نحوه  برداشت شماست! “

Like 🙂
6

نمی گذارم کسی دکمه اعصابم را فشار دهد

در مسیر زندگی فشارها، استرس‏ها و نگرانی‏هایی وجود دارد که به‏طور بالقوه می‏توانند شما را به شدت عصبانی کنند و کفرتان را در آورند.

این کتاب روش‏های واقع‏بینانه‏ای در اختیارتان قرار می‏دهد که از فشار افراد و مصائب زندگی بر دکمه‏های اعصابتان جلوگیری کنید و با استفاده از مهارت‏های کسب شده از آن، بتوانید با کاهش چشمگیری از شدت ناراحتی‏ها، زندگی لذت‏بخشی داشته باشید.

ناشر: رسا

Like 🙂
31

مديريت خشم

توضیحات: موضوع نوشتار حاضر، مديريت و كنترل تعارض، فشار رواني و خشم است. نويسنده در بخش اوّل، خواننده را با بعضي از حقايق بنيادي مربوط به خشم و تعيين كميت آن آشنا مي كند. در بخش هاي بعد، چگونگي اداره كردن خشم در لحظه اي كه احساس مي شود، و همچنين راه هاي برخورد با خشم قبل از بروز آن را نشان مي دهد. وي سپس، دربارة روش هاي كنترل پيامدهاي خشم و خشمگين شدن راهكارهايي ارائه مي دهد. در بخش هاي پاياني چگونگي تغيير در شيوه زندگي و مديريت خشم در روابط كليدي، از جمله محل كار، روابط صميمي خانواده، خشم فرزندان و هنگام رانندگي توضيح داده شده است.

Like 🙂
14

آداب معاشرت به زبان خودماني

اثر حاضر، دربردارندة نکات آموزشي ساده پيرامون آداب معاشرت است. در جامعة امروز، بشر نيازمند برقراري ارتباط مؤثر و سودمند براي بهره‌مندي از بهترين فرصت‌هاي شغلي، دوست‌يابي، همسرگزيني، ترتيب فرزند و… است. کليد دست‌يابي به اين موفقيت‌ها داشتن ارتباطي بهينه و در واقع وقوف به آداب معاشرت است. هدف نهايي اثر حاضر، دست‌يابي به درک متقابل و در نهايت ايجاد خانواده، جامعه و جهاني انساني است. مطالب کتاب در شش بخش تدوين شده و طي آن اصول آداب معاشرت، ارتباطات مؤدبانه، آداب مکالمات، غذا خوردن، ميهماني رفتن، مواجهه با موقعيت‌هاي خاص، مسافرت، جشن‌ها و انعام دادن بررسي و نکاتی در اين باره يادآوری شده است.

Like 🙂
56

اندر آداب نوشتار

«اندر آداب نوشتار» کتابی‌ست که همان طور که از اسمش پیداست قصد دارد گره از آداب نوشتار زبان فارسی، که بحث درباره آن سال‌هاست که به درازا کشیده باز کند. این کتاب در 206 صفحه به مباحث گوناگونی پرداخته و سعی کرده با درنظر گرفتن آرای گوناگون و بحث درباره آن‌ها به نتیجه‌ای نهایی و راه‌حلی که مورد قبول اکثریت بوده و قابل اجرا نیز هست برسد.
بحث پیرامون اصول نگارش زبان فارسی قرن‌هاست که آغاز شده و ریشه در دیروز و امروز ندارد. خیلی وقت است که از صاحب‌نظران و استادان ادبیات می‌شنویم که رسم‌الخط ما ایراد دارد و باید اصلاحاتی در آن انجام داد. دامنه این اصلاحان گاهی اوقات آنقدر زیاد بوده که منجر به پیچیدگی‌های افراط‌گرایانه شده و یا محقق را به این نتیجه رسانده که الفبای فارسی باید از ریشه عوض شود و الفبایی جدید و مدرن جایگزین آن گردد.
جعفر مدرس‌صادقی از چند سال پیش در روزنامه‌ها و مجلات مختلف شروع به ارائه نظرات خود در این‌باره کرده بود و از همان زمان نیز اصل را بر رسیدن به اجماع و تعیین قانونی که همه آن را قبول داشته باشند گذاشته بود. او نتیجه تحقیقات چند ساله خود را در این کتاب آورده و سعی کرده با در نظر گرفتن تمامی جوانب و بررسی علمی و دقیق به این قائله خاتمه دهد.
او بحث را با بررسی نسخ خطی آغاز می‌کند. نسخی که بدون شک در دسترس عموم قرار ندارند و همین موضوع به جذابیت این فصول را افزوده. سپس اصل یکدستی نوشتار و اصل فاصله را مطرح می‌شود. او در ابتدای اصل یکدستی می‌گوید:
اختلاف نظرها بسیارند، اما آیا اصلی هم وجود دارد که همه‌ی صاحبنظران معاصر بر سر آن توافق داشته باشند؟…برای اینکه نشان بدهیم اصلن سردعوا نداریم و نمی‌خواهیم سلیقه‌ی خودمان را تحمیل کنیم و بر سر آنیم که همه‌ی اختلاف نظرها را از میان برداریم، از اتفاق نظرها شروع می‌کنیم و از اصولی که همه یا دست کم اغلب غریب به اتفاق صاحبنظران بر سر آن توافق دارند…»            صفحه34
او سپس با مطرح با نظرات گوناگون از استادان گوناگون سعی در باز کردن این مبحث می‌کند. در فصل بعدی مبحث فاصله مورد برسی قرار می‌گیرد و نظرات کسانی چون سعید نفیسی، ذبیح‌الله صفا, عبدالحسین زرین‌کوب، محمد معین، صادق کیا و… را درباره پیوسته‌نویسی و جدانویسی حرف “به” مطرح می‌کند.
در مبحث پیوسته‌نویسی و جدانویسی، مبحث نیم‌فاصله مطرح می‌شود و چگونگی استفاده از نیم فاصله به تفصیل توضیح داده خواهد شد. در مبحث بعدی، اصل هم‌خوانی و ناهم‌خوانی مطرح می‌شود و در توضیح آن گفته می‌شود: «رعایت اصل همخوانی یعنی تلاش در جهت همخوانی هر چه بیشتر صورت نوشتار با زبان گفتار و برداشتن گامی در جهت وضوح هر چه بیشتر متن و هر چه خواناتر شدن متن.»    صفحه71
او درباره مبحث سادگی می‌گوید: «شیوه‌ی خط به مرور و به طور طبیعی و بدون هیچ بخشنامه‌ و دستورالعملی و فقط بنا به ضرورت زمانه، رو به وضوح و شفافیت و خوانایی و سادگی می‌رود… سادگی یعنی سازگاری هر چه بیشتر صورت نوشتار با زبان گفتار و در عین حال خلاصی از علامت‌های غیر ضروری…»        صفحه76
او در این فصل از داریوش آشوری، مسعود خیام و ایرج کابلی نام می‌برد و پیشنهاد‌های جالب و گاه عجیب آن‌ها برای برطرف شدن مشکلات زبان فارسی را مطرح می‌کند. در این میان پیشنهاد مسعود خیام از همه جالب‌تر است. او که مشکل عظیم خط فارسی را پیوسته‌نویسی و شکسته شدن حروف می‌داند پیشنهاد می‌کند حروف را منفصل از هم بنویسیم و در ادامه پیشنهاد می‌کند که مصوت‌های کوتاه به حروف الفبا اضافه شوند و برای فتحه فلش رو به بالا، کسره فلش رو به پایین و ضمه دایره‌ای کوچک را پیشنهاد می‌کند!!     صفحه‌های 77، 78 و 79
او در فصول بعدی به بررسی الف مقصوره، ت‌ی گرد، همزه‌ی جانشین ی، تنوین می‌پردازد و با درنظر گرفتن نظرات گوناگون به نتیجه‌ای نهایی می‌رسد و قانونی کلی را مطرح می‌کند.     صفحه‌های 80 تا 107
مبحث بعدی درباره مسئله ورود کلمات بیگانه به زبان فارسی است. او ابتدا کلمات گوناگونی را که از فارسی به دیگر زبان ها رفته‌اند را مطرح می‌کند و سپس به کلماتی می‌پردازد که از دیگر زبان‌ها به زبان فرسی آمده‌اند و بر اثر مرور زمان شکلی فارسی به خود گرفته‌اند و جور دیگری نوشته و خوانده می‌شوند. او سپس به بحث تعریب‌زدایی می‌پردازد و کلماتی را مثال می‌آورد که ریشه فارسی داشته و دارند ولی به صورت عربی‌شان نوشته و خوانده می‌شوند.
او در بررسی مبحث وام گرفتن کلمات بیگانه می‌گوید:
در جهت اجرای اصل همسازی سخن کشید به تحمیل املای فارسی به صورت‌های معرب و املای عربی. و این قاعده‌ی دیگری در جهت اجرای  همان اصل – که تعمیم همان قاعده‌است به زبان‌های بیگانه‌ی دیگر:
تحمیل املای فارسی به همه‌ی برگرفته‌ها!         صفحه 119
او در ادامه و در باب اصلاحات زبانی می‌نویسد:
«جنبش اصلاحات زبانی همیشه از دو جانب در معرض بی‌مهری بوده‌ است: یکی از جانب چب‌روانی که خط فارسی را اصلاح‌ناپذیر و با ضرورت‌های زمانه ناسازگار می‌دانند (طرفداران تغییر خط) و دیگری از جانب محافظه‌کارانی که هرگونه اصلاح و ترمیم و دستکاری و صیقل زدنی را در صورت متعارف نوشتار و در جهت نزدیک کردن صورت نوشتار به زبان گفتار نوآوری و سنت‌شکنی تلقی می‌کنند و مردود می‌دانند»     صفحه 113
در انتها و برای جمع‌بندی مطالب، نویسنده هفت اصل کلی نوشتار را که در کتاب به تفصیل آن‌ها را توضیح داده مطرح می‌کند:
1.    اصل یکدستی: یک شیوه در سراسر متن!
2.    اصل فاصله: کلمه‌های مستقل با فاصله از یکدیگر!
3.    اصل خوانایی: ترکیبات همه خوانا و قابل تشخیص!
4.    اصل همخوانی: نوشتار مطابق گفتار! یا: همان طور بنویسیم که ادا می‌کنیم!
5.    اصل سادگی: پرهیز از علامت‌های اضافی و غیر ضروری!
6.    اصل همسازی: املای فارسی در همه ی بر گرفته‌ها!
7.    اصل اعتدال: اصلاحات به جای انقلاب و افراط!
در فصول بعدی به بررسی نقطه، واوک-ویرگول- ، نقطه واوک، تیرک، کمان، قلاب، سه نقطه، نقل‌قول، نشانه‌ی پرسش و نشانه‌ی ندا، بند-پاراگراف- پرداخته می‌شود. این توضیحات بسیار کاربردی و جامع هستند و مانند باقی فصول به بررسی تمام نظرات و دیدگاه‌ها می‌پردازند.
در انتها هفت اصل ویلیام استرانک –دکتر زبان‌شناس و استاد معروف دانشگاه- معرفی و بررسی می‌گردد. این هفا اصل عبارتند از:
1.    یک چهارچوب به‌دردبخور پیدا کن و دودستی به آن بچسب!
2.    بند -پاراگراف- واحد پیشروی در متن است و هر «بند» مرحله‌ی تازه‌ای و نفس تازه کردنی‌ست در ادامه‌ی روند نوشتن.
3.    صیغه‌ی معلوم به جای صیغه‌ی مجهول!
4.    مثبت به جای منفی! (استفاده از فعل مثبت به جای فعل منفی.)
5.    واضح و مشخص و ملموس بنویس!
6.    همه‌ی کلمه‌های اضافی را بریز دور!
7.    خلاصه‌نویسی با التزام به یک زمان مشخص!

چهارده اصل ئو بی وایت (شاگرد ویلیم استرانک)
1.    خودت را کنار بکش!
2.    جوری بنویس که هر چه طبیعی‌تر باشد!
3.    با نقشه کار کن!
4.    با اسم و فعل کار کن! (نه صفت و قید)
5.    بازنگری کن و بازنویسی کن!
6.    انشا ننویس!
7.    مُبالغه نکن!
8.    شلخته نباش!
9.    توضیح اضافی نده!
10.    همیشه باید معلوم باشد که کی دارد حرف می‌زند.
11.    روشن و شفاف بنویس!
12.    اظهار نظر نکن!
13.    تشبیه و استعاره فقط گاه‌گداری و خیلی کم!
14.    به زبان مادری بنویس!

Like 🙂
11

ایرانی لیاقت بهترین بودن را دارد

این متن را با ایمیل گرفتیم و نویسنده فعلا ناشناس است

عزیزان بپذیریم اگر شرایط کنونی ایران اینگونه است همه دلیلش مدیران و بالا سری های ما نیستند و نقش اصلی را خودمان در این جایگاه ایفا می کنیم. چرا مثلاً اگر هر کدام از ما فقط برای یک ماه به خارج از کشور برویم (برای مثال به سوئد!!!) رفتارمان تغییر می کند؟ خوب می شویم. به استخرهای مختلط می رویم! با جنبه می شویم ! فکرو نگاهمان عوض می شود و بدون رو در بایستی بگویم : آدم می شویم.

  1. قبل از پرتاب فحش به بیرون، دهانشان را ببندند و تا بیست بشمرند. به خصوص وقتی توی خیابان و جلوی دیگران هستند.
  2.  هر خانواده‌ هر روز یک روزنامه بگیرد، اگر شده یالثارات!
  3.  هر فرد تعهد کند که هر ماه یک کتاب تازه بخواند… حتی خلاصه مبانی لوله کشی عمومی!
  4. رانندگان به جای فاصله ی بین شلوار و جوراب دختری در آن طرف خیابان به داشبورد جلوی چشمشان نگاه کنند و سرعت از پنجاه یلومتر در هیچ شرایطی تجاوز نکند.
  5. همه به خودشان تلقین کنند که این کسی که می خواهیم کلاهش را برداریم تا شب برای عزیزمان هدیه ببریم، خودش عزیزِ یک نفرِ دیگر است.
  6. بفهمیم كه زرنگی ضایع كردن حق دیگران نیست  بلكه، رعایت حقوق دیگران، رسیدن به حقوق خودمان است؛ هر کس به اندازه ما حق دارد و وقتش با ارزش است
  7. بفهمیم كه اگر صاحب یك بوتیك هستیم شغل ما بوتیك دار است یا اگر راننده تاكسی هستیم شغل ما راننده است. نه اینكه همه دزد و كلاهبردار باشیم و از شغلمان فقط برای راهی به رسیدن به كلاهبرداری استفاده كنیم. به شغلمان احترام بگذاریم و بگذاریم دزدی فقط برای كسی باشد كه شغلش فقط دزدی است.
  8. مردها یک بار برای همیشه قبول کنند که زنها، جزو املاکشان نیستند و خودشان عقل دارند. عشق و رابطه و آشنایی هم بازی برد و باخت و فتح قلمرو دیگران نیست.
  9. مردها تمرین کنند که رد عبور زنی را با نگاه شخم نزنند و زنان تمرین کنند که جواب سلام مردان را با خونسردی و لبخند بدهند چون به معنای … نیست.
  10. ورزشکاران ما بعد از باخت به رقیب تبریک بگویند (مثل ژاپنی‌ها) و دهانشان را تا نیم ساعت بعد از هر باخت یا برد ببندند. خلاصه این که ظرفیت برد دیگران و شکست خودمان را به دست بیاوریم؛ سعی کنیم جدا از برد یا باخت، باارزش بشویم!
  11. به جای تمسخر شکل ظاهری و نوع حرف زدن سیاستمداران، فکر کنند که ایراد واقعی کار آن شخص در کجاست.
  12. به نمایشگاه کتاب اگر می روند برای (کتاب) بروند. به خیابان فرشته می روند برای (عبور) از خیابان فرشته باشد و در کل به هر قبرستانی می روند برای خاطر (همان قبرستان) باشد.
  13. تمرین کنیم که میانبری که ممکن است ذره‌ای کسی را دلخور کند، مصداق بارز دزدی است؛ حتی‌المقدور میانبر نزنیم
  14. در هنگام رانندگی، بین خطوط حرکت کنیم و خطی را انتخاب کنیم که متناسب با سرعت ماست – در عین سادگی، از همه سخت تره!
  15. از همه سختتر اینكه دروغ نگوییم .
  16. همانطور كه فكر می كنیم عمل كنیم . فراموش نكنیم  ریا كه اكنون عادت و عرف جامعه  شده است درواقع یك بیماری اجتماعی و از آسیب شناسی بسیار جدی برخوردار  است.

عزیزان، کسی که این مطالب را نوشته است شاید خود نیز دچار این مشکلات است. همه ما در رفتارمان مشکلاتی داریم.

بپذیریم ایران می تواند بهترین باشد و ایران و ایرانی لیاقت این بهترین بودن را دارد.

Like 🙂
3

احمد ربانی

نارنجی‌پوش ۳۹ساله بجنوردی که «احمد ربانی» نام دارد، سال‌هاست با کارگری روزگار می‌گذراند و با مشکلات مالی دست به گریبان است اما وقتی کیف‌میلیاردی را پیدا کرد آن را بدون هیچ طمع و چشمداشتی به صاحبش پس داد. ارزش رفتار این رفتگر وقتی آشکارتر می‌شود که آن را با خبرهای رایج این روزها مقایسه کنیم: «سه پسر به خاطر ۳۰‌هزارتومان دختر عقب‌افتاده را کشتند»، «دو نوجوان برای سرقت ۱۷۰‌هزارتومان از دوست‌ ۱۸ساله‌شان او را به قتل رساندند و آتش زدند»، «مردی برای طلب ۲۰۰‌هزارتومانی زنی را به کام مرگ کشاند» و «مردی دیگر دوستش را قربانی ۵۰۰‌هزار تومان کرد.»

احمد دیروز در کمال سادگی به سوالات خبرنگار ما پاسخ داد. لحن و کلامش نشان می‌داد کاری را که کرده غیرعادی نمی‌داند و آن را رفتاری طبیعی تلقی می‌کند. همین ارزش کار او را بیشتر می‌کند. اما با تقدیر از احمد و امثال او توسط مسوولان است که می‌توان چنین رفتارهایی را در جامعه گسترش داد و چنین کارهایی را به فرهنگی فراگیر تبدیل کرد.
‌شنیدیم کیف یک‌میلیاردتومانی پیدا کرده و به صاحبش پس داده‌ای؟ 
{احمد تایید می‌کند و فقط می‌خندد}
‌کیف را چطور پیدا کردی؟ 
پنجشنبه‌شب سر کار رفتم. ساعت حدود سه بود که داشتم یک کوچه را جارو می‌کردم. یک دفعه کیف را دیدم. قهوه‌ای رنگ بود. آن را برداشتم تا ببینم کهنه است و آن را دور انداخته‌اند یا اینکه کسی گم‌اش کرده. وقتی در کیف را باز کردم دیدم کهنه نیست.
‌داخل کیف چه بود؟ 
مقداری طلا، چند چک و چند پاکت که بعد فهمیدم داخلش سند است.
‌می‌دانستی محتویات کیف چقدر ارزش دارد؟ 
آن موقع نه بعدا فهمیدم ولی فرقی نمی‌کرد.
‌وسوسه نشدی کیف را برای خودت برداری؟ 
اموال مردم را باید پس داد. من قبلا هم چیزهایی مثل موبایل پیدا کرده و به صاحبش داده بودم. این دفعه هم همین کار را کردم.
‌چطور صاحب کیف را پیدا کردی؟ 
ساعت پنج صبح به رییسم تلفن زدم و گفتم کیف را پیدا کرده‌ام. بعد آن را به شهرداری بردم و آنجا تحویل دادم. خودشان صاحب کیف را پیدا کردند و بعد به من خبر دادند.
‌صاحب کیف وقتی اموالش را دید چه واکنشی داشت؟ 
خیلی خوشحال شده بود. خیلی از من تشکر کرد. اصلا نمی‌دانست کیف را کجا گذاشته است.
‌مژدگانی هم گرفتی؟ 
یک چک ۲۰۰‌هزارتومانی به من داد.
‌حقوق خودت چقدر است؟ 
ماهی ۵۰۰‌هزارتومان می‌گیرم.
‌چند سال است کار می‌کنی؟ 
۱۰ سال؛ اول در فضای سبز بودم بعد به بخش عمرانی رفتم و الان سه سال است که رفتگر منطقه یک شهرداری هستم.
‌متاهل هستی و بچه داری؟ 
سال ۷۴ ازدواج کردم و دو دختر دارم؛ دو و پنج‌ساله.
‌مستاجری یا صابخانه؟ 
تا بهمن پارسال مستاجر بودم اما حالا خانه خریده‌ام؛ در روستای«ینگه قلعه». برای خرید خانه وام گرفته‌ام و باید ماهی ۲۵۰‌هزارتومان قسط بدهم. برج چهار هم باید یک‌میلیون‌تومان از قرض‌هایم را بدهم.
‌فکر نمی‌کنی اگر کیف را برمی‌داشتی با طلاهایی که داخلش بود می‌توانستی مشکل مالی‌ات را حل کنی؟ 
گفتم که اموال مردم را باید پس داد. اگر صدبار دیگر هم این اتفاق بیفتد باز کیف را پس می‌دهم.
‌ما می‌خواهیم عکسی از تو موقع کار چاپ کنیم می‌توانی عکس را برایمان «ای‌میل» کنی؟ 
دوربین ندارم. «ای‌میل» هم بلد نیستم. همین عکس‌ها‌ را هم در شهرداری و آتش‌نشانی از من گرفتند.
‌عکس برایمان خیلی مهم است از همسایه‌ها یا دوستان و فامیلت کمک بگیر.

نمی‌توانم. از روستای ما تا شهر پنج، شش کیلومتر است و من موتور دارم ولی جاده گلی است و با موتور نمی‌شود رفت

Like 🙂
5