والدین و سوءرفتارهای کودکان 4

والدین و سوءرفتارهای کودکان

سه پیمان موفق

سه پیمان موفقیت آمیز وجود دارد که هر پدر و مادری برای اینکه در تربیت فرزندان بیشتر موفق شوند،  به آنها نیاز دارند:

1-   داشتن شجاعت برای تغییر و پذیرش ایده های نو. اگر آنچه که شما انجام می دهید اثربخش باشد ، آن را ادامه دهید وگرنه شجاعت داشته باشید که کار دیگری بکنید.

2-   داشتن صبر.اگر فرزند شما  دوازده ساله است، او دوازده سال  زمان داشته که الگوهای رفتاری خودش را بسازد و بهبود بخشد. به فرزندتان برای تغییر کردن زمان بدهید .این همان موردی است که بسیاری از والدین در آن اشتباه می کنند. دنیای کنونی والدین را کم طاقت کرده است ، ما همه کارهای خود را با سرعت انجام می دهیم ، از پخت غذا در مایکروفر گرفته تا عکاسی یک ساعته ، خشکشویی یک ساعته ؛ در واقع فناوری کم طاقتی را به ما آموخته است .

3-   تمرین کردن.هر پدر و مادری(حتی من) باید تمرین کند. فرزندان من ذره ای به این نکته که من روانشناس هستم توجه نمی کنند . وقتی در منزل هستم، یک پدر هستم . مثل شما. من هم باید تمرین کنم . اگر شما بخواهید فقط درباره ایده های جدید مطالعه کنید، ولی آنها را در عمل نشان ندهید ، این کتاب را به شخص دیگری بدهید و یک عصای سحرآمیز بخرید.

لینک نوشته های پیشین

ترجمه از کتاب How to behave  ، نوشته Sal Severe

Like 🙂
1

والدین و سوء رفتارهای کودکان 3

 

چگونه رفتارهای تربیتی را یاد می گیریم ؟

ما بسیاری از رفتارهای تربیتی را از والدین خود می آموزیم . بارها اتفاق افتاده است که ما چیزی را به فرزندان خود می گوییم و همان جملات و کلمات را از آنها می شنویم “مانند :مراقب باش وگرنه گردنت را می شکنم ” و یا “ساکت باش و بخور” . فرزندان خود را طوری تربیت می کنیم که خودمان پرورش یافته ایم . بیشتر عقایدی که از والدین خود آموخته ایم، مفید هستند ،اما برخی از آنها نه . ما از این رفتارها برخی را انتخاب کرده ایم . رفتارهایی را که دوست داریم تکرار می کنیم و رفتارهایی که دوست نداریم را کنار می گذاریم. همچنین با مشاهده رفتارهای دیگر والدین یا صحبت با دوستان ، بعضی از رفتارها را می آموزیم. از تجربیات آنها می آموزیم و متقابلا آنها نیز رفتارهای ما را یاد می گیرند.

همچنین برخی از رفتارها هستند که ما از طریق آزمون و خطا یاد می گیریم . بسیاری از رفتارهایی که ما با فرزندان خود داریم بر پایه بهترین حدس در یک لحظه است که برخی از آنها اثربخش هستند و برخی دیگر هم اشتباه . این رفتار برای همه ما اتفاق می افتد.

همیشه فرزند اول آزمون است. ما آزمون و خطا را در تربیت فرزند اول خود از همان لحظه خروج از بیمارستان و ورود به منزل انجام می دهیم. وقتی بچه گریه می کند چه معنایی دارد ؟ گرسنگی؟ تنهایی؟ گرما ؟ سرما ؟ و یا کثیفی؟ آزمون و خطا در تربیت کودکان هم دیده می شود. اگر فرزندمان را زود به رختخواب بفرستیم و این کار برای یک بار اثر کند، ممکن است آن را تکرار کنیم .

علاقه همیشه روشن کننده روش نیست .

بسیاری از والدین اعتقاد دارند که اگر آنها فرزندان خود را بیش از حد دوست داشته باشند و به آنها محبت کنند، بالاخره سوءرفتارهایشاناز بین می رود. عشق و علاقه امری حیاتی است . عشق شاید یک مشخصه اصلی باشد، اما والدین به دانش نیز نیاز دارند . تصور کنید شما نیاز به عمل جراحی دارید، اما پیش از عمل پزشک شما در گوش شما این سخنان را زمزمه می کند :” من دوست دارم که شما بدانید من جراح نیستم ،من اصلا پزشک نیستم. لطفا نگران نباشید. والدین من هر دو پزشک هستند ،من دوستان زیادی دارم که آنها هم پزشک هستند. من سوالات زیادی درباره جراحی از آنها پرسیده ام ، پس فقط آرام باش، من همه بیمارانم را دوست دارم” . آیا شما حاضرید که چنین شخصی شما را عمل کند؟

والدین به آموزش نیاز دارند ، همچنان که متخصصان چنین نیازی دارند . فرزندان هم به آموزش والدین خود به اندازه عشق و علاقه آنها نیازمندند. آموزش، همه عقاید خوبی که را قبلا داشتید را در کنار هم قرار می دهد، ساختار و جهت تعیین می کند و اعتماد به نفس شما را افزایش می دهد. اعتماد به نفس بیشتر به معنای خودکنترلی بیشتر، عصبانیت کمتر، جرم کمتر و ناامیدی کمتر است. اعتماد به نفس بیشتر به معنای احترام بیشتر به فرزندان است. بدون اعتماد به نفس ، بسیاری از والدین در تنبیه کودکان خود و تصحیح رفتار آنها دچار ترس و تردید می شوند. برخی از والدین از این می ترسند که با تنبیه کودکان ، دیگر مورد علاقه آنها نباشند و یا از این می ترسند که فرزندانشان از نظر روحی ضربه ببینند، بنابراین به فرزندان خود اجازه می دهند که به سوء رفتار خود ادامه دهند.

……………………..ادامه دارد

Like 🙂
3

والدین و سوء رفتارهای کودکان 2

 

قسمت دوم

روشی که والدین در مقابل سوءرفتارهای فرزندان انجام می دهند ، بر سوءرفتارهای آینده آنها اثر می گذارد. بخش مشخصی از سوءرفتارها معمولی است. ظاهرا کودکان حدود پنج درصد از دوران کودکی خود را دچار سوءرفتار می شوند . شناخت نحوه برخورد با این 5درصد سوءرفتار، امری حیاتی است . رفتار درست در مقابل این پنج درصد سوءرفتار کودکان می تواند این میزان از سوءرفتارها را به  دو درصد کاهش دهد؛ در حالی که واکنش نادرست این میزان را به ده درصد افزایش می دهد .   شناخت نحوه واکنش در مقابل رفتارهای نادرست کودکان امری ضروری است، اما شناخت اینکه چگونه از مشکلات انضباطی پیشگیری کنیم مهم تر است . والدین موفق به پیشگیری و برنامه ریزی اعتقاد دارند .

چه عملکردی نیاز داریم ؟

برای اینکه والدین موفقی باشیم به چه شاخص‌هایی نیاز داریم ؟ والدین موفق و فرزندانشان در نظم و تربیت شریک یکدیگر هستند. والدین می دانند که تربیت فرایندی آموزشی است و نه فقط یک تنبیه .  آنان این حقیقت را درک می کنند که رفتار و احساسات آنها بر رفتار فرزندانشان تاثیر می گذارد. پدران  و مادران موفق بر انرژی خود را  بر جنبه‌های مثبت رفتار فرزندان متمرکز می‌کنند . آنان روی همکاری دوطرفه در امر تربیت تاکید دارند، نه کنترل . این والدین به فرزندان خود آموزش می دهند که برای  خود فکر کنند و خود کنترلی را به آنها می آموزند. والدین موفق از کودکان خود یاد می گیرند؛ مشکلات را پیش بینی می‌کنند و برای حل آن برنامه ریزی می کنند. آنها استراتژی پویا برای مدیریت خشونت، بحث و نافرمانی فرزندان خود دارند . همچنین برنامه هایی برای آموزش ارزش همکاری در انجام فعالیت‌های خانه، اجازه گرفتن و انجام تکالیف مدرسه دارند. آنها اجازه نمی دهند که سوءرفتارها باعث از بین رفتن علاقه خود نسبت به فرزندانشان شود. والدین موفق سخت گیر اما مثبت هستند .آنها جدی هستند، اما حس فرزند دوستی را از دست نمی دهند . آنها می دانند که چگونه از فرزندان خود قدردانی کنند، حتی زمانی که رفتار نادرستی از آنها سربزند. مهمترین مشخصه برای والدین موفق این است که آنها تغییر پذیر هستند .

Like 🙂
1

والدین و سوء رفتارهای کودکان I

والدین موفق چگونه رفتار می کنند ؟

بیشتر کودکان شرایط چالش آوری را به وجود می آوردند که ممکن است این شرایط مضحک و البته ناامید کننده به نظر برسد . کودکان ما معیار موفقیت و ارزش ما هستند . ما خود را با موفقیت کودکانمان قضاوت می کنیم . ما خود را با دیگر والدین و کودکان خود را با کودکان آنها مقایسه می کنیم . همه ما خواهان فرزندان موفق ، شاد و متعادل هستیم . ما می خواهیم فرزندانمان احساس خوبی درباره خود داشته باشند، نسبت به یکدیگر عشق بورزند و به هم احترام بگذارند . البته در عین حال مستقل رفتار کنند( نه اینکه تا سن سی سالگی همراه با ما زندگی کنند). همه والدین اهداف یکسانی در این زمینه دارند.

ما چه عملکردی داریم ؟

بیشتر والدین با مشکلات رفتاری مشابهی  از طرف کودکان خود مواجه هستند . همه والدین از اینکه یک مطلب را سه بار برای فرزند خود تکرار کنند، ناراحت می شوند. آنها مدت طولانی را به بحث در این باره می گذرانند. والدین از غر زدن و دعوا کردن بیزارند و از فریاد زدن و تهدید کردن خسته شده اند . به نظر می رسد که والدین همه اینها را برای تنبیه انجام می دهند . همه ما از اینکه عصبانی می شویم  احساس گناه می کنیم ، اما ظاهرا  این روش را تنها راه نتیجه گرفتن می دانیم. بنابراین خودمان را سرزنش می کنیم و از اینکه نمی دانیم چگونه با فرزندان خود برخورد کنیم ، احساس بیهودگی می کنیم . مواقعی پیش می آید که ما از کودکانمان بیزار می شویم و این به دلیل رفتارهای دور از ادب آنهاست که ما را خجالت زده می کند .

تربیت درست فرزندان آسان نیست. بسیاری از والدین در تربیت کودکان خود دچار اشتباه می شوند ، نه به این دلیل که فرزندان خود را دوست ندارند یا برای آنها چیزی کمتر از خودشان می خواهند ، بلکه به این دلیل که رفتارشان هماهنگ نیست. والدین هشدار می دهند ، اما به درستی آن را ادامه نمی دهند. آنها چیزی را می گویند که خودشان معنایش را به درستی نمی دانند . والدین صبور نیستند و تنبیه خود را در زمان عصبانیت انجام می دهند . والدین ناموفق در زمینه تربیت بیشتر اثری منفی دارند تا مثبت . آنها زیاد انتقاد می کنند . والدینی که مشکلات اصولی در تربیت فرزند خود دارند ،برنامه ریزی مشخصی در این زمینه ندارند. آنها نمی توانند تشخیص دهند که ممکن است خودشان هم بخشی از این مشکلات باشند . والدین بخشی از مشکلات هستند ،چون واکنش های آنها در تربیت کودکان درست نیست. والدین معمولا دو راه را انتخاب می کنند .گاهی والدین به صورت انفعالی رفتار می کنند ، آنها درست رفتار نمی کنند ، چون دوست ندارند که با مشکل مواجه شوند . در مقابل گاهی واکنش رفتاری نامناسبی در زمان عصبانیت از خود نشان می دهند . مسلم است که چنین رفتاری نیز سوءرفتار کودکان را بدتر می کند .

ادامه دارد

ترجمه از کتاب How to behave ، نوشته Sal Severe

Like 🙂
1