سه پرسش سقراط

روزی فیلسوفی که از آشنایان سقراط بود،با هیجان نزد او آمد و گفت: سقراط میدانی درباره ی یکی از شاگردانت چه شنیده ام؟

سقراط پاسخ داد: لحظه ای صبر کن! پیش از اینکه به من چیزی بگویی از تو می خواهم آزمون کوچکی را که نامش ” سه پرسش ” است پاسخ دهی.

مرد پرسید: سه پرسش؟

سقراط گفت: بله درست است. پیش از اینکه درباره ی شاگردم با من صحبت کنی، لحظه ای آنچه را که قصد گفتنش را داری آزمایش می کنیم.

نخستین پرسش ” حقیقت ” است. آیا کاملا مطمئنی که آنچه را که می خواهی به من بگویی حقیقت دارد؟

مرد پاسخ داد : نه، فقط در موردش شنیده ام.

سقراط گفت: بسیار خوب، پس واقعاً نمیدانی که خبر درست است یا نادرست.

حالا پرسش دوم: پرسش ” خوبی و بدی ” آیا آنچه را که در مورد شاگردم می خواهی به من بگویی خبر خوبی است؟

مرد پاسخ داد: نه، بر عکس…

سقراط ادامه داد: پس می خواهی خبری بد در مورد شاگردم که حتی در مورد آن مطمئن هم نیستی بگویی؟

مرد کمی دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.

سقراط ادامه داد: و اما پرسش سوم ” سودمند بودن ” است. آن چه را که می خواهی در مورد شاگردم به من بگویی برایم سودمند است؟

مرد پاسخ داد: نه، واقعا…

سقراط نتیجه گیری کرد: اگر می خواهی به من چیزی را بگویی که نه حقیقت دارد و نه خوب است و نه حتی سودمند است پس چرا اصلا آن را به من می گویی؟

Like 🙂
1

گاتها

ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎ از ﻛﺴﺎﻧﻲ ﺑﺎﺷﻴﻢ

ﻛﻪ ﺟﻬﺎن را

ﻫﺮدم ﻧﻮ ﻛﻨﻨﺪ و ﺗﺎزه ﮔﺮداﻧﻨﺪ.

ﺗﻮ اي آورﻧﺪه داد وﺧﺮد،

ﻛﻪ در ﭘﺮﺗﻮ راﺳﺘﻲ،

ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ ﺑﻪ ﻣﺎ ارﻣﻐﺎن ﻣﻴﻜﻨﻲ

ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﻣﺎ،

آﺋﻴﻦ و ﺑﺎورﻫﺎي ﺧﻮد را

در روﺷﻨﺎﺋﻲ ﺧﺮد

و ﺷﻨﺎﺧﺖ درﺳﺖ ﭘﺮورش دﻫﻴﻢ

Like 🙂
7

آداب دوستی


آیا می توانید به این سوالات پاسخ دهید؟ جواب های  خود را برای آدابکده بفرستید تا دیگران از آن ها استفاده کنند.

آیا دوستی آدابی دارد؟

اخلاق دوستی چیست؟

 چرا ما به دوست نیاز داریم؟

 آیا می شود بدون دوست زندگی کرد ؟

 این نیاز از کجا سرچشمه می گیرد؟

 آیا ما با دوستانمان شادتر هستیم ؟

 آیا دوستی برای کمکهایی است که ما در آینده خواهیم داشت؟

 آیا می توانیم دوستانمان را دور بریزیم؟

 تغییر دهیم یا عوض کنیم؟

 آیا داشتن یک دوست خوب یک شانس است یا یک انتخاب درست؟

 در داشتن دوست کدامیک بیشتر سهم دارد شانس و اقبال یا تیزبینی و انتخاب؟

چگونه دوستی واقعی است؟

چگونه یک دوست واقعی را تشخیص دهیم؟

 آیا پایان دادن به یک دوستی اخلاقی است؟

 آیا ادامه دادن یک دوستی مهم است؟

 آیا می شود در دوستی شکست خورد؟

 آیا دوستی یک نوع سرمایه گذاری است؟

آیا می شود روی دوستانمان سرمایه گذاری کنیم؟

آیا می توان دوستی را تا ابد ادامه داد؟

 آیا می شود به یک دوستی بدون دلیل پایان داد؟

 آیا قطع یک دوستی برای هر دو طرف دردناک است؟

 چه انتظاراتی باید از یک دوست داشت و چه انتظاراتی بی جا هستند ؟

آیا کسانی به این سوالات پاسخ داده اند ؟

 وآ یا دوست دارید جواب این سوالات را بدانید؟

Like 🙂
17

قدم نو رسیده مبارک

بعد از تولد نوزاد، دوستان  یا اقوام دوست دارند هرچه سریعتر، با هدیه ای در خور، به دیدن نوزاد و مادر او بروند. هیچ توصیه  خاصی برای نوع هديه به نوزاد یا مادر او نمی توان نوشت، جز آنکه بیشتر مردم احتمالا مجموعه ای از لباسهای نوزادی یا طلا را برای آنها انتخاب می کنند. لباس هدیه خوبی است، زیرا لباس نوزاد زود به زود کثیف می شود و احتیاج به تعویض دارد. اما باید توجه داشت که نوزاد خیلی سریع بزرگ می شود، اما در نظر ما همچنان نوزاد است، پس، در انتخاب اندازه لباس باید دقت نمود. از طرفی بهتر است قبض خرید لباس یا هر هديه دیگري را به همراه هديه به مادر نوزاد بدهیم تا در صورت لزوم، امکان تعویض برایش فراهم شود.

هیچ دلیلی ندارد که مادر نوزاد در صورتی که به آن هديه نیاز نداشته باشد آن را صرفا براي یادگاری نگه دارد. اگر قبض به همراه هديه به او داده شود، می تواند آن را عوض کند وگرنه می تواند هديه را به کودک دیگر یا خیریه ها ببخشد.

از همان هفته اول پس از تولد نوزاد، کارها و مسئولیت های زن و شوهر ناگهان دوبرابر می شود. از این رو، به کمک نزدیکان خود نياز پيدا مي كنند. اگر مایل به کمک هستید، از خرید و شستن ظرفها گرفته تا نگهداری نوزاد برای استراحت والدین یا شستن لباسها و غيره، آمادگی خود را به آنها بگویید و وقتتان را با آنها تنظیم کنید.

ادامه خواندن قدم نو رسیده مبارک

Like 🙂
3

بازتعریف قواعد II


قسمت دوم

   نیاز به مشارکت با فرزندان همزمان با رشد آنها بیشتر می شود. وقتی که بچه ها بزرگ می شوند ،شما کنترل کمتری بر رفتار آنها دارید و بیشتر بر مشارکت و اعتماد تاکید می کنید . من با پدری برخورد داشتم که اصرار داشت نوجوان  چهارده ساله اش بعد از شام در خانه بماند. مخالفت و لجبازی این پدر و فرزند موجب ایجاد نفرت در بین آنها شد. پدر دزدگیر 2200 دلاری بر در اتاق پسر نصب کرد تا مانع خروج وی از خانه شود. همه اینها باعث شد که پسر چهار روز زمان صرف کند تا دزدگیر را از کار بیندازد.!

   تلاش برای کنترل نوجوانان بیهوده است. شما باید به نوجوانان خود برای مشارکت درباره عقاید شما (درست یا غلط) تکیه کنید. شما باید به آنها اجازه دهید که خودشان تصمیم گیری کنند. نوجوانان نیاز به فکر کردن به خود دارند تا اگر با یک موقعیت اضطراری تر مواجه شوند، از خودشان بپرسند که آیا آن مورد برای آنها خوب است یا بد؟ اگر دختر نوجوان شما تصمیم بگیرد که یک رابطه جنسی داشته باشد ،آیا او این مسئله را از شما می پرسد؟ اگر پسر نوجوان شما بخواهد مواد مصرف کند ،آیا او این مورد را از شما می پرسد؟ مسلما نه.

چطور به فرزندان فرصت تصمیم گیری بدهیم ؟

   بعضی از والدین ، تصمیمات زیادی برای فرزندان خود می گیرند. آنها می خواهند فرزندان خود را در مقابل تصمیمات اشتباه حفظ کنند و از نتایج زیانبار این تصمیمات نجات دهند . این مسئله درک  کردنی است، ولی فرصت های فرزندان شما را برای یادگیری انکار می کند. تصمیم گیری به جای فرزندان این باور را برای آنها تداعی می کند که آنها برای تصمیم گیری در امور خود نالایق و ناتوان هستند.

   درباره انتخاب های فرزندان خود ،قوانین و فعالیت های آنها در سه مورد فکر کنید: 1-بعضی چیزها لازم هستند : گرفتن نمره قبولی، کار کردن در خانه .2- بعضی چیزها را شما مذاکره می کنید : برنامه های تلویزیون، آرایش ، میان وعده  ها . 3- برخی چیزها انتخابی هستند. : ورزش، موسیقی ،فعالیت های مدرسه . وقتی که فرزندان بزرگ شدند و  مسئولیت پذیری بیشتری از خود نشان دهند، به تدریج اختیارات بیشتری به آنها بدهید.

   اگر شما مسئولیت پذیری بیشتری از فرزند خود انتظار دارید ، باید به او امتیازات بیشتری بدهید. انتظارات بیشتر نیازمند انگیزه های بیشتر است. به فرزندان بزرگتر خود اجازه دهید که مدت بیشتری بیدار بمانند و فعالیت های بیشتری انجام دهند. این مسئله آنها را تشویق می کند که با حساس مسئولیت بیشتری رفتار کنند و تصمیمات بهتری بگیرند. همچنین باعث افزایش اعتماد به نفس آنها هم می شود. وقتی که آنها می بینند شما انسان عادلی هستید ،بیشتر به شما اعتماد می کنند.

Like 🙂
5

اغلب اوقات بگذارید « حق » با دیگران باشد

یکی از مهمترین پرسش هایی که می توانید از خودتان بپرسید این است که « آیا می خواهم حق با من باشد – یا می خواهم خوشحال باشم؟ » بسیاری اوقات، این دو پرسش یکدیگر را نفی می کنند.
حق به جانب بودن و دفاع از مواضع خود ، مستلزم صرف نیروی ذهنی بسیار زیادی است و اغلب ما را با اشخاصی که در زندگی مان هستند بیگانه می کند. لازمه حق به جانب بودن ما – یا لازمه حق به جانب نبودن اشخاص دیگر – آنها را ترغیب به دفاع می کند و ما را تحت فشار قرار می دهد که به دفاع ادامه دهیم. با وجود این ، بسیاری از ما (گاهی من هم همین طور) مقدار زیادی وقت و نیرو صرف می کنیم تا ثابت کنیم ( یا نشان دهیم ) که حق به جانب ماست – و یا این که دیگران در اشتباه هستند. بسیاری از مردم ، آگاهانه یا ناآگاهانه بر این باورند که تا حدی وظیفه آنهاست که به دیگران نشان دهند که چطور مواضع ، گفتارها و نقطه نظرهای آنها نادرست است و این که در انجام چنین وظیفه ای، شخصی که از اشتباه در می آید به نحوی از آن سپاسگزاری خواهد کرد، یا دست کم چیزی یاد می گیرد: حق به جانب نبودن را!
در این باره فکر کنید. آیا تا به حال شده که کسی شما را از اشتباه درآورد ؟ و آنوقت شما به کسی که تلاش می کرد حق با او باشد گفته اید « از این که نشان دادید من در اشتباهم و حق با شماست خیلی متشکرم . حالا می فهمم ، واقعاً محشرید! » اصلاً کسی را می شناسید که وقتی او را از اشتباه در آوردید یا خود را به قیمت حق به جانب نبودن او ، « حق به جانب » نشان دادید از شما تشکر کرده باشد ( یا حتی با شما موافق بوده باشد )؟ البته که نه. حقیقت این است که همه ما از این که کسی ما را از اشتباه در بیاورد نفرت داریم. همه می خواهیم که دیگران موضع ما را محترم بشمارند و درک کنند . شنونده و شنوا بودن یکی از بزرگترین آرزوهای قلبی انسان است. و آنهایی که گوش کردن را یاد می گیرند عزیزترین و محترم ترین اشخاص هستند. آنهایی که عادت دارند دیگران را اصلاح کرده و از اشتباه در آورند اغلب مورد نفرت واقع می شوند و از آنها دور می شوند.
البته این طور نیست که حق به جانب بودن هیچ وقت درست نباشد – گاهی اوقات واقعاً باید حق به جانب شما باشد یا بخواهید که حق به جانب باشید. شاید برخی مواضع فلسفی مانند وقتی که اظهار نظر یک نژادپرست را می شنوید وجود داشته باشد که نمی خواهید تغییر عقیده بدهید. در اینجا مهم است که نظرتان را ابراز کنید.
یک راهبرد عالی و عمیق برای آرام تر و با محبت تر شدن این است که تمرین کنیم به دیگران اجازه دهیم از حق به جانب بودن شاد شوند – به آنها فرصت دهیم که بدرخشند. پس ، از اصلاح دیگران دست بردارید. هر چند که ممکن است تغییر این عادت سخت باشد ، ارزش تلاش و تمرین لازم را دارد. وقتی که شخصی می گوید « حقیقتاً احساس می کنم مهم است که… » ، به جای آن که توی حرف او بدوید و بگویید « نه، مهمتر آن است که … » ، و یا یکی دیگر از صدها نوع جملات اصلاح مکالمه را به کار برید ، فقط بگذارید حرفش را بزند و اجازه دهید که بیان او برتر باشد. در این صورت مردم اطراف شما کمتر تدافعی و بیشتر با محبت خواهند شد. آنها برای شما بیش از آنچه که فکرش را بکنید ارزش قائل خواهند شد، حتی اگر دقیقاً علت آن را ندانند. شما شادی شرکت داشتن و شاهد خوشحالی دیگران بودن را درک خواهید کرد که بسیار بیش از جنگ من ها Ego است. شما به هیچ وجه مجبور نیستید حقایق فلسفی عمیق یا عقاید قلبی خود را فدا کنید، اما از امروز اجازه دهید که بیشتر اوقات « حق » با دیگران باشد!

Like 🙂
2

رفتار ما از زبان دیگران

ارزش های خانواده در ایران

-در ایران خانواده اساس ساختار اجتماع است.

-نسبت به فرهنگهای دیگر, مفهوم خانواده در ایران بیشتر خصوصی است. زنان فامیل باید در هر شرایطی از گزندهای بیرون خانه در امان بمانند. پرسیدن سوال در مورد همسر یا زنان خانواده یک ایرانی سوال نامناسبی است.

-ایرانی ها بطور جدی در قبال خانواده احساس مسولیت میکنند.

-بیشتر خانواده ها تمایل به داشتن فرزند کمتر دارند (یک یا دو) اما با اقوام هم بسیارنزدیک میباشند.

-افراد در مواقع ضروری و نیاز ابتدا از افراد خانواده تقاضای کمک میکنند.

-افراد مسن در خانواده نگهداری میشوند و در حد امکان به خانه سالمندان نمیروند.

-وفاداری به خانواده همیشه به هر چیزی حتی به مسایل کاری تقدم دارد.

-پارتی بازی و استخدام اقوام نزدیک ادامه خواندن رفتار ما از زبان دیگران

Like 🙂
6

ده علامتی که به ما نشان می دهد به یک روان درمانگر یا روانشناس یا مشاور نیاز داریم.

Adabkadeh
در بیشتر فرهنگها مراجعه به یک روان درمانگر یا روانشناس به مفهوم ضعف و یا مشکل مغزی و عقلی و روانی در حد بسیار شدید است. حال آنکه ما هر روزه برای سرماخودگی جوش صورت و بسیاری از موارد دیگر به دکتر مراجعه می کنیم بدون آنکه نگران آن باشیم که دیگران در مورد ما چه فکری خواهند کرد. مراجعات ما به دکتر برای مسائل مختلف آنقدر عادی شده است که حتی به دنبال علامتهای بسیار جدی تر مثل بیماری هایی نظیر سرطان نیستیم. شاید زمان آن رسیده باشد که برای مسائل روحی روانی و استرسها و یا حتی درگیریهای عاطفی خود با توجه به فشارهای زندگی مدرن امروزی به یک مشاور مراجعه کنیم قبل از آنکه خیلی عمیق تر و حساس ترشده باشند.
نشانه های عاطفی
1-موقعی که احساس می کنید در کار و یا موضوعی احساسی غرق شده ایید و نمی توانید از فکر کردن مداوم به آن خود داری کنید. کنترلی بر افکار خود ندارید حتی در زمان فراغت خود.
2-وقتی که حس می کنیداز احوال و احساسات واقعی خود جدا افتاده ایید و نمی توانید با خود واقعیتان ارتباط بگیرید و یا مثل گذشته از ارتباط با دوستان قدیمی لذت نمی برید و امکان ارتباط با آنها از شما صلب شده است.
چگونه یک روان درمانگر در این مرحله به شما کمک خواهد کرد.
یک روان درمانگر به شما کمک می کند تا یک سفر درونی و واقعی به سرزمین احساسی خود داشته باشید بدون آنکه در این مرحله بمانید. به طوری که به راحتی علایق واقعی خود را تشخیص دهید و با خود واقعی تان ارتباط بگیرید وبا توجه به نیازهای خود مرزهای خود را بسازید بدون آنکه به خود و اطرافیاناتن صدمه بزنید.
علامتهای فیزیکی و رفتاری
3- وقتی که شما از خودتان مراقبت نمی کنید.
– تغذیه یکی از بنیادی ترین عواملی است  که سلامتی جسم و روح و فکری و احساسی ما  رابطه ی مستقیمی با آن دارد. غذای مرتب و متعادل همراه با آب کافی از علائم تعیین کننده در احوال روزانه ی ما هستند.
– ورزش کردن و فعالیت بدنی متناسب.
4- کنار امدن با افراط کردن: که می تواند در زمینه های مختلف باشد از جمله : افراط در غذاخوردن- ورزش کردن به شکل افراطی- خرید کردن – مشروب خوردن- کار کردن- قمار- مصرف مواد مخدر و سیگار کشیدن.
افراط کردن در هر زمینه ایی نشانه ایی از فرار است . فرار از روبه رو نشدن با مشکل اصلی که مقابله با آن به دلایل مختلف برایمان سخت و دشوار است ویا آنکه نمی دانیم چگونه باید با آن روبه رو شده و آن را حل و فصل کنیم.
چالش های اصلی که از نظر احساسی و روحی ما را به گونه ایی آزرده است.
چگونه روان درمان گر در این زمینه کمک رسانی می کند.
– با تجربه ایی که یک روان درمانگر دارد می تواند بخوبی به شما کمک کند تا درک درستی از تعامل های رفتاری خود داشته باشید زیاده روی ها افراط ها و تفریط های رفتاری خود را ببینید.
– به شما کمک خواهد کرد تا اهداف خود را دوباره ببینید و با آنها آشتی کنید.  کمک خواهد کرد تا دو باره شما را به سمت آنها هدایت کند و رسیدن به آنها را امکان پذیر و روشهای رسیدن به اهدافتان را با شما بازبینی و مرور کند.
– و مطمئنا به شما کمک خواهد کرد که خودتان را دوست داشته باشید و خود را بپذیرید.
علائم روانی:
5- وقتی که بنظر می آید افکار شما بر ضد شما حرکت می کنند. وقتی که افکار شما بیشتر در گذشته یا آینده بسر می برد. به صورتی که شما اغلب احساس ناراحتی و ناخوشایندی دارید.
6- زمانی که شما قادر نیستید این افکارمنفی را از خود دور کنید. و یا این که شما خیلی به این که دیگران در رابطه ی با شما چه می گویند اهمیت می دهید و یا آنکه شما بیش از حد نگران درک دیگران از خود هستید و یا آن که فکر می کنید دیگران شما را درست درک نمی کنند.
چگونه روان درمان گر در این زمینه کمک رسانی می کند.
یک روان درمانگر یا مشاور به شما کمک می کند تا رشته های ارتباط شما را با لحظه ی حال ( اکنون) شما تقویت کند. او به شما کمک خواهد کرد که خود را در لحظه ی حال ببینید. گم شدن در گذشته یا آینده شما را غمگین و افسرده  و نگران و یا مظطرب خواهد کرد و اینکه امید خود را از دست خواهید داد.
یک مشاور به شما کمک خواهد کرد تا عمق باورهای شما را در پس این افکار منفی بیابید و پس از شناخت آنها به شما راهکارهایی خواهد آموخت تا با آنها مقابله کرده وچگونه هسته ی باور های خود را دوباره تعریف کنید.
علائم روحانی
7- وقتی که شما خود را در حالتی می بینید که به طور مرتب به خود و شاید به دیگران می گویید که نیاز به استراحت دارید اما باز هم مسئولیت های بیشتری بر عهده می گیرید. وقتی که واقعا زمان آن را دارید تا لذت ببرید شما قادر به لذت بردن نیستید. شما تنها وقتی احساس ارزش می کنید که کاری انجام داده باشید  پایه ی ارزش شما از خودتان فقط کارهای شماست.و از خود واقعی خود لذت نمی برید و برای آن ارزش قائل نیستید.
8- کارهایی را که عاشق انجامشان بوده اید متوقف کرده و دیگر انجام نمی دهید. و یا آنکه دیگر عشق و علاقه به انجام کاری ندارید. نظیر تماشای طلوع و غروب آفتاب- پیاده روی- تمرینات معنوی – بحثهای معنوی – شرکت در فعالیت های اجتماعی یا فرهنگی و اینکه دیگر چیزی الهام بخش شما نیست تا به شما شور و حرارت زندگی بدهد.
چگونه روان درمان گر در این زمینه کمک رسانی می کند.
یک مشاور به شما کمک می کند تا شما دوباره فعالیتهایی پیدا کنید که از انجام آنها لذت ببرید و یا وارد فعالیتهایی شوید که به زندگی شما معنی و شوری دوباره بدهد. او به شما کمک خواهد کرد تا ارزشهای خیلی درونی خود را کشف کنید با آنها ارتباط بر قرار کنید و احساسی خوب از داشتن آنها و سیراب کردنشان نصیب شما شود.
علائم ارتباطی
9- دوست یا فردی در خانواده که شما تشویق می کند که با یک مشاور صحبت کنید تا زندگی خود را غنی تر کرده باشید. و یا آنکه اخیرا با فرد یا افراد خاصی دچار کشمکش – تضاد یا ناسازگاری دارید و خودتان علت آن را نمی دانید و یا آنکه نمی دانید که چگونه می توانید این روابط را سازماندهی و کنترل کنید.
10- فردی از اعضای خانواده و یا یک دوست بسیار نزدیک شما از یک بیماری سخت ( روحی – روانی یا جسمی ) رنج می برد و با آنکه به سختی سعی می کند با آن مشکل کنار بیاید یک بار عاطفی و یا جسمی و روحی عمیقی بر شما گذاشته که سازگاری کردن و کنار آمدن با آن برای شما دشوار است و عوارضی را بر روح شما گذاشته است.
چگونه روان درمان گر در این زمینه کمک رسانی می کند.
یک مشاور به شما کمک می کند تا راههایی پیدا کنید تا اول از خودتان مراقبت کنید و وقتی که شما قادر باشید از سلامتی جسمی و روحی خود بهتر مراقبت کنید کمک بهتری هم برای شخصی که به شما نیازمند هست هم خواهید بود. و مشاور به شما کمک خواهد کرد تا با توجه به علایق و استعدادها و توانایی های شما و فرد نیازمند و چگونگی رابطه ی شما با یکدیگر زندگی بهتر و کامل تر و بهتری را تجربه کنید.

Like 🙂
2

راه‌هایي که می‌توانیم به محیط زیست و بودجه‌مان کمک کنیم.

1.       در صورت امکان از دوچرخه, وسایل همگانی, ماشین اشتراکی استفاده کنید و اگر نه, آهسته تر برانید و باد لاستیک تان را تنظیم نگه دارید.

2.       از وسایل بسته بندی یک بار مصرف استفاده نکنید.

3.       در مصرف آب

  • نگذارید آب شیر باز بماند
  • باغچه را در میان روز آب ندهید
  • در سیفون های قدیمی یک آجر بگذارید
  • از دوش کم ضرب استفاده کنید
  • از ماشین ظرفشویی و لباس شویی وقتی پر است استفاده کنید
  • گیاه های مقاوم تر در برابر بی آبی بکارید

4.       سیگار نکشید. این هم به نفع شما هم خانواده شماست.

5.       از سموم شیمیایی استفاده نکنید.

6.       گربه تان را در خانه نگه دارید. گربه های خانگی در سال یک میلیارد پرنده را می کشند. که باعث بهم زدن تعادل صید و صیادی طبیعی آنها می شود.

7.       گوشت کمتر بخورید. اصولا کمتر بخورید و از محصولات محلی و طبیعی استفاده کنید.

8.       در زمستان اطاق تان را سردتر و در تابستان گرم تر تنظیم کنید. بدن تان به زودی با محیط مطابقت خواهد کرد. نگران نباشید این کاری است که گونه ما برای صدها هزار سال می کرده است.

9.       هرگز باطری ها, ضد یخ, رنگ ها, روغن موتور, و مواد شیمیایی دیگر را در زباله نریزید. آن ها را به محل های مخصوص دفع شان تحویل دهید. بهتر است كه اضافه بر مصرفتان نخريد.

10.   وقتی کارتان را عوض می کنید یا تغییر محل زندگی می دهید, به فکر نزدیک تر کردن مسافت باشید.

11.   هنگام خریدن  ماشین یا لوازم آشپزخانه بازدهی آنها را مد نظر داشته باشید. بهتر است اگر کمتر بخرید.

12.   بطور محلی و جهانی در کارهای محیط زیست  مانند کاهش آلودگی, تمییز کردن فضاهای عمومی مبارزه با تخریب حیاط وحش همکاری کنید.

13.   با کودکتان بیرون بروید و با او درخت بکارید. و به او بگویید به درخت عشق بورزد و این که درخت مهم ترین نیاز برای آینده با ثبات است.

14.   با دست ظرف بشویید.

15.   از سفید کننده های شیمیایی استفاده نکنید. و اگر کردید حداقل آن را استنشاق نکنید. به عنوان روش جایگزین می توانید از سرکه و جوش شیرین و آبلیمو استفاده کنید.

Like 🙂
2

رازهای موفقیت در برقراری ارتباط کلامی


حرف زدن شاید مهم ترین ابزار در جذاب کردن زندگی است . بدون این مهارت ، انسان ها هم  برای انتقال تفکرات خود ، امکانات کمی در اختیار دارند و هم برای فهم احساس و افکار دیگران با مشکلات عمده ای مواجه می شوند.. تصور کنید اگر انسان ها نتواند حرف بزنند چه می شود ؟

برقرار کردن ارتباط کلامی: منبع خوشبختی و بدبختی

صحبت کردن بیشترین ارتباط روزانه بین انسان ها را می سازد و اجازه می دهد بین آنها روابط عمیقی ایجاد شود. حرف زدن درباره مسائل و مشکلاتی که داریم، در یک رابطه مطلوب ما را خوشحال می کند و اضطرابمان را کاهش می دهد. کلام به ما اجازه می دهد که بتوانیم برای دیگران خوشبختی، غم و یا وحشت خلق کنیم .

تشریح کردن صریح احساسات

واکنش افراد در برابر شما، به شیوه ی بیان مطالب از جانب شما بستگی دارد. ما گاهی در ارتباط کلامی خود موضعی اتهامی می گیریم که این موضع از نوعی قدرت طلبی نشات گرفته است، مثلا در مورد سیگار به فرد مقابل می گوییم “تو باید سیگار را ترک کنی، سیگار بوی نامطبوعی دارد”، با این کلام ، ما یک اتهام را متوجه فرد کرده ایم؛ اما وقتی به او می گوییم: ” خیلی از دود سیگار تو ناراحتم “، احساس خود را مستقیما بیان کرده ایم، با این روش طرف مقابل می تواند به احساس مشخص شما واکنش نشان دهد. ما اغلب شیوه های اتهامی را در مورد مخاطبان خود به کار می گیریم، زیرا گمان می‌کنیم برای این که نظرمان پذیرفته شود، باید احساساتمان را توجیه کنیم . در این صورت با بیان احساسات شخصی به عنوان واقعیتی انکار ناشدنی، فکر می کنیم احساسات‌مان منطقی‌تر متجلی و پذیرفته می‌شود.

متاسفانه، اکثر مواقع، از این کار نتیجه‌ی عکس حاصل می‌شود . توصیف‌های غیر‌مستقیم و متهم کننده، مانع از این می‌شوند که دیگری احساسات منفی ما را بپذیرد. شیوه‌ی سازنده و مستقیم بیان احساسات منفی ما، مانند احساسات مثبت‌مان می‌تواند به شکل این فرمول های ساده خلاصه شود که بگوییم :” وقتی تو این کار را در این موقعیت مشخص انجام می دهی، این حس خاص در من ایجاد می شود”.

برگرفته از کتاب :اثبات شخصیت خود در برقراری ارتباط با دیگران نوشته پروفسور ژان ماری بواس ورت و مادلن بودری، مترجم :محمد راد. انتشارات نسل نواندیش، سال 1383

Like 🙂
9