نوبت گیری در گفتگو

☼ در هر گفتگویی نوعی تعامل اجتماعی صورت می گیرد، مانند گفتگوی پزشک با بیمار، و  صحبت کردن  در جلسۀ اداری. البته نحوۀ صحبت کردن،  بر اساس بافتهای متفاوت یکسان نیست. ساختار این گفتگوها بر اساس  الگوی ” من می گویم” ، “تو می گویی” است . این ساختار نیز برخاسته از نوعی تعامل بنیادی است که از آغاز زندگی می آموزیم و اغلب آن را به کار می گیریم .ساختار مذکور گفتگو نام دارد. در عرصۀ مکالمات حق صحبت کردن وجود دارد و عمل نوبت گیری انجام می شود. هر گاه اختیار صحبت کردن از پیش تعیین نشده باشد؛ شخص می تواند تلاش کند تا آن را در اختیار گیرد، این تلاش را نوبت گیری می گویند.

نوبت گیری کنش اجتماعی به شمار می رود و بر اساس نظام مدیریت مکالمه صورت می گیرد. نظام مدیریت مکالمه در اصل مجموعه عرفهایی است که برای کسب نوبت ، حفظ یا واگذار کردن آن به دیگران به کار گرفته می شود. افراد حاضر در گفتگو کسانی هستند که عرصۀ مکالمه را از طریق نوبت گیری حفظ می کنند. با یکدیگر همکاری دارند، به راحتی تغییر نوبت انجام می دهند و به طور مساوی در این عرصه شریک اند. در اکثر مواقع گفتگو شامل مشارکت دو نفر یا بیشتر است که با نوبت گیری، در هر زمان،  تنها یکی از آنها صحبت می کند.

نکته: سکوت طولانی بین نوبتها و همپوشی ( دو گوینده سعی دارند در یک زمان صحبت کنند)  در گفتگوها مقبول نیست.

همپوشی: نخستین همپوشی زمانی رخ می دهد که هر دو گوینده شروع به صحبت کنند. بر اساس نظام مدیریت مکالمه ، بهتر است یکی از گویندگان توقف کند و اجازه دهد تا دیگری عرصۀ مکالمه را به دست گیرد. البته گاه همپوشی در مکالمه نشان دهندۀ نزدیکی و همبستگی آراء و ارزشهای دو طرف است.

سکوت طولانی: در گفتگوهای طولانی سخنگویان توقع دارند که مخاطبانشان نشان دهند که به حرفهای آنها گوش می دهند. برای این کار راههای متفاوتی وجود دارد. ارتباط کلامی و به کار بردن جملاتی در پاسخ به سخنان گوینده،  لبخند زدن،  تکان دادن سر ، حرکات چهره، استفاده از اصوات و واژه های مختلف مانند “عجب”، “آره”، ” اِ. ..” . این گونه پاسخها نشان می دهند که شنونده بحث را دنبال می کند و اعتراضی به گفته های گوینده ندارد. به کار گیری جملات و اصوات در گفتگوی تلفنی لازمتر تر است ، تا گوینده مطمئن شود که مخاطب هنوز به سخنان او گوش می دهد.

منبع:

جرج یول(1945)، کاربرد شناسی زبان ،  ترجمۀ محمود عموراده مهدیجردی و منوچهر توانگر(1389)، تهران ، انتشارات سمت.

Like 🙂
6

اصول چهارگانۀ گفتگو I

هر نوع ارتباط زباني مبتني بر همكاري است. گوينده و شنونده، نويسنده و خواننده در همكاري مدام با يكديگرند و در گفتگو مشاركت مي كنند. اگر اين همكاري نباشد، ارتباط صورت نخواهد گرفت. هر چه مشاركت در افكار بيشتر باشد، مكالمه قابل درك تر خواهد شد.

زبان شناسي به نام ” پل گرايس”    رعايت  چهار اصل را در گفتگوي سالم و كامل ضروري دانسته  است  كه  اگر رعايت نشود، با مجموعه اي بي سامان از كلمات و جملات رو به رو هستيم.

1) اصل كميت: همان قدر بگوييم كه لازم است. پرگويي و كم گويي نكنيم ؛ مطلب بايد اطلاع رسان باشد.

مثلاٌ كسي در خيابان از ما پرسيد:” ساعت چند است؟”  و ما در پاسخ بگوييم : ” هفت و پنجاه دقيقه و هشت ثانيه”  ؛  اصل كميت را رعايت نكرده ايم ، هر چند حرفي كاملاٌ دقيق زده ايم.

2) اصل كيفيت: صحبتهاي ما بايد صحيح و راست باشد ، يا دست كم خودمان راست بودن آن را باور داشته باشيم..

براي مثال اگر بنويسيم: ” برخي كتاب فروشان تهران كتابهاي خود را از مريخ وارد مي كنند. ” اصل كيفيت را نقض كرده ايم.

3) اصل ربط : حرفي كه مي زنيم بايد مربوط به موضوع  و ضروري باشد.

اگر در پاسخ  “هوا چطور است؟” بشنويم ” من مدتي است كه دكتر نرفته ام.” حرف بي ربطي شنيده ايم.

4) اصل شيوۀ بيان : گفتار يا نوشتار بايد منظم باشد. براي رعايت كردن اين اصل، در نظر گرفتن چند نكته مفيد است:

الف) كلام مبهم و پيچيده نباشد.

ب) از ايهام و دو پهلو سخن گفتن بپرهيزيم.

ج) مختصر و مفيد سخن بگوييم و از طولاني سخن گفتن خودداري كنيم.

د) پيوستگي و نظم را رعايت كنيم و وقايع  را پس و پيش نكنيم.

براي مثال، جملۀ ” مقاله را در آن نوشتم  و دفتري خريدم، به مغازه رفتم.” مفهوم نيست؛ زيرا شيوۀ درستي براي بيان ندارد . صورت درست آن جملۀ ” به مغازه رفتم، دفتري خريدم و مقاله را در آن نوشتم.” است.

*  لازم به ذكر است كه در گفتگو ها و نوشته هايي اين چهار اصل به طور كامل رعايت نمي شود، اما هيچ مشكلي در درك آنها نيست. علت اين است كه شنونده يا خواننده خودش خلأهاي درون مطلب را با تصورات و پيش زمينه هاي ذهني  پر  مي كند.  هر انسان  طبيعي كه  بر زبان مسلط است، اين توانايي را دارد. اگر اين توانايي نبود هيچ گفته يا نوشته اي درك نمي شد.

منابع

– صلحجو، علي(1385)، گفتمان و ترجمه، تهران، نشر مركز.

– يول، جرج (1947)، كاربرد شناسي زبان، ترجمۀ محمود عمو زاده مهديرجي و منوچهر توانگر(1389)، تهران، انتشارات سمت.

Like 🙂
6