شفاف‌سازی در مورد کار مشاوره درمانی

ما در کار مشاوره درمانی بارها به مراجعین زیادی برخورده ایم که گفته‌اند که در برخورد با افرادی که خود را مشاور و مدافع حقوق زنان معرفی‌ می کنند قرار گرفته‌اند، به ایشان خط و مرز‌هایی‌ بر علیه مردان داده شده. چند نفری در این رابطه با این به اصطلاح مدافعین حقوق زنان، مورد فشار قرار گرفته‌اند یا تشویق به طلاق شده اند. برخی‌ دیگر از این به اصطلاح مدافعین حقوق زنان دستوراتی و اندرز‌هایی‌ برای مراجعین زن خود صادر کرده اند که وضع آشفته این بانوان را بدتر و نا بسامان تر از همیشه کرده است. در این میان وضعیت فرزندان را که متاثر از این جّو بحرانی در وجود مادر می‌باشد، نباید غافل شد

همچنین می‌شنویم که این به‌اصطلاح مدافعین حقوق زنان سعی بر فروختن بیمه‌ و دیگر خدمات به این عزیزان کرده‌اند و در رابطه خود با این مراجعین از حد و مرزهای خود بسیار دور شده‌اند, چرا که یکی‌ از قوانین کار تخصصی مشاوره این است که هرگز با مراجعه خود رابطه دوگانه یا جدا از محیط کاری نداشته باشی‌. برخی‌ دیگر از این به اصطلاح مشاورین زنان را در استرس و فشار گذاشته و باعث بوجود آمدن مشکلات عدیده‌ای برای هموطنان خود شده‌اند.

کاری که این به اصطلاح مدافعین هر چه که هستند انجام می دهند، فقط و فقط به از بین بردن روحیه‌ای است که به کمک آن ما نیاز داریم که برای حل مسائل خود کمک بگیریم.

معضلات ازدواج امروزه فراوان هستند ولی‌ با فشار آوردن به زنان برای طلاق هیچ مشکلی حل نمی‌شود. صحبت ما بر سر این است که افرادی را که در اجتماعات ایرانی‌ خود را به اشتباه مشاور خطاب می کنند، متوقف کنیم، چرا که ایشان خود نیاز به مشاوره دارند.  این کار فقط وقتی‌ انجام می شود که ما متخصصین متعهد به کود‌های اخلاقی‌ تدوین شده در برد‌های تخصصی نشان دهیم که مرزهای کار مشورت کجاست و ما چگونه در حفظ و احترام به قوانینی که کار ما را تعریف می کنند، قادر هستیم که حقوق انسان‌ها را چه زن و چه مرد حفظ کرده و به اصل حق فردی برای تصمیم گیری احترام بگذاریم.

در اینجا مایل هستیم که به تعداد بسیار زیاد افرادی را که در خدمت تخصصی به زنان کار می کنند و محدوده وظایف قانونی و اخلاقی خود را می دانند، اشاره کنیم و ایشان را قدر بگذاریم. در این مسیر هم می‌بایست به تعداد بسیار زیاد دیگر از مشاورین عزیزی که مسئولیت‌های اخلاقی‌ و مرزبندی‌های تخصصی خود را احترام می‌گذرند، اشاره کرد مشکل این است که گاهی تر و خشک با هم می سوزند.

  • کار تخصصی مشاوره از دادن هر گونه پند و انرزی بر ضدّ یا به نفع کسی‌ خودداری می‌کند
  • در کارتخصصی مشاوره ما هرگز خود را بین زوجین قرار نمی‌دهیم، و  هیچ فردی را به طلاق هدایت نمی‌کنیم چرا که معتقدیم که تصمیم  جدا شدن از همسر همیشه و همیشه تصمیم فردی است هدف از  مشاوره درمانی و مشورت گرفتن در مورد مساله ازدواج برای ساختن پلهای خراب شده می‌باشد نه از بین بردن آنها
  • در کار تخصصی مشاوره، اصل همیشه بر بهبود سازی روابط انسان ها، زوجین، و خانواده‌های عزیز می‌باشد، در نتیجه از هرگونه جدا سازی و تنفر سازی و شک و تردید بوجود آمدن شدیدا خودداری می شود
  • در پایان، در کار تخصصی مشورت و روان درمانی به وجود آوردن احترام به نوع انسان می‌باشد چه زن چه مرد، شرط اصلی‌ می‌باشد

پیروز و تندرست باشید

Like 🙂
5

آداب کار موازی

در این که به نظر بعضی ها مرغ همسایه غاز است شکی نیست, ولی بد نیست که کمی به آداب کار موازی بپردازیم. اگر چه پیروی از عادات خوب دیگران تا جایی که به چشم و همچشمی تبدیل نشود ایرادی ندارد, اما وقتی درامر مهم یادگیری از دست آورد های دیگران کار به جایی برسد که عرصه را برای فعالیت آنها تنگ کنیم یا با آنها به رقابت شدید بپردازیم , از راه درست خارج گشته ایم. کمی انصاف در روابط عمومی با گروهها و افرادی که در زمینه مشابه با ما کار میکنند باعث میشود فضای سالمی برای کارهای موازی ایجاد شود.

شما هم شاید تا به حال سرگذشت ا فرادی را شنیده باشید که با باز شدن یک بیزینس مشابه آنچه خود ارایه میدهند در همسایگی, به کلی از ادامه فعالیت باز مانده اند. من این مورد را در بعضی از فعالیت های هموطنان عزیزم در این شهر دیده ام. مثلا کافی است که یک رستوران به خوشنامی مشهور شود , بلافاصله رستورانی دیگر در نزدیکی آن با ارایه غذاهای مشابه به نصف قیمت سبز میشود و بعد از مدتی اثری از رستوران اول باقی نمیماند. کاش این حکایت فقط در مورد بیزینس ها صدق میکرد که برای تامین در آمد در این بحران اقتصادی ناچار از رقابت شدید هستند حتی به قیمت از بین بردن رقبا از صحنه رقابت.

این گونه کارها را میتوان درمورد گروههای غیر انتفاعی هم دید, اگر چه هدف همه آنها خدمت به جامعه میباشد ولی سعی خود را میکنند تا گروههایی را که در راستای مشابه فعالیت دارند از میدان بدر کنند یا مشکلاتی را در ادامه راه آنها بوجود آورند و از این طریق راه را برای فعالیت های خود هموار کنند. ایجاد اختلافهای سلیقه ای در مدیریت یا اعضای گروه, همزمانی ارایه برنامه ها و هم مکانی بر گزاری برنامه ها از جمله مواردی است که میتوان به آن اشاره کرد.

با آرزوی اینکه روزی برسد که موفقیتمان را در گرو نابودی دیگران نبینیم.

Like 🙂
2

بفرما موز

دوستی‌ یک فیلم عروسی که در ایران برگزار شده بود، برای ما فرستاده بود که در آن صحنه‌های جالبی‌ به چشم می خورد.  غیر از مراسم عادی عقد، سفره آذین شده، مهمان‌های شیک و مرتب، و بوسه‌های فراوان بر سر و صورت عروس و داماد، چند صحنه در این جشن و میهمانی خیلی خنده دار، سوال برانگیز، و غیر عادی بود.
در کنار صحنه‌های رقص و پایکوبی میشد دید که گروهی از میهمانان، از زن و مرد، بچه و بزرگ سال، همه در حال موز خوردن هستند.  چند مرتبه‌ای که دوربین می چرخد و از رقص برخی‌ میهمانان می شود گذر کرد و باقی‌ میهمانان را دید که همه با عجله از خود پذیرائی می کنند گویا که دم غنیمت است و فرصت را نباید از دست داد.  در بین این افراد دوباره می شود دید که تعداد بیشتری موز می خورند و چند نفری هم از میوه‌های دیگر مثل خیار سبز و انگور برای پذیرائی از خود دریغ ندارند.
البته که چند گونه شیرینی‌ هم بر روی میز‌ها جدا از کاسه‌های میوه، می شود دید.  در این همه،  گویا که موز یکی‌ از بهترین خوردنی‌هایی‌ است که مهمانان را به خود مشغول کرده.
در بخش صرف شام هم می شود دید که مهمانان با عجله هر چه تمام تر در حال نوش جان کردن غذایی هستند که برای ایشان در نظر گرفته شده است.  پس از صرف شام همراه با رقص و پایکوبی‌های فراوان، باز هم میهمانان را می شود در حال موز خوردن مشاهده کرد، انگار که چند جعبه موز  که برای عروسی‌ خریده شده باید آن‌شب تمام شود.  در واقع حرص و ولع مهمانان به یک گونه‌ای جالب بنظر می‌رسد، گویا که ایشان تمام انرژی خود را به کار گرفته اند که هر چه بیشتر بخورند. دیدن این فیلم، در من این فکر را برانگیخت که دلیل این همه موز خوردن را دریابم.
در یک وقت مناسب از کسی‌ که در آن عروسی‌ شرکت کرده بود پرسش کردم که جریان این همه موز خوردن چه بود، مگر میشود که مهمانان یک مراسم این همه به یک نوع میوه توجه کنند و همه گویا تعهد داشتند که چیزی برای صاحب خانه نگذارند.
جوابی‌ که شنیدم خود از همه این مشاهدات جالب تر بود.  گویا که پدر عروس که صاحب میهمانی بود، مردی بسیار خسیس و به قول قدیمی‌‌ها ناخن خشک می‌باشد، و ایشان در طول عمر خود، همیشه میهمانی منزل همه اقوام می رفته و وقتی‌ که دیگران به منزل ایشان می‌آمدند، از پذیرای در حد یک چای معمولی‌ هم دریغ می کرده.  خسیسی‌ این مرد برای همه فامیل درد بزرگی‌  بوده ولی‌ بخاطر تعارف و آبرو هرگز کسی‌ نتوانسته بود که چیزی به ایشان بگوید.
همه فامیل گویا فقط منتظر فرصتی برای تلافی همه این سال‌هایی‌ بودند که این مرد در منزل همه خود را صاحب خانه می دانسته و هرگز دست در جیب خود برای دادن کادویی، عیدی عاه، یا که کمکی‌ به کسی‌ نمی کرده.  حالا که فرصت دست داده بود و این مرد به خاطر همسر و نگاه داشتن آبرویی دختر خود ناچار به خرج کردن و برگزاری مراسم عروسی‌ بود، دوستان و فامیل تصمیم می گیرند که در این عروسی‌ تا آنجا که می توانند بخورند و تلافی همه سال‌های که این مرد خسیس از همه شرایط به نفع خود استفاده می کرده، در بیاورند. و خوب در این شرایط میهمانان حساب می کردند که موز میوه گران تری است نسبت به شیرنی و همه به هم می گفتند که : بفرما موز!
در اینجا بود که متوجه شدم موز‌ها و غذایی که میهمانان در آن شب خاطره انگیز نوش جان کرده‌اند، چقدر خوشمزه و فراموش نشدنی‌ بوده.

Like 🙂
3

ادب ِ کار ِ تخصصی و حرفه‌ای

به تازگي در مجلات و روزنامه‌ها  افرادی مطالبی را در قالب علم روانشناسی‌ به خورد مردم می دهند. دوستان به من مراجعه می کنند و می گویند که در ملاقات با خانم یا آقايی که خود را روانشناس معرفی‌ کرده، بسیار احساس بدي کرده اند، زيرا آن برخورد حرفه‌ای و تخصصی را که انتظار داشته اند،  ندیده‌اند.  اینها باعث سردر گمی مردم می شود و گاهی تصور مي شود ما در جمعی‌ زندگی‌ می‌کنیم که در آن ادب ِ کار تخصصی،  کمتر رعایت می شود.  گاهی كسانی که یکي یا دو واحد درسی‌ در زمینه مشورت گذرانده اند، یک مرتبه خود را رونشناس معرفی‌ می کنند، که اين فقط فريب دادن مردم است.

بسیاری از ما ایرانیان به این مشکل گرفتار شده‌ایم، زيرا هيچ كس در جاي خودش نيست.  آداب کار حرفه‌ای ایجاب می‌کند که به حرفه خود، هر چه هست، علاقه مند باشیم و متعهد، و  کمترین توقع  این است که  قوانین کار خود را بیاموزیم.
در جوامع غربی، اگر برای آموختن حرفه‌ای اقدام کنید، بیشتر از اطلاعات حرفه‌ای، به اخلاق کار و رعایت موازین اخلاقی‌ و حرفه‌ای اهميت داده می شود، از جمله احترام به مراجعین، تعهد در نگهداری اسرار ایشان، آگاهی‌ دادن به ارباب رجوع درباره شکل کار و مراحل آن، و خدمت رساني سالم و معقول.
ولی‌ گویا برخی‌ به بیماری “من همه چیز می‌دانم” دچار شده‌اند.  گاهي متخصصان هم  در معرفی‌ حرفه خود اغراق می کنند. بنابراين، از روانشناسان و روان درمانگران  انتظار می رود که خود را واضح و درست معرفی‌ کنند.  آداب کار حرفه‌ای ِ روانشناسان و روان درمان گران این است که خود به مراجع بالاتر و مشاوران ارشد  مراجعه کنند و در پیشرفت کاری و حرفه‌ای خویش کوشا باشند و اگر در حوزه اي تخصص ندارند، راحت آن را با مراجعه كننده مطرح نمايند و او را به متخصصي در آن زمينه ارجاع دهند.



Like 🙂
1

کار داوطلبانه یعنی‌ چه؟

کار داوطلبانه به منظور پیش برد یک هدف عالی است و در ازای آن انتظار حقوق و یا دستمزد نمی‌‌رود.

کار داوطلبانه ابعاد متعددی دارد. در جوامع غربی کار داوطلبانه و یا کار افتخاری برای یک موسسه یا انجمن خیریه جزو اصول اولیه حقوق و مسئولیت شناسی‌ شهروندان است، ولی معنی‌ آن برای جامعه ما روشن نشده و تنها محدود به امور خیریه برای مدرسه سازی یا کودکان بی سرپرست می شود.

معمولا کار داوطلبانه در زمینه‌های نجات بخشي، اطلاع رسانی، کمک احساسی‌ دادن، و یا آموزش دهی‌ شهروندان در مراکزی که هدفشان خدمت به دیگران بدون منفعت مادی است انجام می پذیرد. این کار ها همچنین به فرد داوطلب کمک می‌کند که حرفه‌ای را بیاموزد و از سابقه آن به عنوان مرجع استفاده کند. از جمله شرایط اتمام موفقیت آمیز دوره دبیرستان , انجام حد اقل 10 ساعت کار داوطلبانه در سال است.

گاهی برای كساني که کار‌های شخصی‌ یا مرکز تجاری دارند این سؤ تفاهم پیش می آید که می توانند از مزایای کار افراد داوطلب بهره ببرند.

نفع شخصی‌ فرد داوطلب معمولا با داشتن حس مفید بودن برای جامعه، داشتن حس هم دردی با نیازمندان به کمک، و یا به شکرانه بخشی از نعماتی که فرد در زندگی‌ خود بدست آورده است حاصل می شود. احساسی که از انجام کار داوطلبانه نصیب داوطلب می شود از احساس های بالای هرم مازلوست. احساسی که میلیون ها دلار و میلیارد ها تومان نمی تواند به کسی ببخشد. (کسانی که به آدابکده کمک می کنند این را به خوبی لمس می کنند.)

‌‌ از جمله کارهای داوطلبانه می توان کار در مراکز پلیس , حمایت از حقوق قربانیان جرم یا جنایت,  کتابخانه ها, بیمارستان ها و یا مراکز صلیب سرخ را عنوان کرد. همچنین شهرداری‌ها در جهت تصمیم گیری برای تدوین و ثبت قوانینی که برای بهتر کردن شهروندان باشد، از افراد داوطلب و صالح، بی طرف، و فعال، کمک می گیرند.

نکته مهم در کار داوطلبانه این است که جامعه شهروندان خود را به مشارکت می‌گیرد و با کمک افراد داوطلب و با کمترین هزینه، فعالیت‌هایی‌ در زمینه بهتر کردن کیفیت زندگی‌ فردی و اجتماعی دیگران ارائه مي‌دهد.

جالب است که بدانیم در کانادا در ماه آوریل یک هفته برای قدردانی از افراد داوطلب انتخاب شده است و مراسم و برنامه‌هایی‌ در جهت آشنا کردن مردم با این کار مهم اجرا می شود. بر طبق آمارهای گرفته شده از طرف دولت کانادا، سالیانه حدود دو بیلیون‌ ساعت کار مجانی‌ و داوطلبانه در جهت سرویس دهی‌ و خدمت به مردم در کانادا انجام می شود. این رقم مساوی با حدود یک میلیون کار تمام وقت است که اگر داوطلبانه نبود، دولت می‌بایست در ازای آن حقوق پرداخت می کرد.

بر طبق همان ارقام، حدود ۱۱ درصد از این افراد، چیزی نزدیک به ۷۷ درصد از وظایف انتخاب شده را انجام می دهند. باقی یعنی حدود 89 درصد,‌ تعداد کسانی‌ هستند که ساعتی‌ از وقت خود را در هفته یا ماه اختصاص می دهند و کار داوطلبانه را در جهت بدست آوردن تجربه و یا داشتن یک راه برای حضور در جامعه، و یا فقط داشتن نام داوطلب استفاده می کنند.

Reference: http://volunteer.ca/

Like 🙂
1

کاسه داغ تر از آش

مادر تازه واردی برایم تعریف کرد که پس از یک ماه زندگی‌ در ونکوور، برای ثبت نام فرزندان خود در مدرسه این شهر اقدام کرد.  با تمام محدودیت‌های ایشان در درک مفاهیم انگلیسی‌، در زمانی‌ که این مادر سعی فراوان بر ارتباط با مدرسه فرزندان خود داشت، مطلع شد مدارس اینجا افرادی فارسی زبان به عنوان کمک به خانواده‌ها برای جأ بجایی و یافتن راه درست ارتباط گیری با محیط آموزشی‌ و شهری جدید در استخدام دارد.  در این مسیر، این مادر به خانمی که ایشان در استخدام آموزش و پرورش منطقه مربوطه هستند، معرفی‌ شدند.

ادامه خواندن کاسه داغ تر از آش

Like 🙂
2

خود شیفتگی و آداب معاشرت

افراد خودشیفته برای دیگران ناراحتی ایجاد می کنند. چه جوری؟ بزودی به این نکته می رسیم.  فکر می‌کنم خانم نهضت فرنودی بهترین تعریف و نقد روانشناسی‌ افراد خود شیفته را ارائه داده‌اند و از تکرار آن موارد در این بحث می پرهیزیم چرا که تعریف روان شناسی‌ این بیماری خود شیفتگی‌ چیزی کاملا جدا از این مقاله کوتاه است و در اینجا فقط یک رفتار اجتماعی را که همه ما می توانیم در اطراف خود ببینیم می‌خواهیم که در قالب یک آینه احساسی‌ بگنجانیم.
صحبت از این است که افراد خود شیفته چون که معتقدند دیگران هیچ نمی دانند و ایشان همه چیز را، رفتارشان با دیگران تحقیر آمیز، زننده، نیش دار، و توهین آمیز است. اگر تابحال دقت نکرده‌اید، می توانید در ارتباط خود با این افراد بیشتر دقت کنید. هر وقت کسی‌ در یک گفتگو و تامل به صحبت شما گوش کرد و به شما ارزش گذاشت خوب می‌دانید که این فرد متواضع است و مهربان و این که این هم صحبتی به شما احساس خوشی‌ و سلامتی‌ می دهد.

ادامه خواندن خود شیفتگی و آداب معاشرت

Like 🙂
3

تعارف و آبرو

در مورد تعارف هر چه بگوییم کم است و بدون تعارف, باید خیلی‌ بیشتر از این به بحث و گفتگو در مورد آن بپردازیم.  تعارف گویی جزو آداب معاشرت ما ایرانیان شده یا به یک شکل ابزار ایجاد رابطه ,هر چند اغلب به صورت مشکل زا, تبدیل شده.
تعارف می تواند تا حد زیادی دست و پا گیر هم بشود، ولی‌ گاهی هم ما با تعارف مایل هستیم که مهمان نوازی و اشتیاق خود را به تماس با دیگری به نمایش بگذاریم.  تعارف گاهی باعث از هم پاشیدن روابط می شود ولی‌ سئوال این جاست که این چگونه رابطه‌ای است که در پرده و پوشش تعارف شکل می‌گیرد و یا تداوم می‌پذیرد.

ریشۀ تعارف در پدیده مشکل آفرین دیگری در روابط اجتماعی ما ارتباط دارد به نام “آبرو” نهفته است. وقتی ما تعارف می‌کنیم ‌ که می ترسیم که اگر این کار را نکنیم آبروی ما می رود. حالا آبرو یعنی‌ چه؟  به معنی‌ کامل کلمه، آبرو یعنی‌ آبی که به روی صورت می پاشیم که ما را سالم تر و یا تمیز تر نشان دهد. چرا این کار را می‌کنیم؟ خوب: پوشاندن آثار غم، مشکل، و یا شرایط دشوار زندگی‌.  پس تعارف می‌کنیم که باری که نام احساس گناه دارد را از دوش خود برداریم. چرا که احساس می‌کنیم به دیگران بدهکاریم و یا اگر این کار را انجام ندهیم، دیگران ما را کم، بد، خسیس، و یا هر چیز دیگری فکر کنند ویا بنامند.
آبرو یعنی‌ آن ماسکی که به صورت بزنیم که دیگران ما را آن جوری که می خواهند ببینند.  آبرو داری یعنی‌ که  تظاهر به بودن چیزی که آن ما نیستیم.  آبرو از غرور می آید، از نداشتن تماس با واقعیات ویا از احساس ترس.  آبرو داری یعنی‌ که از جلد خود بیرون رفتن به قیمت زحمات فدا کردن وقت، انرژی، و امکانات خود. آبرو به معنی‌ واقعی‌ از پوشاندن چهره خود می آید، از شرم نشان دادن چهره واقعی‌ خود و از ترس مورد قضاوت قرار گرفتن.
تعارف یعنی‌ دعوت و پیشنهاد به همراهی. حالا شاید لازم باشد که دفعه دیگری که می‌خواهیم به کسی‌ تعارف کنیم فکر کنیم که آیا پیشنهاد رفت و آمد می دهیم و یا از ترس آبرو کاری می‌کنیم که مایل به آن نیستیم.

Like 🙂
3

بی تعارف

از آنجا که ما ایرانیان به دلیل ضعف قدرت نمی توانیم  ارتباط سالم و مشخصی با دیگران داشته با شیم به تعارف پناه می بر یم وتعارف گاهی  زندگی‌ما را از خط  خود خارج می‌کند.

چند سال پیش با خانمی درباره تعارف صحبت می‌کردم. می گفت به دوستی‌ که سالها بود ایشان را ندیده بودم تعارف آمدن به کانادا کردم. این دوست ازسفارت کانادا در ایران درخواست ویزا کرد و موفق به گرفتن آن شد. پس از آمدن به کانادا, توقعات دوستی‌ که به خیال خود به مهمانی چند ماهه آماده بود و نداشتن حد و مرز مشخص بین این افراد، معرکه‌ای درست کرده بود که حتی روابط این خانم با همسر و فرزندان دچارمشکل کرد. شاید وقت آن رسیده که آداب معاشرت خود و آداب روابط اجتماعی خود را بازبینی کنیم. ولی‌ چه باید کرد؟ چگونه می شود این کار را انجام داد؟

در مقام پیشنهاد کننده نکات زیر را در نظر بگیریم:

  • یاد بگیریم که حرف خود را صریح و شفاف بزنیم که جایی برای تعارف و مسائل پس از آن نگذاریم.
  • فکر کنیم که اینکه آنچه می گوییم چگونه شنیده می شود.
  • می توانیم یک مکالمه را با گفتن به امید دیدار تمام کنیم بدون اینکه وارد مکالمات تعارف آمیز شویم.
  • وقتی‌ کسی‌ را دعوت کنیم که به راستی‌ وقت برای این مصاحبت داریم.
  • در صورتی‌ این کار را انجام دهیم که امکانات خود را به خطر نمی‌‌اندازیم.
  • راحت باشیم و جملاتی را بگوییم که واقعا معنی‌ دارند و نیاز مکالمه ما در زمان و مکان مشخص است.
  • فقط وقتی پیشنهاد لطفی را بکنیم که از صمیم دل علاقه به آن کار را  داشته باشیم.
  • و اگر می خواهید لطف بزرگی بکنید, برای پیشنهاد زمان کافی به خود بدهید.

در مقام دریافت کننده لطف

  • مطمئن شوید پیشنهاد از بی رو دربایستی است.
  • پس از یک بار انتظار دائمی شدن آن را نداشته باشیم. (درصورت ناخورده شدن دشمن صد ساله نشویم)
  • گاهی خود را به جای پیشنهاد دهنده قرار دهیم.
  • کاری کنیم که از لطف به ما لذت ببرند نه محنت.
  • ارزش لطف را بدانیم و نگوییم از روی زیادی وقت, پول و یا حوصله این کار را کرد و کار مهمی نبود.

البته که هزاران نکات ریز است که در این مورد می شود بیان کرد. ولی‌ از حوصله این مقاله کوتاه بدون تعارف بدور است. اگر شما نیز نکاتی برای اضافه کردن دارید برای استفاده همگان بفرستید.

Like 🙂
2

آداب کار گروهی

ما ایرانیان همه بدنبال اهداف عالی‌ هستیم و ازبهرۀ هوشی بالایی برخورداریم و برای رسیدن به این اهداف متعالی, گروه‌هایی‌ ابتکاری که احساس تعلق و نیازما را برآورده می کنند ایجاد می کنیم. ولی متاسفانه پس از اندکی گروهمان دچار دودستگی می شود. چرا به اینجا می رسیم که هر کسی‌ می‌خواهد یار کشی‌ کند و در این راه تلویزیون، روزنامه، مجله، گروه، و یا مجامع خاص خود را ایجاد کند؟ برخی اعتقاد دارند که نداشتن فرهنگ کار گروهی در بین ما ایرانیان به دلیل محدودیت‌های فرهنگی‌ وسیاسی ما بوده است ولی متاسفانه این رفتار همچنان در بین ایرانیان مقیم خارج از ایران هم به چشم می خورد. چندی پیش در گروه رویش مهمانی داشتیم که دربارۀ محیط زیست صحبت کند. نکته ای که نظر ما را جلب کرد تجربه کار گروهی آنان بود که چگونه یک ایده ساده در جمع 5-4 نفره بعد از دو سال می تواند تبدیل به گروهی400-300 نفره شود که نمایدگان پارلمان درخواست صحبت در آن را داشتند. اگر در گروهی فعال هستیم مرور نکات زیربه منسجم تر کردن ما کمک خواهد کرد. اگر نکتۀ شما در این لیست نیست, آن را برای استفاده همگانcomment  کنید.

  • تواضع و از خود گذشتگی پیش نیاز کار گروهی است.
  • از زحمات دیگر اعضا تقدیر کنید.
  • نو آوری , پویایی و تغییر پذیر بودن لازمه تداوم حیات گروهی است.
  • این  واقعیت را در نظر داشته باشیم که هر چه تنوع در نظر و سلیقۀ ما بیشتر باشد, ضریب هوشی گروهِ ما بیشتر است.
  • روی آداب معاشرت اجتماعی و فرهنگ کارِ گروهی بیشتر بحث, مطالعه و سرمایه گذاری کنیم.
  • موازینی را رعایت کنیم که می تواند به همه ما کمک کند که پیشرفت کنیم.
  • به جای سد کار دیگر گروهها شدن و ایجاد اختلال, برای آنها تبلیغ کنیم و به درد آنها بخوریم شاید روزی هم آنها به کمک ما آمدند.
  • از پراکنده کاری, موازی کاری و تکرار مکررات دست برداریم و امکانات و تجربیات و تخصص‌های خود را بر روی هم بگذاریم.
  • اگر ایده خوبی دارید, آن را سخاوتمندانه برای بهبود گروه واگذار کنید تا اینکه برای ایده خود یک گروه بسازید.
  • به گروه های نوپا ی دیگر کمک کنیم.
  • از احساس زدگی بپرهیزیم و اگر مشکلی به نظرمان رسید برای تصمیم گیری کمی حوصله کنیم.
  • عمدتا گروه های ما برای منفعت مادی کار نمی کنند پس بالا و پایین بودن در گروه تفاوتی نمی کند.
  • اگر کاری را دوست ندارید, بهتر است به گروه “نه” بگویید تا اینکه انجام دهید و بعد منت بگذارید و یا توقع تلافی داشته باشید.
  • اگر خود حاضر به کمک  برای رفع مشکلی نیستید, از انتقاد از وضع موجود خودداری کنید.
  • از این که ایده خوب شما به سرعت در گروه استقبال نمی شود دلسرد نشوید.

Poran Poregbal

Like 🙂
2