آیا صحبت کردن باعث بهتر شدن ما می شود؟

talk

آیا تا به حال به آداب صحبت کردن اندیشیده اید؟ آیا صحبت کردن و صحبت دیگران را شنیدن اخلاق و آدابی دارد؟

واقعیت این است که یک صحبت دو نفره ی کوچک در یک کافه تریا و یا حتی در خیابان و مهمانی یا هر کجای دیگر برای آن که دلنشین باشد نیازمند آداب و رسومی است. حتما همه ی ما لحظات بسیار خوب و تلخی را در گفتگو های دو نفره یا بیشتر تجربه کرده ایم که آخر آنها برای ما کاملا غیر قابل پیش بینی بوده است.

اخلاق صحبت کردن

1- صحبت کردن و شنیده شدن مسلما وقتی شیرین تر می شود که هر دو نفر نوبت خود را برای صحبت کردن و شنیده شدن داشته باشند. این یکی از ساده ترین و الزامی ترین نیاز اولیه برای یک گفتگوی خوشایند است.

2- انگیزه داشتن و انگیزه دادن همراه صبر و حوصله.

3- تمرین برای خود داری کردن و کنترل بر احساس نوبت گرفتن برای حرف زدن. مطمئن باشید که شنوندگان شما خیلی سریع متوجه خواهند شد که شما واقعا به آنها گوش می دهید و یا به دنبال نوبت خود برای صحبت کردن هستید. و این در نتیجه ی گفتگو – رضایت درونی از یک گفتگو – و احساس ادامه ی گفتگو در آینده بسیار بسیار موثر است. بنابراین اگر خوهان یک گفتگوی شیرین دو نفره و گرفتن انرژی از آن هستید به تناوب عاشقانه و مثبت به دیگران گوش کنید. یک فرمول ساده برای دادن احساس خوب به فردی که گفتگو می کند آن است که به سمت او تمایل داشته باشید . حتی کمی خمیده شوید به سمت گوینده در این حالت شما با بدن خود هم این پیام را به او می دهید که کاملا به او توجه دارید و مشتاق شنیدن هستید. همه ی ما قبل از شنیدن بیشترین پیام را از حرکات و بدن یکدیگر می گیریم.

4-   یک دل بودن و همدلی کردن نه دلسوزی کردن. از آن جایی که همدلی کردن یک مرحله ی بسیار بالاتری از همدردی کردن است لازمه ی یک ارتباط قوی و پایدار همدلی کردن است . چرا که امکان دارد دلمان برای بسیاری کسان بسوزد اما وقت و توان و انرژی و خواسته ی درونی ما برای ارتباط نباشد.

5- شما وقتی متوجه کیفیت یک گفتگوی خوب می شوید که بعد از تمام شدن صحبت متوجه می شوید که چقدر زمان طولانی به گفتگو گذشته است بدون آن که شما متوجه زمان شده باشید. چرا این اتفاق افتاده ؟ و چرا ما همیشه در گفتگو ها به این کیفیت نمی رسیم ؟ یکی از دلایل آن این است که در این گفتگو شما خود را فراموش کرده بودید و کاملا در لحظه و زمان حال بوده اید. عادل بودن – خوش فکری و به دنبال دلیل بودن ( اگر شما تنها به دنبال بیان کردن افکار خود باشید این گزینه را در گفتگو از دست داده اید. آن چه مهم است شنیدن و یا پیدا کردن دلیل جریان گفتگو به طور فعال در جریان گفتگو است)- ترغیب و اطمینان و مسئولیت پذیری از کلید های اساسی برای یک گفتگوی خوب هستند.

-6و یکی از اساسی ترین پایه های یک گفتگو احترام گذاشتن به عقاید و باور های دیگران است. حتی اگر باور دارید که دو بعلاوه ی دو چهار می شود و دیگران این جمع به نظر ساده و روشن را از شما نمی پزیرند و جوابهای دیگری دارند شما وظیفه ندارید که آنها را به گزینه ی انتخابی خود متقاعد کنید. استدلال های طولانی برای اثبات نظر و عقیده پایه های یک گفتگوی شیرین را سست می کند. شما همیشه باید صادقانه و مادبانه نظر خود را بگویید بدون آن که گفتگو را به نزاع بکشانید و در نظر خود پافشاری کنید.

7- و همیشه و پیوسته به یاد داشته باشیم که صداقت در گفتار- احساس و رفتار برگ برنده ی شماست در تمام گفتگو های شما در هر جایی . آن چه که از شما در ذهن هر شنونده ایی خواهد ماند همین صداقت در کلام و احساس است . انرژی که ما به اطراف می دهیم از افکار و گفتار ما به اطراف پراکنده می شود.

Like 🙂
4

قوانین طلایی در استفاده از وسایل نقلیۀ عمومی

 Tehran-Metro

آداب ابتدایی در وسایل نقلیۀ عمومی رو به فراموشی­ گذاشته ­اند، به ­ویژه هنگامی که تأخیر طولانی و فضا تنگ باشد. لازم است که به این وضع خاتمه بدهیم.

در گذشته، صف های اتوبوس بخشی از نمای خیابانها را تشکیل می­ دادند، اما در حال حاضر، یک صف، همیشه در حرکت است. گرچه هنوز برای سوارشدن نظم و ترتیب وجود دارد، حتی به شکل نامحسوس؛ و هل­ دادن بی­ ادبانه است. باید اجازه بدهیم افرادی که قبلا ایستاده بودند، پیش از ما سوار شوند. خوب است ارتباط چشمی برقرار کنیم و لبخند بزنیم، و مناسب است که کارت یا کرایۀ خود را آماده کنیم و برای پیداکردن آن، وقت زیادی با کیف بزرگمان کلنجار نرویم.

همیشه صندلی خود را به کسانی که بیشتر از ما نیاز دارند، تعارف کنیم. اگر تصور کردیم زنی حامله است یا قدرت جسمانی کمی دارد، بهتر است به ­آرامی از روی صندلی بلند شویم، به سمت دیگری برویم و امیدوار باشیم که شخص موردنظر به آن سو برود.

اگر ناگهان سکندری خوردیم و به سمت مسافران دیگر رانده شدیم (اتفاقی که همیشه در اتوبوس و مترو پیش می­آید)، خوب است شکیبا باشیم. وقتی مقصریم، بهتر است عذرخواهی کنیم و هنگامی که حرکت وسیلۀ نقلیه ما را به سوی دیگران هل داد، مودبانه لبخند بزنیم.

یادمان باشد که تماس خیلی نزدیک اضطراب و فشار عصبی ایجاد می­کند و وضعیت یا رفتارمان را تشدید می­کند، بنابراین، لازم است وقتی با تلفن همراه حرف می­زنیم، چیزی می­ خوریم یا می ­نوشیم، موزیک گوش می­ کنیم یا کیف بزرگی همراهمان است، باملاحظه باشیم. این خوب است که از هندزفری استفاده کنیم و پیامک یا ایمیل بفرستیم، اما صدای موزیک گوشی ما نباید از بیرون هم شنیده شود و نباید راه دیگران را سد کنیم. گفتگوی خیلی بلند، غیراجتماعی است اما آرام حرف­زدن خوشایند است.

خوردن غذای بودار در محیط دربسته بی ­ملاحظگی است، و آرایش­کردن در وسیلۀ نقلیۀ عمومی، تصور اولیه از ما را به مخاطره می­ اندازد و باعث می­شود که نامرتب به نظر برسیم.

چون نمی خواهیم دیگران در اتوبوس ناخواسته حرف هایمان با دوست همسفرمان را بشنوند، پس لازم است آرام و محتاط گفتگو کنیم.

اگر مسافر بی­ ملاحظه­ ای بدرفتاری کرد، بهتر است نادیده بگیریم و از مواجهه بپرهیزیم. وقتی دیگران، مثل راننده و کارکنان، شکیبایی می­کنند یا رفتاری از روی حسن ­نیت نشان می­دهند، لبخند بزنیم و تشکر کنیم.

 

Like 🙂
4

اخلاق بیماری بخش دوم

اخلاق بیماری

 

لینک بخش اول

برای دوره ای که شیمی درمانی داشتم و انرژی لازم برای جواب دادن به تلفن ها در من وجود نداشت همسرم به تلفن ها پاسخ می داد و در مواقعی که هیچ کداممان قادر به پاسخ دادن به تلفن ها نبودیم پیغام گیر را تنظیم کرده بود به این نحو که از تماس گیرنده برای تماس تشکر می شد و مودبانه از اینکه امکان دارد که به این تماسها جوابی داده نشود عذر خواهی شده و ازتوجه و حمایت همه ی تماس گیرنده گان تشکر می شد. تلفنهای زیادی می شد که بسیار تاثیر گذار بود اما من هیچ گاه قادر نبودم به همه ی انها پاسخ دهم و این گاهی بسیار دردناک بود.

فرستادن کارت

روش بسیار خوب و مفید دیگری برای ایجاد ارتباط با دوست بیمار فرستادن کارت است . کارت فرستادن مزایای فراوانی دارد برای اینکه بیمار می تواند آن را بارها و بارها بخواند و به تصویرش که مطمئنا شما با دقت انتخاب کرده اید نگاه کند و همچنین نیازی به پاسخ ندارد. کارت فرستادن یک روش بسیار خوب و مفید برای نشان دادن حس مراقبت و توجه شما به دوستتان است. دوست بیمار شما می تواند آن را بر روی میز کنار تخت خود بگذاردو حضور شما را پیوسته در کنار خود احساس کند. اگر کلمه ی مناسبی را برای دوست خود پیدا نمی کنید شاید این جملات کمک کننده باشد.

من نمی توانم به تو فکر نکنم.

من همیشه و در همه حال به تو فکر می کنم.

تو همیشه در دعاهای من هستی.

من همیشه به یاد می آورم آن روزی را که…..

من منتظر روزی هستم که دوباره با هم ……

هر زمانی که این کارت ها خوانده شوند نویسنده ی کارت حاضر خواهد بود. بارها و بارها.

اما به یاد داشته باشید که صمیمیت کلمات شما شفا دهنده خواهند بود و بهترین هدیه برای سخت ترین ساعتها و روزها.

2

چند ماه قبل وقتی که مارتین برای یک پروژه دور از خا نه به سر می برد شوهر بهترین دوستش از دنیا رفت . او از قبل می دانست که وقتی برای این سفر کاری می رود این اتفاق خواهد افتاد. برای همین به طور مرتب در تماس تلفنی با دوستش پائولا بود و زمانی که این اتفاق ناخوشایند روی داد مارتین خیلی سریع یک ایمیل برای پائولا نوشت ودر آن ابراز تاسف و همدردی خود را ابراز کرد. و همچنین احساس تاسف خود را از این که نمی تواند در این لحظات سخت در کنار او باشد بیان نمود.

این اولین باری بود که مارتین چنین نامه ای به یک دوست می نوشت و نگران بود که آیا این ایمیل را بفرستد یا نه؟ چرا مارتین باید نیاز به بیان احساسات غم و اندوه خود داشته باشد در حالی که دوست او در شرایط سخت تری به سر می برد. این پائولای سوگوار بود که باید نیاز به حرف زدن داشته باشد. مارتین بسیار نگران شد که آیا واقعا صلاح است که در این شرایط از ناراحتی و اندوه خود اول حرف بزند.

مطمئنا پائولای سوگوار نیازی به شنیدن بیشتر نداشت. آیا واقعا فرستادن این ایمیل کار درستی بود آیا برای پائولا کمک کننده بود؟به نظر من این کار بسیار خوبی بود. و این تنها چیزی بود که پائولا نیاز داشت تا بداند. بداند که دوستش در این لحظات چه احساسی دارد. ما بعضی از اوقات فراموش می کنیم که عشقهای واقعی خود را بیان کنیم و این یک توجه یاری دهنده می باشد برای کسی که عزیزی را از دست داده است.

چه چیزی را در وجود دوست خود دوست دارید آنها را بیاد بیاورید و سعی کنید که آنها رابنویسید. آنها ارزشهایی هستند که مسلما برای دوست شما هم با ارزش اند و میتوانند بهترین هدیه ای باشند که از شما به دوست سوگوارتان می رسد. مهم نیست که چقدر در نوشتن و صحبت کردن مهارت دارید مهم این است که به چیزهایی که در دوست خود دوست دارید با صداقت و صمیمیت نگاه کنید. و چیزهایی را که او را برای شما از بقیه متفاوت کرده است را با حساسیت بیان کنید و مطمئن باشید که صمیمیت مفیدترین هدیه و بهترین توجه در سخت ترین شرایط می باشد. ما همیشه دوست داریم تا بدانیم که دیگران چگونه به ما نگاه می کنند. این توجه و رفتار حمایت گرانه ی شما بهترین احساسات ترمیم کننده را در دوست شما ایجاد خواهد کرد که می توانند بهترین پل ها برای گذشتن از شرایط ناگوار برای آدمی باشند. با رسایی ,صفاتی نظیر : شجاعت , سر سختی , شوخ طبعی , خون گرمی , دست ودلبازی , مهربانی ,قدرت ,نشاط ,سر زندگی , خوش مشربی ,خوش طبعی ,مثبت اندیشی, ریسک پذیری, نیروی حیات ,ملایمت و روحیه ی حمایت گرانه ی والدینی و بسیاری از صفات خوب دیگری که در هر فردی وجود دارد را نام ببرید. هر انسانی صفات بارز خوبی دارد که شخصی کردن آنها در شرایط ناگوار معجزه آفرینند.

به یاد می آورم روزی را که برای اولین بار با پسر جوانی برای شام بیرون می رفتم. آن شب دچار وسواس و دلهره ی زیادی بودم. تمام روز به این فکر می کردم که من حرفی برای گفتن ندارم و بسیار کسل کننده خواهم بود. برای همین با نگرانی از مادرم در این مورد سوال کردم و مادرم در پاسخ گفت: فقط خودت باش. در آن زمان درک واقعی این جمله برای من آسان نبود. من که هستم. من همانی هستم که سر کلاس درس می نشیند,من تابستانی من , یا همان منی که با دوست بسیار نزدیکم جوآنی (Jonnie (هستم , یا حتی من با کتابهای مورد علاقه ام زیر پتوی دوست داشتنی ام در اتاق تاریک. کدامیک از اینها من است. سالها سعی و خطا بر من گذشت با خیال آن خودی که گاه الگویش این و آن بود به خیال این و آنی که حقیقت من است تا بتوانم با حقیقت واقعی خودم صادقانه روبرو شوم.

یک روز دوست داشتم آدمی جدی باشم و روز دیگرآدمی خوش مشرب و و روز دیگر حمایتگر و مراقب . آن قدر دور و نزدیک شدم از خودم تا یک روز کشف کردم که من به سادگی همانی هستم که در لحظه ی حال زندگی می کند. راههای فیزیکی مختلفی هستند که به ما کمک می کنند تا خودمان را زندگی کنیم و در حال بمانیم. معلمی داشتم که تمرین ساده ایی را آموزش میداد. او می گفت روزی چند بار دست راست خود را بر روی سینه ی خود بگذارید و به آرامی تنفس خود را احساس کنید در این حال اگر به دنبال حقیقتی باشید آن را خواهید یافت. من سعی می کنم چشم درونم را به شبکه ی درونی وعمق مرکز وجودی و احساسهای عمیق درونی بچرخانم و به آنها نگاه کنم تا تشخیص دهم که چه اتفاقی دارد در درون من می افتد که نیاز به توجه مخصوص دارد.

Like 🙂
6

وقتی سرطان همین نزدیکی هاست

adabkadeh-illness-1مقدمه ای از مترجم:

همیشه چقدر زود دیر می شود و این اندیشه چقدر آزار دهنده است. اگر شما هم مثل من دغدغه ی ارتباط با یک دوست یا یکی از بستگان نزدیک به خود را که به تازگی به سرطان مبتلا شده است داشته باشید مطمئنا مطالب ساده و آموزنده ی این کتاب یاریگر شما خواهد بود.

ترجمه ی از کتاب :

The etiquette of illness

What to say when you can’t find the words

نویسنده:  Susan P. Halpern

سوزان هالپرن در کتاب اخلاق بیماری سعی دارد که راهکارهایی ساده و معقولانه و قابل استفاده برای خانواده ها یی که درگیر بیمارانی هستند که بیماری سخت یا لاعلاج دارند ارائه دهد. او در این کتاب سعی کرده است که تا حد امکان رابطه ی بیمار با بیماری خود و بیمار با محیط را برای ما تا حد امکان ساده و روشن توضیح دهد تا همه چیز بین ما در روابط پیچیده ی دنیای ومدرن امروزی آسان تر و انسانی تر جریان پیدا کند.

از آنجایی که خود نویسنده یک روانشناس وهمچنین یک مدد کار اجتماعی بوده و همچنین عضو فعال و بنیان گذار حمایت از بیماران سرطانی در نیویورک می باشد که خود یک دوران مبارزه با بیماری سرطان را به طور موفقییت آمیز پشت سر گذاشته و همچنان با همسر و فرزندانش زندگی می کند می توان کتاب او را مرجعی قابل اعتماد برای زندگی مدرن امروزی که سرطان گریبانگیر عده ی عدیدی را گرفته است, باشد. این کتاب اولین کتاب سوزان است و مترجم امیدوار است که قابل استفاده ی فارسی زبانان عزیز و اسان کننده ی روزهای سختی و نوید دهنده ی امید به بیماران و خانواده های عزیزشان باشد.

1

تلفن بدست ایستاده بودم. می خواستم به دوستم که به تازگی به سل جلدی مبتلا شده بود زنگ بزنم. ولی افکارم حول هفت سال رابطه امان چرخ می خورد و صدایی در درونم نهیب میزد که چه باید بگویم. و درانتهای مکالمه ی امروز چه حالی خواهم داشت. آیا او همان دوستی است که من در این سالها می شناخته ام یا با فرد جدیدی حرف خواهم زد که در گذشته او را نمی شناخته ام . که قادر به ارتباط با او نخواهم بود.

تجربه به من می گفت که وقتی تمام روزبه کسی فکر می کنی باید کاری در رابطه ی با او انجام دهی. اما دوباره احساس اضطراب یک موقعیت جدید مرا به درد سر می انداخت. لحظاتی بود که فراموش می کردم که در حقیقت او دوستی متین و آرام است که حالا بیمار شده بود. گویی می خواهم به سل جلدی تلفن کنم .که او را نمی شناسم .

خوشبختانه به محض آن که صدای دوستم از آن طرف گوشی به من رسید همه ی آن لحظات خوبی که رابطه امان را ساخته بود به سویم آمد و من به راحتی شروع به صحبت کردم .همان طور که در گذشته بارها و بارها با هم حرف زده بودیم.

در حقیقت وقتی که شما شروع به صحبت با دوستتان می کنید او همه ی وجودی را که می شناخته اید به شما نشان خواهد داد همان وجودی که برای شما آشنا است و تنها کاری که شما باید انجام دهید این است که گوش کنید. خوب گوش کنید.

شما رابطه را داشته اید . گذشته ایی که با هم ساخته اید. تجربیاتی که با هم داشته اید . دوستان مشترک . موضوعات مشترک . شما دوست خود را خوب می شناسید و حتی میدانید او چه چیزهایی را دوست دارد و چه چیزهایی او را ناراحت می کند. فقط تماس بگیرید. وقتی که او به تلفن شما جواب می دهد دیگر فقط شما دو تا هستید و همه چیز تنها به شما بستگی ندارد.

2

این اواخردر کالیفرنیا با دوستم کارل برای نهار بیرون رفته بودم ما به کافه ی کتاب فروشی رفتیم که پنجره ایی به سمت یک نقاشی دیواری داشت. روی دیوار درختان بلوط با نقطه های پر رنگی نقش شده بودند که توجه هر بیننده ای را به خود جلب می کرد. نقطه های سبز روی دیوار مثل نقطه های خالکوبی روی دست گارسونی که داشت برای ما سوپ می آورد مشخص بود.

کارل داشت از دوستش سارا شکایت می کرد. کارل گفت که سارا می دانست که من سرطان دارم و تحت درمان هستم با این حال برای چند ماه به من تلفن نکرد اما یک روز بعد از چند ماه به او تلفن می کند و از کارل برای تماس نگرفتن عذر خواهی می کند وصادقانه توضیح می دهد که نمی دانسته به کارل چه بگوید. با این حال کارل از سارا ناراحت بود. و به او هم گفته بود که آیا این همه ی دلیل تو برای تماس نگرفتن است و اینکه سارا بغض کرده بود وقتی کارل به او گفته که چقدر منتظر تلفن او بوده است و این که چقدر برایش این تماس ارزش داشته و اینکه چقدر دلتنگ صدای سارا بوده و حتی از او برای تماس نگرفتن عصبانی بوده و احساس تنهایی و ترد شدگی کرده است.

3

اجازه دهید این عبارت ساده مشکل گشای شما باشد ( من نمی دونم چی بگم) از اینجا همه چیز حرکتی سلیس و روان خواهد داشت و همه چیز به جریان خواهد افتاد. البته که ما نمی دانیم چه بگوییم تا همه چیز را بدتریا سخت تر نکنیم. ما دوست نداریم که با نگرانیهای خود آن کسانی را که دوست داریم بترسانیم. و ما نمی خواهیم که ترسهای خود را بلند اعلام کنیم اما همچنان نیاز داریم تا با دوست بیمارمان تماس بگیریم.

هیچ کجا کلاس تعلیم یا آموزش چگونگی صحبت کردن با بیمار وجود ندارد و خوشبختانه بسیاری از ما تجربه ی بسیار کمی درباره ی نحوه ی ارتباط با بیمارانی با بیماری لاعلاج یا صعب العلاج داریم. بعضی از اوقات کسی که بیمار است خود دست به کار می شود و سعی می کند با دوستان خود تماس بر قرار کند اما این به ندرت اتفاق می افتد و بطور کلی این وظیفه ی دوست سالم است که از احوال دوست بیمار خود جویا شود و شادی و نشاط خود را با دوست خود تقسیم کند.

می خواهم داستان دیگری را برای شما تعریف کنم.

یک جوان نوزده ساله ایی را می شناختم که عمه ی مهربان و دوست داشتنی اش سرطان داشت و حال و روز بدی را سپری می کرد. برای دوست جوانم بسیار سخت بود که به یک شخص بزرگتر که در شرایط دشواری به سر میبرد زنگ بزند. او احساس می کرد که چه حرفی برای گفتن داردو هر چه بود عمه, دنیا دیده و تحصیل کرده بود و دوست جوانم از احساس شدید نا کارآمدی در این شرایط سخت و اضطراری رنج می برد و از خود ناخشنود بود که قادر نیست به عمه ی خود زنگ بزند تا اینکه یک روز عمه ی بیمار به جاناتان زنگ زد . جاناتان تا صدای عمه را شنید اعتراف کرد که این وظیفه ی او بوده است که با عمه تماس بگیرد و اینکه نمی دانسته به عمه چه بگوید بعد از اون لحظه هیچکدام از آن دو دیگر حاضر نبوده اند که حتی یک لحظه از با هم بودن را از دست بدهند.

تجربه به من می گوید که قبل از تماس با یک دوست بیمار که بیماری سختی دارد و ما اطلاعات کمی از آن بیماری داریم بهتر است اول درباره ی آن بیماری اطلاعات کوچکی از را ه اینترنت بدست آوریم . شما می توانید اطلاعات خوب و مفیدی در مورد بیماری و چگونگی برخورد با آن و همچنین مراحل مختلف بیماری جمع آوری کنید . اگر به اینترنت دسترسی ندارید استفاده از کتابخانه های عمومی هم روش سودمندی است . این پیش زمینه به شما کمک می کند تا بدانید که چه اتفاقی در شرف وقوع است و دوست شما امکان دارد در چه مرحله ایی باشد. این به وضعیت روحی شما هم کمک خوهد کرد. شما تنها باید بدانید و درک کنید. شما قرار نیست که او را تصحیح کنید شما فقط سعی کنید جزییات را بدانید تا درک صحیح تری از شرایط و احوال بیماری دوست خود داشته باشید. به یاد داشته باشید فقط باید اورا بفهمید و این کافی است.

4

چند وقت یک بار باید به دوست بیمار خود زنگ بزنیم؟

اگر شما همه ی روز به دوست خود فکر می کنید خیلی ساده این مطلب را به او بگویید. اگر شرایط این را دارید که به او سری بزنید حتما این کار را انجام بدهید و اگر احساس می کنید که خیلی تماس گرفته اید و تماس های مکرر شما احتمالا مزاحم اوقات استراحت او خواهد بود از او درباره ی بهترین زمان برای تماس مجدد سوال کنید صمیمیانه با او صحبت کنید و هرگز منتظر تماس متقابل از طرف دوست بیمار خود نباشیدهرگز.

هر بار به او یادآوری کنید که به او فکر می کنید و اینکه او چقدر برای شما مهم است. حتی اگر او به تلفن شما را پاسخ نداد برای او پیغام بگذارید.

گرفتن یک پیغام گرم و دلنشین مطمئنا برای دوست بیمار شما خوشایند خواهد بود. او احساس خواهد کرد که در اغوش محبت و مراقبت فکری و احساسی شما قرار گرفته است. ما همه به این مراقبت نیاز داریم. شما می توانید هر زمان که احساستان یاری کرد تماس بگیرید و از آنجایی که امروزه همه ی تلفن ها پیغام گیر دارند با یک پیغام گرم و صمیمیانه به او محبت و دوستیتان را یادآوری کنید. اما از گذاشتن پیامهای طولانی خود داری کنید.

وقتی که من سرطان داشتم یکی از دلخوشی هایم این بود که بعد از هر بحرانی به پیامهای دوستانم گوش دهم و در پس صدای هر کدام ازشخصییت و نحوه ی بیان منحصر به فرد هر کدام لذت ببرم. تک تک آنها را در نظر مجسم می کردم و میدیدم که چگونه پیام ها و شخصییت هایشان با هم یکی است.

 

 

 

Like 🙂
4

52 راهکار برای زندگی شادتر و سودمند تر

کتابی برای زندگی : 52 راهکار برای زندگی شادتر و سودمند تر

 

نویسنده: لیو ببوتا

این چیزی است که مدتها بود میخواستم بنویسم , یک کتاب برای زندگی. آیا کتابی وجود دارد که همه بتوانند از آن استفاده کنند؟ البته نه! این فقط لیستی از کارهایی است که میتواند به بسیاری از مردم کمک کند. بعضی از آنها فقط راهنمایی هایی هستند که ما اغلب انها را فراموش میکنیم. فکر کنید این فقط یک یاد آوری است.

چگونه از این کتاب استفاده کنیم؟

این کتاب یک راهنمای مرحله به مرحله نیست و همچنین شما الزاما نباید همه مراحل آنرا انجام دهید. راههای مختلفی برا ی تمرین این لیست وجود دارد:

  • یک راهکار را که از همه به نظرتان مفید تر میرسد انتخاب کنید. از این 52 راهکار ممکن است فقط چند تا به درد شما بخورد. آنها میتوانند فقط یک یادآوری کننده باشند.
  • تمام آنها را یکجا انجام ندهید. در یک زمان فقط بر روی یک چیز تمرکز کنید. خیلی مشکل خواهد بود اگر بخواهید همزمان چند راهکار را با هم تجربه کنید. یکی را آزمایش کنید و اگر کار نکرد تیپ بعدی را انتخاب کنید. فراموش نکنید که زندگی یک تجربه است.
  • همه این راهکارها تضمین نشده اند اما بیشتر آنها خوشحالتان خواهند کرد.
  • راهکار ها به ترتیب نیستند. بعضی از مهمترین ها در آخر آمده اند.

52 راهکار برای زندگی شادتر و سودمند تر

  1. سحر خیز باشید: این ممکن است برای همه کار نکند اما من این را یک تغییر حیرت انگیز در زندگیم یافتم. این باعث شد شروع روزم بسیار مثبت باشد و من وقت بیشتر برای نوشتن , ورزش, و تفکر دارم.
  2. کمتر کار کنید: این کمک به شادی و سودمند تر بودن میکند زیرا باعث میشود زندگیتان گیج کننده و پر از استرس نباشد. شما وقت خواهید داشت کارهایی را که دوست دارید برای کسانی که دوستشان دارید یا برای خود انجام بدهید. همچنین اگر بر روی کارهای ضروری تمرکز کنید مثل کاری که به ازای وقتتان بیشترین برگشت را به شما میدهد بازدهی کار شما بیشتر خواهد بود و شما مفید تر خواهید بود.
  3. آهسته تر زندگی کنید: بسیاری فکر میکنند این مربوط به بازدهی بالاست, ولی اینطور نیست. من به زندگی ساده تر فکر میکنم. در حقیقت من فکر میکنم زندگی خیلی لذت بخش خواهد بود اگر شما آهسته زندگی کنید. با کار کمتر شما در واقع بیشتر بدست میاورید. سعی کنید حتی در موقعی هم که کار نمیکنید به حالت آهسته زمان را بگذرانید. (آهسته رانندگی کنید, آهسته راه بروید و آهسته غذا بخورید)
  4. صبور باشید: اگر شما راحت جوش میاورید این راهکار ممکن است کمکتان کند آرام شوید. وقتی بتوانید این مهارت را بدست آورید ( توجه کنید که این یک مهارت است نه چیزی مادرزادی و غیر قابل تغییر) زندگیتان سالمترو شما خوشحالتر خواهید بود.
  5. غمخواری (شفقت) کنید: اگر قرار بود من یک راهکار را به شما پیشنهاد کنم این را پیشنهاد میکردم. اولین قسمت شفقت, همدلی یا یکدلی است, و این مهارت فهمیدن این است که دیگران چگونه احساس میکنند. با این تمرین شروع کنید. تصور کنید یک نفر را که دوستش دارید ناراحت است, دردشان را بفهمید, احساساتی را که آنها تجربه میکنند, یا چرا آنها عکس العمل این چنینی نشان میدهند. با انجام چند تمرین این مهارت در شما توسعه میابد. برای هر کسی که میبینید سعی کنید بفهمید آنها در چه شرایطی هستند, گذشته اشان چگونه بوده و چرا این طور عمل میکنند. بعد از کسب این مهارت قیمتی, یاد بگیرید به دیگران براساس دانستنیهایتان کمک کنید و با مهربانی از ناراحتیشان بکاهید. این به زندگی شما و اطرافیانتان خوشحالی میاورد.
  6. علاقه مندیهای خود را پیدا کنید: این یکی دیگر از راهکارهای ضروری است. چیزی را که دوست دارید انجام دهید پیدا کنید , زندگیتان فوق العاده بهتر خواهد شد. بنابراین کارتان را دوست خواهید داشت چیزی که 40 ساعت یا بیشتر در هفقته برای آن وقت صرف میکنید و در نهایت بازدهی شما بیشتر, وقت تلف کردن و استرستان کمتر خواهد شد. چیزی را تولید خواهید کرد که به آن افتخار میکنید.
  7. وزن کم کنید: البته این برای کسانی که اضافه وزن دارند کار میکند. وزن کم کردن ( منظور کم کردن چربی است) احتمال از دست دادن سلامتی راکاهش میدهدو کمک میکند ظاهر شما بهتر به نظر برسد و در مجموع رضایت شما را از خودتان افزایش میدهد. در حقیفت من پیشنهاد میکنم که یاد بگیرید با ظاهر خود راحت و خوشحال باشید و احساس بد به خودتان ( حتی اگراضافه وزن دارید) نداشته باشید. با این حال, از دست دادن اضافه وزن یک راه خوب برای داشتن احساس بهتر درمورد بدنتان میباشد. در عین حال وسواس غیر بهداشتی نداشته باشید, آهسته از وزن خود بکاهید و از مراحل آن لذت ببرید.
  8. ورزش کنید: ورزش کردن را به یک عادت روزانه تبدیل کنید. ورزش نه تنها کمک به کم کردن وزن میکند , بلکه کمک میکند احساس بهتری داشته باشید. حتی میتوانید از آن لذت ببرید. برای من این زمانی برای تفکر نیز میباشد و در نهایت احساس خیلی بهتری نسبت به خودم دارم.
  9. غذای سالم بخورید: این به منظور رژیم گرفتن نیست. رژیمهای غذایی خیلی محدودیت دارند و شما انها را رها خواهید کرد. من پیشنهاد میکنم اگر تغییرات غذایی خود را به آهستگی انجام دهید تا پایان عمرتان باقی میمانند. این نه تنها کمک به کم کردن وزن میکند , بلکه وقتی غذای سالم بخورید لذت بیشتری خواهد برد.
  10. مدیتیشن کنید: ممکن است شما هم مثل من مایل به انجام بعضی از کارهای مد روز نباشید , اما مدیتیشن یک روش بسیار ساده برای تمدید اعصاب , آرام شدن و تفکر میباشد.
  11. مرتب باشید: این راهنما الزامی نیست. شما میتوانید شلخته باشید و از جستجو برای یافتن وسایلتان لذت ببرید. اما من بین دو حالت مرتب بودن و غیر مرتب بودن اولی را لذت بخش تر یافتم.
  12. مثبت اندیش باشید: این یکی از راهکارهای خیلی مهم است و از بهترین تغییراتی است که میتوانید در زندگیتان ایجاد کنید که شما را به راهکارهای مثبت بشتر هدایت میکند. یاد گرفتن مثبت فکر کردن یک مهارت است که انجام هر چیز دیگری را امکان پذیر میسازد.
  13. مسایل مالی خود را ساده کنید: تعداد حسابهای بانکی و کارتهای اعتباری خود را کم کنید. کمتر خرج کنید و از پرداختیهای خود بکاهید. مسایل مالی خود را اتوماتیک کنید این به مقدار زیادی از استرس شما خواهد کاست.
  14. ساده زندگی کنید: با ساده زندگی کردن , داشتن وسایل کمتر, کارهای کمتر انجام دادن از زندگی بیشتر لذت خواهید برد.
  15. چیزهایی را که دارید بپذیرید: مشکلی که بسیاری از ما ممکن است داشته باشیم این است که همیشه فکر میکنیم اگر به مقصد یا هدف خاصی برسیم, شغل بخصوصی را بدست آوریم, بازنشست شویم, یا خانه رویایی خود را داشته باشیم خوشحال خواهیم بود. متاسفانه این زمان زیادی میبرد تا به هدفتان برسید و وقتی هم رسیدید ممکن است اهداف دیگری در ذهنتان داشته باشید. بنابراین سعی کنید از جایی که هستید , کسی که هستید, وهر چه دارید لذت ببرید و خوشحال باشید. برای رسیدن به این, به جای مقایسه خود با دیگران, یا با آنچه که خود میخواهید , خودتان را با کسانی که کمتر از شما دارند یا در زندگیشان مصیبت دیده اند مقایسه کنید.سپس درخواهید یافت که شما برکت داده شده اید و این شما را به خوشحالی بیشتر هدایت میکند.
  16. زندگی نها یی خود را پیش بینی کنید: زندگی غایی شما چگونه خواهد بود؟ کجا زندگی خواهید کرد؟ چکار خواهید کرد؟ با روزهایتان چه میکنید؟ یک تصویر واضح از آنچه میخواهید باشید تجسم کنید و آنرا بنویسید و بعد آنرا مرحله به مرحله تحقق بخشید.
  17. یک هدف دراز مدت برای خود تعیین کنید : دیدگاه شما از زندگی غایی کمک میکند که اهداف خود را پیدا کنید. از بین این اهداف یکی را انتخاب کنیید که میخواهید در طول مدت یک سال آنرا بدست آورید و بر روی آن تمرکز کنید. بعد یک هدف میانه را برای چند ماه آینده انتخاب کنید که بتواند کمکتان کند که به هدف دراز مدت خود برسید. بعد تصمیم بگیرید برای این هفته و امروز خود چکار خواهید کرد که شما را به هدف میان ترم خود برساند. در هر زمان فقط یک هدف را انتخاب کنید و بر روی آن تمرکز کنید و آنرا تحقق ببخشید.
  18. اهداف خود را مرور کنید: تعیین هدف مهم است اما کلید موفقیت در رسیدن به آن مرور کردن (هفتگی, ماهیانه,…) و برداشتن قدمهایی برای رسیدن به آنهاست.
  19. هدف خود را زندگی کنید: این در ارتباط با تصور زندگی نهایی ولی با کمی تفاوت است. شما دوست دارید بعد از مرگتان چگونه به یاد آورده شوید؟ پس زندگیی را شروع کنید که به آن سمت میرود. با هدف زندگی کنید و هر صبح با آن هدف در ذهنتان بیدار شوید.
  20. کارهای بزرگ برای هفته و روزتان را برنامه ریزی کنید: با مشخص کردن سه چیز مهم که میتوانید یا میخواهید در روز انجام دهید به روزتان هدف ببخشید و آن سه چیز را در اولویت قرار دهید. برای بازدهی بیشتر همین کار را با هفته خود انجام دهید. کارهای بزرگی را که میخواهید در این هفته انجام دهید در دستور کارتان بگذارید.
  21. تمرکز کنید: یک کلید مهم در بدست آوردن اهداف تمرکز بر آنهاست. پس در هر زمان فقط یک هدف را انتخاب نمایید. این مانع از پراکنندگی افکار و تمرکزتان میشود. همچنین مهم است که دائما به خودتتان اهدافتان را یادآوری کنید یا آنها را پرینت گرفته در محل قابل دیدن قرار دهید یا برای خود ایمیل یاد آوری بفرستید. بهر حال یک راه بیابید که تمرکزتان را بر روی هدف نگهدارد.
  22. از سفر زندگی لذت ببرید: اهداف مهم هستند اما نه به بهای از دست دادن شادی زمان حال. مهم است که بین هدفی که دارید و شاد بودن در راه رسیدن به هدف توازنی برقرار شود. از آنجایی که این توصیه خیلی راحت فراموش میشود, مطمین شوید که همانطور که در راه رسیدن به هدفتان هستید اینرابه خود یاد آوری کنید که از مسیر راه هم لذت ببرید.
  23. یک برنامه منظم برای صبح و شب خود داشته باشید: این راه بسیار خوبی برای شکل دادن به روز , و اطمینان از مرور اهداف, یادداشت کردن پیشرفتها, و یک شروع عالی خواهد بود. یک برنامه منظم شبانه برای مثال میتواند یک راه عالی نه تنها برای پایان یک روز طولانی و مرور روزی که رفت باشد , بلکه میتواند شما را برای روز بعد آماده کند. برنامه منظم صبح یک راه خوب برای خوش آمد گویی به روز, کمی ورزش , مدیتیشن یا تفکر آرام, یا کمی نوشتن و یا انجام کارهای دیگر باشد.
  24. روابط صمیمانه را توسعه دهید: خیلی خوب است که یک فرد بخصوص در زندگی داشته باشید اما رابطه صمیمانه میتواند با هر کسی در اطراف شما باشد.اگر افراد زیادی در اطراف شما هستند مطمئن شوید که با هر یک زمانی را بطور روزانه یا هفتگی برای نگهداری رابطه صرف میکنید. اگر افراد زیادی با شما در رابطه نیستند, مایوس نشوید. رابطه صمیمانه میتواند بین دوستان, افراد خانواده, بچه ها, هم اطاقی , هم کلاسی, و هم کار هم برقرار شود. هر انسانی که ما ملاقات میکنیم , هم نوعی است با آرزوهای مشابه برای شادی , غذا, سر پناه, و یک رابطه صمیمی. آن مورد مشابه را پیدا کنید, صادق و روراست باشید , در مورد هم بیشتر یاد بگیرید , هم را بفهمید , و همدیگر را دوست داشته باشید.این میتواند یکی از مهمترین چیزهایی باشد که شما میتوانید انجام دهید.
  25. بدهی های خود را کم کنید: کاهش بدهی مالی یک راه عظیم برای رفع استرس, و داشتن احساس خوب است. پیشنهاد میکنم کارتهای اعتباری خود را باطل کنید و یک برنامه یکی دو ساله برای کم کردن یا باز پرداخت کامل بدهی هایتان بسازید.
  26. از خوشی های ساده لذت ببرید: اینرا میتوان هر کجا پیدا کرد. غذا, غروب خورشید, شنهای لای انگشتان پا, چمن تازه زده شده, بازی با کودکتان, یک کتاب خوب و یک تخت گرم, رقص در باران,و موزیک مورد علاقه اتان. شما احتمالا میتوانید لیستی از 20 شادی ساده که از آن لذت میبرید و هر روز میتوانید آنها را بیابیید بنویسید. آن خوشی های ساده را در طول روزتان بیابید تا سفر زندگیتان لذت بخش تر شود.
  27. صندوق پستی / ایمیلتان را خالی و میز کارتان را تمیز کنید: این کار ممکن است در ابتدا وقت گیر باشد ولی وقتی یکبار این کار را کردید وقت زیادی برای تمیز نگهداشتنش نمیگیرد. این عادت ساده پاداش بزرگی برایتان خواهد داشت
  28. یک حساب ” کمک اظطراری” درست کنید: هر چند این یک نصیحت معمولی برای مشکلات مالی است اما هنوز خیلی اهمیت دارد. نمیدانم چگونه اهمیت داشتن یک حساب بانکی برای مواقع اظطراری را شرح دهم. غالبا میشنویم که باید هزینه زندگی برای 6 ماه را حداقل پس انداز داشته باشیم ولی نترسید اگر برای 6 ماه پس انداز ندارید. میتوانید با مقدار کم مثلا 100 دلار شروع کنید. بعضی هزینه های اضافی کوچک را متوقف کنید وهر روز مبلغ کوچکی به پس انداز خود بیافزایید. وقتی مثلا 1000 دلار جمع کردید این تاثیر زیادی در زندگیتان خواهد داشت. این مبلغ ممکن است به نظر خیلی نباشد ولی حداقل شما ماه به ماه زندگی نمیکنید. و اگر یک مورد غیر منتظره اتفاق بیافتد شما میتوانید برای آن از این حساب پرداخت کنید به جای اینکه از پرداختی های دیگرتان عقب بیافتید. این یک قدم معمولی ولی خیلی مهم است.
  29. یک دفتر یادداشت روزانه داشته باشید: این ممکن است از راهکارهای خیلی مهم نباشد ولی من گواهی میدهم که این مفید است. برا ی مثال خود من حافظه طولانی مدت بدی دارم و با نوشتن چیزها میتوانم به عقب برگردم و یاد آوری کنم که ماه گذشته چه اتفاقی افتاده است. میتوان دفتر روزانه روی اینترنت داشت و از یک جمله در روز شروع کرد.
  30. از نیروی دیگران استفاده کنید: رسیدن به هد ف ممکن است مشکل باشد, ولی استفاده از نیروی جمعی امکان تحقق آنرا بیشتر میکند. برای مثال میتوانید هدف خود بر روی بلاگ شخصی اتان اعلام کنید , یا به یک انجمن آنلاین یا یک گروه در همسایگی خود ملحق شوید که میتوانید روی کمک انها حساب کنید. نیروی مثبت گروه کمک میکند شما به هدفتان بچسبید تا آنرا به دست بیاورید .
  31. بخوانید , وبه کودکانتان هم کتاب خواندن را یاد بدهید: خواندن یکی از بهترین چیزهایی است که من در جهان دوست دارم. عاشق این هستم که یک کتاب داستان خوب ( و یا حتی نه چندان خوب) دست بگیرم و تمام یک بعد از ظهر را با آن سرگرم باشم. و با خواندن هر روزه کتاب برای کودکانم عشق به کتاب خواندن را به آنها هم سرایت میدهم . دوست دارم به این ترتیب با کودکانم وقت بگذارم و ما همگی از قصه هایی که میخوانیم لذت میبریم.
  32. اطلاعات دریافتیتان را کنترل کنید: در زندگی روزمره , ما اطلاعات زیادی از طریق ایمیل, بلاگ , خواندن وبسایت , روزنامه, مجللات , تلویزیون, رادیو , موبایل و .. دریافت میکنیم. این همه اطلاعات تمام وقت ما را گرفته بعضی اوقات باعث گمراهی میشود و نمیگذارد به کارهای مهم دیگر برسیم. میتوان خیلی سریع سری به رسانه های گروهی زد , میزان اطلاعات دریافتی را کنترل نمود و زندگی را ساده تر کرد .
  33. یک سیستم ساده درست کنید: وقتی شروع به ساده تر کردن زندگی میکنید, یک راه پیدا کنید که کار های روزمره اتان را نیز ساده تر انجام دهید. یک راه موثر برای لباس شستن , نامه ها و کاغذ های اداری, و کارهای دیکر بسازید.
  34. بعد از هر استرس زمانی را به استراحت ( رها کردن استرس) اختصاص دهید: به ناچار زمانهایی در زندگی پیش میاید که هر کس استرس را تجربه میکند, شاید چند بار در هفته این اتفاق بیافتد. برای نگهداشتن سلامتیتان شما باید وقتی را برای رها کردن این استرس اختصاص دهید
  35. در حال زندگی کنید: زمان خیلی سریع میگذرد. قبل از اینکه متوجه شوید زندگی گذشته, بچه ها بزرگ میشوند و میروند. اجازه ندهید زندگی از دستتان برود, از همین لحظه ها لذت ببرید. به جای ماندن در گذشته یا فکر کردن به آینده, تمرین کنید که در زمان حال زندگی کنید.
  36. متانت را در خود توسعه دهید: در تمام مشکلات زندگی سعی کنید عاقل بمانید. مثل برخورد با راننده های بی ادب , همکاران آزار دهنده, نظر دهنده های بد جنس روی بلاگتان, اعضای خانواده بی ملاحظه. این با کمی تمرین بدست میاید فقط باید اجازه دهید این چیزها بلغزند و بروند و اثری بر روی شما نگذارند.
  37. با اعضای خانواده و کسانی که دوستشان دارید وقت بگذارید: این یکی از چیزهایی است که میتواند شما را به بزرگترین خوشحالی برساند . این را اولویت هر روز و هر هفته اتان قرار دهید. هر وقتی را که ممکن است با خانواده و دوستانتان بگذرانید و از بودن با آنها لذت ببرید. وقتی با آنها هستید فقط به آنها فکر کنید و در فکر کار یا مسائل شخصی نباشید.
  38. در مواقع افسرده گی روحیه خود را بالا ببرید: همیشه مواقعی در زندگی هست که روحیه ما ممکن است خراب شود یا حتی افسرده شویم. باید خود را از این رکود در آورد.
  39. خودتان را با دیگران مقایسه نکنید: اگر چه این کار سخت است ولی بهترین راه برای قبول آنچه که هستیم و آنچه که داریم است. خودتان را با دوست , همکار, یا یک فرد معروف مقایسه نکنید. متوجه باشید که شما متفاوتید با نقاط قوت بسیار. یک دقیقه وقت بگذارید برای قدردانی از همه چیزهای خوبی که دارید و برای این همه برکت در زندگیتان سپاسگذار باشید.
  40. بر مزایا و خوبیها تمرکز کنید نه بر مشکلات: اگر انجام کاری برایتان سخت است یا کارها خوب پیش نمیرود, فکر نکنید که چقدر بعضی کارها سخت هستند یا چرا شما نمیخواهید آنرا انجام دهید, بلکه بر مزایای انجام آن کار تمرکز کنید یا چه موقعیت هایی را این کار ممکن است به وجود بیاورد. با تغییر نگاهتان , میتوانید احساستان را هم نسبت به آن چیز تغییر دهید و انجام آنرا آسانتر کنید.
  41. عاشقانه رفتار کنید: اگر آن شخص مخصوص را در زندگی دارید , راههای کوچکی پیدا کنید که رفتاری عاشقانه داشته باشید. این روابط شما را زنده و سر حال نگه میدارد در حالیکه لازم نیست پول زیادی هم خرج کنید.
  42. بحث را ببازید: شخصی را می شناسم که به تازگی پنجاهمین سالگرد ازدواجش را جشن گرفته , از او رمز موفقیت در ازدواج طولانی اش را پرسیدم. او گقت هر وقت با همسرم وارد بحثی میشدم , بلافاصله دهانم را میبستم. آنچه من فهمیدم این است که نباید سعی کرد درتمام بحث ها برنده بود. من فکر میکنم این یاد آوری فقط مخصوص افراد متاهل نیست و همه جا به درد میخورد. بیایید به جای از دست دادن بحث یا ثابت کردن این که حق با ماست , همدیگر را درک کنیم و چیزها را از نگاه شخض دیگر ببینیم. این راهکار کوچک میتواند منجر به شادی فراوان شود.
  43. وارد جریان شوید: این کمک به شاد زیستن و سودمندی بیشتر میکند. جریان مدتی است که ما کاملا تمرکز میکنیم بر روی کار ی که باید انجام دهیم. در واقع در آن غوطه ور هستیم و زمان را گم میکنیم. داشتن کار و اوقات فراغت که شما را در جریان قرار میدهد بدون شک به شادکامی ختم میشود. مردم بیشترین خوشی ها را وقتی غرق چالشهای متفکرانه هستند بدست می آورند نه وقتی که منفعلانه بدون درگیری های فکری هستند. با انجام کارهایی که خیلی دوست دارید و با کم کردن چیزهای منحرف کننده و تمرکز روی آن کار وارد جریان شوید.
  44. در هر زمان بر روی یک کار تمرکز کنید: من به انجام وظایف چند گانه همزمان معتقد نیستم حداقل نه برای زندگی روزمره. در هر زمان فقط بر روی یک کار تمرکز کنید. این شما را به سودمندی بیشترو استرس کمتر هدایت میکنید.
  45. صرفه جو باشید: این یک عادت است نه یک هدف. یک روش زندگی با طرز تفکر متقاوت است و بهترین راه بر اساس معنی و طرز تفکر شما از زندگی است. این به معنی خسیس بودن یا ترک لذت های دنیا نیست, بلکه به معنی پیدا کردن راه های ارزان تر برای انجام چیزها , یادگرفتن زندگی کردن با چیزهای کمتر ( و خوشحال بودن در مسیر ) , و کنترل کردن هزینه های اضافی است.
  46. با چیزهای کوچک و قدم های آهسته شروع کنید: من همواره مدافع انجام کارها به صورت آهسته و انتخاب اهداف کوچک هستم. زیرا شما مطمئن هستید که آنرا به دست خواهید آورد و وقتی به هدف خود رسیدید از این موفقیت برای رسیدن به قدمهای بعدی استفاده خواهید کرد. این یک تکنیک ساده و کار آمد است. مثلا برای ورزش آهسته شروع کنید لازم نیست در شروع عجله به خرج دهید شما بقیه عمرتان را برای ادامه این کار در پیش رو دارید.
  47. یاد بگیرید با مخالفانتان کنار بیایید: همه ما در زندگی مخالفانی داشته ایم.این ها کسانی هستند که ممکن است نیت خوب داشته باشند اما همیشه مخالفند و باعث میشوند ما احساس بی ارزشی کنیم یا نتوانیم به اهدافمان برسیم. آنها ممکن است شما را دست بیاندازند یا منفی باشند.برای رسیدن به اهدافتان باید یاد بگیرید که با مخالفانتان کنار بیایید بر این مانع غلبه نمایید.
  48. بیرون بروید: در این زمانه بسیاری از ما اوقات زیادی را در داخل ساختمانها میگذرانیم , به خصوص اگر شغل ما یا نحوه سرگرمیمان با کامپیوتر باشد. کودکانمان اغلب پای تلویزیون , اینترنت, و بازی های ویدیویی هستند. آنها و خودتان را به طبیعت ببرید , به دیدن زیبایی های اطرافتان و تجربه شادی مربوط به فعالیت های بدنی را تجربه کنید.
  49. زود بازنشسته شوید: این یک راه خیلی مطمئن برای شاد شدن نیست. ممکن است با بازنشستگی حوصله اتان سر رود و بیشتر ناراحت شوید. اما این یک هدف جالب خواهد بود و اگر شما درزندگی خود چیزی معنی دار داشته باشید مثل کار داوطلبانه , یا کمک به دیگران , این راه شما را خیلی خوشحال میکند. این یک هدف راحت نیست , اما میتوان با کم کردن هزینه های زندگی , افزایش درامد, و سرمایه گذاری زودتر بازنشست شد. هر چه بیشتر این سه کار را انجام دهید زودتر به آزادی میرسید.
  50. از چیزهای کوچک لذت ببرید: درست است که شادی های بزرگ حاصل چیزهای بزرگ است , اما خوشی های کوچک زیادی نیز در زندگی ما وجود داردند. اگر موقعیتش دست داد از آنها لذت ببرید. این یک راه برای در حال زندگی کردن نیز هست. بایستید و دقت کنید که در حال انجام چه کاری هستید, چه چیزی در اطراف شماست , و برای لذت بردن از آن وقت بگذارید.
  51. کمی هم تنبلی کنید: زمانی هست که باید سودمند و مفید بود و زمانی هم باید تنبل و بی خیال بود. من دومی را دوست دارم و اگر فرصتی دست دهد بی خیال میشوم. آیا این مرا تنبل میکند؟ احتمالا نه, ولی اگر حتی اینطور باشد من اهمیتی نمیدهم. این من و کودکانم را شاد میکند.
  52. به دیگران کمک کنید: وقتی که پیدا کردن راههای لذت بردن از زندگی خوشحالی میاورد , انجام کارهایی مثل کمک برای شاد کردن دیگران , یا دردی از دردهایشان کم کردن میتواند خیلی بیشتر شما را در زندگی راضی کند. پیشنهاد میکنم یک یا دو جایی را که دوست دارید برای انجام کارهای داوطلبانه انتخاب کنید. حتما نباید وقت زیادی به اینکار اختصاص دهید , یکی دو ساعت در هفته یا در ماه کافی است. همه ما میتوانیم چند ساعتی وقت اضافه برای اینکار پیدا کنیم. کار داوطلبانه باعث خوشی خیلی عظیمی خواهد شد که ممکن است شما را به انجام آن معتاد کند.

 

 

Like 🙂
8

نامه ی آبراهام لینکلن به معلم پسرش

به پسرم درس بدهيد، او بايد بداند كه همه مردم عادل و همه آن ها صادق نيستند ، اما به پسرم بياموزيد كه به ازاي هر شياد ، انسان صديقي هم وجود دارد . به او بگوييد ، به ازاي هر سياستمدار خودخواه، رهبر جوانمردي هم يافت مي شود . به او بياموزيد ، كه در ازاي هر دشمن ، دوستي هم هست . مي دانم كه وقت مي گيرد ، اما به او بياموزيد اگر با كار و زحمت… خويش ، يك دلار كاسبي كند بهتر از آن است كه جايي روي زمين پنج دلار بيابد . به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد . از پيروز شدن لذت ببرد . او را از غبطه خوردن بر حذر داريد . به او نقش و تاثير مهم خنديدن را يادآور شويد. اگر مي توانيد ، به او نقش موثر كتاب در زندگي را آموزش دهيد. به او بگوييد تعمق كند ، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود . به گل هاي درون باغچه و زنبورها كه در هوا پرواز مي كنند ، دقيق شود . به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است كه مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد . به پسرم ياد بدهيد با ملايم ها ، ملايم و با گردن كش ها ، گردن كش باشد . به او بگوييد به عقايدش ايمان داشته باشد حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند . به پسرم ياد بدهيد كه همه حرف ها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي رسد انتخاب كند . ارزش هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد . اگر مي توانيد به پسرم ياد بدهيد كه در اوج اندوه تبسم كند . به او بياموزيد كه از اشك ريختن خجالت نكشد . به او بياموزيد كه مي تواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند ، اما قيمت گذاري براي دل بي معناست . به او بگوييد كه تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد . در كار تدريس به پسرم ملايمت به خرج دهيد،اما از او يك نازپرورده نسازيد . بگذاريد كه او شجاع باشد . به او بياموزيد كه به مردم اعتقاد داشته باشد. توقع زيادي است اما ببينيد كه چه مي توانيد بكنيد .
پســــرم كـــــودك كـــم ســـال بسيــــار خــــوبي است …….

Like 🙂
20

نقد و انتقاد: سازنده ویا مخرب؟

نقد و انتقاد: سازنده ویا مخرب؟

1. تعریف نقد و انتقاد

درفرهنگ عمید نقد را(سره کردن . ظاهرساختن عیوب یا محاسن کلام )و انتقاد را (سره کردن .آشکارکردن عیب شعروبحث کردن درباره مقاله، کتاب بطوریکه خوبیها و بدیهایش آشکار شوند )معنی شده اند. نقد را (مطرح کردن نا رسائیها با دلیل و استدلال ) نیز تعریف کرده اند.

انتقاد از نقد می آید و (ارزیابی ایده ، روش و یا رفتار دیگران و گفتن آن ) است .عموما و بویژه در فرهنگ ما بار منفی دارد و آن بیشتربه سبب خاطرات بدی است که هریک ازما از کنترل های مستبدانه ، تکیه بر بخش منفی هر رفتار (و از آن بدتر خود شخص )،سرزنش ها ، برچسب ها ،تحقیرها ،پندهای تکراری و خارج از توان و نیاز فرد ،نکوهش احساسات و… تحت پوشش و عنوان انتقاد داریم .

در رابطه افراد با یکدیگر نقد و انتقاد سازنده اهمیت دارد و حافظ حقوق فردی افراد است و به نگهداری حدود و مرزها در روابط بین دو نفر کمک میکند .

در رابطه فرد با جامعه ، نهاد ها و سیستم هم که اهمیت آن روشن است. جامعه دموکرات شهروند مسئول می طلبد و در آن هرکس حق دارد قوانین ، سیاست و عملکرد مسئولان ،ایده های مطرح در هر زمینه( هنر و روابط اجتماعی ، خلقیات و سنت ها و..) را نقد کند.البته بشرط حفظ حریم خصوصی و پرهیر ازتمسخر نقائص مادرزادی .

در تربیت نوین کودک (پرسشگر ، منتقد و منطقی ) ببار می آید .خلقیات و سنت ها یک مرتبه عوض نمی شوند و بخشی از آنها که در جهت رشد تغییر میکنند ، به همت افراد مسئول است که فرهنگ عامه را زیر سئوال برده و باورها و رفتارها را مورد نقد و انتقاد قرار میدهند .

 

2. آیا انتقاد ضروری و سودمند است ویا غیرآن؟ آیا با انتقاد کردن، از حد و مرز متعارف بین ما گذر نمی کنیم ؟ با مثبت نگری در تعارض نیست ؟ در چه مواردی جایز و سودمند است ؟

بودا :اگر از گفتن حقیقت ، طرف تو در رنج می افتد حقیقت را نگو .

پیامبر :حقیقت را بگو و طرف تو گرچه رنج میبرد ولی تحمل کرده و رشد خواهد کرد .

شما چه میگوئید؟ آیا ما میخواهیم طرف را تغییر دهیم؟ آیا این پیام برخی از روانشناسان که میگویند (شما نمیتوانید هیچکس را تغییر دهید ، تنها میتوانید خودتان را تغییر دهید ) صد در صد درست است ؟ آیا ما میتوانیم در حالیکه کل شخصیت دیگری را تغییر نمیدهیم او را واداریم که رفتار تهاجمی و تعرض آورش با ما را تغییر دهد ؟

برای پاسخ این سئوالات سه دیدگاه را بررسی کنیم :

دیدگاه اول :

درین دیدگاه افراد انتقاد کردن را نه تنها ضروری میدانند ، بلکه آنرا رسالتی برای خود می شمارند .شاید ریشه های آن در باورهای سنتی از مذهب باشد و یا از فرهنگ اقتدار گرا که هدایت و کنترل دیگران ازراس هرم شروع و تا پایه های آن ادامه دارد .در بخشی از فرهنگ عامه ،ازسوئی ما را از عیب جوئی منع کرده اند ولی از سوی دیگررسالت دانایان را راهنمائی نادانان دانسته اند .حال کیست که خود را از دسته دانایان نداند ؟!. چرا که تنها چیزی که هیچکدام از ما به آن اعتراض نداریم و آنرا عادلانه میدانیم “تقسیم عقل و دانائی ” است چون معتقدیم به اندازه کافی به ما رسیده است !

دیدگاه دوم :

درین دیدگاه فقط خدا را کامل میدانندواز همو ستارالعیوب بودن را یاد می گیرند . نکوهش غیبت (که برپایه قضاوت و انتقاد بنا شده )در فرهنگ عامه ما قابل توجه است . ضرب المثل هائی ازین دست زیاد دار یم: درعیب نظر مکن که بی عیب خداست . هرکه بی هنر افتد نظر به عیب کند .

نظامی :در همه چیز هنر وعیب هست عیب مبین تا هنر آری بدست

فردوسی :چوعیب تن خویش داند کسی زعیب کسان برنگوید بسی

مولوی :غیب ندانند مگر اهل غیب عیب نبینند بجز اهل عیب

سعدی :همه حمال عیب خویشتنیم طعنه بر عیب دیگران چه زنیم

ودر جائی دیگر : گرهنری داری و هفتاد عیب دوست نبیند بجز آن یک هنر

ویا : تو خاموش اگر من بهم یا بدم که حمال شود و زیان خودم

چو ظاهر به عفت بیاراستم درشتی مکن برکم و کاستم

مثبت اندیشان امروزی هم در باب خودداری از قضاوت کردن رفتار دیگران و ابراز آن بسیار گفته اند . (بگذار همسایه ات باغچه اش را به سبک خود باغبانی کند ) از پیامهای مشهور وین دایر است .

دیدگاه سوم :

درین دیدگاه پنج مورد را برای نقد وانتقاد کردن جایز و حتی سودمند می دانند :

a) برخی از افراد برای خودشناسی از فردی که خود انتخاب میکنند و به درایت ،انصاف ،صداقت ،واقع گرائی اش باور دارند می خواهند که رفتار آنها را نقد کند .در چنین مواردی که طرف خودش قبلا از ما خواسته هر رفتارش که از نظر ما نیاز به بازنگری ، تصحیح ویا توقف دارد را با او درمیان بگذاریم، انتقاد جایز است

b) اگر کسی به حقوق ویا حریم شخصی ما تجاوز میکند ، اجحاف میکند،خشونت می ورزد ، کنترل و تحقیرمان میکند ویا… لازم است که ازین رفتارش انتقادکنیم تا آنرا اصلاح ویا اگر لازمست متوقف کند.

c) نقد خود( البته با روش های سازنده ) و یا گروهی که به آن تعلق داریم ، رشد و بالندگی را در پی خواهد داشت .

d) در مورد کودکانمان ، نحوه( آموزش وانتقال ارزشها، دادن اطلاعات،قانون گذاری جمعی و پیروی و یا تمرد از آن و نتایج آن و.. )با استفاده از روش آزمون و خطای آنها و کشف آن توسط خودشان و گاه با کمک ما ، میتوانند در میدان بحث نقد رفتار خودشان هم بررسی شوند . این روشها گرچه از سوئی مواردی حساس و تخصصی هستند ولی از سوی دیگرخوشبختانه امکان فراگیری اشان برای والدین وجود دارد .

e) نقد و انتقاد از حوزه عمومی ( سیاست ، هنر ،روابط اجتماعی، سیستم و..) ضروری است .

هانا آرنت که از متفکران بزرگ دوره ماست ، در بحث (مسئولیت فردی )به (جسارت داوری) پرداخته است . بنظر اوکسی که میگوید : من که هستم که قضاوت کنم ، نوعی فروتنی کاذب دارد . در پس اکراه از داوری این گمان می خزد که هیچکس مختار نیست و در نتیجه این تردید بوجود می آید که که هیچکس مسئول نیست .فروپاشی اخلاقی ، پیش درآمد از هم پاشیدن جامعه آلمان بود که طی سالهای جنگ بوقوع پیوست . آلمانی هائی که در ایجاد نازیسم سهمی نداشتند ولی تحت تاثیر موفقیت نازی ها قرار گرفته و جرات داوری نداشتند و از دوستان خود بریدند، به سقوط اخلاقی دامن ردند .

بررسی انگیز ه های ما از انتقاد :

یک شیوه برای تشخیص ضرورت طرح انتقاد یا عدم آن اینست که هر کس قبل از نقد به انگیزه هایش توجه کند :آیا واقعا جنبه مثبت وسازنده دارند ؟

با کمی خودشناسی هرکس قادر خواهد بود از انگیزه های شخصی و یا منفی خود آگاه شود . برای نمونه :

• آیا از دیگران انتقاد میکند چون خود( وحتی سلیقه خود) را ازآنها بهتر میداند؟

• ریشه اینکار ش در کامل خواهی و انتظارات زیاد از دیگران نیست ؟ اگر دیگری را بصورت مجموعه ای از خوبی و کمبودش ببیند(عسل در باغ هست و غوره هم هست) وتوقع خود را کم کند آیا هنوز ضرورتی برای طرح آن می بیند؟

• آیا برای شنیدن پنجره با در حرف میزند ؟!( ازکودک مظلوم انتقاد میکند تا آن یکی حساب کار دستش بیاید؟. )

• آیا تحت پوشش نقد نمیخواهد از طرف افشاگری کند و در جمع آبرویش را ببرد ؟

• آیا نمیخواهدبا اینکار کنترل دیگری را در دست گیرد و یا ادامه دهد ؟

 

3. اهمیت هنر انتقاد از خود (یا گروه خود)وچگونگی نگهداری حد و مرز آن ؟

در خودشناسی و طی مسیر رشد ، بازبینی و بررسی اینکه در کجای کاریم ؟ به چه می اند یشیم وچه میکنیم ضرورت دارد .

سعدی : همه از دست غیر می نالند سعدی از دست خویشتن فریاد

اگر هنر را (بیرون رفتن از محدوده ممکن وگشودن فضائی بر روی خود و دیگران ) تعریف کنیم ،انتقاد از خود ،بویژه در وجه اجتماعی آن را میتوان هنر نامید . مرزهای انتقاد از خود چه در خلوت و چه در جمع تا حدی است که به تحقیر و احساس گناه و.. کشیده نشود .

هر جمع و گروهی که در آن نقد اندیشه ها و رفتارها(ونه خود افراد ) باشد پویندگی را در پیش خواهد داشت.

 

4. انواع انتقاد ( سازنده و مخرب )؟

انتفاد سازنده :

• رابطه را تصحیح کرده و بهبود می بخشد .

• رو به آینده دارد. راه را باز میگذارد .

• از جنبه های مثبت شروع کرده و سپس به منفی ها میرسد و برای آنها هم راه حل دارد .

انتقاد مخرب :

• گفته اند زخم زبان از زخم شمشیر بدتر است .

• به اعتماد به نفس فرد لطمه میزند . کلی گوئی میکند . کل شخصیت او را زیر سئوال میبرد و میخواهد کل او را عوض کند.در مورد کودکان چون تلقین هم به آن اضافه میشود لطمات بسیاری میزند .

• رو به گذشته دارد و راه حلی نمیدهد و فقط طرف را محکوم میکند .

• گاه حتی دیرتر از موعد است و در مورد کاریست که دیگر تکرار هم نخواهد شد .پس چرا ابراز میشود ؟

• این نوع انتقادها میتوانند به (فضولی .سرزنش .ایرادو عیب جوئی. زخم ربان. کنایه. متلک و تمسخر. مقایسه کردن. غرغر. آبرو بردن. تحقیر و حتی تهمت) آلوده شوند.

 

)ناگفته نماند واژه فضولی “به معنی کارزیادی” که ورود به حریم شخصی دیگران است ، با واژه فضله هم خانواده است !(

 

5. با چه شیوه هائی میتوان انتقاد را سازنده و موثر کرد ؟

a) مهمترین روش اینست که انتقاد رابه شکل مبادله اطلاعات کنیم ،بشکل یک گفتگوی دوطرفه که در آن با مشکلات و احساسات او همدلی داشته باشیم

b) با استفاده از جملات سئوالی به او کمک کنیم خودش مشکل را پیدا کند .و از اول رای بر محکومیت او ندهیم، فرصت گفتگو بدهیم .شاید ما اشتباه کرده ایم . در اینصورت آنرا بپذیریم

c) گاهی ما در حالیکه فرزندانمان ، فرزند دارند ! هنور میخواهیم به آنها راه و چاه را نشان دهیم . در خرد سالی آنها معلمشان بودیم وحالا اگر ما را بعنوان مشاور بپذیرند ، ضمن خوشحالی و انداختن کلاهمان به هوا ! بکوشیم که مثل مشاورها رفتار کنیم(البته بی جیره و مواجب! ).یعنی کمکشان کنیم که خودشان راه درست را پیدا کنند .

دادن اطلاعات ( بی طرفانه و بصورت عمومی و بدون مخاطب و بصورتی که برداشت آزاد و حق انتخاب داشته باشند) موجه است .

d) نکته مهم : از زدن برچسب ( کسی را به صفتی نامیدن ) به او خودداری کنیم . در انتقاد فقط وفقط (یک رفتار) طرف مورد بازبینی قرار میگیرد نه اینکه با دادن صفت به او راه تغییر را ببندیم و خود شخص و شخصیت اصلی او را زیر سئوال بریم ( مثلا اگر بد قولی کرده وما را یکساعت در خیابان منتظر گذاشته در باره این رفتارش که امروز انجام داده، انتقاد می کنیم تا تکرار نشود ، نه اینکه بگوئیم تو اصلا بدقولی و درست نمیشوی .)

بااستفاده از واژه های (همیشه .هیچوقت . اصلا . ذاتا . هرگز و… ) خود شخص و شخصیت اصلی او را زیر سئوال می بریم که نادرست است مثلا ( تو همیشه اینکار را میکنی . تو هرگز یاد نمیگیری عذرخواهی کنی . تو اصلا پرخاشگری . تو بی ملاحظه ای . شلخته ای . زورگوئی. بی انصافی . نامهربانی .دیکتاتوری . و…)

e) همواره بیاد داشته باشیم که هدف : حل مسئله است . نه اثبات حق به جانب بودن ما . در دادگاه نیستیم و کسی محاکمه نمیشود . بجای تمرکز روی رفتار طرف ، به خواسته ها و معیار مشترک توجه کنیم .(مثلا هدف و خواسته مشترک میتواند نظافت خانه باشد . بنابراین روی تنبلی و کم کاری او تمرکز نکنیم )

 

f) گوینده خوبی باشیم : چطوری ؟ اینطوری :

 

• انتقاد ما بهتر است روشن ،صریح وساده باشد و روی رفتار ی خاص تمرکز کنیم از کلی گوئی و سخنرانی پرهیز کنیم .

• به فیلترهای دریافت کننده توجه کنیم ( طبیعی است که دختر ما از عروسمان راحت تر انتقاد ما را می پذیرد(

• با ابراز کردن نکات مثبت شروع و به کمبود برسیم .

• گله از انتقاد موثرتراست .او را زیر سئوال نبریم ، بلکه مسئله را از دید خود مطرح کنیم و جمله را همیشه با (من ) شروع کنیم .و جملات (راه حل) را هم میشود با سئوال شروع کرد. بجای اینکه بگوئیم (تو تلویزیون را با صدای بلند گوش میکنی و من نمیتونم بخوابم ) بگوئیم ( من با صدای بلند تلویزیون نمیتوانم بخوابم ،میتونی صداشو کم کنی؟(

• از جملات مثبت استفاده کنیم . ؟) بجای ( شلخته خانم . پالتوات که باز روی مبله ) بگوئیم (اگر پالتوهایمان روی جارختی باشند ،خانه مرتب تر و آرامش بیشتری خواهیم داشت (.

• جملات را میشود با دعوت شروع کرد (.بیائید از این به بعد کفشهایمان را بجای راهرو در توی جاکفشی بگذاریم(

• به او شانس انتخاب بدهیم . . بجای(تو هیچوقت نمیذاری دوستام بیان و همیشه اطاق نشیمن را اشغال کرده ای )بگوئیم( من نیاز دارم بعضی روزها دوستامومهمون کنم .چه روزهائی مناسبه ؟)

• مسئله را (عمومی ) کرده و شخص او را از تیر رس خارج کنیم.گاه میتوان انتقاد از او را با انتقاد از خودمان شروع کرد .

• بر آنچه که میخواهیم تکیه کنیم ، نه آنچه که نمی خواهیم .

• با زبان او حرف بزنیم ، به دنیای او وارد شویم و ارتباط را آسانتر کنیم .

• برخورد از بالا نکنیم . بصورت امرو دستور خواسته خود را نگوئیم . یکی از دلایلی که ما به بهترین ایده های بزرگان فرهنگ و ادب عمل نمی کنیم همین است که لحن آنان اغلب بشکل خطاب و پند به ما بوده است .

• بررسی ها نشان داده که حرفهای چند دقیقه اول وآخر در هر گفتگو موثرترین هستند . ( توجه کنیم که در مقاله نویسی هم پاراگراف اول و آخر باید اصل پیام ما را برسانند) .بنابراین در رابطه با تین ایجرها که کم حوصله تر هستند در آخر گفتگو در یک جمله میتوان پیام را تکرار کرد .

• در آخر انتقاد از او بپرسیم که آیامنظور ما روشن بوده است ؟ابهامی نداشته ؟و توجه کنیم که همان وقت از او قول نگیریم که دیگر اینکار را نکند ، بلکه به او زمان بدهیم که روی حرف ما فکر کند .

• هرگز در انتقاد او را با دیگری مقایسه نکنیم

• برای اینکه از تندی انتقاد کم شود :

• گاه میتوان با کمی شوخی زهرانتقاد را گرفت .معمولا مردم با طنز مطلب را بهتر می پذیرند. البته کاربرد طنز بسیار ظریف است و ممکن است طرف فکر کند مسخره میکنیم ، ولی با توجه به طنز پذیری او میتوان از آن استفاده کرد . به کسی که دیر به جلسه می آید و حواس دیگران را پرت میکند میتوان گفت : آمدی جانم بقربانت ولی حالا چرا ؟

• من زمانی که مربی کودک بودم در دفترچه یادداشت مادری که شلوارهای گران، شیک وتنگ تن پسربچه اش میکرد که گاه بخاطر تنگی ، دیر میشد و خیس میکرد ، نوشتم : بنظر من برای پسر بچه ها و تازه دامادها ، شلوارهائی که سریع پائین بیایند مناسب تر است! .

• هر سخن جائی و هر نکته مکانی دارد:

• مطرح کردن انتقاد بهتر است در زمان و مکان مناسب صورت گیرد :

• میتوانیم برای پیدا کردن زمان مناسبی که آمادگی دارد، از خود او کمک بگیریم ._دراغلب مواقع اگر بلافاصله بعد از رفتاراو انتقاد کنیم ،

• زمانی باشد که طرف هیجانی نباشد چرا که منطق او پائین می آید .

• درست در زمانی که طرف خودش در نتیجه کار نادرستش در مخمصه است، ما هم نمک برزخمش نپاشیم .

• در خلوت از او انتقاد کنیم نه در جمع .مگراز افرادی که در مجامع عمومی فعال و آماده شنیدن نقد هستند .

• از زبان بدنی استفاده بهینه کنیم ، بطوری که احساس راحتی کند . ارتباط چشمی برقرار کنیم ، با مهر حرف بزنیم، برخی حتی پیشنهاد میدهند بجای روبروی او ، در کنارش بنشینیم .

 

6. روشهای سالم و درست برای مواقعی که از ما انتقاد میشود چیستند ؟

چرا بیشتر ما از شنیدن انتقاد ناراحت میشویم ؟

a) بسیاری از ما فکر میکنیم که لزوما مخرب است چرا که خاطرات بدی درین مورد داریم .گاه حتی تهمت را در قالب انتقاد تجربه کرده ایم .فرهنگ انتقاد سالم نبوده و خودمان هم برای تغییر کم کوشیده ایم.

b) بیشتر ما از اعتماد به نفس کافی برخوردار نیستیم و اگر کسی یکی از ایده ها و یا رفتار ما را نقد میکند ، نگران و مضطرب شده و فکر می کنیم کل شخصیت ما قابل پذیرش برای دیگران نیست و یا او میکوشد چنین کند ( به اصطلاح مسئله را شخصی میکنیم . در حالیکه او فقط یک رفتار ما را زیر سئوال برده است )

c) بسیاری از ما کامل گرا هستیم واز اینکه حتی یک مورد نقص داشته باشیم ناراحت می شویم .

 

انتقاد برای ما آسانتر میشود اگر : باور داشته باشیم که :

از قدیم هم گفته اند گل بی عیب خداست .NOBODY IS PERFECT _

_ توجه به گوینده نداشته باشیم که مادرشوهر و یا مادر من است ، به آنچه می شنویم بیندیشیم.

رفتار مناسب در شنیدن انتقاد اینست که :

_بیشتر افراد انتقاد را با انتقاد جواب میدهند (اگر شاعر گفته: زدی ضربتی ضربتی نوش کن. برای میدان جنگ بوده ، نه گفتگو ونقد ). بهتر است بجای اینکه بگوئیم (توخودت اینطوری و.. )شنونده خوبی باشیم .

آینه گر عیب تو بنمود درشت خود شکن ، آینه شکستن خطاست

_ از یکی بدو کردن بپرهیزیم و عذر و بهانه نیاوریم و دیوار سنگی هم نباشیم .

_ به دلیل و منطق ارائه شده فکر کنیم. پذیرش سطحی نکنیم .اگر انتقاد را پذیرفتیم ، عذر خواهی کنیم . بعد از مدتی با طرف چک کنیم که درست رفتار کرده ایم یا نه ؟

————————————————————————–

مسئله : پسر 20 ساله ما در اطاق نشیمن سیگار می کشد . با او چه کنیم ؟

• مثبت نگر باشیم و بیاد بیاوریم که چقدر با نمک و مهربان است ، خوب درس می خواند و ورزشکارست؟

• ما که عاشق اوئیم ، اصلا بوی سیگارش چه اهمیتی دارد ؟

• کار او را تعرض به حقوق دیگران (حقوق ما و حتی مهمانها ئی که به این اطاق می آیند و چون عاشق او نیستند بوی سیگار آزارشان میدهد )دانسته و از او انتقاد کنیم ؟ چگونه ؟

 

مینا

—————————————————————————–

پی نوشت :

بخشی از آنچه که خواندید گرد آوری و تنظیم مطالبی بود که در کارگاههای آموزشی گوناگون ارائه شدند . بیشتر این کارگاههازیر پوشش

Child Care Support & Outreach Consultant

قراردارند

Child Care Support & Outreach Consultant

Suite #201, 935 Marine Dr. N

North Vancouver, BC. V7P 1S3

 

Like 🙂
8

آداب دوستی


آیا می توانید به این سوالات پاسخ دهید؟ جواب های  خود را برای آدابکده بفرستید تا دیگران از آن ها استفاده کنند.

آیا دوستی آدابی دارد؟

اخلاق دوستی چیست؟

 چرا ما به دوست نیاز داریم؟

 آیا می شود بدون دوست زندگی کرد ؟

 این نیاز از کجا سرچشمه می گیرد؟

 آیا ما با دوستانمان شادتر هستیم ؟

 آیا دوستی برای کمکهایی است که ما در آینده خواهیم داشت؟

 آیا می توانیم دوستانمان را دور بریزیم؟

 تغییر دهیم یا عوض کنیم؟

 آیا داشتن یک دوست خوب یک شانس است یا یک انتخاب درست؟

 در داشتن دوست کدامیک بیشتر سهم دارد شانس و اقبال یا تیزبینی و انتخاب؟

چگونه دوستی واقعی است؟

چگونه یک دوست واقعی را تشخیص دهیم؟

 آیا پایان دادن به یک دوستی اخلاقی است؟

 آیا ادامه دادن یک دوستی مهم است؟

 آیا می شود در دوستی شکست خورد؟

 آیا دوستی یک نوع سرمایه گذاری است؟

آیا می شود روی دوستانمان سرمایه گذاری کنیم؟

آیا می توان دوستی را تا ابد ادامه داد؟

 آیا می شود به یک دوستی بدون دلیل پایان داد؟

 آیا قطع یک دوستی برای هر دو طرف دردناک است؟

 چه انتظاراتی باید از یک دوست داشت و چه انتظاراتی بی جا هستند ؟

آیا کسانی به این سوالات پاسخ داده اند ؟

 وآ یا دوست دارید جواب این سوالات را بدانید؟

Like 🙂
14

آداب دشنام گوئی !

فواید و کار برد نا سزا گوئی :

در ضرورت  دشنام گوئی  همان بس که گفته اند نقش اسلحه سرد را دارد .به مردان مردانگی میدهد وبه زنان برابری با آنان .خنکی دل می آورد وراحتی جان  .

_دشنام گوئی ابزار خوبیست برای رویاروئی با ترس از ریختن اقتدار و یا بازنده شدن.

_ میتوان به قواعد رابطه برابر بین افراد تن نداد و برای وادار کردن طرف به پیروی و کنترل او ، تغییر موقعیت به سود خود ، نمایش موقعیت برتر این روش را بکار برد .

 _ از آنجا که  درواقع همه حقیقت نزد ماست، با فحاشی میتوان از گفتگو گریخت، چرا که گفتگو ترسناک است و د نیای دو قطبی (خیر یا شر ) را بهم می ریزد .

_ همزمان باناسزاگوئی و تحقیر “دیگری ” که امکان دارد عامل بیدار کردن دو دلی ها شود  ، میتوان  بخشهائی از درون خود که تردید گرند را هم سرکوب کرد . بی جا نیست که جمله (به باورهایت تردید نکن و تردیدهایت را باور نکن ) در پایان اخبار بیست و سی می آید .

_تا فحش پرانی هست ، سیاست ورزی چیست ؟ . میتوان در رسانه ها ازین راه هر روزحاکمیت را بزیر کشید.

 بیائید دشنام گوئی را کژی و پلشتی در زبان ندانیم ،  هنگامیکه خشمگینیم ویا حتی نیستیم ، آنرا بکار بریم .کاری نداشته باشیم که این ناسزاها از کجا آمده ،مردانه است یا زنانه ،از استبداد است یا آزادی بی مسئولیت ، تبیین فرویدی دارد یا پیا ژه ای ، فقط بکار بستن و ترویج آن را پیشه کنیم  .

خوشبختانه زمینه فرهنگی و بستر خشونت کلامی در زبان ما به اندازه کافی وجود دارد و در تبارشناسی فرهنگی فحش پرانی و پرخاشگری  سوابق درخشانی داریم .د رادبیا ت ! هجو به اندازه ای رواج داشته که  بیشتر سرایندگان در کنار سروده های خود بخشی ویژه آن داشته اند .

در مراسم عُمَرکشون همواره از فحشهای رکیک به او واهل تسنن بهره برده ایم .به یهودیان بد و بیراه گفته ایم  . در بسیاری از ترانه هایمان   بوی خوش پرخاشگری را د میده ایم .واژه های تحقیر آمیز را در خانواده ها بیشتر از نقل و نبات مصرف کرده ایم ،در گفت و شنودهای سیاسی مرد م را به گفته  دوستداران رضا شاه کور و کچل نامیده ایم یابه نویسندگان متجددی که به آنها توهین کرده اند دست مریزاد گفته ایم و..

تکنیک ها و ترفندها :

_بکارگرفتن فحشهای مرکب : آنها خاصیت چندگانه دارند وبجز شنونده کسان دیگری که در رابطه با اویند را هم  در برمیگیرند( حرامزاده).

    _بکارگیری صنایع ادبی :میتوان افعال را حذف کرد وخود شنونده منظور را بدرستی درک خواهد کرد ( ای مادرتو ).

_ بکارگیری فحشهای زرورق پیچیده شده ، واژه های بظاهر احترام آمیز و در واقع تحقیر آور ( وقتی سنجه مردان برای دوست داشتن زنان سن و سال است ،  زنی را “مادر ”  خطاب کردن  پیام را خواهدرساند).

 _میتوان از گفتگوی فرهنگها بهره گرفته و دشنامهای جدید ساخت ( شات آپ بابا ).

_میتوان با بکارگیری مثالهای رایج  درشت گوئی را پذیرفتنی کرد(میان دعوا که حلوا پخش نمیکنند ).

_آهنگ بیان و حرکات بدنی اهمیت زیادی دارند . برای نمونه میتوان واژه “بچه” را چنان محکم وبا تحقیر گفت که از صدتا فحش هم قویتر باشد .

_اگر از پذیرش پرخاشگری بعنوان خشونت کلامی گریزی نبود ، دستکم میتوان مسئولیت آنرا بدوش طرف انداخت چرا که  خطای او باعث عصبانیت شده است .

 جزئی و کم اهمیت جلوه دادن درشت گوئی هم ترفندی پسندیده  است،در واقع برداشت طرف بزرگنمائی بوده است.

_  بکارگیری فحاشی صامت با توجه به موقعیت جغرافیائی صورت میگیرد .نشان دادن انگشت شست که در ایران پربارست  در غرب نشان از دوستی و درستی کار دارد و بی مصرف است .  _میتوان از بد و بیراه در بیان سخنان عاشقانه ،مهرورزی بهره برد . در تمجید کسی سخن گفت و ناسزائی هم چاشنی آن کرد (چه خوشگله ، ناکس . بد مصب، چه خوب میخونه )

_میتوان از مکانیسم جابجائی احساسات و هیجانات “از شخص تهدید کننده و یا غیر قابل دسترس مثلا رئیس ” به ”  شخص امن تر و قابل دسترسی تر مثلا کودک” استفاده کرده و بر سر او فریاد کشیده و ناسزا گفت .

_فاصله گذاری با “گفتمان سوسولی ” را همواره باید حفظ کرد . برای نمونه ، کرامت و شخصیت زن و  اینجور حرفها که میگویند، حرفهای سوسولهاست و تنها برای  کتابها خوبست ،زنها همینکه خوشگل باشند کافیست . خانم آلیا ( نماینده مجلس ) هم فرمودند که فحاشی مرد به زن ، خشونت نیست .

نمونه دیگر  بکارگیری “فردی با ناتوانی  ” بجای” معلول ” در کاناداست ومیگویند بخاطراینست که ناتوانی بخشی از اوست نه همه آن .

برای حفظ فاصله با آنها حتی میتوان ناتوانائیهای برخی از انسانها بویژه در میدان  هوش و روان  را بعنوان دشنام به دیگری بکار برد( مثل دیوانه . خل . خرفت . کودن .احمق و.. ) ونگران توهین به آنها علاوه بر شنونده هم نشد.

Like 🙂
11

افسردگی در نوجوانان

در سا ل های اخیر تحقیقات نشان داده است که افسردگی در نو جوانان رشد فزاینده ای داشته است , ازقبیل بد اخلاقی که معمولا به تغییرات هورمونهای بزرگسالی بستگی دارد . در حقیقت بر اساس تحقیقات دکتر امی چیونگ روانشناس بزرگسالان در کالج سانی بروک و بسیاری از روانشناسان دیگر, علایم افسردگی از سنین پایین مثل دو سالگی ممکن است در افراد دیده شود. اختلالات کمبود توجه در کودکان زیر هفت سال با اختلالات دو قطبی در بزرگسالی در ارتباط میباشد. تقریبا 50 درصد بیمارانی که از افسردگی در بزرگسالی رنج میبرند در دوران نوجوانی علامتهای آن را تجربه کرده اند اما تا دوران بزرگسالی به دنبال درمان آن نبوده اند.

دکتر چیونگ میگوید: در گذشته ما فکر میکردیم که نوجوانان افسردگی نمیگیرند بلکه بد اخلاق میشوند, از خانواده جدا میشوند, دوست ندارند با آنها صحبت کنیم, یا نمیخواهند با بزرگتر ها مشارکت کنند بلکه میخواهند مستقل شوند.

علامت های هشدار دهنده در مورد افسردگی

اگر نوجوان شما یک یا بیشتر از علامتهای زیر را برای مدت یک هفته یا بیشتر از خود نشان میدهد توصیه میشود با پزشک خانوادگی خود تماس بگیرید:

ناراحت بودن یا گریه کردن مداوم

احساس نا امیدی , بی ارزشی داشتن

دوری از دوستان و خانواده

کاهش علاقه مندی

کاهش سطح انرژی

تغییرات عمده در عادتهای غذایی یا خوابیدن

افزایش عصبانیت

شکایت در مورد سر درد , معده درد یا دردهای دیگر

عدم تمرکز , پایید آمدن نمره های درسی

حساسیت بیش از اندازه

رفتارهایی که حاوی افراط یا تفریط در یک جهت یا زمینه های ناراحت کننده دارد مثل رفتارهای ریسکی , دار زدن, بریدن, یا استفاد هاز داروها و نوشیدنی های الکلی

افکار یا گفتارهایی در مورد مرگ , خود کشی

اهمیت تشخیص و درمان زود هنگام

هر چه زودتر درمان بیماری آغاز شود بیمار سریعتر به حالت عادی برمیگردد. درمان میتواند به صورت گفتار درمانی, یا استفاد ه از داروهای شیمیایی مثل آنتی دیپرشن یا هر دو روش باشد. هنوز موانعی برای درمان نوجوانان مثل تابوی نام بیماری روانی وجود دارد و این تفکر که این حالات خود به خود از بین میروند. از طرفی مانع مشترک برای کمک گرفتن اینست که میتوان به راحتی بهانه هایی را برای عصبانی یا ناراحت شدن و توجیه احساسات خود پیدا کرد. در حالیکه همانطورکه دردهای فیزیکی آزار دهنده میباشند دردهای روحی و روانی نیز آزار دهنده هستند ولی کسی آنها را نمیبیند.

اهمیت دیگر تشخیص زودهنگام و درمان افسردگی این است که اگر این بیماری درمان نشود باعث آسیب رسیدن به رشد آکادمیک و روابط اجتماعی نوجوان میشود که گاهی تاثیر دراز مدت یا مادام العمر در زندگی افراد میگذارد.

پس آن چه که ممکن است عصبانیت های دوران نوجوانی و رشد خوانده شود میتواند بیمار ی دیپرشن یا افسردگی باشد که ممکن است با نادیده گرفته شدن منجر به ضایعات بیشتر در بزرگسالی شود.

بر گرفته از سایت: http://www.canadianliving.com/moms/teens/depression_in_teens.php

Like 🙂
4