در کتابخانه

روزی فردی وارد کتابخانه شد و با صدای بلند از کتابدار یک پیتزاخواست. خانم کتابدار با صدای آهسته به آن فرد گفت  که اینجا کتابخانه ا ست و نباید با صدای بلند صحبت کرد, و آن فرد در جواب با صدای آهسته گفت: پس لطفا یک پیتزا برایم بیاورید 🙂

دوست کتابخوانی داشتم که بیشتر قرار ملاقاتهایش را در کتابخانه میگذاشت و من متعجب از این که کتابخانه جای کتاب خواندن است یا قرار ملاقات و او معتقد بود که جای هر دو , هم فال و هم تماشا. شاید هم میشود که اینچنین باشد اگر اتیکت کتابخانه را رعایت کنیم:

  • با سر و صدا نکردن به افرادی که برای مطالعه به کتابخانه آمده اند احترام بگذاریم.
  • به کتابها احترام بگذاریم خصوصا بعضی کتابهای قدیمی که دیگر قابل تمدید چاپ نیستند.
  • به جای تا زدن ورق یا های لایت کردن از بوک مارک استفاده کنیم.
  • از بردن غذا و نوشیدنی به کتابخانه  خودداری کنیم.
  • تلفن همراه خود را خاموش یا روی ویبره بگذاریم.
  • فرزندان خود را  برای بازی به پارک ببریم و به آنها بیاموزیم که در کتابخانه آرام صحبت کنند.
  • کتابهای به امانت  گرفته شده را درمورد مقرر به کتابخانه برگردانیم و یا در صورت امکان مهلت آن را تمدید کنیم.
  • کتاب , فیلم , نوار یا  سی دی امانت گرفته را به همان شکل اول به کتابخانه برگردانیم و در مقابل آنها مسؤل باشیم.
  • به قوانین کتابخانه از جهت ساعت شروع و پایان کار, محل مطالعه, مکان مخصوص کودکان, و غیره احترام بگذاریم.
  • کتابهایی را که برای مطالعه برداشته ایم در قفسه ها یا طبقات دیگر نگذاریم, معمولا محل خاصی برای این کار در نظر گرفته شده است.
  • اگر از کامپیوتر کتابخانه استفاده میکنیم رعایت حق دیگران و زمان استفاده را از یاد نبریم.
  • وسایل خود شامل کیف و کتاب و غیره را به طورمرتب روی میز بگذاریم تا برای دیگران هم جا برای استفاده باشد.
  • در هنگام قرض کردن کتاب به صف موجود توجه کنیم , و در صورت امکان از ماشین هایی که برای این کار تعبیه شده اند استفاده کنیم.
  • از وسایل وامکانات موجود درست استفاده کنیم واگر آن وسایل خراب شده اند به مسؤل مربوطه اطلاع دهیم.
  • برای تلفن ضروری , سیگار کشیدن, یا راه رفتن , یک محل با کمی فاصله از در ورودی کتابخانه را انتخاب کنیم.

کتابخوان باشیم 🙂

Like 🙂
1

زندگی پیروزمند با نگرش موفق آغاز می شود

نقطه شروع در رسیدن به نگرش موفق در این عبارت نهفته است “ زندگی هرگز چیزی که من توان موفق شدن در آن را نداشته باشم سر راهم قرار نخواهد داد.” این را به در و دیوار بچسبانید و در قلبتان  جا دهید.

ممکن است  به علت خاطرات شکست های پیشین کمی احساس سنگینی و رخوت کنید ولی چاره ای نیست شما فقط از جایی که هستید باید شروع کنید. انکار نقطه “حال” باعث شکست های بیشتر و در نتیجه تاخیر در شروع می شود. هنگام مواجهه با موقعیت یا دشواری ممکن است بگویید” ای کاش چیز ها کمی متفاوت بودند.” یا ” اگر من فقط فلان چیز را داشتم می توانستم شروع کنم.”  ولی این افکار شما را عقب خواهد انداخت.  با آنچه دارید شروع کنید و در استفاده از امکاناتتان خلاق باشید. هرگاه به نقطه ای رسیدید که دریافتید “در جهانی که شما مرکز آنید بی قدرت نیستید“, اولین قدم را در راه یک زندگی پیروز پشت سر گذاشته اید. قدم بعدی در استفاده خلاق از امکانات, شناسایی آنهاست. مراحل زیر را برای رسیدن به هدفتان انجام دهید:

  1. تمام امکاناتتان را روی میز بریزید.  بدون پیشداوری کردن یک لیستِ تمام عیار درست کنید.
  2. شمای بزرگ را در نظر بگیرید. قالب ِ کار چیست؟ به چه می خواهید برسید؟ عوامل تعیین کننده کدام هستند؟
  3. عوامل محدود کننده را مشخص و بر طرف کنید. اگر در پروژه های دیگری که درگیر آنها هستید که شما را کُند می کند یا مانع کارتان می شود , آنها را حذف کنید.
  4. از خودتان بپرسید من چگونه باید منابع ام را برای رسیدن به این هدف تغییر بدهم.
  5. ایده های خود را با همه پرسی از دوستان, فامیل و مشتریان آزمایش کنید تا ایده ی بهتر را پیدا کنید.
  6. در فرصت مناسب ایده خود را اجرا کنید.
  7. موفقیت خود را مرور کنید. فراموش نکنید که بررسی کنید ایده تان چقدر موثر بوده است. اطلاعات را در طول زمان جمع کنید و سریع نتیجه گیری نکنید.
Like 🙂
0

درباره آدابکده

می خواهیم چه كار كنیم؟
حتماً شما هم در جاهای گوناگون با مشكلات رفتاری بسیاری مواجه شده اید. منظورهمان قوانین نانوشته اخلاقی هستند كه اگر رعایت نشوند، پیگرد قانونی ندارند، ولی با تامل، و حتی بدون تامل، می توان فهمید كه درست نیستند. این مشكلات اخلاقی، گفتاری، رفتاری و معاشرتی، شاید در ابتدا بسیار ساده و بی اهمیت به نظر بیایند، اما تاثیرات بسیار عمیقی در زندگی فردی و اجتماعی می گذارند.
نمی خواهیم شعار بدهیم یا كار دینی و سیاسی بكنیم ، فقط و فقط می خواهیم بگوییم كه با یكدیگر،با شهرمان و طبیعت چگونه برخورد كنیم. البته همه چیز را همگان دانند و ما هم مدعی نیستیم همه چیز را می دانیم . بنابراین، نه می خواهیم و نه می توانیم دیگران را نصیحت كنیم .
سایت آدابكده می كوشد ریزه كاریهای اخلاقی را، بدون ورود به مباحث پیچیده، بازگو كند و چیزهایی را كه به نظر نادرست می رسند، منعكس سازد و درستشان را پیشنهاد دهد. از شما نیز دعوت می كنیم نظرها، تجربه ها ، دیده ها ،شنیده ها و دانسته های مربوط به این مباحث را (به صورت ساده) برای ما بنویسید.
ما معتقدیم كه این كار جمعی ، سرانجام، ادب جمعی و اخلاق اجتماعی و فردی ما را ارتقا خواهد داد تا به تدریج در جامعه ای کم تنش تر و با روانی سالم تر زندگی کنیم

Like 🙂
3

آخرین فن استاد

آخرین سخن استادم این بود.

چرا مردم ظرفیت یک سئوال بزرگ را ندارند؟

چرا به جای تحمل یک سئوال بزرگ برایش جواب های کوچک از خود در می آورند؟

چه اشکالی دارد یک سئوال درذهن داشته باشیم و قبول کنیم که هیچ وقت به جوابش نخواهیم رسید؟

من با این سئوال زندگی کردم و این سئوال هر روز یک افق تازه برایم باز کرد.

در بحث با دیگران به این نتیجه رسیدم که هر کس که این ظرفیت را در خود ایجاد نکند دچار تناقض است و ضربه فنی خواهد شد.

یاد بچگی هایم افتادم و فیلم آخرین فن استاد بروس لی.

Like 🙂
3

اهميت ايجاد انضباط در خويشتن را دريابيد

بي‌ترديد بسياري از قدم‌ها براي ساده‌سازي زندگي‌امان مستلزم انضباط و تأديب نفس است.

اخيراً‌ كه مي‌خواستم بر عادتي سخت غلبه كنم روشي را به ياد آوردم كه وقتي هشت ساله بودم براي ترك عادت انگشت مكيدنم ابداع كرده بودم. اين شيوه بيش از هر شيوه‌ي ديگر براي ايجاد انضباط در خويشتن به من كمك كرد. خالي از تفريح نبود كه بار ديگر امتحانش كردم و اين بار نيز مؤثر واقع شد. شايد به درد شما نيز بخورد.

كلاس سوم دبستان كه بودم، يك روز صبح بلند شدم و ديدم گويا خودم تنها بچه‌اي هستم كه هنوز انگشتم را مي‌مكم. مي‌خواستم اين عادت را ترك كنم. اما پس از هشت سال تكرار اين عادت عميقاً در من ريشه گرفته بود. هر كاري كه مي‌كردم موفق به ترك آن نمي‌شدم.

آن وقت اين فكر به سرم زد كه تا يك ماه قبل از كريسمس به خودم وقت بدهم و يك تقويم ديواري هم برداشتم. آن را روبروي تختم آويزان كردم تا هر شب نگاهم به آن بيفتد. يك جعبه‌ي ستاره‌ي طلايي هم خريدم.

به خودم قول داده بود هر روز كه انگشتم را به دهان نبرم، يك ستاره به خودم جايزه بدهم و آن را روي تاريخ آن روز بچسبانم. يك ماه قبل از كريسمس هم اين عادتم ترك شد. وانگهي توانسته بودم در خودم انضباط ايجاد كنم.

بارها در طول سال‌ها براي ايجاد نظم به آن شيوه بازگشتم. هم براي ايجاد عادت‌هاي خوب و نيكو، هم براي حذف عادت‌هاي بد. در نقطه‌اي از راه چسباندن ستاره‌هاي طلايي را رها كردم. اما در طول سال‌ها مدت يك ماه را براي ثبت پيشرفتم درباره‌ي هر انضباطي كه مي‌كوشم آن را ايجاد كنم، در نظر گرفته‌ام.

وقتي سر و كارتان با عادت‌ها است، پاداش نقش مؤثري را ايجاد مي‌كند. اگرچه اگر انگيزه‌اتان به اندازه‌ي كافي نيرومند باشد، خلاص شدن از شر عادتي بد مي‌تواند خود پاداش باشد. مسلماً انگيزه مؤثرترين كليد است. تقويم و ستاره‌هاي طلايي صرفاً ابزاري هستند كه به پيگيري گام به گام پيشرفت و ارزيابي موفقيت‌تان كمك مي‌كنند.

شايد بينديشيد كه ستاره هاي طلايي در اين مرحله از زندگي‌تان پاداش كافي محسوب نمي‌شوند. اگرچه از ساير عادت‌هايتان ارزان‌تر هستند و احتمالاً خاصيت چاق‌كنندگي كمتري دارند. شايد هم اين نظريه به چشمتان بچگانه و بي‌معنا باشد. اگرچه بسيار مؤثر است. در اين مورد تشويقتان مي‌كنم كه توانايي خنده و بازي را داشته باشيد. اندكي از اشتياق و هيجاني را كه در كودكي براي كسب ستاره‌هاي طلايي داشتيد را پيدا كنيد. به جز مبلغي كم براي خريد يك جعبه ستاره طلايي ـ و احتمالاً‌ از بين بردن يك عادت ناخوشايند ـ چه چيز ديگري را از دست مي‌دهيد؟؟؟

برگرفته از كتاب جان روشن / نوشته: الين سنت جيمز / ترجمه گيتي خوشدل / انتشارات پيكان

Like 🙂
2

اندر احوالات مهاجرت

شیخی را از احوالات مهاجرت پرسیدند  ، بگفت هم چون شب اول قبر ماند و هرکسی را بسته به سنگینی نامه ی اعمالش حکمی دگر است. لیک اهل سلوک فرموده اند که هفت مرحله دارد و مرتبت هرکدام را ندانی مگر از آن مرحله به سلامت بیرون آیی و اگر مرد راه نباشی به خوان هفتم نرسی
اول) نیت: آن لحظه است که مهاجر به ستوه می آید و عزم هجرت می کند .از این نقطه فرد از خاک خود کنده شده است و ولوله ی عزیمت در جانش افتاده و به جرگه ی مهاجرین پیوسته است. از مناسک  این مرحله سعی بین صفا و مروه و دویدن به دنبال وکیل و انتظاردر صف طویل درب سفارت و دار الترجمه و آزمون آیلتس و تافل و نوافل و ال و بل  است و این خود اول قدم است
دوم) استجابت: زمانی است که صبر مسافر به بار می نشیند و مهر ویزای بلاد خارجه بر پاسپورت وی کوبانده می شود. مهاجر در این مرحله خود را پیروز ترین مردمان جهان می داند و هم وطنانش را به چشم کور کچل هایی می بیند که در باتلاق بی فرهنگی و ترافیک و فقر فرو می روند و به خود افتخار می کند که به زیرکی و رندی از این جهنم جهیده است
سوم) عزیمت: مرحله ی گذاشتن تمام وابستگی ها از خانه و زندگی و متعلقین و متعلقات  و دوستان و اقوام است.برخی این مرحله را به مرگ تعبیر کنند.با هجوم خاطرات و دلبستگی ها  اندک اندک ترس و تردید در مهاجر فزونی می گیرد.سرانجام وی زندگی اش را در چمدانی جمع می کند و پس از گذشتن از زیر آیینه و قران به سمت ناشناخته رهسپار می شود.فرودگاه امام خمینی آخرین بخش این خوان است.
چهارم)شعف: مهاجر چون در بلاد کفر فرو می آید  خود را در بهشتی می یابد سبز و تمیز  و منظم  ،مردمانش خندان و جوی های شراب روان  و لعبتکان کون لخت  نیمه عریان و مو طلایی شادان  در بیکینی از کنار وی عبور می کنند.  مردان مسلمان را  در این مرحله شعف دو برابر نسوان است و قالباٌ هنوز عرق راه از چهره بر نگرفته بر در عرق فروشی و  نایت کلاب و بار و دیسکو و استریپ کلاب  صف می بندند تا  سیر و سلوک عرفانی خویش آغاز نمایند
پنجم) بحران هویت: مهاجر تلاش می کند هویت گذشته اش را فراموش کرده و در جامعه ی جدید ذوب شود.وی  ناگهان  از کلثوم جوراب آبادی سنگ سری اصل  تبدیل به  کاترینا ماریا سانتا کروز می شود. اگر از جماعت نسوان باشد در این مرحله   بطور حتم موههای خود را بلوند می کند  و با پوست سیاه سوخته و ابرو پاچه بزی و کله ی طلایی زهره ی هر بیننده ای را می برد. در این مرتبه از سلوک دامن های کوتاه  و بیرون انداختن ران های چاق و سلولیتی  و پوشیدن لباس های آلاپلنگی و استفاده مکرر از کلمات اوه مای گاد و اوه شیت از اوجب واجبات می باشد
ششم) قربت: در این مرحله مهاجراندک اندک  متوجه می شود که  در دیار جدید غربیه است و به احتمال قوی غریبه هم باقی خواهد ماند و خودش هم چیزی شبیه همان مردم کور کچلی است که  از انها فرار کرده است و هیچ سنخیتی با این مردم خونسرد و مامانی و قد بلند ندارد.  جلوی آینه می ایستد وناگهان می بیند که یک شرقی کوتوله و احساساتی و قانون گریز و سیاه سوخته است و با موههای طلایی اش نه تنها شبیه نیکول کیدمن نشده بلکه شبیه هویج شده است.در اینجا مهاجر ناگهان دچار نوستالژی شدید برای کشک بادمجان  و دلمه و دیزی با نان سنگک  می شود و به یاد بوی ترمه ی خانوم بزرگ و قلیون و مزه انار دون کرده و صدای کت شلواری می افتد و دیدگانش از اشک تر می شود  .

چون بدینجا رسید شیخ سکوت کرد و دهان از گفتار ببست و آفتابه اش را برداشت و به سمت مبال روانه شد. مریدان پرسیدند هفتمین مرتبت چیست؟ نگاه عاقل اندر سفیهی کرد و گفت: هفتم را  هر کس خودش می نویسد…

Like 🙂
3

چگونه در یک جلسه کاری حاضر شویم؟

شاید شما هم تجربه ای مشابه این را داشته اید که در هنگام  صحبت در مورد موضوع مهمی در یک جلسه کاری, یکی از اعضا ی دیر از راه رسیده با سر و صدا تمرکز شما ونظم جلسه را بر هم می زند, یا ناگهان صدای آهنگی از یک موبایل همه سر ها را به سمت خود برمی گرداند. خوب است که چند نکته را در هنگام حضور در جلسه  مربوط به امور کاری در نظر داشته باشیم:

1- دیر نکنیم.

2- موبایل خود را خاموش کنیم یا روی ویبره بگذایم.

3- از صحبت کردن با افراد دیگر درهنگام سخنرانی خودداری کنیم.

4-با ایجاد سر و صدای مربوط به کاغذ یا جواب دادن به ایمیل های رسیده بر روی تلفن همراه نظم جلسه را بر هم نزنیم.

5- آماده به جلسه برویم مثل داشتن خودکار, دفتر یادداشت, و غیره

6- در هنگام بحث در مورد  هرموضوعی رعایت نوبت را بکنیم و اجازه صحبت به نظرات مخالف را بدهیم.

7- برای رفتن به دستشویی یا داشتن یک نوشیدنی تا وقت تنفس صبر کنیم 🙂

8-اگر سوالی داریم تا موقع مناسب صبر کنیم.

لطفا اگر موردی به نظرتان می رسد که به موارد بالا اضافه کنید, آن را کامنت کنید.

Like 🙂
2

بی تعارف

از آنجا که ما ایرانیان به دلیل ضعف قدرت نمی توانیم  ارتباط سالم و مشخصی با دیگران داشته با شیم به تعارف پناه می بر یم وتعارف گاهی  زندگی‌ما را از خط  خود خارج می‌کند.

چند سال پیش با خانمی درباره تعارف صحبت می‌کردم. می گفت به دوستی‌ که سالها بود ایشان را ندیده بودم تعارف آمدن به کانادا کردم. این دوست ازسفارت کانادا در ایران درخواست ویزا کرد و موفق به گرفتن آن شد. پس از آمدن به کانادا, توقعات دوستی‌ که به خیال خود به مهمانی چند ماهه آماده بود و نداشتن حد و مرز مشخص بین این افراد، معرکه‌ای درست کرده بود که حتی روابط این خانم با همسر و فرزندان دچارمشکل کرد. شاید وقت آن رسیده که آداب معاشرت خود و آداب روابط اجتماعی خود را بازبینی کنیم. ولی‌ چه باید کرد؟ چگونه می شود این کار را انجام داد؟

در مقام پیشنهاد کننده نکات زیر را در نظر بگیریم:

  • یاد بگیریم که حرف خود را صریح و شفاف بزنیم که جایی برای تعارف و مسائل پس از آن نگذاریم.
  • فکر کنیم که اینکه آنچه می گوییم چگونه شنیده می شود.
  • می توانیم یک مکالمه را با گفتن به امید دیدار تمام کنیم بدون اینکه وارد مکالمات تعارف آمیز شویم.
  • وقتی‌ کسی‌ را دعوت کنیم که به راستی‌ وقت برای این مصاحبت داریم.
  • در صورتی‌ این کار را انجام دهیم که امکانات خود را به خطر نمی‌‌اندازیم.
  • راحت باشیم و جملاتی را بگوییم که واقعا معنی‌ دارند و نیاز مکالمه ما در زمان و مکان مشخص است.
  • فقط وقتی پیشنهاد لطفی را بکنیم که از صمیم دل علاقه به آن کار را  داشته باشیم.
  • و اگر می خواهید لطف بزرگی بکنید, برای پیشنهاد زمان کافی به خود بدهید.

در مقام دریافت کننده لطف

  • مطمئن شوید پیشنهاد از بی رو دربایستی است.
  • پس از یک بار انتظار دائمی شدن آن را نداشته باشیم. (درصورت ناخورده شدن دشمن صد ساله نشویم)
  • گاهی خود را به جای پیشنهاد دهنده قرار دهیم.
  • کاری کنیم که از لطف به ما لذت ببرند نه محنت.
  • ارزش لطف را بدانیم و نگوییم از روی زیادی وقت, پول و یا حوصله این کار را کرد و کار مهمی نبود.

البته که هزاران نکات ریز است که در این مورد می شود بیان کرد. ولی‌ از حوصله این مقاله کوتاه بدون تعارف بدور است. اگر شما نیز نکاتی برای اضافه کردن دارید برای استفاده همگان بفرستید.

Like 🙂
2

کاهش خشونت در رانندگی

اگر در خارج از ایران رانندگی می کنید, عرف جامعه شما را به رعایت نکات زیر وا خواهد داشت. یکی از دلایل آن این است که حداقل برای دریافت گواهینامه مجبور به خواندن لیست زیرهستید. البته درست است که با یک گل بهار نمی شود ولی اگر دقت کرده باشید فرهنگ رانندگی از یک منطقه تا منطقه دیگر بطور محسوسی تغییر می کند. و این بدین معنی است که فرهنگ رانندگی برآیند رفتار یک یک ماست. به امید روزی که این موارد جزو عرف ما هم بشود. اگر دوستی دارید که به آدابکده در اینترنت دسترسی ندارد, این لیست را برایش پرینت کنید.

روشهای پرهیز از عصبانی کردن دیگر رانندگان:

  • قوانین را بدانید و از آنها تبعیت کنید
  • به قدر کافی از ماشین جلو فاصله بگیرید
  • حق تقدم را با سخاوت واگذار کنید
  • به ماشین هایی که وارد آزاد راه می شوند راه بدهید
  • قصدتان را با راهنما اعلام کنید
  • اگر پشت سرتان صف طولانی درست شده است, به خط کنار بروید
  • اگر احتمال آزار دیدن دیگران می رود از نور بالا استفاده نکنید
  • صدای استریو خود را پایین نگه دارید
  • مسیر سبقت را مسدود نکنید
  • بیشتر از یک جای پارک را اشغال نکنید
  • از بوق بجز در موارد اضطراری استفاده نکنید
  • از پارک کردن در مکان های مخصوص ویلچیر خودداری کنید
  • سر دیگران رانندگان داد نزنید
  • از اشتباه دیگران درگذرید
  • وقت خوش خود را با قضاوت رانندگی دیگران خراب نکنید
  • بدانید که اگر دیر راه افتاده اید دیر خواهید رسید. از رانندگی برای جبران  دیر راه افتادنتان استفاده نکنید
  • به دیگران چنان احترام بگذارید که دوست دارید به شما احترام بگذارند
Like 🙂
0