ملت عشق

ملت عشق

نویسنده الیف شاکاف

ترجمه ارسلان فصیحی

خیلی وقت پیش بود. به دلم افتاد رمانی بنویسم. ملت عشق. جرئت نکردم بنویسمش. زبانم لال شد نوک قلمم کور . کفش آهنی پایم کردم. دنیا را گشتم. آدمهایی شناختم. قصه هایی جمع کردم. چندین بهار از آن زمان گذشته. کفش های آهنی سوراخ شده و من اما هنوز خامم. هنوز هم در عشق همچو کودکان ناشی….

مولانا خودش را خاموش می نامید یعنی ساکت. هیچ به این موضوع اندیشیده ای که شاعری آن هم شاعری که آوازهاش عالمگیر شده انسانی که کار و بارش هستی اش چیستی اش حتی هوایی که تنفس می کند چیزی نیست جز کلمه ها و امضایش پای بیش از پنجاه هزار بیت پر معنا گزاشته می شود که خودش را خاموش بنامد؟

کائنات هم مثل ما قلبی نازنین و قلبش تپشی منظم دارد. سالهاست به هر جا پا گذاشته ام آن را صدا شنیده ام . هر انسانی را جواهری پنهان و امانت پروردگار دانسته ام و به گفته هایش گوش سپرده ام . شنیدن را دوست دارم. جمله ها و کلمه ها و حرف ها را … اما چیزی که وادارم کرد این کتاب را بنویسم سکوت محض بود.

اغلب مفسران مثنوی بر این نکته تاکید می کنند که این اثر جاودان با حرف “ب” شروع شده است. نخستین کلمه اش” بشنو ”

است. یعنی می گویی تصادفی است شاعری که تخلصش “خاموش” بوده ارزشمندترین اثرش را با “بشنو” شروع می کند؟ راستی خاموشی را می شود شنید؟

Like 🙂
5

رواقی زیستن در دنیای امروز

معرفی کتاب
فلسفه ایی برای زندگی
رواقی زیستن در دنیای امروز
نویسنده : ویلیام اروین
ترجمه : محمود مقدسی

رواقی زیستن
قسمتهایی از کتاب
اصلا چرا داشتن فلسفه ی زندگی مهم است؟ چون بدون چنین فلسفه ایی ممکن است بد زندگی کنید. یعنی علی رغم همه ی تلاشهایی که می کنید و باتمام وجود تمام سرگرمی های لذت بخشی که در زندگی تان دارید ممکن است در اخر کار زندگی را با تلخ کامی به پایان برید.
مثلا اپیکور عقیده داشت : فیلسوفی که رنجی از انسانی نمی زداید هر چه می گوید مهمل است دارویی که درمان نکند به هیچ دردی نمی خورد.
اگر بخواهیم برای جلوگیری از هدر رفتن ثروتمان کاری کنیم به راحتی متخصصانی را پیدا می کنیم که در این راه کمک مان کنند . اما فرض کنید هدفمان جلوگیری از هدر رفتن عمرمان باشد. در این صورت چه خواهیم کرد؟
این کتاب توصیه هایی برای چگونه زیستن ارائه می کند به بیان دقیق تر من در این کتاب پیکی هستم که توصیه های فیلسوفان رواقی  دو هزار سال پیش را برای شما بازگو می کنم .
شاید وقت آن است که به زندگی مان نگاه کنیم و خودمان را در دل فعالیت های هر روزه امان به دقت مشاهده کنیم و همچنین در یابیم که دیگران به چه راحتی می توانند آرامش ما را بر هم بزنند و در نتیجه سعی کنیم با به کار گرفتن استراتژی های رواقی نگذاریم دیگران ناراحتمان کنند.
ویلیام اروین با کاوش در فلسفه ی رواقیون باستان و با استفاده از تجربه های شخصی اش در مسیر رواقی زیستن نشان می دهد چطور بینش ها و توصیه های عملی رواقیون می تواند به ما آدم های دنیای امروز کمک کند بهتر زندگی کنیم.
قسمت کوتاهی از متن کتاب
رواقیون معتقد بودند کسب فضیلت به آرامش می انجامد و هم کسب آرامش را یاریگر انسان در رسیدن به فضیلت می دانستند . کسی که آرام نیست و احساساتی منفی چون اندوه و خشم درونش را آشفته می کند به سختی می تواند به فرمان عقلش عمل کند. در وجود چنین کسی عواطف بر عقل چیره می شوند و او کم کم توان تشخیص خوبی های حقیقی را از دست می دهد و از جستجوی خوبی ها باز می ماند و در نهایت در کسب فضیلت ناکام می شود. به نظر رواقیون  رومی جستجوی فضیلت و طلب آرامش اجزای چرخه ای فضیلت مندانه هستند. در این چرخه جستجوی فضیلت به میزانی از آرامش منتهی می شود و آرامش بدست آمده هم به نوبه ی خود راه کسب فضیلت را هموارتر می کند.
************
یکی از رواقیون به نام سنکا معتقد است: آنکه بر اساس اصول رواقی زندگی می کند چه بخواهد و چه نخواهد از لذت و شادی همیشگی بر خاسته از اعماق وجودش بهره مند می شود چرا که او شادمانی را در منابع درونی خودش می یابد و در جستجوی هیچ لذتی بالاتر از لذت های درونی اش نیست. در قیاس با این لذت ها لذت تن ناچیز بی ارزش و گذراست.
***********
در آغاز هر روز با خودت بگو: “امروز با مزاحمت و بی احترامی و قدرنشناسی و خیانت و کینه توزی و خودخواهی دیگران روبرو می شوم و همه ی اینها ریشه در جهل آدمها نسبت به خوب وبد دارد ” این کلمات نوشته های برده ای چون اپیکتتوس نیست که قاعدتا با بد خواهی مواجه بوده است اینها را کسی نوشته که در زمان خودش قدرتمندترین فرد جهان بوده : مارکوس آورلیوس  امپراطور روم.

Like 🙂
7

فراوانی در بسندگی است

 بخش اول : زندگی و فلسفه ثورو

 این کتاب را ساموئل الکساندر در باره زندگی و فلسفه هنری دیوید ثورو در سال 2011 نوشته است. مترجم آن آقای غلامعلی کشائی هنری دیوید ثورو شاعر و فیلسوف آمریکائی(1862_1817 )است . او دانش آموخته دانشگاه هاروارد بود .

فلسفه او در نقد (فرهنگ مادی ) بوده و (اقتصاد جایگزین ) را بنا نهاده است .کوشید در پی پاسخ به این سئوالات باشد که :بهترین راه گذران زندگی چگونه است ؟..چقدر وقت باید برای آن گذاشت ؟ چقدر نیاز داریم که خوب زندگی کنیم و آزاد باشیم ؟

.این دانش آموخته هاروارد میتوانست کشیش ، سیاستمدار ، استاد ،تاجر و.. شود ولی تنها به تدریس علاقه داشت و به آن پرداخت ، هرچند بدلیل اینکه مطابق زمانه شاگردان را تنبیه بدنی نکرد ، اخراج شد . والدن نام آبگیری در نزدیکی شهر کنکورد آمریکاست که ثورو در سال 1845 دو سال و دو ماه در آنجا زیست در واقع ساده زیستی را تجربه کرد . خانه اش را خود ساخت . خوراکش را از راه کشاورزی تهیه نمود و…

 حاصل اندیشه هایش را در کتابی بنام والدن گزارش کرد. کتاب او در تاریخ اندیشه آمریکا بسیار تاثیر گذار بود.

در نقد فرهنگ مادی مینویسد :درین زمانه که مردم از تسلط فرمانروایان زورگو رها شده اند ، هنوز برده ستمگری اقتصادی و اخلاقی هستند .مستبدی بنام (مال اندوزی و ثروت پرستی )آنها را به کاسبی بی وقفه وامیدارد .

بشر ، فراغت ندارد و در عمل چیزی جز کار وکار وجود ندارد .

ثورو مخالف کار و تلاش و صنعت یا جسارت اقتصادی به معنای دقیق کلمه نبود ، بلکه میگفت راههائی که با آن پول بدست میآید بدون استثناء منجر به نزول اخلاقی میشود .دروغ ،چاپلوسی ، ادب وتائید ظاهری همیشه پیش میآید .سخت کار کردن مهم نیست ، شیطان هم سخت کار میکند !.

انجام هر کاری ،فقط بخاطر بدست آوردن پول یا تجملات زندگی براستی بیهوده است .لائوتسه میگوید : تنها آنهائی که میدانند به اندازه کافی دارند ، دارا هستند .

میگفت مردم به معنی اقتصاد توجه ندارند : اقتصاد یعنی قیمت هر چیزی برابر است با مقدار عمر و زندگی که برای بدست آوردنش بکار رفته است .مردم تبدیل به ماشین شده اند .

تکیه کلام او این بود که (زندگی را ساده کن ) خانه ساده ، پوشاک قدیمی ، پرهیز از پر خوری ،و… هزینه هایت را پائین نگهدار و بدهی و طلب نداشته باش . در برابر آن وقتت و خودت آزاد میشوی .

البته اگر کسانی هستند که در راه تصاحب فرش گران و خانه به سبک فلان .. مانعی برای علاقه و عشق شخصی اشان پیش نمی آید ،اگر کسانی هستند که میدانند چگونه از آنها استفاده کنند،آنها همه پیشکش این کسان باشد .

ثورو از سقوط در روزمرگی ،دست برداشتن از رویاها و هدر دادن زندگی بخاطر جستجوی تجملات سطحی و بی ارزش وحشت داشت .

آیا کار او ترک دنیا بود ؟. نه او به دنیا و زندگی تاکید داشت ولی نمیخواست وقتش تلف شود .به زندگی که در آن معنویت ، زیستی والاتر ، وقت گذاشتن و دیدن زیبائیهای طبیعت و.. فکر میکرد .

او در (اقتصاد جایگزین ) خوراک ،پوشاک ،سوخت و سرپناه را ضرورت های زندگی مینامد . همین که اشیاء ضروری زندگی را بدست آوردیم،از آن پس باید بدقت ارزیابی کنیم که برای خوب زیستن و آزاد بودن عملا چقدر بیشتر ازین اشیاء لازم داریم؟

آیا پوشاک در نظر ما برای پوشاندن لختی و یا گرم کردن ماست ؟ویا عشق به اشرافیت و پیروی کودکانه از مد ؟آیا با مد ما را کنترل نمی کنند ؟

 او نمیگوید انسان در پوشاک لطیف و گرانبها نمیتواند زندگی شاد و با معنی داشته باشد ،بلکه میگوید پوشاک گران و لطیف برای زندگی شاد و با معنی ، الزامی نیست .

سئوال مهم اینست که فراسوی ضرورت ها ،چه اندازه کافی است ؟ داریی مادی تا چه حدی کافی است ؟ سئوال بعدی اینست که کافی برای چه ؟ اگر جواب اینها را نداریم ،خطر هدر دادن زندگی امان در طلب خواسته های ناچیز و غیرضروری هست .

ثورو میگوید هرکس باید خود جواب اینها و راه خود را بیابد ، هرچند به (اصلاح اخلاقی ) تاکید دارد .اصلاح اخلاقی که بیداری و زنده بودن را در پی دارد و ما را از درماندگی پنهان می رهاند.او به شهر بازگشت و تجربه ساده زیستی را ادامه داد ولی به ما دستورالعمل ساده زیستی نداد بلکه کوشید برایمان سئوال ایجاد کند تا خود بدان برسیم .سئوالات چون :آیا هدف زندگی ، دستآورد دارایی و مال است ؟ آیا موفقیت در پول زیاد است ؟ معنای زندگی چیست ؟

امروزه که از همه طرف پیام میدهند : (همیشه ، بیشتر ، بهتر است ) ساده زیستی، نوعی هنر زندگی است . هنری بر پایه این شناحت و بینش که : فراوانی در بسندگی است .m

لینک دانلود کتاب
https://dl.dropbox.com/u/32319997/BASANDEGI.pdf

Like 🙂
16

مرشد و مارگریتا

مرشد و مارگاریتا رمانی است روسی که   میخائیل بولگاکف آن را در سال ۱۹۲۸ آغاز کرد وتا چهار هفته پیش از مرگش یعنی تا سال ۱۹۴۰ ادامه داد. رمان از سه داستان موازی تشکیل شده‌است که در نهایت یکپارچه می‌شوند: سفر شیطان به مسکو پونتیوس پیلاطس و به صلیب کشیده شدن مسیح و عشق مرشد و مارگریتا.

 این رمان ساختاری پیچیده دارد . در این اثر واقعیت و خیال و رئال و سورئال در هم تنیده شده‌اند. دا ستان  با هم صحبتی و قدم زدن دو روشن فکر لاییک و رسمی در یکی از پارک های مسکو آغاز می شود یکی میخاییل الکساندر، یا همان برلیوز. نویسنده ای مشهور و سر دبیر یکی از مجله های وزین ادبی پایتخت و رییس کمیته مدیریت یکی از محافل ادبی مسکو و دیگری جوان شاعری به نام ایوان نیکولاییچ پونیریف که با نام مستعار بزدومنی شناخته می شود. برلیوز به نوعی نماینده روشن فکران رسمی و صاحب باند و باند بازی های ادبی ست که محافل مافیایی ادبی راه می اندازند و اندیشه ای سطحی و تک بعدی دارند و دگر اندیشان را مجال رشد و نمو و شکوفایی نمی‌دهند و تنها به آنان که مرید و سرسپرده‌شان باشند اجازه فعالیت می دهند و دیگران را زیر پا له می کنند. شعر و آثار سفارشی می پذیرند و شبکه ای تار عنکبوتی در تمام نشریات مهم و سرشناس تنیده‌اند . سایه این روشن فکران و نویسندگان رسمی بر تمام عرصه ادبی و محافل نویسندگی سنگینی می کند و نگاه تحمیلی شان در همه جا گسترده است. یکی از قربانیان این باند های مافیایی، قهرمان این رمان یعنی مرشد است که در فصل های بعدی رمان ظاهر می شود و می بینیم که این حضرات ریش و سبیل دار چه بلایی به سر او با آن همه خلاقیت و عشق و شور آورده‌اند.

 آنچه که برای من زیبا یی این اثر را دو صد چندان کرد سوای تمام تحلیل هایی که تا به حال خوانده ام دید بسیار شگرف و متفاوت نویسنده نسبت به ابلیس است. از کودکی آموخته بودم که نبا ید به شیطان گوش کرد کسی که به شیطان گوش کند کارهای بدمی کند زیرا که شیطان دشمن خدا و دشمن انسان است . اما ابلیس کتاب بولگاکف آزرده از کارهای زشت انسانها ست و دغدغه ی افکار و اعتقادات و اعمال انسانها را دارد از بدیهایشان آزرده می شود. و تک تک شخصیتهای داستانش را را با اعمالشا ن روبه رو می کند  حرص – طمع – دروغ – ما ل مردم خوری و زنبا رگی تک تکشان را رو می کند . چهره ی واقعی جا معه کمو نیستی را  نشان می دهد بدون آ ن که از لطف یک داستان تخیلی کاسته باشد. و در تحلیل فلسفی  وجود خیر و شر حرفهایی برای گفتن دارد. برای حسن ختام قسمت کوتاهس از کتاب را می آ ورم. و خواندن داستان را به دوستان عزیز توصیه می کنم.

فکرش را بکن اگر اهرمن نمی بود کار خیر شما چه فایده ایی می داشت و بدون سایه دنیا چه شکلی پیدا می کرد ؟ مردم و چیزها سایه دارند آیا می خواهی زمین را از همه ی موجودات پاک کنی تا آ رزویت برای دیدار نور مطلق تحقق یابد؟ خیلی احمقی.

Like 🙂
6

نمی گذارم کسی دکمه اعصابم را فشار دهد

در مسیر زندگی فشارها، استرس‏ها و نگرانی‏هایی وجود دارد که به‏طور بالقوه می‏توانند شما را به شدت عصبانی کنند و کفرتان را در آورند.

این کتاب روش‏های واقع‏بینانه‏ای در اختیارتان قرار می‏دهد که از فشار افراد و مصائب زندگی بر دکمه‏های اعصابتان جلوگیری کنید و با استفاده از مهارت‏های کسب شده از آن، بتوانید با کاهش چشمگیری از شدت ناراحتی‏ها، زندگی لذت‏بخشی داشته باشید.

ناشر: رسا

Like 🙂
28

مديريت خشم

توضیحات: موضوع نوشتار حاضر، مديريت و كنترل تعارض، فشار رواني و خشم است. نويسنده در بخش اوّل، خواننده را با بعضي از حقايق بنيادي مربوط به خشم و تعيين كميت آن آشنا مي كند. در بخش هاي بعد، چگونگي اداره كردن خشم در لحظه اي كه احساس مي شود، و همچنين راه هاي برخورد با خشم قبل از بروز آن را نشان مي دهد. وي سپس، دربارة روش هاي كنترل پيامدهاي خشم و خشمگين شدن راهكارهايي ارائه مي دهد. در بخش هاي پاياني چگونگي تغيير در شيوه زندگي و مديريت خشم در روابط كليدي، از جمله محل كار، روابط صميمي خانواده، خشم فرزندان و هنگام رانندگي توضيح داده شده است.

Like 🙂
14

آداب معاشرت به زبان خودماني

اثر حاضر، دربردارندة نکات آموزشي ساده پيرامون آداب معاشرت است. در جامعة امروز، بشر نيازمند برقراري ارتباط مؤثر و سودمند براي بهره‌مندي از بهترين فرصت‌هاي شغلي، دوست‌يابي، همسرگزيني، ترتيب فرزند و… است. کليد دست‌يابي به اين موفقيت‌ها داشتن ارتباطي بهينه و در واقع وقوف به آداب معاشرت است. هدف نهايي اثر حاضر، دست‌يابي به درک متقابل و در نهايت ايجاد خانواده، جامعه و جهاني انساني است. مطالب کتاب در شش بخش تدوين شده و طي آن اصول آداب معاشرت، ارتباطات مؤدبانه، آداب مکالمات، غذا خوردن، ميهماني رفتن، مواجهه با موقعيت‌هاي خاص، مسافرت، جشن‌ها و انعام دادن بررسي و نکاتی در اين باره يادآوری شده است.

Like 🙂
54

اندر آداب نوشتار

«اندر آداب نوشتار» کتابی‌ست که همان طور که از اسمش پیداست قصد دارد گره از آداب نوشتار زبان فارسی، که بحث درباره آن سال‌هاست که به درازا کشیده باز کند. این کتاب در 206 صفحه به مباحث گوناگونی پرداخته و سعی کرده با درنظر گرفتن آرای گوناگون و بحث درباره آن‌ها به نتیجه‌ای نهایی و راه‌حلی که مورد قبول اکثریت بوده و قابل اجرا نیز هست برسد.
بحث پیرامون اصول نگارش زبان فارسی قرن‌هاست که آغاز شده و ریشه در دیروز و امروز ندارد. خیلی وقت است که از صاحب‌نظران و استادان ادبیات می‌شنویم که رسم‌الخط ما ایراد دارد و باید اصلاحاتی در آن انجام داد. دامنه این اصلاحان گاهی اوقات آنقدر زیاد بوده که منجر به پیچیدگی‌های افراط‌گرایانه شده و یا محقق را به این نتیجه رسانده که الفبای فارسی باید از ریشه عوض شود و الفبایی جدید و مدرن جایگزین آن گردد.
جعفر مدرس‌صادقی از چند سال پیش در روزنامه‌ها و مجلات مختلف شروع به ارائه نظرات خود در این‌باره کرده بود و از همان زمان نیز اصل را بر رسیدن به اجماع و تعیین قانونی که همه آن را قبول داشته باشند گذاشته بود. او نتیجه تحقیقات چند ساله خود را در این کتاب آورده و سعی کرده با در نظر گرفتن تمامی جوانب و بررسی علمی و دقیق به این قائله خاتمه دهد.
او بحث را با بررسی نسخ خطی آغاز می‌کند. نسخی که بدون شک در دسترس عموم قرار ندارند و همین موضوع به جذابیت این فصول را افزوده. سپس اصل یکدستی نوشتار و اصل فاصله را مطرح می‌شود. او در ابتدای اصل یکدستی می‌گوید:
اختلاف نظرها بسیارند، اما آیا اصلی هم وجود دارد که همه‌ی صاحبنظران معاصر بر سر آن توافق داشته باشند؟…برای اینکه نشان بدهیم اصلن سردعوا نداریم و نمی‌خواهیم سلیقه‌ی خودمان را تحمیل کنیم و بر سر آنیم که همه‌ی اختلاف نظرها را از میان برداریم، از اتفاق نظرها شروع می‌کنیم و از اصولی که همه یا دست کم اغلب غریب به اتفاق صاحبنظران بر سر آن توافق دارند…»            صفحه34
او سپس با مطرح با نظرات گوناگون از استادان گوناگون سعی در باز کردن این مبحث می‌کند. در فصل بعدی مبحث فاصله مورد برسی قرار می‌گیرد و نظرات کسانی چون سعید نفیسی، ذبیح‌الله صفا, عبدالحسین زرین‌کوب، محمد معین، صادق کیا و… را درباره پیوسته‌نویسی و جدانویسی حرف “به” مطرح می‌کند.
در مبحث پیوسته‌نویسی و جدانویسی، مبحث نیم‌فاصله مطرح می‌شود و چگونگی استفاده از نیم فاصله به تفصیل توضیح داده خواهد شد. در مبحث بعدی، اصل هم‌خوانی و ناهم‌خوانی مطرح می‌شود و در توضیح آن گفته می‌شود: «رعایت اصل همخوانی یعنی تلاش در جهت همخوانی هر چه بیشتر صورت نوشتار با زبان گفتار و برداشتن گامی در جهت وضوح هر چه بیشتر متن و هر چه خواناتر شدن متن.»    صفحه71
او درباره مبحث سادگی می‌گوید: «شیوه‌ی خط به مرور و به طور طبیعی و بدون هیچ بخشنامه‌ و دستورالعملی و فقط بنا به ضرورت زمانه، رو به وضوح و شفافیت و خوانایی و سادگی می‌رود… سادگی یعنی سازگاری هر چه بیشتر صورت نوشتار با زبان گفتار و در عین حال خلاصی از علامت‌های غیر ضروری…»        صفحه76
او در این فصل از داریوش آشوری، مسعود خیام و ایرج کابلی نام می‌برد و پیشنهاد‌های جالب و گاه عجیب آن‌ها برای برطرف شدن مشکلات زبان فارسی را مطرح می‌کند. در این میان پیشنهاد مسعود خیام از همه جالب‌تر است. او که مشکل عظیم خط فارسی را پیوسته‌نویسی و شکسته شدن حروف می‌داند پیشنهاد می‌کند حروف را منفصل از هم بنویسیم و در ادامه پیشنهاد می‌کند که مصوت‌های کوتاه به حروف الفبا اضافه شوند و برای فتحه فلش رو به بالا، کسره فلش رو به پایین و ضمه دایره‌ای کوچک را پیشنهاد می‌کند!!     صفحه‌های 77، 78 و 79
او در فصول بعدی به بررسی الف مقصوره، ت‌ی گرد، همزه‌ی جانشین ی، تنوین می‌پردازد و با درنظر گرفتن نظرات گوناگون به نتیجه‌ای نهایی می‌رسد و قانونی کلی را مطرح می‌کند.     صفحه‌های 80 تا 107
مبحث بعدی درباره مسئله ورود کلمات بیگانه به زبان فارسی است. او ابتدا کلمات گوناگونی را که از فارسی به دیگر زبان ها رفته‌اند را مطرح می‌کند و سپس به کلماتی می‌پردازد که از دیگر زبان‌ها به زبان فرسی آمده‌اند و بر اثر مرور زمان شکلی فارسی به خود گرفته‌اند و جور دیگری نوشته و خوانده می‌شوند. او سپس به بحث تعریب‌زدایی می‌پردازد و کلماتی را مثال می‌آورد که ریشه فارسی داشته و دارند ولی به صورت عربی‌شان نوشته و خوانده می‌شوند.
او در بررسی مبحث وام گرفتن کلمات بیگانه می‌گوید:
در جهت اجرای اصل همسازی سخن کشید به تحمیل املای فارسی به صورت‌های معرب و املای عربی. و این قاعده‌ی دیگری در جهت اجرای  همان اصل – که تعمیم همان قاعده‌است به زبان‌های بیگانه‌ی دیگر:
تحمیل املای فارسی به همه‌ی برگرفته‌ها!         صفحه 119
او در ادامه و در باب اصلاحات زبانی می‌نویسد:
«جنبش اصلاحات زبانی همیشه از دو جانب در معرض بی‌مهری بوده‌ است: یکی از جانب چب‌روانی که خط فارسی را اصلاح‌ناپذیر و با ضرورت‌های زمانه ناسازگار می‌دانند (طرفداران تغییر خط) و دیگری از جانب محافظه‌کارانی که هرگونه اصلاح و ترمیم و دستکاری و صیقل زدنی را در صورت متعارف نوشتار و در جهت نزدیک کردن صورت نوشتار به زبان گفتار نوآوری و سنت‌شکنی تلقی می‌کنند و مردود می‌دانند»     صفحه 113
در انتها و برای جمع‌بندی مطالب، نویسنده هفت اصل کلی نوشتار را که در کتاب به تفصیل آن‌ها را توضیح داده مطرح می‌کند:
1.    اصل یکدستی: یک شیوه در سراسر متن!
2.    اصل فاصله: کلمه‌های مستقل با فاصله از یکدیگر!
3.    اصل خوانایی: ترکیبات همه خوانا و قابل تشخیص!
4.    اصل همخوانی: نوشتار مطابق گفتار! یا: همان طور بنویسیم که ادا می‌کنیم!
5.    اصل سادگی: پرهیز از علامت‌های اضافی و غیر ضروری!
6.    اصل همسازی: املای فارسی در همه ی بر گرفته‌ها!
7.    اصل اعتدال: اصلاحات به جای انقلاب و افراط!
در فصول بعدی به بررسی نقطه، واوک-ویرگول- ، نقطه واوک، تیرک، کمان، قلاب، سه نقطه، نقل‌قول، نشانه‌ی پرسش و نشانه‌ی ندا، بند-پاراگراف- پرداخته می‌شود. این توضیحات بسیار کاربردی و جامع هستند و مانند باقی فصول به بررسی تمام نظرات و دیدگاه‌ها می‌پردازند.
در انتها هفت اصل ویلیام استرانک –دکتر زبان‌شناس و استاد معروف دانشگاه- معرفی و بررسی می‌گردد. این هفا اصل عبارتند از:
1.    یک چهارچوب به‌دردبخور پیدا کن و دودستی به آن بچسب!
2.    بند -پاراگراف- واحد پیشروی در متن است و هر «بند» مرحله‌ی تازه‌ای و نفس تازه کردنی‌ست در ادامه‌ی روند نوشتن.
3.    صیغه‌ی معلوم به جای صیغه‌ی مجهول!
4.    مثبت به جای منفی! (استفاده از فعل مثبت به جای فعل منفی.)
5.    واضح و مشخص و ملموس بنویس!
6.    همه‌ی کلمه‌های اضافی را بریز دور!
7.    خلاصه‌نویسی با التزام به یک زمان مشخص!

چهارده اصل ئو بی وایت (شاگرد ویلیم استرانک)
1.    خودت را کنار بکش!
2.    جوری بنویس که هر چه طبیعی‌تر باشد!
3.    با نقشه کار کن!
4.    با اسم و فعل کار کن! (نه صفت و قید)
5.    بازنگری کن و بازنویسی کن!
6.    انشا ننویس!
7.    مُبالغه نکن!
8.    شلخته نباش!
9.    توضیح اضافی نده!
10.    همیشه باید معلوم باشد که کی دارد حرف می‌زند.
11.    روشن و شفاف بنویس!
12.    اظهار نظر نکن!
13.    تشبیه و استعاره فقط گاه‌گداری و خیلی کم!
14.    به زبان مادری بنویس!

Like 🙂
8

فراوانی در بسندگی است

پرسشی که کتاب “فراوانی در بسندگی است” در میان می‌گذارد، پرسشی
عمومی، وجودی و هم‌زمان اقتصادی در باره‌ی همه‌ی زندگی است: چگونه
کارکنیم، چگونه مصرف کنیم و در عین حال به رویاهای‌مان هر چه بیشتر
نزدیک‌تر بمانیم؟

مخاطب این کتاب، همگان‌اند، بویژه جوانان. جوانانی که در آستانه‌ی
انتخاب چگونه زیستن خود هستند. اما مسائلی که متن حاضر مطرح می کند، تنها
به انتخاب شغل و زیست فردی محدود نمی‌شود، بلکه فرهنگ سرمایه‌داری و
مصرف‌زدگی‌ای را نشانه می‌گیرد که همه‌ی زیست ساکنان کره زمین را تحت
تاثیر قرار داده‌است، تاثیری که اگر هر چه زودتر چاره نشود، همگان، از
انسان گرفته تا حیوان را به ورطه‌ی نابودی خواهد کشاند.

در کنار نقد این دو فرهنگ ِ پیوسته به‌هم، کتاب به رشد انسان مستقل
تفردیافته  و وجدان و اخلاق او نیز می‌پردازد. نویسنده‌ی کتاب بیشتر
امیدوار بوده که پرسش‌‌هایی در برابر خواننده بگذارد تا نقطه شروع
بحث‌های بیشتری در مورد چگونه زیستن بشر بر روی این کره ی خاکی باشند.
خواننده‌‌ی کتاب می‌تواند در حدّ وسع و موقعیت خود، پاسخ هایی به این
پرسش ها بدهد و امکان حضور این گفتمان را در ذهن خود و اطرافیان خود
فراهم سازد.

به هر رو، مباحث طرح شده در این متن، نه کهنگی می‌پذیرند و نه وابسته
به جغرافیایی خاص هستند. همگانی‌اند و همه جایی و همه گاهی.
امید که واکنش خوانندگان، به رواج این بحث در میان همگان منتهی شود.

لینک دانلود کتاب
https://dl.dropbox.com/u/32319997/BASANDEGI.pdf

Like 🙂
4

معرفي دو كتاب قابل دانلود از وبلاگ عدم خشونت

 
صدو یک راه که جوانان می‌توانند جهان را دگرگون کنند:
http://dl.dropbox.com/u/32319997/101ways.docx

پنجاه واقعيتي كه جهان را بايد دگرگون كنند:
http://dl.dropbox.com/u/32319997/50FACTS.docx

و کتابها و مقالاتی بیشتر برای دانلود در :
www.adamekhoshoonat.blogspot.com

Like 🙂
1