تعارف و آبرو

در مورد تعارف هر چه بگوییم کم است و بدون تعارف, باید خیلی‌ بیشتر از این به بحث و گفتگو در مورد آن بپردازیم.  تعارف گویی جزو آداب معاشرت ما ایرانیان شده یا به یک شکل ابزار ایجاد رابطه ,هر چند اغلب به صورت مشکل زا, تبدیل شده.
تعارف می تواند تا حد زیادی دست و پا گیر هم بشود، ولی‌ گاهی هم ما با تعارف مایل هستیم که مهمان نوازی و اشتیاق خود را به تماس با دیگری به نمایش بگذاریم.  تعارف گاهی باعث از هم پاشیدن روابط می شود ولی‌ سئوال این جاست که این چگونه رابطه‌ای است که در پرده و پوشش تعارف شکل می‌گیرد و یا تداوم می‌پذیرد.

ریشۀ تعارف در پدیده مشکل آفرین دیگری در روابط اجتماعی ما ارتباط دارد به نام “آبرو” نهفته است. وقتی ما تعارف می‌کنیم ‌ که می ترسیم که اگر این کار را نکنیم آبروی ما می رود. حالا آبرو یعنی‌ چه؟  به معنی‌ کامل کلمه، آبرو یعنی‌ آبی که به روی صورت می پاشیم که ما را سالم تر و یا تمیز تر نشان دهد. چرا این کار را می‌کنیم؟ خوب: پوشاندن آثار غم، مشکل، و یا شرایط دشوار زندگی‌.  پس تعارف می‌کنیم که باری که نام احساس گناه دارد را از دوش خود برداریم. چرا که احساس می‌کنیم به دیگران بدهکاریم و یا اگر این کار را انجام ندهیم، دیگران ما را کم، بد، خسیس، و یا هر چیز دیگری فکر کنند ویا بنامند.
آبرو یعنی‌ آن ماسکی که به صورت بزنیم که دیگران ما را آن جوری که می خواهند ببینند.  آبرو داری یعنی‌ که  تظاهر به بودن چیزی که آن ما نیستیم.  آبرو از غرور می آید، از نداشتن تماس با واقعیات ویا از احساس ترس.  آبرو داری یعنی‌ که از جلد خود بیرون رفتن به قیمت زحمات فدا کردن وقت، انرژی، و امکانات خود. آبرو به معنی‌ واقعی‌ از پوشاندن چهره خود می آید، از شرم نشان دادن چهره واقعی‌ خود و از ترس مورد قضاوت قرار گرفتن.
تعارف یعنی‌ دعوت و پیشنهاد به همراهی. حالا شاید لازم باشد که دفعه دیگری که می‌خواهیم به کسی‌ تعارف کنیم فکر کنیم که آیا پیشنهاد رفت و آمد می دهیم و یا از ترس آبرو کاری می‌کنیم که مایل به آن نیستیم.

Like 🙂
3

بی تعارف

از آنجا که ما ایرانیان به دلیل ضعف قدرت نمی توانیم  ارتباط سالم و مشخصی با دیگران داشته با شیم به تعارف پناه می بر یم وتعارف گاهی  زندگی‌ما را از خط  خود خارج می‌کند.

چند سال پیش با خانمی درباره تعارف صحبت می‌کردم. می گفت به دوستی‌ که سالها بود ایشان را ندیده بودم تعارف آمدن به کانادا کردم. این دوست ازسفارت کانادا در ایران درخواست ویزا کرد و موفق به گرفتن آن شد. پس از آمدن به کانادا, توقعات دوستی‌ که به خیال خود به مهمانی چند ماهه آماده بود و نداشتن حد و مرز مشخص بین این افراد، معرکه‌ای درست کرده بود که حتی روابط این خانم با همسر و فرزندان دچارمشکل کرد. شاید وقت آن رسیده که آداب معاشرت خود و آداب روابط اجتماعی خود را بازبینی کنیم. ولی‌ چه باید کرد؟ چگونه می شود این کار را انجام داد؟

در مقام پیشنهاد کننده نکات زیر را در نظر بگیریم:

  • یاد بگیریم که حرف خود را صریح و شفاف بزنیم که جایی برای تعارف و مسائل پس از آن نگذاریم.
  • فکر کنیم که اینکه آنچه می گوییم چگونه شنیده می شود.
  • می توانیم یک مکالمه را با گفتن به امید دیدار تمام کنیم بدون اینکه وارد مکالمات تعارف آمیز شویم.
  • وقتی‌ کسی‌ را دعوت کنیم که به راستی‌ وقت برای این مصاحبت داریم.
  • در صورتی‌ این کار را انجام دهیم که امکانات خود را به خطر نمی‌‌اندازیم.
  • راحت باشیم و جملاتی را بگوییم که واقعا معنی‌ دارند و نیاز مکالمه ما در زمان و مکان مشخص است.
  • فقط وقتی پیشنهاد لطفی را بکنیم که از صمیم دل علاقه به آن کار را  داشته باشیم.
  • و اگر می خواهید لطف بزرگی بکنید, برای پیشنهاد زمان کافی به خود بدهید.

در مقام دریافت کننده لطف

  • مطمئن شوید پیشنهاد از بی رو دربایستی است.
  • پس از یک بار انتظار دائمی شدن آن را نداشته باشیم. (درصورت ناخورده شدن دشمن صد ساله نشویم)
  • گاهی خود را به جای پیشنهاد دهنده قرار دهیم.
  • کاری کنیم که از لطف به ما لذت ببرند نه محنت.
  • ارزش لطف را بدانیم و نگوییم از روی زیادی وقت, پول و یا حوصله این کار را کرد و کار مهمی نبود.

البته که هزاران نکات ریز است که در این مورد می شود بیان کرد. ولی‌ از حوصله این مقاله کوتاه بدون تعارف بدور است. اگر شما نیز نکاتی برای اضافه کردن دارید برای استفاده همگان بفرستید.

Like 🙂
2