در موزه یا نمایشگاه کارهای هنری

1- به هنگام بازدید از موزه بلند صحبت نکنیم.

2- خوردنی و نوشیدنی با خود همراه نبریم یا اگر مجبوریم نوشیدنی داشته باشیم مراقب باشیم تا به چیزی صدمه نزنیم.

3- برای عکس گرفتن اجازه بگیریم.

4- به فرهنگ کارهای ارایه شده احترام بگذاریم و اگر کاری را دوست نداریم مسخره نکنیم.

5- به اشیا موجود در موزه دست نزنیم.

6- اگر از دیدار خود خوشحال شدیم,در دفتر بازدیدکننده ها کامنت مثبت بگذاریم.

7-  ازبه همراه  بردن کیف یا ساک های بزرگ خودداری کنیم.

8-  کودکان را کنترل کنیم.

9-  در نزدیکی درب ورودی نمایشگاه سیگار نکشیم.

لطفا اگر موردی را میدانید که دربالا نیامده است کامنت بگذارید.

Like 🙂
15

لمپنیسم

مارتین لوترکینگ یکی از قهرمانان معتبر مبارزه مدنی، پس از پیروزی بر قانون تبعیض نژادی در بیرمنگام آمريكا، پیش از دریافت جایزه صلح نوبل در سال ۱۹۶۴ و چند روز قبل از این که توسط لمپنیسم بورژوازی ترور شود، چنین گفت: مهم نیست که چه کسی جوان‌های ما را کشته، مهم این است که چه چیزی آن‌ها را کشته. وقتی چه کسی به چه چیزی تبدیل می‌شود، به نحو شگفت‌آوری می‌فهمیم که همه ما در مرگ آن‌ها مسئول هستیم.

نزد افکار عمومی، واژه نوظهور نیروهای خودسر برای لمپن‌ها به کار برده شد، بی‌آن که هیچ توضیحی درباره چگونگی شکل‌گیری، قدرت‌یابی و گسترش روزافزون حوزه نفوذ آن‌ها داده شود. همین سهل‌انگاری باعث شد لمپنیسم که روزی معلول آشفتگی‌های نظام قاجار بود و رفع آن به سادگی و با اندکی تدبیر امکان‌پذیر مي‌نمود، به تدریج از پشتوانه‌ای قوی برخوردار شود و با گسترشی وسیع در عرض و طول جامعه، در طول یک قرن، به یک علت تامه تبدیل گردد (علت تامه با مفهوم جامعه‌شناختی و نه با مفهوم فلسفی). لمپنیسم پس از آن که از یک معلول ساده به یک علت تامه ارتقاء مقام پیدا کرد، به تدریج سایر حوزه‌های جامعه را هم در برگرفت و حضور و نفوذ خود را در تلویزیون، سینما، مطبوعات، فوتبال، موسیقی، مدیریت‌های میانی ادارات و اماکن خدماتی، در اماکن هنری- فرهنگی دولتی و شبه‌دولتی، در برخی اماکن قضايی، در مدارس و دانشگاه‌ها، در شبکه بازار سنتی و شهری، در ساختار توليد و توزيع و خدمات، در روابط فامیلی- خانوادگی، در روابط بین فردی و در سطوح متفاوت تصمیم‌گیری به صورت حیرت‌انگیزی تثبیت کرد.

لمپنیسم به مثابه یک علت تاریخی- اجتماعی ضایعات بسياری به بار آورده است، اما بزرگ‌ترین ضایعه لمپنیسم اهانت به شعور انسان و دهن‌کجی به قوه فهم اوست. کارآگاهان جنايی می‌گویند جنایتکاران همیشه به محل جنایت باز می‌گردند، اما انسان هرگز به محلی که به او اهانت شده، باز نمی‌گردد. اعتماد از بین رفته انسان به هر فرد یا ساختار یا عقیده‌ای قابل احیاء است الا به فرد، ساختار یا عقیده‌ای که از او اهانت دیده باشد.

لمپنیسم با ابزارهای روان‌شناختی، جامعه‌شناختی و معرفت‌شناختی، تخریب می‌کند؛ اهانت روان‌شناختی به قوۀ فهم افراد، اعمال ظلم و تبعیض جامعه‌شناختی نسبت به حقوق شهروندان و ترویج دروغ تا مرز تخریب معرفت و شناخت علمی- آماری از جمله اين تخريب‌ها هستند. تخریب‌هايی که هم موجب آشفتگی‌های نظری و عدم شکل‌گیری نظام منسجم معرفتی می‌شوند33، هم عقب‌گردهای پی در پی تاریخی ایجاد می‌کنند و هم مروج ناامیدی هستند؛ همان ناامیدی که آينده را از بين مي‌برد، چون به قول شاملو «نومیدان را معادی مقدر نیست».

متن کامل مقاله در http://ayeen.ir/News/89/02/11/47.html

Like 🙂
2

گفته‌هاي طنزآميز

1.   تجربه نامي‌ است كه آدم‌ها بر اشتباهات خود مي‌گذارند. (اسكار وايلد)

2. كسي كه به هنگام خراب شدن كاري لبخند مي‌زند، احتمالا كسي را يافته كه تقصير را گردن او بيندازد. (اي. فريمان)

3. از دوره‌ي نقاهت خوشم مي‌آيد، فقط همين است كه بيماري را تحمل پذير مي‌كند. (جرج برنارد شاو)

4. براي مقابله با وسوسه چند راه خوب وجود دارد كه مطمئن‌ترين آنها ترسيدن است. (مارك تواين)

5.   يكي از علائم نزديك شدن بحران رواني اين است كه فكر كنيد كارتان فوق‌العاده مهم است، آنقدر كه اگر به تعطيلات برويد آسمان به زمين مي‌ايد. (برتراند راسل)

6.   ماه عسل وقتي تمام مي‌شود كه مرد به جاي اينكه در شستن ظرفها به همسرش كمك كند، خودش به تنهايي آنها را مي‌شويد. (دبليو جي كامر)

7. سياستمدار انسان را به دو طبقه تقسيم مي‌كند: ابزارها و دشمنان (فردريش نيچه)

8. ارسطو عقيده داشت كه تعداد دندان‌هاي زن كمتر از تعداد دندان‌هاي مرد است، او دو بار ازدواج كرد، اما هرگز به صرافت نيفتاد كه صحت نظريه‌اش را با معاينه‌ي دندان‌هاي زن‌هايش اثبات كند. (برتراند راسل)

9. هيچ فيلسوفي تا به حال نتوانسته دندان‌ درد را صبورانه تاب بياورد. (ويليام شكسپير)

10.  هيچ وقت به كسي كتاب امانت نده، چون هرگز آن را پس نخواهد داد. در كتابخانه‌ي خودم فقط كتاب‌هايي يافت مي‌شود كه ديگران به من امانت داده‌اند. (آناتول فرانس)

11.  منتقد آدم چلاقي است كه تعليم دويدن مي‌دهد. (چانينگ پالوك)

برگرفته از كتاب فرهنگ گفته‌هاي طنزآميز / ترجمه رضي هيرمندي / انتشارات فرهنگ معاصر

Like 🙂
12

گفتار های کوتاه

  • بشري كه حق اظهار عقيده و بيان انديشه خود را نداشته باشد، موجودي زنده به شمار نمي رود.((شارل دو مونتسكيو))
  • زن و شوهر يك سال بعد از ازدواج به زيبايي صورت يكديگر فكر نمي كنند، بلكه هر دو متوجه اخلاق و رفتار هم مي شوند.((اسمايلز))
  • انسان به بودن در هر جايي عادت مي كند و ديگر برايش سخت است كه از آنجا برود. نحوه فكر كردنش هم بعد از مدتي عادت مي شود و عوض كردنش سخت است.((جان اشتاين بك))
  • بد گماني در افكار انسان مانند خفاش در ميان پرندگان است كه هميشه در سپيده دم يا هنگام غروب كه نور و ظلمت به هم آميخته است بال فشاني مي كند.((فرانسيس بيكن))
  • به زودي روزگار انتقاد و عيب جويي به پايان مي رسد و به وسيله پيشرفت تمدن، آزادي انديشه به تمام معني در جهان حكمفرما مي شود و همه كس مي تواند به دلخواه خود راجع به فلسفه وجود بيانديشد.((گوته))
  • به سختي مي توان در بين مغز هاي انديشمند جهان، كسي را يافت كه داراي يك نوع احساس مذهبي مخصوص به خود نباشد؛ اين مذهب با مذهب يك شخص عادي تفاوت دارد.((آلبرت انيشتين))
  • مديران اثر بخش در زمان حال زندگي مي كنند اما هميشه به فكر آينده هستند.((ال هيز))
  • بگذاريد هر كس بر مبناي باور، فكر، آرزو، مطالعه و دانسته هاي خود قضاوت كند، نه اينكه شخص طوطي صفت گفته ديگران را بازگو كند.((ديل كارنگي))
  • هرگز به اين فكر نكن كه در برابر فاجعه اي كه هنوز اتفاق نيفتاده، چگونه بايد عزا بگيري.((نادر ابراهيمي))
  • آنكه به فكر فردا نيست، به غم فردا گرفتار خواهد شد.((كنفوسيوس))
  • در بين تمامي مردم تنها عقل است كه عادلانه تقسيم شده، زيرا همه فكر مي كنند به اندازه كافي عاقلند.((دكارت))
  • كسي كه تنها به فكر سير كردن شكم است، عقل را گرسنه گذاشته است.((مثل چيني))
  • تمام سرمايه فكري و دانش بايد تسليم يك عظمت اخلاقي و روحي گردد، وگرنه دانش مانند رودي خواهد بود كه نتوانسته خط سير خود را بپيمايد و به دريا بريزد و با وضعي اندوه بار در صحرا و ريگزارها فرو مي رود.((موريس مترلينگ))
  • دقايقي را كه به عيب جويي ديگران مي گذرانيم، اگر صرف انديشيدن به عيبهاي خود كنيم، فايده هاي زيادي مي بريم كه كوچكترين آن خودشناسي است.((؟))
  • به ياد آوريد كه طرف شما صد برابر بيشتر به فكر گمانها و آرزوهاي خود مي باشد تا انديشه و گمانهاي شما.((ديل كارنگي))
  • هميشه بايد مراقب سه چيز باشيم : وقتي تنها هستيم مراقب افكار خود، وقتي با خانواده هستيم مراقب اخلاق خود و زماني كه در جامعه هستيم مراقب زبان خود.((مادام داستال))
  • دو كلمه آري و نه كه تلفظ شان آسان است، كلماتي هستند كه براي اداي آنها انديشه و مطالعه فراوان لازم است.((پتياگور))
  • مانند عده كمي از مردم فكر كن و مانند بيشتر مردم سخن بگو.((؟))
  • نگذاريد زبان شما از افكارتان جلوتر برود.((شيلون))
  • تصور مي كنم كه اگر هر كس تنها يك ربع ساعت به فكر زندگي خويش باشد و بيانديشد كه آن را اصلاح كند، هر ماه زندگي او از ماه پيش بهتر خواهد شد.((فرانسوا ولتر))
Like 🙂
2

آدم کوچولو یا آدم بزرگ؟

شاید شما هم بچه کوچکی دارید یا شاهد مراحل رشد یکی از کوچولوهای دوستان و نزدیکان تان هستید. گاهي حرف ها و رفتارهایی از او شنیده و دیده اید که شگفتی شما را برانگیخته و با خود گفته اید چگونه این بچه به چنین درکی دست یافته؟

درست است که بچه ها دنیای مخصوص خودشان را دارند ، دنیایی که با دنیای آدم بزرگ ها خیلی تفاوت دارد، اما نباید هیچوقت این کوچولوها را دست کم گرفت. چون تقریبا از شش هفت ماهگی به بعد بسیاری از احساسات اطرافیان به ویژه احساسات مادر و پدرشان را درک می کنند. شادی و غم ، خشم  ، ترس و احساس اندوه دیگران بر حالات و رفتار آنها تاثیر می گذارد. کودکی را که از مرز یک سالگی گذشته دیگر کودک فرض نکنید. او یک کارآگاه  تمام عیار است که حرف ها و رفتارهای شما را به دقت زیر نظر دارد. همان طور که تک تک واژه ها را از شما می آموزد، از مجموعه رفتارهای شما و نحوه زندگی تان و حتی نحوه تلقی شما از دنیا تقلید می کند و تاثیر می پذیرد. اگر شما شاد و سرزنده و فعال باشید، کودک تان هم به تدریج شبیه شما خواهد شد و اگر غمگین و ساکت  یا خجالتی و … باشيد به زودی او را یک مدل کوچولو از خودتان خواهید یافت. در کنار مطالعه کتاب های زیادی که درباره نحوه رفتار با خردسالان نوشته شده به این چند نکته هم توجه کنیم:

  • صبح ها کودک تان را با کلماتی زیبا و دلنشین از خواب بیدار کنید. خواندن یک ترانه زیبای مانوس به کودک آرامش خواهد داد و آغازگر روزی پرانرژی برایش خواهد بود.
  • برنامه های تکراری صبحگاهی مثل شستن دست و صورت ، مسواک زدن و شانه زدن موها و پوشیدن لباس تمیز را  با توضیحات تشویقی و محبت آمیز  همراه کنید تا رعایت نظم و نظافت برای کودک ملال انگیز نشود. کودک ببیند که خود شما هم هیچ وقت مسواک و شانه و دوش گرفتن صبحگاهی را فراموش نمی کنید.
  • حتی الامکان مراقبت از کودک زیر سه سال را به شخص دیگری نسپارید. اگر برنامه کار و زندگی شما به نحوی ست که ناچارید از کمک شخص دیگری به عنوان پرستار کودک استفاده کنید، از سلامت  روح و روان و اخلاق و رفتار او مطمئن شوید.  در جلسات مختلف درباره اصول تربیتی خود با پرستار صحبت کنید . دوگانگی رفتار شما و پرستار، کودک را دچار سردرگمی و تعارض خواهد کرد.
  • تمرین کنید که در شرایط مختلف آرامش خود را حفظ کنید، خشمگین نشوید و از کوره در نروید.
  • بهتر است هیچ وقت کودک گریستن شما را نبیند. چون نه تنها این صحنه او را ناراحت خواهد کرد بلکه او از گریه کردن به عنوان یکی از راههای بیان و پیشبرد خواسته هایش استفاده خواهد کرد.
  • در گفتگوهای حضوری یا تلفنی با دیگران از نکات مثبت مثل هوش و زیبایی و شیرینکاری های او  بگویید و هرگز نکات ضعف یا اشتباهات او را پیش روی کودک با دیگران مطرح نکنید. به ویژه درباره غذاخوردن کودک قضاوت نکنید و این جمله معروف مادرها  را که “بچه من خوب غذا نمی خورد یا فلان غذا را دوست ندارد” هرگز بر زبان نیاورید. پیش روی کودک درباره دیگران هم قضاوت منفی نکنید.
  • در پاسخ دادن به پرسش های کودک واقعیات را بیان کنید، حتی اگر توضیح دادنش خیلی سخت باشد یا به نظر شما برای کودک قابل فهم نباشد. یک پاسخ واقعی درست بهتر از پناه بردن به دروغ یا مهمل بافی است.
  • با کودک همان طور رفتار کنید که دوست دارید با خود شما رفتار کنند. با او مثل یک آدم بزرگ خیلی محترم رفتار کنید. سوالش را بی پاسخ نگذارید، وقتی صدایتان کرد بلافاصله جواب دهید. اگر دستتان بند است بگویید چند لحظه صبر کن الان کارم تمام می شود …. کودک احساس کند که آدم مهمی است و شما خواسته و وجودش را هیچ گاه نادیده نمی گیرید. این گونه رفتار پایه های اعتماد به نفس او را شکل خواهد داد.
  • حتما ساعاتی را به بازی کردن ، گردش ، شوخی کردن، خندیدن و رقصیدن یا ورجه وورجه کردن با کودک خود اختصاص دهید. در حین بازی او را در آغوش بگیرید و ببوسید و از این لحظات برای گفتن جملات محبت آمیز و لمس و نوازش کودک استفاده کنید. اگر نظم و قوانین و اصولتان را زیر پا نگذارید، هرگز ناز و نوازش ها وخنده و بازی و همدلی تان با کودک زیاده از حد نخواهد بود و به اصطلاح لوس نخواهد شد.
  • کودک تان باید مطمئن شود که شما همیشه و از صمیم قلب دوستش دارید. برای تنبیه او هرگز جمله ” دیگه دوستت ندارم “را بر زبان نیاورید.

نگار

Like 🙂
4

ارتباط چشمی: مهمترین ابزار در ارتباط

ارتباط چشمی: مهمترین ابزار در ارتباط

ارتباط چشمی شما چگونه است؟ پرخاشگر؟ ملایم و مهربان؟ جذاب؟ آیا با چشمهایتان می توانید کسی را دوست داشته باشید؟ ارتباط چشمی هنری است که نیاز به مهارت بسیار زیاد دارد اما برای موثر بودن روابط، حیاتی است. چطور می توانیم ارتباط چشمی بهتری داشته باشیم؟
ارتباط چشمی، ارتباط اجتماعی لازم را برای فردی که به او گوش می دهید یا با او حرف می زنید فراهم میکند. ارتباط چشمی زیاد باعث می شود دیگران تصور کنند فردی متجاوز هستید؛ ارتباط چشمی کم هم باعث می شود دیگران تصور کنند علاقه ای به صحبت های آنان ندارید. از اینرو ارتباط چشمی در برقراری ارتباط با دیکران مهارت بسیار زیادی را طلب می کند. فروشنده ها، سیاست مداران، و سخنگویان معمولاً بالاترین مهارت را در این زمینه دار هستند.
اهمیت ارتباط چشمی وقتی بر من آشکار شد که مجبور بودم برای مشاوره چشم در چشم افراد نگاه کنم. تجربه به من نشان داد که وقتی نگاهم را از آنها می گرفتم، فرد صحبت خود را قطع می کرد. و وقتی ارتباط چشمیم را با او حفظ می کردم، فرد با تصور اینکه صحبت هایش مورد علاقه و توجه من است، به حرف زدن ادامه می داد.
● علائم روحی ارتباط چشمی
دست فروش ها معمولاً از اهمیت ارتباط چشمی به خوبی آگاهی دارند چون برای فروش محصولات خود باید مشتریان احتمالی را علاقه مند نگه دارند. وقتی شما به چیزی علاقه مندید یا چیزی توجه شما را جلب می کند، مردمک چشمانتان گشاد میشود و این می تواند علامت خوبی برای فروشنده باشد.
همچنین وقتی همسرتان از نظر جنسی توجه شما را جلب می کند، باز هم مردمک چشمانتان گشاد می شود و معمولاً بیشتر از حد نرمال به وی خیره می شوید. من وقتی مجرد بودم همیشه از چشمهای دیگران می فهمیدم که به من علاقه دارند یا نه.
● ارتباطات روزانه و ارتباط چشمی
همه ما در زندگی روزمره خود از ارتباطات چشمی استفاده می کنیم، از اینرو بهتر است بهترین راه و روش برای استفاده از چشمانمان را یاد بگیریم.
برخی موقعیت های خاص، استفاده متفاوتی از چشمان را طلب می کند. برای مثال، وقتی مشغول مشاجره و دعوا هستید، بهتر است که بتوانید نگاه خیره تان را طولانی تر نگه دارید. وقتی می خواهید به کسی احترام بگذارید بهتر است نگاهتان را پایین بیندازید. وقتی کسی را دوست دارید بهتر است به عمق چشمان طرف مقابل خیره شوید
● ۶ راه برای تقویت و ارتقاء مهارت های ارتباط چشمی
۱) صحبت کردن با یک گروه: وقتی با گروهی از مردم صحبت می کنید، خیلی خوب است که بتوانید ارتباط جشمی مستقیم با شنونده های خود برقرار کنید. اما اگر در صحبت ارتباط چشمی را فقط با یکی از اعضاء گروه حفظ کنید، باعث می شود بقیه شنونده ها دیگر به حرف هایتان گوش نکنند. از اینرو با هر جمله جدید باید روی یکی از شنوده ها متمرکز شوید. با این روش با همه افراد گروه صحبت خواهید کرد و همه آنها را به گوش کردن علاقه مند می کنید
۲) صحبت کردن با فرد: برقراری ارتیاظ چشمی موقع حرف زدن با کسی بسیار عالی است اما اگر بخواهید عمیقاً به طرف مقابل خیره شوید، موجب ناراحتی فرد خواهد شد. برای مقابله با چنین مشکلی، هر ۵ ثانیه یکبار ازتباط خود را قطع کنید. اما حواستان باشد موقع قطع کردن ارتباط چشمی خود نگاهتان را پایین نیندازید چون باعث می شود فرد مقابل تصور کند حرفتان تمام شده است. درعوض به بالا یا به اطراف نگاه کنید، طوری که انگار می خواهید چیزی را به یاد بیاورید
۳) گوش کردن به فرد: موقع گوش کردن به صحبت های کسی اگر بخواهید خیلی خیره به آنها نگاه کنید، ممکن است صحبت کردن برایشان دشوار شود. تکنیکی که من موقع مشاوره با بیمارانم به کار می گیریم، تکنیکی است که آنرا مثلث می نامم. در این تکنیک من ۵ ثانیه به یک چشم، ۵ ثانیه به چشم دیگر، و ۵ ثانیه بعد به دهان فرد نگاه می کنم و چرخه را همینطور دنبال می کنم. این تکنیک به همراه مهارت ها و تکنیک های گوش کردن دیگر مثل تکان های سر یا کلام های کوتاه تایید بهترین راه برای نشان دادن علاقه خود به شنیدن حرف طرف مقابل است
۴) مشاجرات: مشاجره و دعوا با کسی هم خود مهارت های خاص خود را می طلبد. در چنین موقعیتی اگر بتوانید نگاه خیره خود را به طرف مقابل نگه دارید، نشاندهنده قدرت شما خواهد بود. اما اگر موقع مشاجره به اطراف نگاه کنید مطمئن باشید که در بحث شکست خواهید خورد. البته این مسئله به اینکه به چه کسی دعوا می کنید هم بستگی دارد اما به طور کلی در مشاجرات و دعواها موقع حرف زدن یا گوش دادن بهتر است که به فرد خیره بمانید. با این روش احتمالاً طرف مقابل هم سعی خواهد کرد که به شما خیره شود. اما میدان را از دست ندهید و از نگاه های خیره او در نروید
۵) مجذوب کردن فرد: وقتی سعی می کنید کسی را مجذوب خود کنید و علاقه خود را نیز به آنها نشان دهید، می توانید با چشمانتان حرف بزنید و گوش دهید. وقتی کسی که دوستش دارید صحبت می کند، از کل صورت بعنوان نقطه کانونی استفاده کنید. به چشمانشان نگاه کنید، به آنچه می گویند گوش دهید، در مواقع مناسب لبخند بزنید، در مواقع مناسب ابروهایتان را بالا ببرید، و…اگر احساس کردید که به آنها خیره شده اید، نگاهتان را به سمت نقاط دیگر صورتشان مثل لب ها، گونه ها، بینی معطوف کرده و دوباره به سمت چشمها برگردانید. لبخند زدن موقع گوش دادن به کسی راهی بسیار عالی برای نشان دادن علاقه تان به صحبت های آنان است. البته مراقب باشید وقتی حرف های غمگین به شما می زنند به آنها لبخند جواب ندهید. باید هم با چشمانتان و هم با گوش هایتان به حرف های طرف مقابل گوش دهید
۶) دوست داشتن فرد: من و همسرم معمولاً نگاه های خیره طولانی به همدیگر می اندازیم و گاهی اوقات نگاه کردن بدون بر زبان آوردن حرفی بسیار تاثیرگذار خواهد بود. اینکار ارتباطی عمیق بین ما ایجاد می کند. در چنین موقعیت هایی برای عمق دادن به نگاه خود می توانید تصور کنید که به درون بدن فرد مقابل رفته اید و روحتان به همدیگر عشق می ورزد. حس کنید که می خواهید روح آنها را لمس کنید. اینکار باعث ترشح آدرنالین در بدن شده و مردمک هایتان را گشادتر می کند

Like 🙂
7

آداب دریافت کردن انتقاد

ما همیشه از دیکتاتوری بد می گوییم  ولی بیایید قبول کنیم روی شنیدن حرف مخالف تمرینی نداریم.  چه بسا امروز یا فردا شما خواننده این متن مورد نقد قرار بگیرید. آیا آن را با تواضع  و صادقانه می پذیرید و در مورد آن فکر می کنید یا مثل دیگران به فرافکنی و دور زدن انتقاد می پردازید. لیست زیر را مرور کنید و نکات خود را هم در قسمت دیدگاه (comment)  اضافه کنید.

1. انتقاد را بعنوان دریافت اطلاعات قبول کنید.

2. خوب گوش کنید.

3.خودتان را کنترل کنید.

4.قضاوت نکنید.

5.خلا صه ای از آنچه را شنیده اید بیان کنید برای اینکه مطمئن شوید که این همان چیزی است که منظور انتقاد کننده بوده است.

6.اگرابهامی وجود دارد, برای روشن شدن موضوع سوال کنید.

7.از انتقاد کننده بپرسید اگر  مثالی در مورد عمل مورد انتقاد وجود دارد.

8.دریافت یک انتقاد به معنی درستی آن نیست.

9.این فقط حق شماست که با انتقاد رسیده چکار کنید.

10.اگر با انتقاد مخالف هستید و عصبانی شده اید و می خواهید با دیگران مشورت کنید, بهتر است وقتی احساساتتان را تحت کنترل در آوردید این کار را بکنید.

11. به خودتان وقت بدهید تا راجع به موضوع فکر کنید.

12.به رابطه اتان با فرد انتقاد کننده توجه داشته باشید که چقدر برای آن فرد مهم هستید.

13. اگر با انتقاد موافق هستید سعی در برطرف کردن مشکل کنید.

14.سعی کنید از انتقاد کننده تشکر کنید.

Like 🙂
1

مديريت خشم

توضیحات: موضوع نوشتار حاضر، مديريت و كنترل تعارض، فشار رواني و خشم است. نويسنده در بخش اوّل، خواننده را با بعضي از حقايق بنيادي مربوط به خشم و تعيين كميت آن آشنا مي كند. در بخش هاي بعد، چگونگي اداره كردن خشم در لحظه اي كه احساس مي شود، و همچنين راه هاي برخورد با خشم قبل از بروز آن را نشان مي دهد. وي سپس، دربارة روش هاي كنترل پيامدهاي خشم و خشمگين شدن راهكارهايي ارائه مي دهد. در بخش هاي پاياني چگونگي تغيير در شيوه زندگي و مديريت خشم در روابط كليدي، از جمله محل كار، روابط صميمي خانواده، خشم فرزندان و هنگام رانندگي توضيح داده شده است.

Like 🙂
14

فرهنگ

سلام – وب سایت خوبی دارید با محتوای کاربردی گرفتم سعی کردم بیشتر کامنتهای آنرا ببینم و چند سؤال که دغدغه من در این حوزه بود را مطرح کنم.

1.       واقعیت اخلاق و ادب خوب در کجا نمایش داده می شود تا الگوبرداری شود؟

2.        آیا فکر نمی کنید در کشورهای پیشرفته که صاحب فرهنگ و ادب خوبي هستند با کشورهای توسعه نیافته كه فرهنگ ضعيفي دارند، رسانه‌ها نقش اصلي را دارا هستند؟

3.       مردمی با تمدن 3000 ساله چراباید فرق سطل آشغال با جوی خیابان راندانند ؟
به نظرم هر کشوری بر روی چهار چرخ اصلی (فرهنگ، اجتماع، اقتصاد، سیاست) استوار است و همه آنها به هم مرتبط، اگر هرکدام از چرخهای ماشین جامعه مشکل داشته باشند جامعه روبه کندی می رود. پس فرهنگ بدون سیاست و اقتصاد و اجتماع قابل بررسی نیست، رشد همه آنها در جامعه موثر می باشد.
موفق باشید

Like 🙂
2

تعادل

در اين ميان، اثر سقراط آتني همچنان مي‏درخشيد. وي عدالت را به ترازمندي و تعادل توصيف مي‏كرد؛

و آن را «تندرستي» يك واحد مي‏خواند خواه يك انسان باشد و خواه يك كشور.

استدلالش اين بود كه يك شخص يا كشورِ ناعادل محكوم به زوال است دقيقاً به اين دليل كه ترازمنديش بهم خورده است.

Like 🙂
1

ایمیل تازه چی داریم؟؟؟؟(3)

ایمیل یکم

مادر قدیم

گویند مرا چو زاد مادر

پستان به دهان گرفتن آموخت

شبها بر گاهواره ی من

بیدار نشست و خفتن آموخت

دستم بگرفت و پا به پا برد

تا شیوه ی راه رفتن آموخت

یک حرف و دو حرف بر زبانم

الفاظ نهاد و گفتن اموخت

لبخند نهاد بر لب من

بر غنچه ی گل شکفتن آموخت

پس هستی من ز هستی اوست

تا هستم و هست دارمش دوست

(ایرج میرزا)

 مادر جدید

گویند مرا چو زاد مادر

روی کاناپه لمیدن آموخت

شبها بر ماهواره تا صبح

بنشست و کلیپ دیدن آموخت

بر چهره سبوس و ماست مالید

تا شیوه ی خوشگلیدن آموخت

بنمود تتو دو ابروی خویش

تا رسم کمان کشیدن آموخت

هر ماه برفت نزد جراح

آیین چروک چیدن آموخت

دستم بگرفت و برد بازار

همواره طلا خریدن آموخت

با قوم خودش همیشه پیوند

از قوم شوهر بریدن آموخت

آسوده نشست و با اس ام اس

جکهای خفن چتیدن آموخت

چون سوخت غذای ما شب و روز

از پیک مدد رسیدن آموخت

پای تلفن دو ساعت و نیم

گل گفتن و گل شنیدن آموخت

بابام چو آمد از سر کار

بیماری و قد خمیدن آموخت

خاله جان :شعر اول که از ایرج میرزاست .دومی را احتمالا مادرشوهر گفته است ! ،هرچند من از چند شوهر دریافت کردم !

آیا بیشتر جدیدیها اینطورند؟.رابطه کمیت و کیفیت در کودک پروری چیست ؟

 —————————————————————————–

 ایمیل دوم : (گفتاری از بزرگان ) است که فقط دو تای آن نقل میشود :

چارلی چاپلین :شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش راداشتی ،اما حال که به آن دعوت شدی تا میتوانی زیبا برقص

خاله جان :چارلی جون چه خوب گفتی .تازه دعوت کجا بود؟ هر کدام از ما آن اسپرمی هستیم که از بین میلیونها همتایمان خود را به زوربه تخمک ، به این جشن و دنیا رساندیم !

 —————————————————————————————-

ایمیل سوم :

چندین جوک جدید درین ایمیل هست .یکی را که در انتقاد از اصفهانی ها ساخته اند ، برعکس ،با احترام به ایشان نقل میشود :

یک اصفهانی به یکی از شهر دیگه میگه :شما چکار میکنید که زنهاتون اینقد دوستون دارن ؟ میگه :ما وقتی زنهامون ظرفهارو میشورن ، بغلشون میکنیم ، بوسشون میکنیم ، نازشون میکنیم

اصفهانی :شیر آب هم همین جوری بازه ؟

خاله جان :آفرین پسرم ، اگه همه مثل تو بفکر حفظ محیط زیست بودن چه خوب میشد .زنت هم میدونه تو که طبیعت رو دوست داری ، دوست داشتن بلدی .

——————————————————————————————–

ایمیل چهارم :

  آیا می دانید مردان سرشناس در ابتدا چه کاره بودند:

یادمون باشه مهم نیست الان کجاییم، مهم اینه که کجا می خوایم بریم:

بعد ازاین عنوان پر طمطراق عکسها و لیستی از سرشناسان آورده .

خاله جان :بعضی ازین آدمها ی لیست ، کاشکی سرشناس نمیشدن چون درآنصورت ضررشان کمتر بود مثل هیتلر(قبلا نقاش پوستربوده )رونالد ریگان (هنرپیشه )موسولینی(روزنامه نویس)ناپلئون بناپارت (افسرتوپخانه )

درآخرایمیل هم لیستی ازنابغه هائی که همیشه نمره صفر میگرفتنن و رفوزه میشدن و.. را نوشته ای که دل من راشاد کردی چون 50 درصد اولیه اش را در کارنامه زندگیم دارم ! . به یکی گفتند ازدواجت چی شد ؟ گفت : درسته درسته ، 50 درصدش که من باشم راضی ام !

Like 🙂
5