چطور میتوانیم دنیا را تا سال ۲۰۳۰ به جای بهتری تبدیل کنیم؟

آیا می‌توانیم در ۱۵ سال آینده گرسنگی و فقر را پایان داده و تغییرات آب و هوایی را متوقف کنیم و به تساوی حقوق زن و مرد دست یابیم؟ دولت‌های جهان باور دارند که می‌توانیم. طی نشستی در سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۱۵ آنها بر سر مجموعه‌ای از اهداف جهانی برای توسعه جهان تا سال ۲۰۳۰ موافقت کردند. متخصصِ”پیشرفت اجتماعی”، مایکل گرین، ما را به تصور کردن اینکه این اهداف و چشم اندازشان برای جهانی بهتر چگونه محقق می‌شوند فرا می‌خواند

Like 🙂
2

رواقی زیستن در دنیای امروز

معرفی کتاب
فلسفه ایی برای زندگی
رواقی زیستن در دنیای امروز
نویسنده : ویلیام اروین
ترجمه : محمود مقدسی

رواقی زیستن
قسمتهایی از کتاب
اصلا چرا داشتن فلسفه ی زندگی مهم است؟ چون بدون چنین فلسفه ایی ممکن است بد زندگی کنید. یعنی علی رغم همه ی تلاشهایی که می کنید و باتمام وجود تمام سرگرمی های لذت بخشی که در زندگی تان دارید ممکن است در اخر کار زندگی را با تلخ کامی به پایان برید.
مثلا اپیکور عقیده داشت : فیلسوفی که رنجی از انسانی نمی زداید هر چه می گوید مهمل است دارویی که درمان نکند به هیچ دردی نمی خورد.
اگر بخواهیم برای جلوگیری از هدر رفتن ثروتمان کاری کنیم به راحتی متخصصانی را پیدا می کنیم که در این راه کمک مان کنند . اما فرض کنید هدفمان جلوگیری از هدر رفتن عمرمان باشد. در این صورت چه خواهیم کرد؟
این کتاب توصیه هایی برای چگونه زیستن ارائه می کند به بیان دقیق تر من در این کتاب پیکی هستم که توصیه های فیلسوفان رواقی  دو هزار سال پیش را برای شما بازگو می کنم .
شاید وقت آن است که به زندگی مان نگاه کنیم و خودمان را در دل فعالیت های هر روزه امان به دقت مشاهده کنیم و همچنین در یابیم که دیگران به چه راحتی می توانند آرامش ما را بر هم بزنند و در نتیجه سعی کنیم با به کار گرفتن استراتژی های رواقی نگذاریم دیگران ناراحتمان کنند.
ویلیام اروین با کاوش در فلسفه ی رواقیون باستان و با استفاده از تجربه های شخصی اش در مسیر رواقی زیستن نشان می دهد چطور بینش ها و توصیه های عملی رواقیون می تواند به ما آدم های دنیای امروز کمک کند بهتر زندگی کنیم.
قسمت کوتاهی از متن کتاب
رواقیون معتقد بودند کسب فضیلت به آرامش می انجامد و هم کسب آرامش را یاریگر انسان در رسیدن به فضیلت می دانستند . کسی که آرام نیست و احساساتی منفی چون اندوه و خشم درونش را آشفته می کند به سختی می تواند به فرمان عقلش عمل کند. در وجود چنین کسی عواطف بر عقل چیره می شوند و او کم کم توان تشخیص خوبی های حقیقی را از دست می دهد و از جستجوی خوبی ها باز می ماند و در نهایت در کسب فضیلت ناکام می شود. به نظر رواقیون  رومی جستجوی فضیلت و طلب آرامش اجزای چرخه ای فضیلت مندانه هستند. در این چرخه جستجوی فضیلت به میزانی از آرامش منتهی می شود و آرامش بدست آمده هم به نوبه ی خود راه کسب فضیلت را هموارتر می کند.
************
یکی از رواقیون به نام سنکا معتقد است: آنکه بر اساس اصول رواقی زندگی می کند چه بخواهد و چه نخواهد از لذت و شادی همیشگی بر خاسته از اعماق وجودش بهره مند می شود چرا که او شادمانی را در منابع درونی خودش می یابد و در جستجوی هیچ لذتی بالاتر از لذت های درونی اش نیست. در قیاس با این لذت ها لذت تن ناچیز بی ارزش و گذراست.
***********
در آغاز هر روز با خودت بگو: “امروز با مزاحمت و بی احترامی و قدرنشناسی و خیانت و کینه توزی و خودخواهی دیگران روبرو می شوم و همه ی اینها ریشه در جهل آدمها نسبت به خوب وبد دارد ” این کلمات نوشته های برده ای چون اپیکتتوس نیست که قاعدتا با بد خواهی مواجه بوده است اینها را کسی نوشته که در زمان خودش قدرتمندترین فرد جهان بوده : مارکوس آورلیوس  امپراطور روم.

Like 🙂
7

فراوانی در بسندگی است

پرسشی که کتاب “فراوانی در بسندگی است” در میان می‌گذارد، پرسشی
عمومی، وجودی و هم‌زمان اقتصادی در باره‌ی همه‌ی زندگی است: چگونه
کارکنیم، چگونه مصرف کنیم و در عین حال به رویاهای‌مان هر چه بیشتر
نزدیک‌تر بمانیم؟

مخاطب این کتاب، همگان‌اند، بویژه جوانان. جوانانی که در آستانه‌ی
انتخاب چگونه زیستن خود هستند. اما مسائلی که متن حاضر مطرح می کند، تنها
به انتخاب شغل و زیست فردی محدود نمی‌شود، بلکه فرهنگ سرمایه‌داری و
مصرف‌زدگی‌ای را نشانه می‌گیرد که همه‌ی زیست ساکنان کره زمین را تحت
تاثیر قرار داده‌است، تاثیری که اگر هر چه زودتر چاره نشود، همگان، از
انسان گرفته تا حیوان را به ورطه‌ی نابودی خواهد کشاند.

در کنار نقد این دو فرهنگ ِ پیوسته به‌هم، کتاب به رشد انسان مستقل
تفردیافته  و وجدان و اخلاق او نیز می‌پردازد. نویسنده‌ی کتاب بیشتر
امیدوار بوده که پرسش‌‌هایی در برابر خواننده بگذارد تا نقطه شروع
بحث‌های بیشتری در مورد چگونه زیستن بشر بر روی این کره ی خاکی باشند.
خواننده‌‌ی کتاب می‌تواند در حدّ وسع و موقعیت خود، پاسخ هایی به این
پرسش ها بدهد و امکان حضور این گفتمان را در ذهن خود و اطرافیان خود
فراهم سازد.

به هر رو، مباحث طرح شده در این متن، نه کهنگی می‌پذیرند و نه وابسته
به جغرافیایی خاص هستند. همگانی‌اند و همه جایی و همه گاهی.
امید که واکنش خوانندگان، به رواج این بحث در میان همگان منتهی شود.

لینک دانلود کتاب
https://dl.dropbox.com/u/32319997/BASANDEGI.pdf

Like 🙂
4

اتیکت تلفن

 چند راهنمایی برای جواب دادن به تلفن:

  1. به جای یاد گرفتن هنگام تلفن دیگران, نحوه استفاده از وامکانات تلفن تان را قبلا یاد بگیرید.
  2. گوشی تلفن را نزدیک دهان نگه دارید و از مکالمه حضوری شمرده تر صحبت کنید تا بهتر شنیده و فهمیده شوید.
  3. با تمرکز کامل با دیگران صحبت کنید و از مکالمات جانبی پرهیز کنید. اگر ملزم به صحبت با شخص دیگری هستید, مکالمه اول را در انتظار( Hold) قرار دهید.
  4. از خوردن و آشامیدن هنگام مکالمه خودداری کنید. اگر غذا در دهانتان است آن را  قبل از برداشتن گوشی ببلعید.
  5. هر چه زود تر (حد اکثر سه زنگ) گوشی را بردارید.
  6. قبل از انتقال به شخص دیگر, از تلفن کننده اجازه بگیرید.
  7. اگر بیشتر از یک نفر را در انتظار دارید اولویت آنان, دلیل تماس شان و مدتی که در انتظارند را حفظ کنید.

چند راهنمایی برای تلفن زدن:

  1. ابتدا خود را معرفی کنید و فرض نکنید که گیرنده فورا شما را به یاد خواهد آورد.
  2. اگر قصد صحبت بیش ازچند دقیقه را دارید, از این که برای گیرنده وقت خوبی است, مطمئن شوید.
  3. اگر از وقت خواب گیرنده مطمئن نیستید, بعد از ساعت 9 شب تماس نگیرید.
  4. اگر به کسی زنگ می زنید که در حوضه زمانی شما نیست, زمان حاضر در مقصد را محاسبه کنید.
  5. از تماس هنگام خستگی, ناراحتی و عصبانیت خود داری کنید.
  6. از تماس شخصی به محل کار گیرنده غیر از مواقع ضروری خود داری کنید. همچنین از تماس کاری هنگامی که گیرنده کار نمی کند.
  7. اگر موفق به صحبت نشدید, برای تماس مجدد یا گذاشتن پیام مجدد چند ساعت صبر کنید
Like 🙂
6

سندروم خوش باوری

سندروم خوش باوری (True-believer syndrome)

همیشه به داستان عمرعاص که بالای منبر گفت “از پیامبر شنیدم که هر کس زبانش به نوک دماغش برسد اهل بهشت است” خندیده ایم.

یا ملا نصرالدین که می گفت سر کوچه غذا می دهند و از بس که مردم با ور کردند خودش هم شک کرد.

ولی ظاهرا این داستان ها خیلی هم داستان نیستند.

مفاتیح های مشهد را یادتان هست که “کسی امام رضا را در خواب دید که از وضع لباس زنان در حرم شکایت داشتند و شما که این را خواندید باید 10 با روی دیگر مفاتیح ها بنویسید”

یا دهها  ایمیل امروز که “اگر این ایمیل ها را برای چندین نفر فوروارد نکنید یک بلایی سرتان خواهد آمد و اگر فوروارد کنید پول دار می شوید”

جالب است بدانید که این پدیده  مختص ما ایرانیان هم نیست و همه جهان به نوعی با آن در گیرند.

داستان  پایان جهان در دسامبر 2012 و وجود آدم های فضایی در بین مردم  از نشانه های خوش باوری در فرهنگ ها ی دیگر هستند.

خوش باوری ما تضمین کننده موفقیت دولت ها, شرکت های تبلیغاتی, دیوید کاپرفیلد ها و دین های نوظهور بوده است.

برای چه باید کرد, شما, با نظراتتان روی این نوشته ما را راهنمایی کنید.

برای مطالعه بیشتر به لینک های زیر مراجعه کنید.

http://en.wikipedia.org/wiki/True-believer_syndrome

http://www.skepdic.com/truebeliever.html

Like 🙂
2

ارباب مگس ها

 

ارباب مگس ها( Lord of the Flies) داستانی است از ولیام گلدین برنده جایزه نوبل, که لزوم حاکمیت قانون در جوامع انسانی را به تصویر می کشد. در این داستان که هواپیمای حامل بچه های مدرسه در نزدیکی یک جزیره متروکه سقوط می کند و آنها بدون سرپرست موظف به اداره خودشان می شوند. پس از مدت کوتاهی جمعیت قانون گریز با توسل به اهرم های زر و زور و تزویر جمعیت را به سوی توهش می کشند.

از این داستان در سال های 1963, 1976 و 1970 فیلم ساخته شده است.

سریال لاست( Lost  ) بسیاری از مضامین خود را از این داستان الهام گرفته است.

Like 🙂
15

رفتار درمانی معقول

دکتر آلبرت الیس( Albert Ellis )بر اساس این ایده که منشاء بسیاری از اختلال های عصبی  و روانی ریشه در فلسفه غیر معقول دارند،  شیوه رفتار درمانی معقول (Rational Emotive Behavior Therapy) را در اواسط دهه 1950 میلادی بنیان نهاد.

این ایده را  اولین باراپیکتتوس (Epictetus) فلیسوف یونانی، در قرن اول میلادی بیان کرد که می گفت:” برداشت و تعامل مردم از وقایع نتیجه احساس آنان از واقعیت است نه خود واقعیت .”

نظر الیس این است که رفتار،  افکار و احساسات ما، نتیجه باورها (Beliefs)  و فرض ها ی (Assumptions) ما از خودمان،  دیگران و کل هستی است و باورهای غیر معقول محصول شرایط فلسفی غلط هستند.

سه باور متداول از باور های غلط به قرار زیر است:

  • من باید درست کار کنم تا تایید دیگران را کسب کنم و گر نه من بی ارزشم.
  • رفتار شما با من باید معقول, با ملاحظه و با محبت باشد والا شما آدم خوبی نیستید.
  • زندگی باید آسان, بی رنج و منصفانه باشددر غیر این صورت  بد است.

ما فقط وقتی می توانیم شاد باشیم که باور های معقول تر را جایگزین باورهای  نامعقول کنیم  که زیر ساخت مشکلات عصبی و روانی از قبیل اضطراب، افسردگی،  نا امیدی،  خشم و تجاوز است . برای تغییر این سؤال ها را از خود بپرسیم:

  • آیا مدرکی برای اثبات این باور وجود دارد؟
  • مدارک علیه این باور کدامند؟
  • بد ترین چیزی که از ترک این باور ممکن است برای من پیش بیاید چیست؟
  • بهترین ثمره  ترک آن چیست؟

لینک برای مطالعه بیشتر:

Like 🙂
6

پیشگویی هوپی (ستاره آبی)

همیشه از انرژی اتمی به عنوان انرژی پاک برای حفظ محیط زیست یاد کرده اند. ولی بعد از حادثه ژاپن به نظر نمی آید خیلی هم تمییز باشد. در حال حاضر 443 نیروگاه اتمی در دنیا در شبکه هستند که با تکرار حوادث چرنوبیل و فوکو شیما قادرند نسل انسان را به دایناسور ها ملحق کنند. پس تکلیف چیست؟

یادم آمد از پیشگویی هوپی (ستاره آبی)

هوپی از پیشگویی های باستانی بومیان آمریکای شمالی است که می گوید روز پاک سازی، ستاره آبی در آسمان پدیدار می شود. او در آسمان می رقصد و ماسکش را از صورت بر می دارد.

در آن روز ها به آسمان می نگریم و شاهد رجعت دو برادری که در آفرینش هستی کمک کرده اند، خواهیم بود: پوگانقویا نگهبان قطب شمال و برادرش پالونگاوایا نگهبان قطب جنوب.

در آن روزها، ستاره آبی نزدیک عموزاده هایش می آید و آنان زمین را به جهت گردش اصلی اش برمی گردانند.

رجعت ستاره آبی مانند زنگ ساعتی است که روز نو و راه تازه زندگی را به ما نوید می دهد و می گوید جهانی تازه در حال آمدن است و تغییر از اینجا شروع می شود.

به فاصله کمی، دوقلوهای کاچینای قرمز پدیدار می شوند و روز تخلیص خواهد آمد و پیام آورانی برای آنانی که راه قدیم زندگی را به یاد آورند در پی خواهند آمد. بسیار مهم است که بتوان این پیام ها را درک کرد. پیام هایی که فقط آموزش های کهن قدرت درک پیام را دارند و در هر موجود زنده و حتی هر قطره خون ما هم یافت می شود.

از این روز، زمین و تمام مخلوقاتش برای ابد تغییر خواهند کرد. به همه چیز از کوچک تا بزرگ امکان تغییر داده خواهد شد. آنانی که به آموزش های کهن و راه طبیعی زندگی برگردند و بتوانند در جشن تغییر برقصند نجات خواهند یافت تا جهان را دوباره بسازند.

ظهور دوقلوها هفت سال به طول می انجامد و آخرین امکان تغییر روش ما خواهد بود. هر چه ما تجربه می کنیم، نتیجه انتخاب ماست.

در صورت علاقه به مطالعه بیشتر به لینک های ریز مراجعه کنید:

http://www.adabkadeh.com/?p=353

http://projectavalon.net/forum4/showthread.php?18290-Hopi-blue-star-prophecy

http://www.nei.org/resourcesandstats/nuclear_statistics/worldstatistics/

http://www.businessweek.com/news/2011-03-15/health-effect-of-radiation-poisoning-questions-and-answers.html

Like 🙂
2

خانه تکانی


بهار همیشه حس نو شدن و تغییر را در انسان بر می انگیزد. اکنون که بهار از راه رسیده و همه چیز در حال شکوفایی است, شاید شما هم به فکر برنامه ریزی برای سال آینده تان باشید. اکنون وقت خوبی است برای خدا حافظی با آنچه گذشت و رفتن به پیشواز آنچه در حال آمدن است. بیایید سنت خوب خانه تکانی را به خانه محدود نکنیم.
موارد زیر را در فهرست تغییرات سال آینده تان بگنجانید.
• رفتاری که به شما کمک نمی کنند به اهدافتان برسید را تغییر دهید.
• افکاری که شما را عقب نگاه می دارند را با افکار الهام بخش جایگزین کنید.
• روابط ی که رضایت شما را حاصل نمی کند محدود کنید.
• همسویی رفتار, افکار و روابط تان را با خود واقعی تان بازنگری کنید.
• اهداف خود را به سوی آینده بهتر تنظیم کنید.

Like 🙂
1

تمثیل غار افلاطون


بگذار برایت مثلی از غفلت بشر بزنم.

مردمانی را تصور کن که در غار زیرزمینی که مدخل آن رو به روشنایی است زندگی می کنند. این مردم از آغار طفولیت در این غار بوده اند و پا و گردن آنان با زنجیر بسته شده بطوریکه از جای خود نمی توانند حرکت کنند و جز پیش چشم خود بسوی دیگری هم نمی توانند نظر افکنند. پشت سر آنها نور آتشی که بر فراز یک بلندی روشن شده از دور می درخشد. میان آتش و زندانیان راه مرتفعی هست که در طول این راه دیوار کوتاهی وجود دارد شبیه به پرده ی خیمه شب بازی. حالا فرض کند که در طول این دیوار کوتاه باربرانی با همه نوع آلات عبور می کنند و بار آنها از خط الراس دیوار بالاتر است و از جمله بار آنها همه گونه اشکال انسان و حیوان چه سنگی چه چوبی وجود دارد و در میان باربرانی که عبور می کنند برخی گویا و برخی خاموشند. زندانیان در وضعی که هستند نه از خود چیزی می توانند ببینند نه از همسایگان خود مگر سایه هایی که بر اثر نور آتش بر روی آن قسمت غار که در برابر چشم آنان نقش می بندد. بنابراین اگر این ها بتوانند با یک دیگر سخن گویند, سایه هایی را که می بینند تعریف خواهند کرد با این تصور که حقیقت اشیاء را تعریف می کنند. اگر یکی از باربران سخن گوید و صدای او از ته زندان منعکس شود اینان تصور خواهند کرد که این عین صدای سایه ایست که از جلو آنان می گذرد. شکی نیست که در نظر این مردم حقیقت چیزی جز سایه آن اشیاء گوناگون نمی تواند باشد.
حال فرض کن که چنین پیش آید که یکی از زندانیان را آزاد و مجبور کنند که برخاسته و سر خود را به عقب برگرداند و به راه افتد و چشمهای خویش را به سوی روشنایی متوجه نماید. او از این حرکات بسی رنج خواهد برد و شدت نور به وی اجازه نخواهد داد که اشیایی را که تاکنون سایه آنها را می دیده را مشاهده کند. اینک اگر به او بگویند که آنچه تاکنون می دیدی هیچ بود و حقیقت نداشت اما حال به حقیقت نزدیکتری و با اشیاء واقعی تر روبرو شده ای و بینایی تو درست تر است، به عقیده تو او چه پاسخی می تواند بدهد؟

آیا فکر نمی کنی سرگردان خواهد شد و چنین خواهد پنداشت که آنچه تاکنون می دیده درست تر از چیزهایی است که اکنون به او نشان می دهند؟

حال اگر او را به زور از آنجا بیرون کشند و بالا ببرند و از او دست برندارند تا آنگاه که وی را به آفتاب رسانند آیا فکر نمی کنی که او از این نقل مکان اجباری آزرده و خشمگین خواهد شد؟

و وقتی به روشنایی رسد چشمانش از درخشش خورشید خیره شود؟

و از آن همه اشیایی که ما روی زمین آنها را حقیقی می نامیم یکی را هم نخواهد دید؟

و اگر بخواهد جهان را مشاهده کند جز به تدریج ممکن نیست؟

آنچه او در آغاز به آسانی می تواند ببیند همانا سایه هاست. پس از آن صورت انسان و موجودات دیگری که در آب منعکس شده و آنگاه خود موجودات. سپس آسمان و ستارگان و سرانجام خورشید را خواهد دید.
اگر پس از این از غار و یاران خود یاد کند آیا نه این است که از این تغییرخودش خشنود شده و به حال دیگر یارانش افسوس می خورد؟

آنان شاید حتی غرق در دادن مدال افتخار به هم بندیان شان باشند که بهتر و سریع تر بتواند ترتیب آمد و شد سایه ها را به خاطر بیاورد. آیا او اهمیتی به این گونه مدال ها خواهد داد؟

یا به کسانی که برنده شده اند غبطه خواهد خورد؟

آیا او هر زجری را به برگشتن و زندگی درغار ترجیح نخواهد داد؟

 

اکنون اگر این شخص دوباره به غار برگردد و در جای پیشین خود قرار گیرد, آیا نه اینست که چون ناگهان از پیش روشنایی خورشید آمده چشمانش در این تاریکی تیره خواهد شد؟

و اگر مجبور شود در باره آن سایه ها قضاوت کند و با زندانیان دیگر که از قید اسارت رهایی نیافته اند, هم آواز شود, آیا مورد استهزاء آنان  قرار نخواهد گرفت؟

آیا سایرین نخواهند گفت که وی تنها بهره ای که از سیر صعودی خود برده این است که دیدگانش تباه شده و بهتر بود که اصلا فکر صعود نمی کرد.

و در حقیقت اگر کسی بخواهد زنجیر از آنان برگرفته و آنها را به سوی بالا راهنمایی کند آیا خیال نمی کنی که چنانچه او را بگیرند و بکشند؟ به یقین همین عمل را خواهند کرد؟ گفت آری شک نیست که او را خواهند کشت!

اکنون به تو می گویم آن زندان این جهانی است که ما با چشمانمان می بینیم. نور آتش مانند خورشید ماست. سیرصعودی  از غار به دنیای بالا صعود ذهن است به میدان حقیقت.

Like 🙂
22