نامه ی آبراهام لینکلن به معلم پسرش

به پسرم درس بدهيد، او بايد بداند كه همه مردم عادل و همه آن ها صادق نيستند ، اما به پسرم بياموزيد كه به ازاي هر شياد ، انسان صديقي هم وجود دارد . به او بگوييد ، به ازاي هر سياستمدار خودخواه، رهبر جوانمردي هم يافت مي شود . به او بياموزيد ، كه در ازاي هر دشمن ، دوستي هم هست . مي دانم كه وقت مي گيرد ، اما به او بياموزيد اگر با كار و زحمت… خويش ، يك دلار كاسبي كند بهتر از آن است كه جايي روي زمين پنج دلار بيابد . به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد . از پيروز شدن لذت ببرد . او را از غبطه خوردن بر حذر داريد . به او نقش و تاثير مهم خنديدن را يادآور شويد. اگر مي توانيد ، به او نقش موثر كتاب در زندگي را آموزش دهيد. به او بگوييد تعمق كند ، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود . به گل هاي درون باغچه و زنبورها كه در هوا پرواز مي كنند ، دقيق شود . به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است كه مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد . به پسرم ياد بدهيد با ملايم ها ، ملايم و با گردن كش ها ، گردن كش باشد . به او بگوييد به عقايدش ايمان داشته باشد حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند . به پسرم ياد بدهيد كه همه حرف ها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي رسد انتخاب كند . ارزش هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد . اگر مي توانيد به پسرم ياد بدهيد كه در اوج اندوه تبسم كند . به او بياموزيد كه از اشك ريختن خجالت نكشد . به او بياموزيد كه مي تواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند ، اما قيمت گذاري براي دل بي معناست . به او بگوييد كه تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد . در كار تدريس به پسرم ملايمت به خرج دهيد،اما از او يك نازپرورده نسازيد . بگذاريد كه او شجاع باشد . به او بياموزيد كه به مردم اعتقاد داشته باشد. توقع زيادي است اما ببينيد كه چه مي توانيد بكنيد .
پســــرم كـــــودك كـــم ســـال بسيــــار خــــوبي است …….

Like 🙂
22

افسردگی در نوجوانان

در سا ل های اخیر تحقیقات نشان داده است که افسردگی در نو جوانان رشد فزاینده ای داشته است , ازقبیل بد اخلاقی که معمولا به تغییرات هورمونهای بزرگسالی بستگی دارد . در حقیقت بر اساس تحقیقات دکتر امی چیونگ روانشناس بزرگسالان در کالج سانی بروک و بسیاری از روانشناسان دیگر, علایم افسردگی از سنین پایین مثل دو سالگی ممکن است در افراد دیده شود. اختلالات کمبود توجه در کودکان زیر هفت سال با اختلالات دو قطبی در بزرگسالی در ارتباط میباشد. تقریبا 50 درصد بیمارانی که از افسردگی در بزرگسالی رنج میبرند در دوران نوجوانی علامتهای آن را تجربه کرده اند اما تا دوران بزرگسالی به دنبال درمان آن نبوده اند.

دکتر چیونگ میگوید: در گذشته ما فکر میکردیم که نوجوانان افسردگی نمیگیرند بلکه بد اخلاق میشوند, از خانواده جدا میشوند, دوست ندارند با آنها صحبت کنیم, یا نمیخواهند با بزرگتر ها مشارکت کنند بلکه میخواهند مستقل شوند.

علامت های هشدار دهنده در مورد افسردگی

اگر نوجوان شما یک یا بیشتر از علامتهای زیر را برای مدت یک هفته یا بیشتر از خود نشان میدهد توصیه میشود با پزشک خانوادگی خود تماس بگیرید:

ناراحت بودن یا گریه کردن مداوم

احساس نا امیدی , بی ارزشی داشتن

دوری از دوستان و خانواده

کاهش علاقه مندی

کاهش سطح انرژی

تغییرات عمده در عادتهای غذایی یا خوابیدن

افزایش عصبانیت

شکایت در مورد سر درد , معده درد یا دردهای دیگر

عدم تمرکز , پایید آمدن نمره های درسی

حساسیت بیش از اندازه

رفتارهایی که حاوی افراط یا تفریط در یک جهت یا زمینه های ناراحت کننده دارد مثل رفتارهای ریسکی , دار زدن, بریدن, یا استفاد هاز داروها و نوشیدنی های الکلی

افکار یا گفتارهایی در مورد مرگ , خود کشی

اهمیت تشخیص و درمان زود هنگام

هر چه زودتر درمان بیماری آغاز شود بیمار سریعتر به حالت عادی برمیگردد. درمان میتواند به صورت گفتار درمانی, یا استفاد ه از داروهای شیمیایی مثل آنتی دیپرشن یا هر دو روش باشد. هنوز موانعی برای درمان نوجوانان مثل تابوی نام بیماری روانی وجود دارد و این تفکر که این حالات خود به خود از بین میروند. از طرفی مانع مشترک برای کمک گرفتن اینست که میتوان به راحتی بهانه هایی را برای عصبانی یا ناراحت شدن و توجیه احساسات خود پیدا کرد. در حالیکه همانطورکه دردهای فیزیکی آزار دهنده میباشند دردهای روحی و روانی نیز آزار دهنده هستند ولی کسی آنها را نمیبیند.

اهمیت دیگر تشخیص زودهنگام و درمان افسردگی این است که اگر این بیماری درمان نشود باعث آسیب رسیدن به رشد آکادمیک و روابط اجتماعی نوجوان میشود که گاهی تاثیر دراز مدت یا مادام العمر در زندگی افراد میگذارد.

پس آن چه که ممکن است عصبانیت های دوران نوجوانی و رشد خوانده شود میتواند بیمار ی دیپرشن یا افسردگی باشد که ممکن است با نادیده گرفته شدن منجر به ضایعات بیشتر در بزرگسالی شود.

بر گرفته از سایت: http://www.canadianliving.com/moms/teens/depression_in_teens.php

Like 🙂
5

بازتعریف قواعد II


قسمت دوم

   نیاز به مشارکت با فرزندان همزمان با رشد آنها بیشتر می شود. وقتی که بچه ها بزرگ می شوند ،شما کنترل کمتری بر رفتار آنها دارید و بیشتر بر مشارکت و اعتماد تاکید می کنید . من با پدری برخورد داشتم که اصرار داشت نوجوان  چهارده ساله اش بعد از شام در خانه بماند. مخالفت و لجبازی این پدر و فرزند موجب ایجاد نفرت در بین آنها شد. پدر دزدگیر 2200 دلاری بر در اتاق پسر نصب کرد تا مانع خروج وی از خانه شود. همه اینها باعث شد که پسر چهار روز زمان صرف کند تا دزدگیر را از کار بیندازد.!

   تلاش برای کنترل نوجوانان بیهوده است. شما باید به نوجوانان خود برای مشارکت درباره عقاید شما (درست یا غلط) تکیه کنید. شما باید به آنها اجازه دهید که خودشان تصمیم گیری کنند. نوجوانان نیاز به فکر کردن به خود دارند تا اگر با یک موقعیت اضطراری تر مواجه شوند، از خودشان بپرسند که آیا آن مورد برای آنها خوب است یا بد؟ اگر دختر نوجوان شما تصمیم بگیرد که یک رابطه جنسی داشته باشد ،آیا او این مسئله را از شما می پرسد؟ اگر پسر نوجوان شما بخواهد مواد مصرف کند ،آیا او این مورد را از شما می پرسد؟ مسلما نه.

چطور به فرزندان فرصت تصمیم گیری بدهیم ؟

   بعضی از والدین ، تصمیمات زیادی برای فرزندان خود می گیرند. آنها می خواهند فرزندان خود را در مقابل تصمیمات اشتباه حفظ کنند و از نتایج زیانبار این تصمیمات نجات دهند . این مسئله درک  کردنی است، ولی فرصت های فرزندان شما را برای یادگیری انکار می کند. تصمیم گیری به جای فرزندان این باور را برای آنها تداعی می کند که آنها برای تصمیم گیری در امور خود نالایق و ناتوان هستند.

   درباره انتخاب های فرزندان خود ،قوانین و فعالیت های آنها در سه مورد فکر کنید: 1-بعضی چیزها لازم هستند : گرفتن نمره قبولی، کار کردن در خانه .2- بعضی چیزها را شما مذاکره می کنید : برنامه های تلویزیون، آرایش ، میان وعده  ها . 3- برخی چیزها انتخابی هستند. : ورزش، موسیقی ،فعالیت های مدرسه . وقتی که فرزندان بزرگ شدند و  مسئولیت پذیری بیشتری از خود نشان دهند، به تدریج اختیارات بیشتری به آنها بدهید.

   اگر شما مسئولیت پذیری بیشتری از فرزند خود انتظار دارید ، باید به او امتیازات بیشتری بدهید. انتظارات بیشتر نیازمند انگیزه های بیشتر است. به فرزندان بزرگتر خود اجازه دهید که مدت بیشتری بیدار بمانند و فعالیت های بیشتری انجام دهند. این مسئله آنها را تشویق می کند که با حساس مسئولیت بیشتری رفتار کنند و تصمیمات بهتری بگیرند. همچنین باعث افزایش اعتماد به نفس آنها هم می شود. وقتی که آنها می بینند شما انسان عادلی هستید ،بیشتر به شما اعتماد می کنند.

Like 🙂
5

بازتعریف قواعد I

وقتی از والدین می پرسم که چگونه فرزندان خود را تربیت می کنند ، بسیاری از آنها در پاسخ به نحوه تنبیه آنها اشاره می کنند. آنها داد و فریاد می کنند، اوقات تلخی می کنند یا فرزندان خود را در اتاقشان حبس می کنند. تربیت و تنبیه یکسان نیستند. تنبیه زمانی که درست استفاده شود،تنها بخش کوچکی از تربیت است .

تربیت، شامل همه مواردی می شود که ما به عنوان والدین به فرزندان خود می آموزیم که چگونه بهتر تصمیم گیری کنند. تربیت آموزش دادن به بچه ها در زمینه داشتن بهترین انتخاب است. تربیت، یاد دادن تفکر به کودکان است . تربیت آموزش این است که آنها چگونه قدرت تغییر رفتار خود را به دست بیاورند. این معانی متفاوت از معنی تنبیه است . در واقع تربیت یعنی آموزش تصمیم گیری.

تاکید بر مشارکت و همکاری نه کنترل

   بسیاری از والدین در درک اهداف تربیت سردرگم  هستند. آنها معتقدند که هدف تربیت ، کنترل رفتار فرزندان است. این هدف غیر منطقی است.  تربیت، کنترل نیست بلکه همکاری است. همکاری به این معنی است که فرزند شما تصمیم بگیرد که چه رفتاری بکند به این دلیل که آن رفتار را احساس می کند. این هدف تربیت مناسب و درست است.  متاسفانه بسیاری از والدین ساعات طولانی را صرف تعقیب فرزندان خود می کنند، برای اینکه آنها را وادار به انجام رفتاری کنند که  خودشان می خواهند.

   تربیت نباید یک نیروی منفی داشته باشد که اثرات ناخوشایندی روی کسانی بگذارد که در آن درگیر هستند. تفکر تربیت کودکان، نباید شما را دچار معده درد کند! چرا که پدری که از فرزند خود عصبانی می شود، مسلما از آرام بخش استفاده می کند.

   تصور کنید که دختر شما آشپزخانه را نامرتب کرده است ، در روش های تربیتی پیشین ، شما عصبانی می شدید ، داد و فریاد می کردید یا شاید او را کتک می زدید تا دیگر این کار را تکرار نکند. نتیجه این رفتار ناراحتی برای هر دوی شما را در برداشت .

   تربیت باید تجربه های یادگیری را برای فرزند شما ایجاد کند : مثلا اگر دختر شما آشپرخانه را به هم ریخته است ، شما باید از خود بپرسید “چه کاری باید بکنم که او این کار را تکرار نکند؟ شما از دختر خود می خواهید که بعد از کارهای خودش، آشپزخانه را تمیز کند. شما می توانید بگویید : “دخترم ،من خیلی خوشحالم که تو به اندازه کافی بزرگ شدی که می توانی آشپزی کنی، ولی از اینکه آشپزخانه را نامرتب کردی ناراحتم. من می دونم که تو می تونی بهتر کار کنی. لطفا برو و آنجا را تمیز کن. اگر کمک خواستی من را خبر کن”.

   تفاوت بارزی میان این دو نوع رفتار وجود دارد .در مورد اول ، شما تلاش می کنید که رفتار کودک خود را کنترل کنید . رویکرد جدید کودک شما را تشویق می کند که خودش رفتار خودش را کنترل کند. این رویکرد اثربخشی بیشتری دارد. کنترل به ندرت بهتر از مشارکت است.  شما باور داید که این رویکرد باعث ایجاد روحیه تصمیم گیری در فرزندان می شود.

   آیا مواردی هست که شما باید رفتار کودکان خود را کنترل کنید؟ بله ، در بعضی موارد، به ویژه در ارتباط با فرزندان خردسال، شما نیاز به کنترل رفتار آنها دارید. وقتی که دختر خردسال شما می خواهد با وسیله برقی بازی کند ، شما باید رفتار او را کنترل کنید. در این حالت شما برای او تصمیم می گیرید . وقتی که شما پسری داشته باشید که از همراهی با شما در یک مکانی خاص اجتناب می ورزد، لازم است که دست او را بگیرید و با خود همراه سازید. وقتی پسر یا دختر نوجوان شما با بی دقتی رانندگی می کند، شما باید سوئیچ خودرو  را از او بگیرید تا زمانی که او رفتارش را تغییر دهد و با احتیاط رانندگی کند.

    …………………………………………………………………ادامه دارد

Like 🙂
2

24 قانون ساده رفتاری برای کودکان و نوجوانان

کمک کردن به کودکان برای یاد گرفتن این قواعد رفتاری، عاملی است که سبب می شود آنها در هر زمان و مکان کانون توجه و علاقه اطرافیان باشند.

اگر این 24 قانون را (البته با توجه به سنشان) به آنها بیاموزید، فرزندانی مودب، مهربان و دوست داشتنی بزرگ کرده اید:

1 – هنگام درخواست چیزی حتما بگو: لطفا.

2 – هنگام دریافت چیزی حتما بگو: متشکرم.

3- حتما همیشه در بزن و وارد اتاقی بشو و قبل از آن حتما اجازه بگیر.

4- وقتی عطسه و یا سرفه می کنی جلو دهانت را بگیر و دماغت را در جمع پاک نکن.

5 – همیشه دستمالی همراه داشته باش که به هنگام لزوم از آن استفاده کنی.

6 – قاشق و چنگال را درست در دست بگیر. اگر نحوه استفاده از آنها را خوب نمی دانی از بزرگتر ها کمک بگیر.

7- حرف بزرگتر ها را قطع نکن. مگر اینکه الزامی در کار باشد. آنها بعد از اتمام حرفشان به تو گوش خواهند کرد.

8 – اگر لازم بود کسی سریع به تو توجه کند حتما اول بگو: ببخشید. این مودبانه ترین راهی است که وارد صحبت می شوی.

9 – وقتی در مورد انجام کاری شک داری، اول اجازه بگیر.

10 – ویژگی های ظاهری افراد را مسخره نکن.

11 – وقتی مردم حالت را می پرسند، با ادب به آنها جواب بده و بعد بپرس: شما چطورید؟

12- اسم خودمانی افراد را به کار نبر.

13 – در مقابل بزرگترها از لحن و زبان بی ادبانه استفاده نکن.

14 – وقتی با تلفن صحبت می کنی، اول خودت را معرفی کن، بعد سراغ کسی را که با او کار داری بگیر.

15 – با مسخرگی با کسی حرف نزن.

16 – اگر ناگهان وسط حرف کسی پریدی، فورا بگو ببخشید.

17 – هنگام صرف غذا برای بر داشتن چیزها روی میز خم نشو، از بقیه بخواه که آنها را به تو بدهند .

18 – اگر از دری عبور می کنی، صبر کن تا در را برای کسی که به دنبالت می آید، نگه داری.

19 – اگر با پدر و مادر یا معلم یا همسایه در حالیکه آنها چیزی در دست دارند قدم می زنی، بپرس: آیا می توانی کمکشان کنی؟

20 – اگر بزرگسالی خواست لطفی به او بکنی، بدون ناراحتی و با یک لبخند این کار را بکن.

21- اگر کسی کمکت کرد بگو: متشکرم. قطعا آن فرد مخصوصا اگر معلم یا پدر و مادر باشند، باز هم در آینده این کار را خواهند کرد.

22- برای هدایایی که می گیری، تشکر کن.

23 – وقتی در خانه دوستت هستی به هنگام خداحافظی حتما از خودش و پدر و مادرش تشکر کن.

24 – اگر به دیدن نمایشی می روی که کمی خسته کننده است، ساکت بنشین و حتی الامکان خودت را علاقمند نشان بده. اگر نه، به آهستگی آن مکان را ترک کن.

این 24 قانون طلایی از فرزند شما ستاره ای در میان جمع خانواده و دوستان خواهد ساخت. البته این امر مستلزم آن است که خود نیز قبل از فرزندمان به آنها عمل کنیم، تا این آموزه ها در آنها نهادینه شده و آنها نیز این اصول رفتاری را به دیگران هم منتقل کنند.

هلن خوش چین گل

Like 🙂
3

والدین و سوءرفتارهای کودکان 4

والدین و سوءرفتارهای کودکان

سه پیمان موفق

سه پیمان موفقیت آمیز وجود دارد که هر پدر و مادری برای اینکه در تربیت فرزندان بیشتر موفق شوند،  به آنها نیاز دارند:

1-   داشتن شجاعت برای تغییر و پذیرش ایده های نو. اگر آنچه که شما انجام می دهید اثربخش باشد ، آن را ادامه دهید وگرنه شجاعت داشته باشید که کار دیگری بکنید.

2-   داشتن صبر.اگر فرزند شما  دوازده ساله است، او دوازده سال  زمان داشته که الگوهای رفتاری خودش را بسازد و بهبود بخشد. به فرزندتان برای تغییر کردن زمان بدهید .این همان موردی است که بسیاری از والدین در آن اشتباه می کنند. دنیای کنونی والدین را کم طاقت کرده است ، ما همه کارهای خود را با سرعت انجام می دهیم ، از پخت غذا در مایکروفر گرفته تا عکاسی یک ساعته ، خشکشویی یک ساعته ؛ در واقع فناوری کم طاقتی را به ما آموخته است .

3-   تمرین کردن.هر پدر و مادری(حتی من) باید تمرین کند. فرزندان من ذره ای به این نکته که من روانشناس هستم توجه نمی کنند . وقتی در منزل هستم، یک پدر هستم . مثل شما. من هم باید تمرین کنم . اگر شما بخواهید فقط درباره ایده های جدید مطالعه کنید، ولی آنها را در عمل نشان ندهید ، این کتاب را به شخص دیگری بدهید و یک عصای سحرآمیز بخرید.

لینک نوشته های پیشین

ترجمه از کتاب How to behave  ، نوشته Sal Severe

Like 🙂
1

والدین و سوء رفتارهای کودکان 3

 

چگونه رفتارهای تربیتی را یاد می گیریم ؟

ما بسیاری از رفتارهای تربیتی را از والدین خود می آموزیم . بارها اتفاق افتاده است که ما چیزی را به فرزندان خود می گوییم و همان جملات و کلمات را از آنها می شنویم “مانند :مراقب باش وگرنه گردنت را می شکنم ” و یا “ساکت باش و بخور” . فرزندان خود را طوری تربیت می کنیم که خودمان پرورش یافته ایم . بیشتر عقایدی که از والدین خود آموخته ایم، مفید هستند ،اما برخی از آنها نه . ما از این رفتارها برخی را انتخاب کرده ایم . رفتارهایی را که دوست داریم تکرار می کنیم و رفتارهایی که دوست نداریم را کنار می گذاریم. همچنین با مشاهده رفتارهای دیگر والدین یا صحبت با دوستان ، بعضی از رفتارها را می آموزیم. از تجربیات آنها می آموزیم و متقابلا آنها نیز رفتارهای ما را یاد می گیرند.

همچنین برخی از رفتارها هستند که ما از طریق آزمون و خطا یاد می گیریم . بسیاری از رفتارهایی که ما با فرزندان خود داریم بر پایه بهترین حدس در یک لحظه است که برخی از آنها اثربخش هستند و برخی دیگر هم اشتباه . این رفتار برای همه ما اتفاق می افتد.

همیشه فرزند اول آزمون است. ما آزمون و خطا را در تربیت فرزند اول خود از همان لحظه خروج از بیمارستان و ورود به منزل انجام می دهیم. وقتی بچه گریه می کند چه معنایی دارد ؟ گرسنگی؟ تنهایی؟ گرما ؟ سرما ؟ و یا کثیفی؟ آزمون و خطا در تربیت کودکان هم دیده می شود. اگر فرزندمان را زود به رختخواب بفرستیم و این کار برای یک بار اثر کند، ممکن است آن را تکرار کنیم .

علاقه همیشه روشن کننده روش نیست .

بسیاری از والدین اعتقاد دارند که اگر آنها فرزندان خود را بیش از حد دوست داشته باشند و به آنها محبت کنند، بالاخره سوءرفتارهایشاناز بین می رود. عشق و علاقه امری حیاتی است . عشق شاید یک مشخصه اصلی باشد، اما والدین به دانش نیز نیاز دارند . تصور کنید شما نیاز به عمل جراحی دارید، اما پیش از عمل پزشک شما در گوش شما این سخنان را زمزمه می کند :” من دوست دارم که شما بدانید من جراح نیستم ،من اصلا پزشک نیستم. لطفا نگران نباشید. والدین من هر دو پزشک هستند ،من دوستان زیادی دارم که آنها هم پزشک هستند. من سوالات زیادی درباره جراحی از آنها پرسیده ام ، پس فقط آرام باش، من همه بیمارانم را دوست دارم” . آیا شما حاضرید که چنین شخصی شما را عمل کند؟

والدین به آموزش نیاز دارند ، همچنان که متخصصان چنین نیازی دارند . فرزندان هم به آموزش والدین خود به اندازه عشق و علاقه آنها نیازمندند. آموزش، همه عقاید خوبی که را قبلا داشتید را در کنار هم قرار می دهد، ساختار و جهت تعیین می کند و اعتماد به نفس شما را افزایش می دهد. اعتماد به نفس بیشتر به معنای خودکنترلی بیشتر، عصبانیت کمتر، جرم کمتر و ناامیدی کمتر است. اعتماد به نفس بیشتر به معنای احترام بیشتر به فرزندان است. بدون اعتماد به نفس ، بسیاری از والدین در تنبیه کودکان خود و تصحیح رفتار آنها دچار ترس و تردید می شوند. برخی از والدین از این می ترسند که با تنبیه کودکان ، دیگر مورد علاقه آنها نباشند و یا از این می ترسند که فرزندانشان از نظر روحی ضربه ببینند، بنابراین به فرزندان خود اجازه می دهند که به سوء رفتار خود ادامه دهند.

……………………..ادامه دارد

Like 🙂
3

والدین و سوء رفتارهای کودکان 2

 

قسمت دوم

روشی که والدین در مقابل سوءرفتارهای فرزندان انجام می دهند ، بر سوءرفتارهای آینده آنها اثر می گذارد. بخش مشخصی از سوءرفتارها معمولی است. ظاهرا کودکان حدود پنج درصد از دوران کودکی خود را دچار سوءرفتار می شوند . شناخت نحوه برخورد با این 5درصد سوءرفتار، امری حیاتی است . رفتار درست در مقابل این پنج درصد سوءرفتار کودکان می تواند این میزان از سوءرفتارها را به  دو درصد کاهش دهد؛ در حالی که واکنش نادرست این میزان را به ده درصد افزایش می دهد .   شناخت نحوه واکنش در مقابل رفتارهای نادرست کودکان امری ضروری است، اما شناخت اینکه چگونه از مشکلات انضباطی پیشگیری کنیم مهم تر است . والدین موفق به پیشگیری و برنامه ریزی اعتقاد دارند .

چه عملکردی نیاز داریم ؟

برای اینکه والدین موفقی باشیم به چه شاخص‌هایی نیاز داریم ؟ والدین موفق و فرزندانشان در نظم و تربیت شریک یکدیگر هستند. والدین می دانند که تربیت فرایندی آموزشی است و نه فقط یک تنبیه .  آنان این حقیقت را درک می کنند که رفتار و احساسات آنها بر رفتار فرزندانشان تاثیر می گذارد. پدران  و مادران موفق بر انرژی خود را  بر جنبه‌های مثبت رفتار فرزندان متمرکز می‌کنند . آنان روی همکاری دوطرفه در امر تربیت تاکید دارند، نه کنترل . این والدین به فرزندان خود آموزش می دهند که برای  خود فکر کنند و خود کنترلی را به آنها می آموزند. والدین موفق از کودکان خود یاد می گیرند؛ مشکلات را پیش بینی می‌کنند و برای حل آن برنامه ریزی می کنند. آنها استراتژی پویا برای مدیریت خشونت، بحث و نافرمانی فرزندان خود دارند . همچنین برنامه هایی برای آموزش ارزش همکاری در انجام فعالیت‌های خانه، اجازه گرفتن و انجام تکالیف مدرسه دارند. آنها اجازه نمی دهند که سوءرفتارها باعث از بین رفتن علاقه خود نسبت به فرزندانشان شود. والدین موفق سخت گیر اما مثبت هستند .آنها جدی هستند، اما حس فرزند دوستی را از دست نمی دهند . آنها می دانند که چگونه از فرزندان خود قدردانی کنند، حتی زمانی که رفتار نادرستی از آنها سربزند. مهمترین مشخصه برای والدین موفق این است که آنها تغییر پذیر هستند .

Like 🙂
1

والدین و سوء رفتارهای کودکان I

والدین موفق چگونه رفتار می کنند ؟

بیشتر کودکان شرایط چالش آوری را به وجود می آوردند که ممکن است این شرایط مضحک و البته ناامید کننده به نظر برسد . کودکان ما معیار موفقیت و ارزش ما هستند . ما خود را با موفقیت کودکانمان قضاوت می کنیم . ما خود را با دیگر والدین و کودکان خود را با کودکان آنها مقایسه می کنیم . همه ما خواهان فرزندان موفق ، شاد و متعادل هستیم . ما می خواهیم فرزندانمان احساس خوبی درباره خود داشته باشند، نسبت به یکدیگر عشق بورزند و به هم احترام بگذارند . البته در عین حال مستقل رفتار کنند( نه اینکه تا سن سی سالگی همراه با ما زندگی کنند). همه والدین اهداف یکسانی در این زمینه دارند.

ما چه عملکردی داریم ؟

بیشتر والدین با مشکلات رفتاری مشابهی  از طرف کودکان خود مواجه هستند . همه والدین از اینکه یک مطلب را سه بار برای فرزند خود تکرار کنند، ناراحت می شوند. آنها مدت طولانی را به بحث در این باره می گذرانند. والدین از غر زدن و دعوا کردن بیزارند و از فریاد زدن و تهدید کردن خسته شده اند . به نظر می رسد که والدین همه اینها را برای تنبیه انجام می دهند . همه ما از اینکه عصبانی می شویم  احساس گناه می کنیم ، اما ظاهرا  این روش را تنها راه نتیجه گرفتن می دانیم. بنابراین خودمان را سرزنش می کنیم و از اینکه نمی دانیم چگونه با فرزندان خود برخورد کنیم ، احساس بیهودگی می کنیم . مواقعی پیش می آید که ما از کودکانمان بیزار می شویم و این به دلیل رفتارهای دور از ادب آنهاست که ما را خجالت زده می کند .

تربیت درست فرزندان آسان نیست. بسیاری از والدین در تربیت کودکان خود دچار اشتباه می شوند ، نه به این دلیل که فرزندان خود را دوست ندارند یا برای آنها چیزی کمتر از خودشان می خواهند ، بلکه به این دلیل که رفتارشان هماهنگ نیست. والدین هشدار می دهند ، اما به درستی آن را ادامه نمی دهند. آنها چیزی را می گویند که خودشان معنایش را به درستی نمی دانند . والدین صبور نیستند و تنبیه خود را در زمان عصبانیت انجام می دهند . والدین ناموفق در زمینه تربیت بیشتر اثری منفی دارند تا مثبت . آنها زیاد انتقاد می کنند . والدینی که مشکلات اصولی در تربیت فرزند خود دارند ،برنامه ریزی مشخصی در این زمینه ندارند. آنها نمی توانند تشخیص دهند که ممکن است خودشان هم بخشی از این مشکلات باشند . والدین بخشی از مشکلات هستند ،چون واکنش های آنها در تربیت کودکان درست نیست. والدین معمولا دو راه را انتخاب می کنند .گاهی والدین به صورت انفعالی رفتار می کنند ، آنها درست رفتار نمی کنند ، چون دوست ندارند که با مشکل مواجه شوند . در مقابل گاهی واکنش رفتاری نامناسبی در زمان عصبانیت از خود نشان می دهند . مسلم است که چنین رفتاری نیز سوءرفتار کودکان را بدتر می کند .

ادامه دارد

ترجمه از کتاب How to behave ، نوشته Sal Severe

Like 🙂
1

فلسفه برای کودکان و نوجوانان چیست؟

 

آنچه در پی می آید خلاصه ای است از دو فصل اول کتاب کند و کاو فلسفی برای کودکان و نوجوانان اثر سعید ناجی ج اول ناشر، انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی

پرفسور متیو لیپمن بنیانگذار برنامه فلسفه برای کودکان و نوجوانان است . وی دکترای خود را در 1954 از گروه فلسفه دانشگاه کلمبیا گرفت. 18 سال استاد فلسفه آن دانشگاه بود. سپس به دانشگاه دولتی مونتکلر رفت و در آنجا پژوهشگاه توسعه و پیشبرد فلسفه برای کودکان را تاسیس کرد. برنامه او – یعنی فلسفه برای کودکان – جایزه سال 2001 انجمن فلسفی آمریکا را به خود اختصاص داد. دکتر در یک نشست با آقای ناجی دلیل تاسیس این پژوهشگاه را اینچنین شرح می دهد : در اواخر سالهای 1960 در دانشگاه کلمبیا واقع در نیویورک به درجه استادی فلسفه رسیدم. فکر می کردم دانشجویانم فاقد قدرت استدلال و قدرت داوری هستند، اما برای تقویت قابل ملاحظه قدرت تقکر آنها، دیگر بسیار دیر شده بود. به این نتیجه رسیدم که این کار باید در دوران کودکی انجام می گرفت. باید وقتی کودکان در 11 یا 12 سالگی بودند یک سری دوره های درسی در خصوص تفکر انتقادی را می گذراندند. اما برای تهیه موضوعی قابل فهم و مخاطب پسند، متون درسی باید به شکل داستان نوشته می شد، داستانی درباره کودکانی که در حال اکتشافات منطقی اند. ولی به نظر می رسید که این کار نیز باید با دقت و ظرافت بسیار انجام می گرفت. این داستانها باید راجع به کودکانی می بود که در زمینه فلسفه به اکتاشفات می پرداختند. این کارگاه های فلسفی به این شکل است که بچه های یک کلاس همراه معلمشان حلقه وار دور هم می نشینند و رو در روی هم با یکدیگر به مباحثه می پردازند. شاگردان قسمت تعیین شده کتاب را با صدای بلند می خوانند البته نه بیشتر از یک پاراگراف و پس از اتمام این پاراگراف معلم پرسش ها را شروع می کنند که آیا در این متن چیز مبهمی وجود دارد؟ و یا اینکه آیا می توانید احساس خودتان را در قالب یک پرسش بیان کنید؟ این روش است که فکر آنها را بر می انگیزد و تا زمانی که قابلیت نقادی و خود انتقادی را در آنها پدید نیاورد آرام نمی گیرد. و این به نوبه خود آنها را سمت خود اصلاحی سوق می دهد و اگر معلم یا مربی به طرز مناسبی آموزش ببیند و آماده باشد کودکان احساس می کنند که در زمان اجرای این برنامه در خانه هستند و معمولا آنقدر لذت می برند که در پایان کلاس، اتمام کلاس برایشان ناگوار جلوه می کند. البته هدف این نیست که کودکان را به فیلسوفانی کوچک تبدیل کنیم بلکه به آنها کمک می شود تا تفکری بهتر از قبل داشته باشد و در نتیجه افق دید آنها وسیع تر می شود و می آموزد چگونه باید فکر کرد. و در نتیجه می توان گفت فلسفه برای کودکان را می توان بهترین رویکرد در بهبود تفکر کودکان دانست. دلایل این امر به طور خلاصه:

1 – ایجاد علاقه

2- هیجان

3 – تفکر انتقادی

4 – ارزش ها

5 – خلاقیت

6- جمعی بودن

در برنامه فلسفه برای کودکان بر رویکرد حداقلی آن به افزودن یک درس به سایر درسها اکتفا می شود ولی در رویکرد حداکثری سعی برآن شده که کل مبانی نظام آموزشی متحول شود. درک سنتی مردم از آموزش و پرورش که در آن همه راه ها به دوران باستان ختم می شود، یعنی حرفهای بزرگتر ها را طوطی وار حفظ و تکرار کردن و حال برنامه فلسفه برای کودکان وادار کردن کودکان که خودشان به طور مستقل فکر کنند. و همچنین آموزش داوری و قضاوت و اینکه معلمان فکر کردن را به دانش آموزان بیاموزند. برنامه لیپمن حماسه سقراطی نام گرفته است سقراطی به معنای مامایی است. بدین معنی که ماماها به مادران کمک می کنند تا نوزادانشان را دنیا آورند و در این برنامه کمک به کودکان است تا بتوانند خودشان به طور مستقل فکر کنند. در برنامه لیپمن سعی شده است به کودکان روش کار فلسفی یا نحوه وارد شدن در کاوش فلسفی را یاد دهد. حال بهتر است کمی درمورد کتابهایی که در این کارگاه ها کار می شود صحبت شود. کتابهای داستانی برنامه لیپمن، داستانهایی درباره اکتشافات فلسفی کودکان است. این داستانها به گونه ای نوشته می شوند که در آن برخی ایده های فلسفی متفاوت بدون ترتیب خاص در صفحات پخش می شود. کودکان با کنجکاوی ذاتی خود نمی توانند از برانگیخته شدن به وسیله آنها اجتناب کنند و دلشان می خواهد سایر اعضای کلاس هم آنها را بیاموزند و مورد بحث قرار دهند. چنین مباحثه ای باید توسط معلم مورد تشویق و حمایت قرار گیرد وبه کودکان روحیه داده شود تا به استعدادهای فلسفی خود ایمان داشته باشند و در ختم این بحث که این کتابهای فلسفه مدارس ابتدایی برای خوانندگان کودک خود باید علاوه بر تدارک مطالب نوع دوستانه به توضیح مجموعه ای از ساختارها و فرایندهای شناختی بپردازند و به این ترتیب پربار شوند.

1- اشکال داوری (تشکیل قضاوت، بیان، عمل، احساس)

2 – انواع تفکر (انتقادی، خلاق، مراقبتی)

3 – نظام ها (مهارت های فکر: استدلال آوری، تحقیق، مفهوم سازی، ترجمه)

4 – کار ذهن ( تصمیم گیری، بررسی، تحیر، حفظ، تبیین، درک و …)

5 – شرایط موثر(امیدواری، علاقه ، احترام، تشویق، جایزه دادن، قدردانی و …)

Like 🙂
9

کودکان می‌آموزند که چگونه زندگی کنند

اگر کودکان با انتقاد زندگی کنند، تحقیر کردن را می‌آموزند.

اگر با دشمنی و خصومت زندگی کنند، جنگیدن را می‌آموزند.

اگر با ترس زندگی کنند، نگرانی و استرس را می‌آموزند.

اگر با حسرت زندگی کنند، می‌آموزند که برای خود دلسوزی کنند.

اگر با تمسخر و استهزا زندگی کنند، خجالتی بودن را می‌آموزند.

اگر با حسادت زندگی کنند، حسرت خوردن را می‌آموزند.

اگر کودکان با شرمساری زندگی کنند، احساس گناه را می‌آموزند.

اگر با تحمل زندگی کنند، صبور بودن را می‌آموزند.

اگر کودکان را تشویق کنيد، اعتماد به نفس را می‌آموزند.

اگر از تأیید دیگران برخوردار شوند، خویشتن‌دوستی را می‌آموزند.

اگر با پذيرش دیگران مواجه شوند، می‌آموزند که در این جهان در پی یافتن عشق باشند.

اگر با سپاس و قدردانی بزرگ شوند، می‌آموزند که در زندگی هدف داشته باشند.

اگر کودکان با شراکت بزرگ شوند، سخاوتمند بودن را می‌آموزند.

اگر با صداقت و عدالت بزرگ شوند، حقیقت و عدالت را می‌آموزند.

اگر کودکان در امنیت بزرگ شوند، می‌آموزند که به خود و اطرافیانشان ایمان داشته باشند.

اگر کودکان با دوستی زندگی کنند، می‌آموزند که دنیا مکان زیبایی برای زندگی کردن است.

اگر در آرامش زندگی کنند، می‌آموزند که از آرامش فکری برخوردار شوند.

کودکان شما در چه محیطی زندگی می‌کنند؟

برگرفته از كتاب نغمه عشق / نوشته جك كانفيلد و مارك ويكتور هانسن / ترجمه: پروين قائمي / انتشارات درنا

Like 🙂
4

چگونه از کودک خود در بیرون از منزل مراقبت کنیم

1) عمده راه ارتباط نوزاد با جهان گريستن است. نبايد بگذاريد كه گريه نوزاد طولاني شود. بهتر است هنگام گريه، به سرعت علت آن را پيدا كنيد. نوزاد گريه مي كند زيرا ممكن است گرسنه باشد، كثيف باشد، يا آنكه قسمتي از بدنش (معمولا معده ) درد دارد.  اگر او را بلند كرديد و كمي راه برديد و اثر نكرد، پوشكش را عوض كنيد. اگر گريه قطع نشد، ببينيد آيا هوا خيلي گرم يا خيلي سرد نيست؟ شايد لباس ضخيم، بدن او را مي خورد، يا شايد خوابش مي آيد. پس اگر در مهماني هستيد هر چه سريعتر به منزل خود برگرديد و با حوصله نوزاد را آرام نماييد و مطمئن باشيد كه بازگشت شما به منزل، كسي را ناراحت نخواهد كرد.

2) يك نوزاد به سه نوبت خواب در روز نياز دارد. پس بايد برنامه خروج از منزل را به گونه اي تنظيم نماييد كه به خواب او لطمه وارد نشود. اگر در زمان  استراحت نوزاد  به مهماني ، جشن تولد و … برويد، مطمئنا او به سبب خستگي، بي وقفه گريه خواهد كرد. نوزاد براي خوابيدن، به مكاني آرام و تاريك احتياج دارد. اگر در مهماني هستيد، نمي توانيد از ميزبان و بچه هاي او توقع داشته باشيد كه همگي در سكوت فرو روند، تا نوزاد شما بخوابد. اگر آن مكان شلوغ است، بهتر است مودبانه عذر خواهي نماييد و به منزل برگريد.

3) هنگام رانندگي حتما براي كودك خود از صندلي بچه استفاده كنيد و همچنين از اينكه درست نصب شده باشد، اطمينان حاصل كنيد. اگر دوستي از شما خواست كه بچه او را به گردش ببريد، حتما صندلي مخصوص را از او بخواهيد، در غير اين صورت بچه را نپذيريد.

4) به گردش بردن بچه با كالسكه، راحت و مطمئن است، البته بايد به غير از فرزندتان حواستان، به پا، پشت و پهلوي ديگران نيز باشد. مراقب باشيد به ديگران اصابت نكنيد و موجب رنجششان نگرديد. اگر ناگهان كالسكه كودك شما با كسي برخورد كرد، بلافاصله عذر خواهي كنيد.

5) بچه ها معمولا به سرعت به بيماري هاي مسري مبتلا مي شوند. اگر كودك شما به بيماري واگيردار مبتلا شد، كودك را تا زماني كه خطر سرايت برطرف نشده باشد در خانه نگه داريد و از بردن بچه به مهد كودك، پارك و مهماني خودداري كنيد. رعايت اين مساله هم به نفع كودك شما و هم سايرين است.

Like 🙂
3

چگونه کودکی پاکیزه داشته باشیم

1) تا زماني كه فرزندتان چگونگي كنترل خود را ياد بگيرد، روزي چندبار پوشكش را عوض كنيد. اگر اين عمل را مرتب انجام ندهيد، ممكن است مجراي ادراري، مثانه و كليه نوزاد عفوني شود و از طرفي پوست بدنش دچار سوختگي شود. پس به محض آنكه پوشك كثيف شد، به تعويض آن اقدام نماييد تا نوزادتان پاكيزه، سلامت و خوشحال باشد.

2) با بو كردن ناحيه از زمان تعويض آگاه خواهيد شد. هيچ كس دوست ندارد كه بچه اي با بوي نامطبوع در اطرافش پرسه بزند، پس هميشه حواستان به تعويض به موقع پوشك باشد.

3) نگهداري از نوزاد بسيار سخت و پيچيده است و مي تواند والدين را از پا در آورد. اگر دوست يا از اعضاي فاميل والدين نوزاد هستيد، با كمك در تعويض پوشك بچه مي توانيد خدمت بزرگي به آنها بكنيد.

4) از آنجا كه يك كودك، حدودا به 6000 پوشك نياز دارد، و با توجه به عواقب زيست – محيطي و آثار زيان بار آن بر طبيعت، در انتخاب پوشك دقت كنيد.  پوشك ساده در طبيعت تجزيه مي شود و پوشك هاي كامل به سبب استفاده از پلاستيك در آن، قابل برگشت به طبيعت نيستند.

5)  تعويض سريع پوشك بچه از وظايف والدين است، البته عمل كردن به اين وظيفه نبايد باعث شود كه رفتاري غير اصولي در پيش بگيريد. اگر در مهماني هستيد، بهتر است قبل از تعويض، از ميزبان بخواهيد كه خودش جايي مناسب به شما پيشنهاد بدهد.

6) متاسفانه در ايران ما شاهد پرتاب شدن پوشك در كنار جاده ها هستيم. اگر مي خواهيم از اين به بعد با چنين منظره هاي زشتي روبرو نشويم، بهتر است از خودمان شروع كنيم.اين ميسر نمي شود، جز آنكه هميشه مجهز سفر كنيم.  مثلا كيسه اي براي زباله داشته باشيم تا در مكاني مناسب تخليه زباله بياندازيم.

7) يكي از مهمترين دغدغه هاي والدين، چگونگي كار كردن روده هاي كوچولويشان است. “ديروز سفت بوده”، “امروز شل”! اما يادتان باشد كه اين دغدغه شماست و مطلب مناسبي براي گفتگو سر ميز شام و در مقابل ديگران نيست.

8 ) همه آدمها عاشق نوزادي تميزند كه بوي خوبي داشته باشد. بعضي ها براي حمام كردن نوزاد سينك آشپزخانه را به وان حمام ترجيح مي دهند. زيرا اولا به علت آنكه ايستاده اند فشار كمتري به كمرشان وارد مي شود، و ثانيا تسلط بيشتري به نوزاد داردند. اما اگر در مهماني هستيد، مطمئنا نمي توانيد از صاحبخانه توقع داشته باشيد كه سينك آشپزخانه را براي شستن نوزاد شما آماده كند. پس بهتر است قبل از هر كاري از آنها بپرسيد كه كدام روش از نظر آنها بهتر است. وان هاي كوچك كودك كه در فروشگاههاي لوازم نوزاد موجود است، گزينه مناسبي براي حمام كردن نوزاد در منزل ديگران است. اگر يكي از اين وان هاي كوچك را هميشه در صندوق عقب ماشين خود داشته باشيد، مي توانيد در صورت نياز نوزاد را استحمام نماييد.

9 ) نبايد توقع داشته باشيد كه در منزل اقوام و دوستانتان لوازم مورد نياز شما از جمله: شامپو بچه، حوله، زير انداز وجود داشته باشد. اين وسايل هميشه بايد همراه شما باشد.

Like 🙂
3

چگونه به کودک خود شیر دهیم

تغذيه با شير مادر بهترين شيوه براي سلامت كودك و مادر است. البته اين موضوع تنها به مادر بستگي دارد، نه  به كس ديگر. بعضي  مادرها از ابتدا تصميم مي گيرند كه به نوزاد خود شير ندهند،  بعضي مدت كوتاهي اين عمل را انجام مي دهند،  و گروهي 2 سال تمام به نوزاد خود شير مي دهند.

شير دادن به نوزاد، مخصوصا در مكانهاي عمومي، سختي هاي خود را دارد و بهتر است مادران هنگام شير دادن به مواردي توجه كنند:

1) قبل از خروج از منزل، مكانهايي كه امكان شيردادن در آنجا بيشتر است را در نظر بگيريد. مثلا اگر بنا است كه به مركز خريد برويد از قبل تمام قسمتهاي آن را به خاطر بياوريد و گزينه هايي همچون نماز خانه را براي شيردادن انتخاب نماييد. زيرا لحظه اي كه نوزاد گرسنه مي شود و دائم گريه مي كند و شما نيز خارج از منزل هستيد، براي پيدا كردن مكاني امن و راحت براي شير دادن، فرصت كافي نداريد.

2) از آنجا كه نوزاد 8 تا 12 بار در روز شير مي خورد، شما مي توانيد زمان خروج خود از منزل را برنامه ريزي كنيد و بين دو وعده شير خوردن به بيرون برويد.

3) اگر ماشين داريد، صندلي عقب ماشين را براي شير دادن انتخاب كنيد و اگر با اتوبوس يا قطار شهري رفت و آمد مي كنيد، قسمتهاي مخصوص بانوان گزينه هاي مناسبي براي شير دادن هستند.

4) توجه كنيد كه در مكانهاي عمومي، جاهاي مناسب براي شير دادن كم است و از طرف ديگر نبايد به اين علت كه مي خواهيد به فرزند خود شير دهيد، موجب ناراحتي ديگران شويد. مثلا در اتوبوس، هواپيما، قطار يا رستوران هستيد و مقابل شخص ديگري نشسته ايد، پيشاپيش پوزش بخواهيد.

5) بهتر است در اين دوران از لباسهاي گشاد، راحت، دكمه دار استفاده كنيد و هميشه در ساك خود پتوي مسافرتي سبك  يا شال داشته باشيد كه در هنگام شير دادن بر روي شانه هاي  خود بياندازيد

6) در دوران شيردهي امكان ترشح شير از پستان و كثيف شدن لباستان زياد است. بهتر است براي پرهيز از چنين وضعيتي از پدهاي بهداشتي، كه در داروخانه ها موجود است، استفاده كنيد و هرچند ساعت يكبار آن را تعويض نماييد.

7) اگر در منزل هستيد يا در مهماني، همواره سعي كنيد در مكاني خلوت به كودك خود شير دهيد تا كودك با آرامش بيشتري شيرش را ميل كند. از حضور در مكانهاي پر سر و صدا در اين هنگام خود داري كنيد.

Like 🙂
8

قدم نو رسیده مبارک

بعد از تولد نوزاد، دوستان  یا اقوام دوست دارند هرچه سریعتر، با هدیه ای در خور، به دیدن نوزاد و مادر او بروند. هیچ توصیه  خاصی برای نوع هديه به نوزاد یا مادر او نمی توان نوشت، جز آنکه بیشتر مردم احتمالا مجموعه ای از لباسهای نوزادی یا طلا را برای آنها انتخاب می کنند. لباس هدیه خوبی است، زیرا لباس نوزاد زود به زود کثیف می شود و احتیاج به تعویض دارد. اما باید توجه داشت که نوزاد خیلی سریع بزرگ می شود، اما در نظر ما همچنان نوزاد است، پس، در انتخاب اندازه لباس باید دقت نمود. از طرفی بهتر است قبض خرید لباس یا هر هديه دیگري را به همراه هديه به مادر نوزاد بدهیم تا در صورت لزوم، امکان تعویض برایش فراهم شود.

هیچ دلیلی ندارد که مادر نوزاد در صورتی که به آن هديه نیاز نداشته باشد آن را صرفا براي یادگاری نگه دارد. اگر قبض به همراه هديه به او داده شود، می تواند آن را عوض کند وگرنه می تواند هديه را به کودک دیگر یا خیریه ها ببخشد.

از همان هفته اول پس از تولد نوزاد، کارها و مسئولیت های زن و شوهر ناگهان دوبرابر می شود. از این رو، به کمک نزدیکان خود نياز پيدا مي كنند. اگر مایل به کمک هستید، از خرید و شستن ظرفها گرفته تا نگهداری نوزاد برای استراحت والدین یا شستن لباسها و غيره، آمادگی خود را به آنها بگویید و وقتتان را با آنها تنظیم کنید.

ادامه خواندن قدم نو رسیده مبارک

Like 🙂
3

آدم کوچولو یا آدم بزرگ؟

شاید شما هم بچه کوچکی دارید یا شاهد مراحل رشد یکی از کوچولوهای دوستان و نزدیکان تان هستید. گاهي حرف ها و رفتارهایی از او شنیده و دیده اید که شگفتی شما را برانگیخته و با خود گفته اید چگونه این بچه به چنین درکی دست یافته؟

درست است که بچه ها دنیای مخصوص خودشان را دارند ، دنیایی که با دنیای آدم بزرگ ها خیلی تفاوت دارد، اما نباید هیچوقت این کوچولوها را دست کم گرفت. چون تقریبا از شش هفت ماهگی به بعد بسیاری از احساسات اطرافیان به ویژه احساسات مادر و پدرشان را درک می کنند. شادی و غم ، خشم  ، ترس و احساس اندوه دیگران بر حالات و رفتار آنها تاثیر می گذارد. کودکی را که از مرز یک سالگی گذشته دیگر کودک فرض نکنید. او یک کارآگاه  تمام عیار است که حرف ها و رفتارهای شما را به دقت زیر نظر دارد. همان طور که تک تک واژه ها را از شما می آموزد، از مجموعه رفتارهای شما و نحوه زندگی تان و حتی نحوه تلقی شما از دنیا تقلید می کند و تاثیر می پذیرد. اگر شما شاد و سرزنده و فعال باشید، کودک تان هم به تدریج شبیه شما خواهد شد و اگر غمگین و ساکت  یا خجالتی و … باشيد به زودی او را یک مدل کوچولو از خودتان خواهید یافت. در کنار مطالعه کتاب های زیادی که درباره نحوه رفتار با خردسالان نوشته شده به این چند نکته هم توجه کنیم:

  • صبح ها کودک تان را با کلماتی زیبا و دلنشین از خواب بیدار کنید. خواندن یک ترانه زیبای مانوس به کودک آرامش خواهد داد و آغازگر روزی پرانرژی برایش خواهد بود.
  • برنامه های تکراری صبحگاهی مثل شستن دست و صورت ، مسواک زدن و شانه زدن موها و پوشیدن لباس تمیز را  با توضیحات تشویقی و محبت آمیز  همراه کنید تا رعایت نظم و نظافت برای کودک ملال انگیز نشود. کودک ببیند که خود شما هم هیچ وقت مسواک و شانه و دوش گرفتن صبحگاهی را فراموش نمی کنید.
  • حتی الامکان مراقبت از کودک زیر سه سال را به شخص دیگری نسپارید. اگر برنامه کار و زندگی شما به نحوی ست که ناچارید از کمک شخص دیگری به عنوان پرستار کودک استفاده کنید، از سلامت  روح و روان و اخلاق و رفتار او مطمئن شوید.  در جلسات مختلف درباره اصول تربیتی خود با پرستار صحبت کنید . دوگانگی رفتار شما و پرستار، کودک را دچار سردرگمی و تعارض خواهد کرد.
  • تمرین کنید که در شرایط مختلف آرامش خود را حفظ کنید، خشمگین نشوید و از کوره در نروید.
  • بهتر است هیچ وقت کودک گریستن شما را نبیند. چون نه تنها این صحنه او را ناراحت خواهد کرد بلکه او از گریه کردن به عنوان یکی از راههای بیان و پیشبرد خواسته هایش استفاده خواهد کرد.
  • در گفتگوهای حضوری یا تلفنی با دیگران از نکات مثبت مثل هوش و زیبایی و شیرینکاری های او  بگویید و هرگز نکات ضعف یا اشتباهات او را پیش روی کودک با دیگران مطرح نکنید. به ویژه درباره غذاخوردن کودک قضاوت نکنید و این جمله معروف مادرها  را که “بچه من خوب غذا نمی خورد یا فلان غذا را دوست ندارد” هرگز بر زبان نیاورید. پیش روی کودک درباره دیگران هم قضاوت منفی نکنید.
  • در پاسخ دادن به پرسش های کودک واقعیات را بیان کنید، حتی اگر توضیح دادنش خیلی سخت باشد یا به نظر شما برای کودک قابل فهم نباشد. یک پاسخ واقعی درست بهتر از پناه بردن به دروغ یا مهمل بافی است.
  • با کودک همان طور رفتار کنید که دوست دارید با خود شما رفتار کنند. با او مثل یک آدم بزرگ خیلی محترم رفتار کنید. سوالش را بی پاسخ نگذارید، وقتی صدایتان کرد بلافاصله جواب دهید. اگر دستتان بند است بگویید چند لحظه صبر کن الان کارم تمام می شود …. کودک احساس کند که آدم مهمی است و شما خواسته و وجودش را هیچ گاه نادیده نمی گیرید. این گونه رفتار پایه های اعتماد به نفس او را شکل خواهد داد.
  • حتما ساعاتی را به بازی کردن ، گردش ، شوخی کردن، خندیدن و رقصیدن یا ورجه وورجه کردن با کودک خود اختصاص دهید. در حین بازی او را در آغوش بگیرید و ببوسید و از این لحظات برای گفتن جملات محبت آمیز و لمس و نوازش کودک استفاده کنید. اگر نظم و قوانین و اصولتان را زیر پا نگذارید، هرگز ناز و نوازش ها وخنده و بازی و همدلی تان با کودک زیاده از حد نخواهد بود و به اصطلاح لوس نخواهد شد.
  • کودک تان باید مطمئن شود که شما همیشه و از صمیم قلب دوستش دارید. برای تنبیه او هرگز جمله ” دیگه دوستت ندارم “را بر زبان نیاورید.

نگار

Like 🙂
4

تولد نوزاد، هدیه خداوندی

نامی را انتخاب كنيد که خوش آهنگ و با معنی باشد. شما و همسرتان باید اسم فرزندتان را انتخاب كنيد و اين كار باشید به اشخاص دیگر ارتباطی ندارد.گاهي افرادی به اسم مورد نظر شما انتقاد مي كنند. از این رو شايد تصمیم بگیرید اسم فرزندتان را تا زمان تولد او  او مخفی نگاه دارید. اما اگر از آن دسته افرادی هستید که نمی توانند رازی را پیش خود نگاه دارند، پیشاپیش از واكنشهاي دیگران آگاه باشید.

متقابلا اگر متوجه نامی شدید که دوست یا یکی از اعضای فامیل برای فرزند خود انتخاب کرده است و آن را دوست ندارید، تا آنجا که ممکن است مودبانه رفتار کنید. از مسخره کردن اسم انتخاب شده بپرهیزيد و تا زمانی که از شما درباره اسم پیشنهادیتان سوال نشده از ابراز نظر خودداری کنید. اگر والدین نوزاد اسم پیشنهادی خود را گفتند و آن اسم از هر نظر برای شما عجیب و غریب جلوه کرد، می توانید مودبانه درباره سابقه و معنای آن سوال كنید.

مبارک است! اکنون با خوشحالی کودک خود را در آغوش دارید و از اینکه باید نقش جدیدی را به عنوان پدر یا مادر در زندگی تجربه نمایید، ذوق زده اید. احتمالا دوست دارید تجربه تولد کودکتان را برای دیگران تعریف کنید. از پاره شدن کیسه آب گرفته تا درد زایمان و …اما بهتر است این جزییات را جز برای خواهران و مادر و در نهایت دوستان نزدیک خود، برای اشخاص دیگر تعریف نکنید.

تولد نوزاد اتفاقي شیرین است، اما گاهی اتفاقاتی نظیر مرده به دنیا آمدن بچه، یا نقص عضو او همه برنامه ریزی ها و توقعات را به هم می زند و غم و اندوه ايجاد مي كند. بدانید که تنها شما نیستید که در این جهان با چنین غمی دست به گریبانيد. غم شما قابل درک است، اما هر چند در کلام ساده است باید هرچه زودتر برخود مسلط گردید و این خبر تاسف آور را به اعضای خانواده و دوستاني که نگران نوزدا شما هستند بدهید. در این هنگام زن و شوهر باید در کنار هم، با برقراری پیوند عمیقتر عاطفی به یکدیگر کمک نمایند تا این بحران زودتر طی شود و به تعادل روحی – روانی برسند. متاسفانه گاهی در چنین فضای غمباری که هردو طرف از این ضربه به شدت ناراحتند، به جای  تلاش برای رسیدن به تعادل،  زن و شوهر تقصير را به گردن هم می اندازند.

متقابلا اگر متوجه تولد یک نوزاد ناقص یا مرده در میان اقوام یا دوستان شدید بهتر است هرچه زودتر بر بهت خود غلبه كنيد وهرچه زودتر نزد آن خانواده بروید و تنهایشان نگذارید و با محبتی که نثارشان می کنید بكوشيد بر غمشان فایق آیند. از پرسشهای مکرر درباره چرایی مرده به دنیا آمدن و ناقص بودن نوزدا بپرهیزید و بدانید که چنین سوالاتی در این لحظات بسیار آزار دهنده اند. همچنین از اظهار تاسف های مکرر خودداری کنید و تلاش کنید به طریقی شرایط را برای آن خانواده تغییر دهید.

هنگامی که متوجه تولد نوزدای در میان دوستان و اقوام خود می شوید طبیعتا دوست دارید  به سمت بیمارستان حمله ور شوید! مادری که تازه زایمان کرده  مطمئنا بسیار خسته است و شاید دوست دارد مدتی با فرزند خود تنها باشد، او را به خود بچسباند، از سینه خود به او شیر بدهد و این تجربه و حس جدید را برای خود مزه مزه کند. شاید او از اینکه در جلوی شما به فرزند خود شیر دهد احساس خوبی نداشته باشد. پس پیش از آنکه پرواز کنان خود را به بیمارستان برسانیم بهتر است تلفني از وضع مادر و فرزند با خبرشويم و اگر جواب شنیدیم الان موقع مناسبی برای ملاقات نیست، ناراحت نشویم و شرایط را درک کنیم و منتظر شویم اوضاع مساعد شود.

هنگام گفتن چشم روشنی به مادر و پدر، در کنار هديه خود برای نوزاد یا مادر، بهتر است غذایی آماده كنيم و به این صورت آنها را تا وفق پیدا کردن با شرایط جدید، حمایت کنیم. در ضمن فراموش نکنیم که به مهمانی نیامده ایم و فقط آمده ایم نوزاد را ببینیم. پس، بعد از دیدن نوزاد و ابراز احساسات به آنها، هرچه زودتر آنجا را ترک کنیم. ممکن است نوزاد نیاز به عوض شدن، حمام شدن و خواب داشته باشد و حضور ما مانعی به حساب بیاید.

اگر مادر نوزاد از خويشاوندان يا دوستان نزديك ما است، با توافق خود او ساعاتي از هفته را به بودن در كنار آنها و نگهداري از كودك، بگذاريم تا مادر نيز بتواند در اين ساعات استراحت يا حمام كند و به كارهاي ضروري اش برسد. در اين زمان مادر و كودك به يك اندازه نيازمند توجه و محبت اند.

ترجمه و تالیف از کتاب اتیکت

Like 🙂
3

۵ نکته برای پرورش فرزند مسئول

پرورش کودک یک شغل 24 ساعته است. برای پرورش کودکان سالم نکات را باید در نظر بگیرید.

1. به آنها وظیفه محول کنید.

مهم است که  کودکان از سنین پایین به داشتن وظیفه عادت کنند. ممکن است مادری را بشناسید که هنوز برای بچه دبیرستانی اش نهار آماده می کند. شما سعی کنید به این جا نرسید. از زمانی که کودک شما شروع به صحبت می کند, به اندازه کافی بزرگ هست که در کارهای خانه به شما کمک کند.  در زیر وظایفی که می توانید به کودکان محول کنید به تفکیک سن آمده است:

2 تا 4 سال: از آنها بخواهید اسباب بازی ها را جمع کنند, میز را بچینند و لباسهای کثیف را در سبد رخت ها بریزند.

5 تا 7 سال: آنها باید ماشین ظرفشویی را خالی کنند, میز را جمع کنند, آشغال ها را خالی کنند و کارهای حیاط را با شما انجام دهند.

8 تا 10 سال: کودکان باید ملافه را تعویض, گرد گیری, جارو برقی , رخت شویی و تهیه غذا های  ساده کنند.

2. انتخاب های ایشان را محدود کنید.

یک والد کم تجربه از بچه 4 ساله اش می پرسد ” چه لباسی دوست داری بپوشی؟” دادن این چنین آزادی در انتخاب متضمن ختم شدن به یک بچه کوچکی است که لباس چسبان سیاه بپوشد که رویش نوشته شده “من HOT هستم”. در عوض دو لباس در بیاورید و از او بپرسید”کدام را دوست داری بپوشی؟” بطور مشابه از “همبرگر می خواهی یا ماکارونی؟” به جای “چه می خوری؟” استفاده کنید.

3. به آنها بیاموزید حساب بانکی چیست.

اگر می خواهید به نوجوان  درباره پول آموزش دهید, از دادن پول تو جیبی خود داری کنید. در عوض برای آن ها حساب بانکی باز کنید و بگذارید پول خودشان را مدیریت کنند. به آن ها بگویید تمام پول لباس, سینما, تلفن همراه, و تفریح شان از این حساب تامین می شود. اگر برای خودشان شغلی دارند میزان سهم خود را کم کنید و پافشاری کنید که باید حداقل یک سوم درآمد خود را در حساب دراز مدت سرمایه گذاری کند.

4. درباره سکس با آن ها صحبت کنید.

بر شرم تان غلبه کنید و به نوجوان تان نشان دهید که بدون خجالت می تواند با شما در باره سکس صحبت کند. واقعیت این است که 85 درصد نوجوانان آمریکای شمالی قبل از 19 سالگی تجربه سکس دارند. صحبت با آن ها حداقل متضمن داشتن رابطه سالم تر یا به تعویق انداختن آن است.

5. انتظارات خود را بالا بگذارید.

این که شما در دبیرستان الکل مصرف کردید یا سیگار کشیده اید, دلیل نمی شود نوجوان شما هم باید آن ها را تجربه کند. اگر بیان کنید که انتظار دارید فرزند شما سیگار نکشد و الکل مصرف نکند, احتمال بروز آن را کاهش خواهد داد.

اگردوستی دارید که دانستن این مطالب برایش دیر نشده, برایش فوروارد کنید. فقط تو رو جون باباهاتون مراقب باشید به دست مامان من نرسد.

Like 🙂
2

مواردی که یک زن باردار باید بداند

باور اینکه تا چند دهه گذشته، نشان دادن زن حامله در برنامه های تلويزیونی، تابو بوده  سخت است. اگر شما  بانويی باردار باشید، مطمئنا بسیار هیجان زده خواهید بود و دوست دارید  این خبر خوش را با دیگران در میان بگذارید، اما به یاد داشته باشید که باید در این مورد با احتیاط رفتار نمایید.

  • هنگام حاملگی – که  از طبیعی ترین اتفاقات  در زندگی زنان است –  بیان جزئیات شروع حاملگی و اضافه وزن، کار مناسبی نیست. وقتي مطمئن می شوید  باردار هستید احتمالا دوست دارید از پشت بام فریاد بزنید! هیجان شما قابل درک است، اما به  یک دلیل مهم در اعلام این خبر عجله نکنید. بیشتر سقط جنین ها قبل از 10 تا 12 هفتگی بارداری اتفاق می افتند. اگر متوجه شدید که باردارید و با این خبر دیگران را غافلگیر کردید، در صورت سقط جنین، نه تنها از این قضیه رنج خواهید برد، که دیگران را نیز ناراحت خواهید كرد. پس، تا پایان 12 هفتگی صبر کنید و بعد این خبر خوش را به دیگران اطلاع دهید.
  • ممکن است که  فکر کنید بیان چگونگی شروع بارداریتان، رومانتیک جلوه خواهد کرد، اما دیگران اینگونه فکر نمی کنند. قبل از آنکه بخواهید تمام جزئیات شروع بارداری را بیان کنید، کمی صبر کنید و تصور کنید اگر شخصی همین جزئیات را برای شما بگويد، چه حسی به شما دست مي دهد. با این روش مطمئنا به این نتیجه مي رسید که بیان این جزئیات، درست نیست.
  • بعد از تست حاملگی، وقتي متوجه شروع بارداری می شوید ممکن است این فکر به ذهن تان خطور کند که تست را برای یادگاری در آلبوم کودک نگه دارید. فكر جالبی است، اما روش بهتر آن است که از تست حاملگی عکس بگيريد و عکس را در آلبوم نگه دارید.
  • اگر با مشکل نازایی دست و پنجه نرم کرده اید و اکنون باردار هستید، بیان مسائل خصوصی درباره تجربه تان به اشخاصی که مشکل شما را دارند، عمل زشتی نيست، و حتی ممکن است شنیدن چگونگی موفقیت شما در بارداری برای کسانی که مشکل نازایی دارند مفید باشد.
  • یکی از نشانه های شروع بارداری، حالت تهوع و استفراغ هنگام است. اما در بعضی بانوان این مشکل در تمام روز ادامه مي يابد. بيشتر دکترها  می گویند که این حالت در سه ماهه اول بارداری است اما این مشکل در بعضی از بانوان حتی در سه ماهه دوم و سوم نیز دیده می شود.
  • اما نکته در این جاست که این حالت و احساس بیماری، نباید باعث شود جزئیات حالت خود را برای دوستان و همکارانتان تعریف کنید. همه مردم از حالت تهوع در دوران بارداری آگاهند،  اما هیچ کس مایل به شنیدن جزئیات نیست.
  • اگر سر کار می روید و دچار تهوع زیاد هستید و ناچارید  دائما از جمع پوزش بخواهید و به سمت دست شویی بدوید، بهتر است  یک بار برای رئیس و همکاران تان مشکل خود را توضیح دهید و بگویید كه عمدا جلسات را ترک نمی کنید. گفتار صادقانه شما باعث خواهد شد مشکلی برایتان پیش نیاید.
  • اگر در محل کار خود با خانم بارداری همکار هستید، بهتر است مشکل او را درک کنید و تاجایی که ممکن است درباره دفعات متعددی که به دستشویی می رود یا در آنجا مي ماند شکیبا باشید. او به اندازه کافی از میزان مزاحمت خود براي  دیگران آگاه است.
  • علاوه بر حالت تهوع، تغییرات دیگری نیز در زنان حامله رخ می دهد،از جمله بزرگ شدن شکم و ورم در و ديگر اعضای بدن. این ها هم جزو همان موارد خصوصی اند که بهتر است از اعلام آن پرهیز کنید و مشکلات خود را به همسر، دکتر و همکلاسی هایتان در کلاس های پیش از زایمان بگویید.
  • متقابلا اگر با زن بارداری روبرو شدید، با دیدن ورم یا بزرگی شکم او ابراز تعجب نکنید. او به خوبی از وضع خود آگاه است و گفتن شما فقط استرس او را زیاد می کند.
  • ممکن است به علت ورم  پا، ديگر کفش هایتان اندازه تان نباشد. به جای غر زدن و شکایت از این وضع، می توانید  صندل راحتی يا کفش کتانی بپوشيد. اگر این نوع کفشها برای محل کارتان مناسب نیست این مشکل را با رئیس و همکارانتان در میان بگذارید. این رفتار، مودبانه تر و بهتر از آن است که به خاطر کفش، بدخلق و ناراحت به نظر بیایید.
  • از چاق شدن در هنگام بارداری نترسید. اگر می خواهید فرزندتان سالم و قوی باشد باید از تغذیه خوبی در این مدت برخوردار باشید.
  • از درمیان گذاشتن جزئیات اضافه وزن خود با دیگران بپرهیزید، زیرا ممکن است آنها معتقد باشند چاقی شما غیر طبیعی است و بی جهت باعث پریشانی و اضطراب در شما گردند.

نکته: خودداری از گفتن جزئیات تغییرات در اندام يك چیز است و نادیده گرفتن دردها و ورم های غیر معمول دست ها و صورت و دردهای شکمی و تب چیز دیگر. به محض دیدن این علائم، دکتر خود را از مشکل تان آگاه کنید. از طرف دیگر اگر دوست تان که باردار است درباره اضافه وزن خود به شما گفت از اظهار تعجب بپرهیزید و با گفتن اینکه مطمئن هستید بعد از زایمان به وزن قبلی خود بر می گردد، او را دلداری دهید.

  • در اواسط بارداری، با تجربه جدیدی رو به رو خواهید شد و آن احساس حرکت بچه است. شما احتمالا می خواهید اقوام و دوستانتان با لمس شکم شما او را حس کنند. این حس قشنگی است، اگر آنها هم واقعا دوست داشته باشند او را لمس کنند. پس به جای اینکه دستشان را بگیرید و روی شکمتان قرار دهید بهتر است اول از خودشان بپرسید که مایلند یا خیر.
  • از طرف دیگر، اگر با زن حامله ای دوست هستید، بدون اجازه او دست خود را روی شکمش نگذاريد تا حرکت جنین را حس كنيد. باید هر دو طرف به حریم شخصی یکدیگر احترام بگذارند.
  • به علت بزرگ شدن شکم در باسن و پاها (ران ها) دردهايي احساس خواهد شد. سینه ها هم بزرگ مي شوند. این تغییرات را نیز فقط  برای دکتر و همسر خود آشکار کنید.
  • اگر تجربه بارداری را پشت سر گذاشته اید و زن حامله ای خواست از لحظات پیش از زایمان برایش بگویید سعی کنید  نکات مهم را حتما با او درمیان بگذارید، اما از گفتن قسمتهای ترسناک پیش از زایمان و اینکه هنگام زایمان نزدیک بوده بمیرید و … پرهیز کنید، حتی اگر واقعا چنين تجربه اي را کرده باشید.
  • اگر باردارید و دوست تان می خواهد از تجربه وحشتناک پیش از زایمان برایتان بگوید، بگویید که نیازی به شنیدن چنین چیزهایی ندارید، حتی اگر آن شخص دوست نزدیک شما باشد، زیرا شنیدن اين گونه خاطرات، استرس و نگرانی شما را زیاد خواهد کرد.

ترجمه از كتاب اتيكت

Like 🙂
8

قوانین طلایی برای والدینی که نوجوان دارند

دیروز که ما نوجوان بودیم آدابکده ها پر بود از “احترام به والدین” و ما شهامت غیر از آن را هم نداشتیم. امروز که نوجوان داریم نکات پیش رو می خوانیم تا رابطه ای آرام تری با ایشان برقرار کنیم.

1.       به حریم خصوصی آنها احترام بگذارید.

2.        قبل از وارد شدن به اطاقشان در بزنید.

3.        در وسایل و فیس بوک آنها فضولی نکنید.

4.       به آنچه می گویند به دقت گوش دهید و در جواب دادن عجله نکنید.

5.       مراقب باشید در موقعیتی گیر نکنید که به جای دلیل آوردن بگویید” چون من می گویم”.

6.       پیش داروی نکنید. اگر محیطی باز برای گفتگو فراهم کنید, آنان راحت تر می توانند اعتماد شما را جلب کنند.

7.       آنان را تحریک نکنید. آزار آنان فقط باعث از تعادل خارج شدن گفتگو خواهد شد.

8.      نفس عمیق همیشه کار راه انداز است.

9.       ممکن است نظراتشان برای شما کودکانه به نظر بیاید ولی به رو آوردن آن ایده خوبی نیست. هرگز نگویید “وقتی به سن من رسیدی خواهی فهمید”.

10.    این هنگامی است که آنان نیازمند به تشویق برای ساختن اعتماد به نفس و عزت نفس هستند. سعی کنید از طریق مهربانی مثبت بودن کمکشان کنید.

11.   با ایشان صحبت کنید ولی درنظر داشته باشید انتخاب اشتباه زمان دقیق صحبت می تواند نتیجه را کاملا عکس کند.

12.   اگر با شما بد صحبت می کنند, آرام باشید ولی این رفتار را نپذیرید و بگویید “این روش صحیح صحبت نیست”.

13.   موضوع صحبت را عوض نکنید. این کار شما را به دورِ باطل می کشاند.

14.   از درِ دوستی درآیید و در صدد برتری جستن نباشید. قبول کنیم که آنان هوش, وقت و انرژی بیشتری برای این کار دارند.

15.   حتی تحت شرایط سخت با ادب باشید شاید این رفتار شما در آنان اثر گذاشت.

16.   مقایسه نکنید تا مورد مقایسه قرار نگیرید.

17.   برای اثبات حرفِ خود به واقعیت ها رجوع دهید نه به احساسات.

Like 🙂
0