سنت, تجدد و پسا تجدد گرایی آخرین قسمت

درمباحث گذشته، به هشت مولفه مدرنیته پرداختیم و در این قسمت به دو مولفه باقی مانده خواهیم پرداخت:

خصلت دیگر استدلال گرایی تام و تمام انسان متجدد است. اگر من گفتم “الف”، “ب” است، چون فلانی گفته من انسان متجددی نیستم. استدلال گرایی در واقع به این معنا یعنی تعبد گریزی کامل. اگر من هیچ  انسانی را فوق سوال تلقی نکنم در این صورت به  معنای مورد نظر، من استدلال گرا هستم یعنی می توانم برای هر اعتقادی که دارم و هر حرفی که می زنم بتوانم استدلال منطقی داشته باشم.

حال استدلال گرا بودن (خوب یا بد آن را کاری نداریم) یعنی تعبد ستیزی. اینکه من هیچ سخنی را بی چون و چرا قبول نمی کنم. هرکه می خواهد باشد تا برای سخنش دلیل نیاورد و تا دلیلش مرا قانع نکند من سخن و مدعای او را نمی پذیرم.

آخرین مشخصه انسان متجدد  خصیصه سیاسی انسان جدید است. انسان متجدد از لحاظ سیاسی قائل به دموکراسی و در واقع لیبرال -دموکرات است. اینگونه نیست که هر نظام دموکراتیکی، لیبرال باشد و هر نظام لیبرالی، دموکراتیک باشد. دموکرات بودن، نحوه به قدرت رسیدن افراد است، اما لیبرالیسم  نحوه استفاده قدرتمندان از قدرتی که به آنها داده شده است. نظام دموکراتیک – لیبرال خصیصه سیاسی انسان متجدد است.

در اینجا معرفی انسان متجدد، به پایان رسید اما ذکر چند نکته ضروری به نظر می رسد:

1 – ممکن است بعضی از این خصایص در افرادی وجود داشته است، حتی سقراط هم می توانست بعضی از این خصایص را داشته باشد. اما آن چیزی که انسان متجدد را متجدد و متمایز از انسان های قبل کرده است، جمع این ویژگی ها است. این ویژگی ها به صورت پراکنده وجود داشته است.

2 – انسان متجدد با خصوصیاتی که برشمردیم، یک تیپی ایده آل (مفهومی آرمانی برای تجدد) است. یعنی شاید ما نتوانیم انسانی را پیدا کنیم که به تمام این خصایص معتقد باشد و به همه شان التزام داشته باشد. انسان ها به مرور متجدد تر شده اند. حتی بار متجدد شدن یک انسان می تواند در نوسان باشد. مثلا ممکن است کسی از نظر استدلالی بودن متجدد باشد، اما از نظر سیاسی متجدد نباشد. پس وقتی می گوییم انسان متجدد منظورمان همه غربیانی است که در همه جوامع غربی به چنین حالتی رسیده اند که ما تصویر کرده ایم. سمت و سو این سمت و سو است. وقتی می گوییم جامعه ما سنتی است به لحاظ اکثریت افرادش این حکم می شود.

3 – مدرنیزاسیون یا متجدد سازی، یعنی تلاش آگاهانه  برای اینکه افراد یا جوامعی را که مولفه های مذکور را ندارند تغییر دهیم. هروقت من فعالیت خود خواسته ای انجام دهم برای اینکه فردی یا جامعه ای را که هنوز دارای این ده مولفه نیست، دارای این ده مولفه کنم، آن وقت این را می گوییم روند یا فرایند مدرنیزاسیون یا متجدد سازی.

خلاصه شده از سخنرای های سنت, تجدد و پسا تجدد گرایی مصطفی ملکیان در دانشگاه شریف

قسمت های قبل:

http://www.adabkadeh.com/?p=651

http://www.adabkadeh.com/?p=636

http://www.adabkadeh.com/?p=617

http://www.adabkadeh.com/?p=597

http://www.adabkadeh.com/?p=571

Like 🙂
1

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Website Protected by Spam Master