عدم خشونت

عدم خشونت یعنی نه تنها به خشونت های فیزیکی بر علیه دیگران دست نزنیم،

بلکه از خشونت درونی بر علیه دیگران نیز اجتناب کنیم.

به این ترتیب است که ما نه تنها از شلیک کردن به دیگری خودداری خواهیم کرد

بلکه متنفر بودن از آنان را هم کنار خواهیم گذاشت.

مارتین لوتر کینگ

Like 🙂
2

علل دروغگویی و راه جلوگیری از آن

یکی از صفات پسندیده ی هماهنگ با سرشت آدمیان “راستگویی” است. هر انسانی بالقوه مایل است راست بگوید و همچنین سخنانی را که از دیگران می شنود راست تلقی کند.

دروغ گفتن ، انحراف از صراط مستقیم و فطرت انسانی و مخالف وجدان اخلاقی است. بدبختانه این مرض خطرناک ، مخصوص بزرگسالان نیست، بچه های کوچک نیز به این ناهنجاری دچار می شوند و از کودکی به دروغگویی عادت می کنند و گاهی چنان به این عادت ناپسند انس می گیرند که از دروغ گفتن لذت می برند و از این که دیگران را با گفته های نادرست و غیر واقعی خود جذب کنند، مسرور می شوند . پدران و مادران و مربیان عزیز باید بدانند که دروغگویی ناخوشی خطرناکی است که ممکن است از دوران کودکی بروز کند و فرد تا پایان عمر به آن مبتلا باشد.

بدبختانه بعضی از خانواده ها این ناراحتی را کوچک و ناچیز تلقی کرده و اساساً در فکر پیشگیری یا درمان آن نیستند . اگر فرزند آنها تب ، یا عطسه بی موقعی کند، سخت ناراحت می شوند و فوراً برای درمان او اقدام می کنند ولی به دروغ گفتن فرزند خویش چندان اهمیت نمی دهند.
برای این که بتوانیم کودکان را با فطرت راستی پرورش دهیم بعضی از علل دروغگویی اطفال را که ناشی از روش های ناپسند مربیان است ، بیان می کنیم :

ادامه متن در سایت تبیان

Like 🙂
4

سنت, تجدد و پسا تجدد گرایی 5

در چهار مقاله پیشین مشخصات مدرنیته ذکر شد. با این توضیح که عقلانیت کامل و بی قید و شرط، علم گرایی به معنای روش تجربی (روش مشاهده، آزمایش، نظریه پردازی و آزمون نظریه ها)، و دستیابی به صنعت، از مشخصه های اصلی انسان مدرن است.

اما مشخصه چهارم تجددگرایی که نتیجه سه مشخصه قبلی است، پدید آمدن سطح زندگی بالا و بی سابقه ای است که انسان مدرن از آن برخوردار شده است. در طول تاریخ بشر هیچ وقت سطح زندگی از لحاظ مادی صرف، به اندازه این پانصد سال اخیر بالا نبوده است. این سطح زندگی فقط و فقط در اثر آن سه عامل پیش گفته به صورت بی سابقه ای رشد کرده است. تقریبا همه کسانی که ویژگی های انسان جدید را بر می شمرند بر این چهار خصلت اتفاق نظر دارند.

مشخصه بعدی، خصلت اقتصادی انسان جدید است. انسان جدید به لحاظ اقتصادی طرفدار رفتار سرمایه داری و طرفدار اقتصاد بازار آزاد است. کاپیتالیسم (یا سرمایه داری)، اقتصادی است که در آن اصل عرضه، تقاضا و رقابت است. من جنس خودم را عرضه می کنم، شما هم جنس خود را عرضه می کنید. در خصوص عرضه کردن جنس با دو پدیده مواجهیم: یکی کسانی که تقاضا کنندگان جنس هستند و دیگری رقبایی که همین جنس را عرضه می کنند. این سه عامل یعنی عرضه کنندگان، تقاضا کنندگان و رقبا در واقع سه مولفه اصلی سرمایه داری آزاد هستند. پس با این حساب کسی که معتقد به اقتصاد مارکسیستی است، به تعبیری انسان مدرن نیست.

مشخصه ششم انسان متجدد این است که هرچه بیشتر و هرچه بیشتر زندگی را سکولار (دین زدایی) کرده است. این دین زدایی به چه معنی است؟ ما انسانها در هر لحظه از لحظات زندگیمان با یکی از این چهار ارتباط روبرو هستیم. یا  ارتباط با خدا، یا ارتباط با خودمان یا ارتباط با انسانهای دیگر و یا طبیعت. در هر حال هیچ لحظه ای نیست که ما لااقل یکی از این چهار ارتباط را نداشته باشیم. البته گاهی در آن واحد در حال دو یا سه ارتباط هستیم. تلقی سنتی از دین این است که ادیان آمده اند تا درباره هر چهار نوع ارتباط انسان آراء و نظراتی اظهار کنند: هم درباب چگونگی این چهار ارتباط و هم درباب چگونه باید بودن آن. همچنین تعالیم نظری و هم احکام عملی صادر می کنند. سکولاریزه کردن زندگی یعنی دین زدایی کردن، به این معنا که دین را باید منحصر کنیم به ارتباط انسان با خدا و یا ارتباط انسان با خودش، ولی درباب ارتباط انسان با انسانهای دیگر و طبیعت، دین را مداخله ندهیم. با این تعریفی که از سکولار بودن ارائه شد، مشخص می شود که سکولار بودن به معنی بی تدین بودن (لامذهبی یا لادینی) نیست. یعنی می شود انسان متدینی فرض کرد که در عین حال سکولار هم باشد. در عین حال باید توجه داشته باشیم که منحصر کردن دین در ساحت مناسبات شخصی، فرایند است. یعنی اینگونه نیست که یک روزه تصمیم بر سکولاریزه کردن زندگی مان بگیریم. آهسته آهسته زندگی سکولاریزه می شود.

خلاصه شده از سخنرای های سنت, تجدد و پسا تجدد گرایی مصطفی ملکیان در دانشگاه شریف

قسمت های قبل:

http://www.adabkadeh.com/?p=636

http://www.adabkadeh.com/?p=617

http://www.adabkadeh.com/?p=597

http://www.adabkadeh.com/?p=571

Like 🙂
2

کی سر جای خودشه ؟؟

داشتم آجرها رو می نداختم بالا  تا اوستا بنا بگیرتشون ..یکی دو دفعه ای داشت از دستش در می رفت و یه دفعه هم در رفت . سرجای خودم وا نستادم و کشیدم کنار . تا آجر نخوره تو سرم .. بعد به این فکر افتادم که شاید جواب یکی از سوال هامو گرفتم. آره . باید سر جای خودت وانستی والا آجره می افته تو کَلت .

رفته بودم اداره که رئیس رو ببینم . راهنمایی شدم به آبدارخونه . آبدارچی سرجاش بود ولی من نمی دونم اونجا جای آبدارچیه بود یا جای رئیس ؟؟ هنوزم با اینکه آقای آبدارچی کارمو راه انداخته نفهمیدم که کیو کجا باید دید ؟ احتمالا” رئیس جایی واستاده که آجر نخوره به فرق سر مبارکش .

یادمه وقتی زیر آب  معلم حسابمون زده شد . خواهر زاده ء مدیر شد معلم حساب ما . فکر کنم معلم قبلیه سرجاش واستاده بودم .

یه دختر دارم . یه کم خل و چله بندهء خدا ..هر وقت می رفت دانشگاه سر کلاسهای خودش نمی رفت . به همین دلیل هم خیلی پیشرفت کرد . همش می ترسم سرجای خودش واستاده باشه .

حالا من یه راهی پیدا کردم که بفهمم کی سرجاش واستاده . کی وانستاده ؟؟

شما آقا .. شما خانم .. لطفا” سرتونو بیارید پایین . می خوام ببینم شما سرجای خودتون واستادین ؟؟؟؟

Like 🙂
0

رفتار ما از زبان دیگران

ارزش های خانواده در ایران

-در ایران خانواده اساس ساختار اجتماع است.

-نسبت به فرهنگهای دیگر, مفهوم خانواده در ایران بیشتر خصوصی است. زنان فامیل باید در هر شرایطی از گزندهای بیرون خانه در امان بمانند. پرسیدن سوال در مورد همسر یا زنان خانواده یک ایرانی سوال نامناسبی است.

-ایرانی ها بطور جدی در قبال خانواده احساس مسولیت میکنند.

-بیشتر خانواده ها تمایل به داشتن فرزند کمتر دارند (یک یا دو) اما با اقوام هم بسیارنزدیک میباشند.

-افراد در مواقع ضروری و نیاز ابتدا از افراد خانواده تقاضای کمک میکنند.

-افراد مسن در خانواده نگهداری میشوند و در حد امکان به خانه سالمندان نمیروند.

-وفاداری به خانواده همیشه به هر چیزی حتی به مسایل کاری تقدم دارد.

-پارتی بازی و استخدام اقوام نزدیک ادامه خواندن رفتار ما از زبان دیگران

Like 🙂
6

۱۰ رهنمود کاربردی برای کار با معلولین

1.       اگر پیشنهاد کمک می کنید, صبر کنید تا پیشنهادتان قبول شود و به دقت گوش کنید که چه کمکی از شما خواسته می شود.

2.       با شخص معلول مستقیم صحبت کنید نه از طریق شخص ثالث.

3.       همیشه دست بدهید.

4.     خود را  به شخص نابینا  معرفی کنید و وقتی اتاق را ترک می کنید اطلاع دهید.

5.       با اشخاص مطابق سن شان رفتار کنید. از اسم کوچک استفاده نکنید مگر این که از شما بخواهند.

6.       داد نزنید.

7.       بدون اجازه به ویلچیر دست نزنید, روی آن لم ندهید و آن را حرکت ندهید. ویلچیر را مانند تکه ای از بدن صاحبش بدانید.

8.       حواس سگِ نابینایان را پرت نکنید.

9.       در مصاحبت با فرد ی مشکل گفتاری دارد, به دقت گوش دهید و هرگز تظاهر به فهمیدن نکنید. اگر شک دارید بپرسید. صبور باشید. در وسط حرفش نپرید. و جمله اش را تکمیل نکنید.

10.   راحت باشید و از کلمات روزمره  خودتان مانند “گوش کن” و “بعدا می بینمت” استفاده کنید.

Like 🙂
1

والدین و سوء رفتارهای کودکان 3

 

چگونه رفتارهای تربیتی را یاد می گیریم ؟

ما بسیاری از رفتارهای تربیتی را از والدین خود می آموزیم . بارها اتفاق افتاده است که ما چیزی را به فرزندان خود می گوییم و همان جملات و کلمات را از آنها می شنویم “مانند :مراقب باش وگرنه گردنت را می شکنم ” و یا “ساکت باش و بخور” . فرزندان خود را طوری تربیت می کنیم که خودمان پرورش یافته ایم . بیشتر عقایدی که از والدین خود آموخته ایم، مفید هستند ،اما برخی از آنها نه . ما از این رفتارها برخی را انتخاب کرده ایم . رفتارهایی را که دوست داریم تکرار می کنیم و رفتارهایی که دوست نداریم را کنار می گذاریم. همچنین با مشاهده رفتارهای دیگر والدین یا صحبت با دوستان ، بعضی از رفتارها را می آموزیم. از تجربیات آنها می آموزیم و متقابلا آنها نیز رفتارهای ما را یاد می گیرند.

همچنین برخی از رفتارها هستند که ما از طریق آزمون و خطا یاد می گیریم . بسیاری از رفتارهایی که ما با فرزندان خود داریم بر پایه بهترین حدس در یک لحظه است که برخی از آنها اثربخش هستند و برخی دیگر هم اشتباه . این رفتار برای همه ما اتفاق می افتد.

همیشه فرزند اول آزمون است. ما آزمون و خطا را در تربیت فرزند اول خود از همان لحظه خروج از بیمارستان و ورود به منزل انجام می دهیم. وقتی بچه گریه می کند چه معنایی دارد ؟ گرسنگی؟ تنهایی؟ گرما ؟ سرما ؟ و یا کثیفی؟ آزمون و خطا در تربیت کودکان هم دیده می شود. اگر فرزندمان را زود به رختخواب بفرستیم و این کار برای یک بار اثر کند، ممکن است آن را تکرار کنیم .

علاقه همیشه روشن کننده روش نیست .

بسیاری از والدین اعتقاد دارند که اگر آنها فرزندان خود را بیش از حد دوست داشته باشند و به آنها محبت کنند، بالاخره سوءرفتارهایشاناز بین می رود. عشق و علاقه امری حیاتی است . عشق شاید یک مشخصه اصلی باشد، اما والدین به دانش نیز نیاز دارند . تصور کنید شما نیاز به عمل جراحی دارید، اما پیش از عمل پزشک شما در گوش شما این سخنان را زمزمه می کند :” من دوست دارم که شما بدانید من جراح نیستم ،من اصلا پزشک نیستم. لطفا نگران نباشید. والدین من هر دو پزشک هستند ،من دوستان زیادی دارم که آنها هم پزشک هستند. من سوالات زیادی درباره جراحی از آنها پرسیده ام ، پس فقط آرام باش، من همه بیمارانم را دوست دارم” . آیا شما حاضرید که چنین شخصی شما را عمل کند؟

والدین به آموزش نیاز دارند ، همچنان که متخصصان چنین نیازی دارند . فرزندان هم به آموزش والدین خود به اندازه عشق و علاقه آنها نیازمندند. آموزش، همه عقاید خوبی که را قبلا داشتید را در کنار هم قرار می دهد، ساختار و جهت تعیین می کند و اعتماد به نفس شما را افزایش می دهد. اعتماد به نفس بیشتر به معنای خودکنترلی بیشتر، عصبانیت کمتر، جرم کمتر و ناامیدی کمتر است. اعتماد به نفس بیشتر به معنای احترام بیشتر به فرزندان است. بدون اعتماد به نفس ، بسیاری از والدین در تنبیه کودکان خود و تصحیح رفتار آنها دچار ترس و تردید می شوند. برخی از والدین از این می ترسند که با تنبیه کودکان ، دیگر مورد علاقه آنها نباشند و یا از این می ترسند که فرزندانشان از نظر روحی ضربه ببینند، بنابراین به فرزندان خود اجازه می دهند که به سوء رفتار خود ادامه دهند.

……………………..ادامه دارد

Like 🙂
3

درباره ی فضیلتمندان

آیا شما مزد نیز می طلبید؟ شما اهل فضیلت؟ شما پاداشی در برابر فضیلت, آسمان را در برابر زمین, و جاودانگی را در برابر امروزتان می طلبید؟ به فضیلت خود چنان عشق می ورزید که مادر به فرزند. اما که شنیده است که مادر مزد عشق خویش را بخواهد؟ هستند کسانی که خوش دارند چهره ایی به خود بگیرند و بر آن اند که فضیلت نوعی چهره گرفتن است.

نیچه

Like 🙂
1

آداب ایمیل ۲

نکات زیرمکمل مطالب آداب ایمیل 1 است.

  • پیام ایمیل باید کوتاه باشد. اگر خواننده نیاز به گرداندن صفحه دارد احتمالا ایمیل  روش مناسبی برای ارتباط نیست.
  • از عنوان برای خلا صه کردن استفاده کنید نه شرح دادن.
  • از لحن نامناسب استفاده نکنید. هر ایمیلی ممکن است نهایتا سر از هر جایی در بیاورد و باعث شرمندگی بشود.
  • از ایمیل برای گفتن فقط “ممنون” استفاده نکنید.
  • ببنید که در “To” چه کسی قرار دارد.
  • اگر ناراحت یا عصبی هستید, از تلفن یا تماس حضوری به جای ایمیل استفاده کنید.
  • به جای “Reply To All” دقت کنید می خواهید  ایمیلتان به کدام افراد در لیست فرستاده شود.
  • در متن ایمیل وظایف , مسئولیت ها یا سوال هایتان را دقیق مشخص کنید. مخصوصا اگر به چند نفر می فرستید.
  • از تغییر محتوی بدون تغییر موضوع خوداری کنید.
  • اگر مورد مواردی مشابه ایمیل می فرستید, بهتر است در یک ایمیل قرار دهید که در وقت خواننده صرفه جویی کنید.
  • اگر مطالبتان ترتیب دارند, از …,1,2,3,4 استفاده کنید و در صورتی که ترتیب ندارند از فرم نقطه ای مانند این لیست استفاده کنید.
  • اگر در موارد خیلی دور از هم سئوال می کنید, بهتر است در ایمیل های جدا گانه قرار دهید که بتوان هر کدام را جداگانه پیگیری کرد.
  • قبل از ارسال چک کنید آیا متن شما درست آمده و اگر پیوست دارید آن را  پیوست کرده اید.
  • اگر ایمیلتان خیلی مهم است به خود چند ساعت برای ارسال آن فرصت بدهید.
Like 🙂
0

آداب خواستگاری

1.      عاقد را به همراه نبرید. همینطور پیژامه تان را .

2.      تعریف از مادر عروس را جزء دستور العمل های ویزه قرار دهید.

3.      هنگام برداشتن چای از سینی لرزان در دستهای عروس. به جایی غیر از چشمهای او زل نزنید.

4.      شبی را برای خواستگاری انتخاب کنید که حتما خواهرتان از قبل به مهمانی مهمی دعوت شده باشد.

5.      صادقانه سخن بگویید. یادتان باشد که شما رابه شب شعر دعوت نکرده اند.

6.      با شنیدن مبلغ مهریه رنگ پریدگیتان را کنترل کنید.

7.      و در نهایت بپذیرید که دوخت و دوز دارد. سوخت و سوز ندارد. احساس جمعی را در خود پرورش دهید تا به شجاعتتان کمک کرده باشید.

مریم کاشانی

Like 🙂
1

اندر آداب نوشتار

«اندر آداب نوشتار» کتابی‌ست که همان طور که از اسمش پیداست قصد دارد گره از آداب نوشتار زبان فارسی، که بحث درباره آن سال‌هاست که به درازا کشیده باز کند. این کتاب در 206 صفحه به مباحث گوناگونی پرداخته و سعی کرده با درنظر گرفتن آرای گوناگون و بحث درباره آن‌ها به نتیجه‌ای نهایی و راه‌حلی که مورد قبول اکثریت بوده و قابل اجرا نیز هست برسد.
بحث پیرامون اصول نگارش زبان فارسی قرن‌هاست که آغاز شده و ریشه در دیروز و امروز ندارد. خیلی وقت است که از صاحب‌نظران و استادان ادبیات می‌شنویم که رسم‌الخط ما ایراد دارد و باید اصلاحاتی در آن انجام داد. دامنه این اصلاحان گاهی اوقات آنقدر زیاد بوده که منجر به پیچیدگی‌های افراط‌گرایانه شده و یا محقق را به این نتیجه رسانده که الفبای فارسی باید از ریشه عوض شود و الفبایی جدید و مدرن جایگزین آن گردد.
جعفر مدرس‌صادقی از چند سال پیش در روزنامه‌ها و مجلات مختلف شروع به ارائه نظرات خود در این‌باره کرده بود و از همان زمان نیز اصل را بر رسیدن به اجماع و تعیین قانونی که همه آن را قبول داشته باشند گذاشته بود. او نتیجه تحقیقات چند ساله خود را در این کتاب آورده و سعی کرده با در نظر گرفتن تمامی جوانب و بررسی علمی و دقیق به این قائله خاتمه دهد.
او بحث را با بررسی نسخ خطی آغاز می‌کند. نسخی که بدون شک در دسترس عموم قرار ندارند و همین موضوع به جذابیت این فصول را افزوده. سپس اصل یکدستی نوشتار و اصل فاصله را مطرح می‌شود. او در ابتدای اصل یکدستی می‌گوید:
اختلاف نظرها بسیارند، اما آیا اصلی هم وجود دارد که همه‌ی صاحبنظران معاصر بر سر آن توافق داشته باشند؟…برای اینکه نشان بدهیم اصلن سردعوا نداریم و نمی‌خواهیم سلیقه‌ی خودمان را تحمیل کنیم و بر سر آنیم که همه‌ی اختلاف نظرها را از میان برداریم، از اتفاق نظرها شروع می‌کنیم و از اصولی که همه یا دست کم اغلب غریب به اتفاق صاحبنظران بر سر آن توافق دارند…»            صفحه34
او سپس با مطرح با نظرات گوناگون از استادان گوناگون سعی در باز کردن این مبحث می‌کند. در فصل بعدی مبحث فاصله مورد برسی قرار می‌گیرد و نظرات کسانی چون سعید نفیسی، ذبیح‌الله صفا, عبدالحسین زرین‌کوب، محمد معین، صادق کیا و… را درباره پیوسته‌نویسی و جدانویسی حرف “به” مطرح می‌کند.
در مبحث پیوسته‌نویسی و جدانویسی، مبحث نیم‌فاصله مطرح می‌شود و چگونگی استفاده از نیم فاصله به تفصیل توضیح داده خواهد شد. در مبحث بعدی، اصل هم‌خوانی و ناهم‌خوانی مطرح می‌شود و در توضیح آن گفته می‌شود: «رعایت اصل همخوانی یعنی تلاش در جهت همخوانی هر چه بیشتر صورت نوشتار با زبان گفتار و برداشتن گامی در جهت وضوح هر چه بیشتر متن و هر چه خواناتر شدن متن.»    صفحه71
او درباره مبحث سادگی می‌گوید: «شیوه‌ی خط به مرور و به طور طبیعی و بدون هیچ بخشنامه‌ و دستورالعملی و فقط بنا به ضرورت زمانه، رو به وضوح و شفافیت و خوانایی و سادگی می‌رود… سادگی یعنی سازگاری هر چه بیشتر صورت نوشتار با زبان گفتار و در عین حال خلاصی از علامت‌های غیر ضروری…»        صفحه76
او در این فصل از داریوش آشوری، مسعود خیام و ایرج کابلی نام می‌برد و پیشنهاد‌های جالب و گاه عجیب آن‌ها برای برطرف شدن مشکلات زبان فارسی را مطرح می‌کند. در این میان پیشنهاد مسعود خیام از همه جالب‌تر است. او که مشکل عظیم خط فارسی را پیوسته‌نویسی و شکسته شدن حروف می‌داند پیشنهاد می‌کند حروف را منفصل از هم بنویسیم و در ادامه پیشنهاد می‌کند که مصوت‌های کوتاه به حروف الفبا اضافه شوند و برای فتحه فلش رو به بالا، کسره فلش رو به پایین و ضمه دایره‌ای کوچک را پیشنهاد می‌کند!!     صفحه‌های 77، 78 و 79
او در فصول بعدی به بررسی الف مقصوره، ت‌ی گرد، همزه‌ی جانشین ی، تنوین می‌پردازد و با درنظر گرفتن نظرات گوناگون به نتیجه‌ای نهایی می‌رسد و قانونی کلی را مطرح می‌کند.     صفحه‌های 80 تا 107
مبحث بعدی درباره مسئله ورود کلمات بیگانه به زبان فارسی است. او ابتدا کلمات گوناگونی را که از فارسی به دیگر زبان ها رفته‌اند را مطرح می‌کند و سپس به کلماتی می‌پردازد که از دیگر زبان‌ها به زبان فرسی آمده‌اند و بر اثر مرور زمان شکلی فارسی به خود گرفته‌اند و جور دیگری نوشته و خوانده می‌شوند. او سپس به بحث تعریب‌زدایی می‌پردازد و کلماتی را مثال می‌آورد که ریشه فارسی داشته و دارند ولی به صورت عربی‌شان نوشته و خوانده می‌شوند.
او در بررسی مبحث وام گرفتن کلمات بیگانه می‌گوید:
در جهت اجرای اصل همسازی سخن کشید به تحمیل املای فارسی به صورت‌های معرب و املای عربی. و این قاعده‌ی دیگری در جهت اجرای  همان اصل – که تعمیم همان قاعده‌است به زبان‌های بیگانه‌ی دیگر:
تحمیل املای فارسی به همه‌ی برگرفته‌ها!         صفحه 119
او در ادامه و در باب اصلاحات زبانی می‌نویسد:
«جنبش اصلاحات زبانی همیشه از دو جانب در معرض بی‌مهری بوده‌ است: یکی از جانب چب‌روانی که خط فارسی را اصلاح‌ناپذیر و با ضرورت‌های زمانه ناسازگار می‌دانند (طرفداران تغییر خط) و دیگری از جانب محافظه‌کارانی که هرگونه اصلاح و ترمیم و دستکاری و صیقل زدنی را در صورت متعارف نوشتار و در جهت نزدیک کردن صورت نوشتار به زبان گفتار نوآوری و سنت‌شکنی تلقی می‌کنند و مردود می‌دانند»     صفحه 113
در انتها و برای جمع‌بندی مطالب، نویسنده هفت اصل کلی نوشتار را که در کتاب به تفصیل آن‌ها را توضیح داده مطرح می‌کند:
1.    اصل یکدستی: یک شیوه در سراسر متن!
2.    اصل فاصله: کلمه‌های مستقل با فاصله از یکدیگر!
3.    اصل خوانایی: ترکیبات همه خوانا و قابل تشخیص!
4.    اصل همخوانی: نوشتار مطابق گفتار! یا: همان طور بنویسیم که ادا می‌کنیم!
5.    اصل سادگی: پرهیز از علامت‌های اضافی و غیر ضروری!
6.    اصل همسازی: املای فارسی در همه ی بر گرفته‌ها!
7.    اصل اعتدال: اصلاحات به جای انقلاب و افراط!
در فصول بعدی به بررسی نقطه، واوک-ویرگول- ، نقطه واوک، تیرک، کمان، قلاب، سه نقطه، نقل‌قول، نشانه‌ی پرسش و نشانه‌ی ندا، بند-پاراگراف- پرداخته می‌شود. این توضیحات بسیار کاربردی و جامع هستند و مانند باقی فصول به بررسی تمام نظرات و دیدگاه‌ها می‌پردازند.
در انتها هفت اصل ویلیام استرانک –دکتر زبان‌شناس و استاد معروف دانشگاه- معرفی و بررسی می‌گردد. این هفا اصل عبارتند از:
1.    یک چهارچوب به‌دردبخور پیدا کن و دودستی به آن بچسب!
2.    بند -پاراگراف- واحد پیشروی در متن است و هر «بند» مرحله‌ی تازه‌ای و نفس تازه کردنی‌ست در ادامه‌ی روند نوشتن.
3.    صیغه‌ی معلوم به جای صیغه‌ی مجهول!
4.    مثبت به جای منفی! (استفاده از فعل مثبت به جای فعل منفی.)
5.    واضح و مشخص و ملموس بنویس!
6.    همه‌ی کلمه‌های اضافی را بریز دور!
7.    خلاصه‌نویسی با التزام به یک زمان مشخص!

چهارده اصل ئو بی وایت (شاگرد ویلیم استرانک)
1.    خودت را کنار بکش!
2.    جوری بنویس که هر چه طبیعی‌تر باشد!
3.    با نقشه کار کن!
4.    با اسم و فعل کار کن! (نه صفت و قید)
5.    بازنگری کن و بازنویسی کن!
6.    انشا ننویس!
7.    مُبالغه نکن!
8.    شلخته نباش!
9.    توضیح اضافی نده!
10.    همیشه باید معلوم باشد که کی دارد حرف می‌زند.
11.    روشن و شفاف بنویس!
12.    اظهار نظر نکن!
13.    تشبیه و استعاره فقط گاه‌گداری و خیلی کم!
14.    به زبان مادری بنویس!

Like 🙂
11

تجدد در تاریخ بیهقی

تاریخ بیهقی از جنبه های گونه گون اهمیتی ویژه دارد. نثر بیهقی، که اغلب به شعر پهلو می زند، از شاهکارهای تاریخ ادب فارسی است. ملک الشعراء بهار در سبک شناسی خود مختصات نثر بیهقی را برشمرده و در عین حال سیاهه ای به راستی حیرت آور از واژه هایی ارائه کرده که نخست از طریق تاریخ بیهقی به زبان فارسی وارد شده. شاید بتوان ادعا کرد که نقش بیهقی در تدوین نثر فارسی همسنگ نقش شکسپیر در شکل بندی زبان انگلیسی مدرن بود.

بیهقی نوزده سال دبیر دستگاه غزنوی و سلجوقی بود که سی مجلد کتاب نوشت که شامل پنجاه سال تاریخ ایران بود. اما امروزه تنها مجلد پنجم تا دهم آن در دست ماست.

نه تنها گستره آنچه بیهقی در زمره رخدادهای تاریخی دانسته کتاب او را سرشتی متمایز می بخشد، نه تنها سبک سلیس و اغلب شعر گونه اش این روایت را به یکی از شاهکار های ادبی بدل کرده، بلکه روش تاریخ نگاری بیهقی سخت بدیع است و می توان آن را یکی از جالب ترین و دقیق ترین روایات تاریخ ایران دانست. بیهقی را “گزارشگر حقیقت” خوانده اند و تاریخش را، از لحاظ دقت و امانت، بهترین و صحیح ترین تواریخ فارسی به شمار آورده اند. اما حقیقت مفهومی مجرد نیست، ریشه در تاریخ دارد به این معنی که با دگرگونی تاریخ، مفهوم حقیقت تاریخی هم دگرگون می شود. پس بیهقی نه “گزارشگر حقیقت” که گزارشگر روایت خاص از حقیقت بود و این روایت به اقتضای منافع خصوصی و محدودیت های تاریخی زمان او شکل پذیرفته بود. به جای آنکه در متنی مثل تاریخ بیهقی نگرشی ادامه خواندن تجدد در تاریخ بیهقی

Like 🙂
8

آداب سونامی

 

این سونامی بیشتر از خسارتش به دنیا موج اخلاق فرستاد.

 

ده نکته یادگرفتنی در ارتباط با زلزله و سونامی ژاپن

1) آرامش

حتی یک مورد سوگواری شدید یا زدن به سروصورت دیده نشد. میزان تاثر و اندوه بطور خود بخود بالا رفته بود.

 

2) وقار

صفوف منظم برای آب و غذا. بدون هیچ حرف زننده یا رفتار خشن.

 

3) توانمندی

بعنوان نمونه معماری باورنکردنی بطوریکه ساختمانها به طرفین پیچ و تاب میخوردند ولی فرو نمی ریختند.

 

4) رحم و شفقت

مردم فقط اقلام مورد نیاز روزانه خود را تهیه کردند و این باعث شد همه بتوانند مقداری آذوقه تهیه کنند.

 

5) نظم

غارتگری دیده نشد. زورگویی یا ازدست دیگران ربودن دیده نشد. فقط تفاهم بود.

 

6) ایثار

پنجاه نفر از کارگران نیروگاه های اتمی ماندند تا به خنک کردن دستگاهها ادامه دهند.

 

7) مهربانی

رستورانها قیمتها را کاهش دادند. یک خودپرداز بدون محافظ دست نخورده ماند. دستگیری فراوان از افراد ناتوان.

 

8 )  آموزش

از بچه تا پیر همه دقیقا میدانستند باید چکار کنند و دقیقا همان کار را کردند.

 

9) وسایل ارتباط جمعی

در انتشار اخبار بسیار خوددار بودند. از گزارشات مغرضانه خبری نبود. فقط گزارشات آرامبخش.

 

10) وجدان

هنگامی که در یک فروشگاه برق رفت، مردم اجناس را برگرداندند سرجایشان و به آرامی فروشگاه را ترک کردند

Like 🙂
6

یادداشت های مرد فرزانه

پیش از اینکه این کتاب را به خانه ببری، آن را امتحان کن و ببین پاسخگویت هست یا نه.

پرسشی را در ذهن مطرح کن، چشم هایت را ببند، حالا کتاب را باز کن و تصمیم بگیر که صفحه راست را بخوانی یا چپ را …

***

 هر فرد و هر رخدادی در زندگی ات هست

چون تو تصویرش کرده ای

چگونگی کنار آمدن با آنها به انتخاب تو بستگی دارد

***

اگر خواهان دیدار کسی هستی که

می تواند هر موقعیت ناممکنی را فراهم کند

و دور از حرف ها و باورهای مردم به تو شادی بخشد

در آینه بنگر و این واژه ی جادویی را به زبان آور:

سلام.

***

یک را انتخاب آینده این باور است که

آینده اجتناب ناپذیر است.

***

خودت زندگی ات را می سازی

چنانکه عنکبوت، تارش را

گاه آزمون بسیاری باید

برای استواری تار نخ

***

برای آموختن

ترک پناهگاه نادانی باید

برگرفته از کتاب یادداشت های مرد فرزانه / ریچارد باخ / ترجمه لیلا هدایت پور / انتشارات مثلث

Like 🙂
29

قانون کامیون حمل زباله

کامیون حمل زباله

روزی من با تاکسی عازم فرودگاه بودم.ما داشتیم در خط عبوری صحیح رانندگی می کردیم که ناگهان یک ماشین از محل پارک پرید وسط جاده درست جلوی ما .رانندهء تاکسی من محکم ترمز گرفت ، طوریکه سرش با فرمون برخورد کرد.ماشین سُر خورد ، ولی نهایتاً به فاصله چند سانتیمتراز اون ماشین متوقف شد!ناگهان راننده اون ماشین سرش رو بيرون آورد و شروع کرد به فحاشی و فریادزدن به طرف ما.امـّا راننده تاکسی من ، فقط لبخند زد و برای اون شخص دست تکون داد وخیلی دوستانه برخورد کرد.با تعجب ازش پرسیدم : چرا شما اين رفتار رو کردین؟!مرتیکه نزدیک بود ماشین رو از بین ببره و ما رابه کشتن بده !اینجا بود که راننده تاکسی درسی رو به من آموخت که هرگز فراموش نکرده ونخواهم کرد :(( قانون کامیون حمل زباله ))اون توضیح داد که : خیلی از آدما مثل کامیون های حمل زباله هستن .وجود اونا ، سرشار از آشغال ، ناکامی و خشم ، و پُرازنا اُمیدیه ؛وقتی آشغال در اعماق وجودشون تلنبار می شه ، دنبال جایی میگردن تا اونرو تخلیه کنن و گاهی اوقات ممکنه روی شما خالی کنن .به خودتون نگیرین . فقط لبخند بزنین ، دست تکون بدین ، و براشون آرزویخیر کنین ، و برین !آشغال های اونا رو نگیرین تا مجبور بشید روی بقیه اطرافیانتون تو منزل ،سرکار، یا توی خیابون پخش کنيد.حرف آخر اینه که افراد موفق اجازه نمی دن که کامیون های آشغال دیگران ،روز قشنگشون رو خراب کـُـنه و باعث ناراحتی اونها بشه.زندگی خیلی کوتاهتر از اونه که صبح با تأسف از خواب بیدار شین ، و شب با حسرت به رختخواب برین!از این رو ؛ افرادی رو که با شما خوب رفتار می کنن دوست داشته باشین وبرای اونهایی که رفتار نامناسبی دارن دُعا کنین .” زندگی ده درصدش چیزیه که شما می سازین و نود درصدش ، نحوه  برداشت شماست! “

Like 🙂
6

آداب دوستی

در سفارشات لقمان به فرزندش، آمده است:

“پسرجان! زودرنج و بداخلاق و بى‏ صبر نباش، كه با این صفات هیچ‏ رفیقى برایت نمى‏ماند. خود را به صبر و تأنى در كارها وادار”

“پسرجان! اگر مال نداشتى كه صله‏ ى رحم و نوازش رفیق كنى، خوى خوش و روى بازداشته باش، كه هر كس خلق خوش داشته باشد، نیكان دوستش دارند و بدان مال خود از وى دریغ ندارند”.

“پسرجان! در همنشینى با مردم بر خلاف رویه‏ ى آنان رفتار نكن، چیزى كه طاقت ندارند بر آنان تحمیل نكن، زیرا در این صورت رفیقى كه باید یار و یاور تو باشد كناره مى‏گیرد، و در میان جامعه تنها مى‏مانى. نه رفیق همدمى دارى و نه برادر مددكارى، چون تنها شدى بى‏پناه و ذلیل مى‏شوى….”

در کتب , مقالات و نوشته های متفاوت موارد زیادی در مورد آداب دوستی یا دوست یابی آمده است. اما براستی

آیا قوانینی برای دوستی وجود دارد؟ آیا ما موظف به رعایت نکات خاصی هستیم تا به نظر دوست خوبی بیاییم؟

وقتی برای مدت طولانی با کسی دوست هستیم حتما دلیلی برای آن وجود دارد. اگر  وفادار و  دلسوزیم و نقاط مشترک فراوانی با دوستانمان داریم و برای هم احترام قایل هستیم, این یک دوستی فوق العاده است. بهترین قسمت آن, دوست داشتن بدون شرط است. اگر آشفته ایم هنوز ما را قبول دارند, اگر با آنها جر و بحث کرده ایم ما را می بخشند, ما را قضاوت نمی کنند و خلاصه یک قبول خالصانه, که دوستی را جاودانه می کند.

گاهی به نظر می رسد برای اینکه دوست خوبی باشیم باید نظرات مان  را برای خود نگه داریم بخصوص وقتی مسایل عاطفی  پیش می آید. برای مثال وقتی دوستی از همسر یا فرزند یا خانواده خود شکایت می کند سکوت بهترین راه حلی است که می توان ارایه داد زیرا این امور معمولا موقت واحساسی هستند و با ارایه راه حل فقط نشان داده ا یم که بیشتر می دانیم و این آخرین چیزی است که دوست مان ممکن است بخواهد بداند.

گاهی پیش می آید که در میانه راه برقراری رابطه دوستی با فردی جدید, به این نتیجه میرسیم که این شخص نمی تواند یک دوست خوب و واقعی برای ما باشد. آن وقت چه؟ در این گونه موارد چگونه عکس العملی باید نشان داد؟

به نظر میرسد خطوط قرمزی  برای دوستی وجود دارد. ما معمولا دوست داریم در صلح و آرامش زندگی کنیم وبا دیگران  مخالفت نکنیم. شاید یکی از کارهایی که میتوان کرد اینست که خود واقعی امان باشیم و خردمندانه انتخاب کنیم.

برگرفته از سایت :

http://blog.al.com/letsgetreal/2008/06/friendship_etiquette.html

Like 🙂
77

رفتار غیر کلامی

رفتار غیر کلامی در مقابل رفتار زبانی (یا گفتار) به کار برده می شود و به مجموعه ای از نشانه های معنادار حرکت اندامها اطلاق می شود. در کودک انسان آموختن رفتار غیر کلامی مؤثر در ارتباط زبانی، در کنار کسب مهارتهای کلامی تحقق می پذیرد.  برخی محققان معتقدند که حتی جنبه هایی از رفتار غیر کلامی مقدم بر کسب مهارتهای زبانی اند. بیشتر جنبه های ارتباط غیر‌کلامی مقدم بر کسب مهارتهای زبانی اند؛ وابسته به زبان و فرهنگ. این رفتارها گاه آگاهانه به کار گرفته می شوند و گاه به صورت ناخودآگاه تجلی می یابند.

رفتار غیر کلامی در جامعۀ ایران تجلی مشهودی در نشان دادن رابطۀ قدرت و همبستگی دارند.این رفتار را برای مشخص کردن رابطۀ بین سخنگو و مخاطب می توان در قالب حرکت سر، چشمها، نوع نگاه کردن، حالت صورت، حرکت دستها و پاها در هنگام نشستن و نوع قرار گرفتن آنها ، نحوۀ ایستادن و نشستن نشان داد.

این رفتار در شکل گیری زمان بین سخنگو و مخاطب نقش دارد و می تواند در آشکار شدن محتوای محاوره و شکل گیری نظام مند آن مؤثر باشد. قوانین فرهنگی که نظام ارزشی یک جامعه را در خود دارد، در قالب رفتارهای غیر کلامی معنادار و قابل درک‌اند و به ساختارهای تفکیک ناپذیر زبانی متصل اند. این رفتار همچنین بر‌حسب نوع رابطه بین سخنگویان و مخاطب، جنس و سن و به ویژه در ارتباط با نوع بیان احساسات از یک طبقه به طبقه دیگر و از جامعه ای به جامعۀ دیگر متفاوت است.

رفتار غیر کلامی همچنین می تواند در قالب سکوت یا همراه با حرکت اندامها باشد، ولی به هر حال فاقد تظاهر آوایی زبانی است.   یکی از جالب ترین مقولات در کسب مهارتهای رفتار غیر کلامی، آموختن کاربردهای سکوت است. رعایت درجۀ نسبی سکوت نزد کودکان و بزرگسالان از جامعه ای به جامعۀ دیگر متفاوت است. به عبارت دیگر در یک جامعۀ فرهنگی سکوت در بافتهای اجتماعی دارای معنی خاص است. اعضای یک جامعۀ زبانی، با شناخت کامل ابعاد معنایی سکوت ، پیام خود را از این طریق منتقل نموده یا پیام دیگران را درک می کنند. سکوت را می توان بیان نوعی احساس عمیق دانست یا از آن برای نشان دادن چنان احساساتی استفاده کرد.

بنا‌بر‌این  می توان نتیجه گرفت که گفتار پیوسته با  رفتار غیر کلامی همراه است، به گونه ای که رفتار غیر کلامی ابعاد دقیق تعابیر معنایی جمله را مشخص می کند.  چنانچه گفتار با رفتار غیر کلامی مناسب همراه نباشد یا اگر شیوۀ آن متفاوت باشد، آن گاه ایجاد ارتباط به دلیل فقدان ارائۀ اطلاعات کافی به شنونده به شدت مشکل خواهد بود.

 

منبع: نادر جهانگیری(1378)، زبان، بازتاب زمان، فرهنگ، و اندیشه ، تهران،آگه.

Like 🙂
1

مرد دویست ساله

مرد دویست ساله فیلمی است  بر اساس رمان تخیلی از ایساک اسموف که با فرض خلق یک روبات هوشمند مفاهیم انسانیت, برده داری, غرور, رشد, آزادی فکری, سکس, عشق و مرگ را به چالش می کشد.

Like 🙂
7

جریمه‌ی نبخشودنی

امير به شفقت و مهرباني با مردم مشهور بود و از آن قدرت يافته بود. روزي پاره‌دوزي را كه طفلش مرده بود آوردند. به او فرمود: ما كه آبله‌كوب مجاني فرستاديم. گفت: نمي‌دانستم. امير فرمود: پنج تومان جريمه بدهد. (چون اكثر مردم نادان بوده‌اند از كوبيدن واكسن براي فرزندانشان امتناع مي‌كرده‌‌اند و امير 5 تومان جريمه تعيين كرده بود تا مردم مجبور شوند به جاي پرداخت پول فرزندانشان را واكسينه كنند.) گفت: ندارم. دست در جيب كرده پوب به او داد و فرمود: به صندق جريمه بده. حكم بر نمي‌گردد.، چنان كرد. چند دقيقه بعد بقالي را آوردند كه او هم طفلش مرده بود و با او هم همين قصه تكرار شد.

پس از رفتن آن دو فقير، امير مانند زني كه بچه‌اش مرده زارزار گريست. در همان حال ميرزا آقاخان رسيد. سبب گريه پرسيد. امير فرمود: خبر مرگ دو اولادم را آورده‌اند. ميرزا آقاخان ترسيد و گمان برد كه ميرزا احمدخان پسر امير مرده است. بعد كه فهميد جسورانه گفت: اين گريه براي دو شيرخوار بقال و چقال است. آن شيرمرد فرمود: تمام ايراني‌ها اولاد حقيقي من هستند و من مي‌خواهم كه نسل ايراني چنان شود كه زمين را فرا گيرد. چرا بايد اينقدر جاهل باشند كه بر اثر نكوبيدن آبله بميرند.

شاه سبك‌رفتار

يكي از عللي كه ناصر‌الدين شاه و اطرافيانش از اميركبير كينه به دل داشتند اين بود كه شاه جواني 18 ساله و سبك و بي‌وقار و عاشق بازيچه و شهوات بود و اميركبير جلوي او را مي‌گرفت. چنانكه روزي شاه در بيرون راه مي‌رفت، باران گرفت. شاه تندتند حركت نمود تا خود را به زير سقفي برساند. امير عصباني شده و گفت: سنگين و باوقار باش. مگر كلوخي كه از باران وا بروي.

برگرفته از كتاب اسناد و نامه‌هاي اميركبير (و داستان‌هاي تاريخي درباره‌ي او) / نگارش و تدوين: سيد علي آل داوود / انتشارات سازمان اسناد ملي ايران

Like 🙂
3

القاب

نحوه استفاده از القاب آیینه تمام نمای فرهنگ امروز ما است. مردمی که نمی‌دانند پروفسور به چه کسی اطلاق می‌شود و حتی نمی‌دانند چگونه نوشته می‌شود اما باز هم با استفاده از عناوین استاد و دکتر و پروفسور سعی در ساختن قهرمان برای خودشان هستند.

ما چیزی به نام دکتر آلبرت اینشتین نشنیده ایم، استاد ولفگانگ موتزارت تا به حال به گوشمان نخورده است. دکتر استیفن هاوکینگ هم ترکیب مسخره‌ای به نظر می‌رسد. می‌دانید چرا؟ چون این انسان‌ها با این عناوین تعریف نشده‌اند. موتزارت را همه جهان با سمفونی‌های بی‌نظیرش می‌شناسند. آلبرت اینشتین و ایزاک نیوتن مترادف علم فیزیک هستند و استیفن هاوکینگ هم نیازی به تذکر “دکتر” پیش از اسمش ندارد.

اما ما دکتر محمد اصفهانی را داریم که خواننده است ! مهندس علی آبادی را داریم که در ورزش همه فن حریف است ! . . . و از همه مسخره‌تر هم خيابانی است در تهران که تا به حال نشنیده بودم: “پروفسور دکتر” محمود حسابی!

این عناوین متعلق به کسانی است که اگر این عناوین را از پشت اسمشان برداریم دیگر چیزی باقی نمی ماند. مردم ما کاری به اینکه علی دایی با لیسانس متالورژی دانشگاه شریف چه گلی به سر صنعت این مملکت زده ندارند، فقط برایشان مهم است که علی دایی مهندس است، از کجا؟ از دانشگاه صنعتی شریف! پس فوتبالیست لایقی است، چرا؟ چون مهندس است!

تشنگان این عناوین هم پایان ناپذیرند، آن یکی حاجی است و آن یکی دکتر. دیگری استاد است و آن یکی مهندس و . . . .

عناوینی برای جمیع ملت ایران هم وجود دارد: باهوش ترین مردم دنیا، با “فرهنگ” ترین مردم جهان، نویسندگان منشور حقوق بشر و…

اما اینکه ما دکتر‌ها و مهندس‌ها و اساتید در کجای کاروان پر شتاب علم و فرهنگ جهان قرار داریم چیزی است که یا درباره آن سکوت می‌کنیم و یا دروغ می‌گوییم! مهم آن پیشوندهایی است که ما داریم.

Like 🙂
0